ددرس‌گفتارها

[سرفه] بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

یکی از موارد دیگه‌ای که بنا به فتوای رهبر عزیزمون جایز هست ما عدول کنیم از نیت در نماز، [زنگ تلفن] در نمازهای پشت سر هم مثل نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا در صورتی که شخص مکلف اه نماز رو در صورتی که یادش رفته باشه مثلاً نماز مغرب رو نخونده نیت عشا کنه یا یادش رفته نماز ظهر رو نخونده، حالا به هر دلیلی اصلاً یادش رفته اشتباهاً نماز عصر رو هنوز ظهر رو نخونده عصر رو اقامه میکنه.

هنوز مغرب رو نخونده عشا رو اقامه میکنه.

وسط نماز یادش میفته که عجب!

اشتباه کرده.

هنوز نماز اول رو نخونده نیت نماز دوم کرده.

در صورتی که از محل عدول نگذشته باشه.

مثلاً نماز عشا خب داره میخونه، نماز قبلش سه رکعته این نماز چهار رکعته.

اگر قبل از اینکه بره به رکوع رکعت چهارم یادش بیاد میتونه نیت رو برگردونه؛ چون نماز قبلی سه رکعت دیگه.

اگه بره به رکوع رکعت چهارم دیگه نمیتونه نیت رو برگردونه.

حالا این خودش یه حکمی داره که اگر بره به رکوع که بعداً میگیم.

اما در این حالت اگر قبل از اینکه به محل از محل عدول بگذره، مثالی که الان زدم یادش بیفته که نماز قبلیشو نخونده، اینجا واجبه که سریع نیتو برگردونه.

برگردونه اگر تو نماز مغرب نماز عشا است برگردونه به نیت مغرب اگر تو نماز عصره برگردونه به نماز ظهر و ادامه بده.

اما موضوع ما بحث قلب بود و نکته‌ای رو جلسه پیش پیرامون قلب مطمئن گفتیم.

آیاتی رو که ما با همدیگه مرور کردیم من فقط سریع دوباره شماره‌هاشون رو بگم که اگر کسی مج-- جدید به بحث پیوست آیات رو داشته باشه.

بقره دویست و شصت، آل عمران صد و بیست و شش، مائده صد و سیزده، انفال ده، رعد بیست و هشت، نحل صد و شش.

در این آیات موضوع قلب مطمئن بیان شده و مهم‌ترین نکته‌ای که از این آیات ما استخراج کردیم اهمیت و جایگاه ذکر بود.

گفتیم بر اساس آیه «الا بذكر الله تطمئن القلوب» مفسرین فرمودن فقط و فقط با ذکر خداست که دل به مقام اطمینان و آرامش میرسه، نه هیچ چیز دیگه.

بعضیا گمان می‌کنند مثلاً داشته‌های مادی و دنیوی و وضع مالی خوب و نمی‌دونم ماشین و خونه و شغل مناسب و اینا آرامش در زندگی میاره.

در صورتی که به قول آقای بهجت خیلی موقع‌ها این داشته‌ها بدتر اضطراب به زندگی انسان وارد میکنه.

مخصوصاً اگر بیش از نیاز و کفایت باشه.

در بیش از کفاف باشه.

اما اونچه که بنا به وعده قرآن آرامش به انسان میده یاد خداست، ذکر خداست و البته گفتیم ذکر، ذکر قلبی هست و لسانی.

خود ذکر اصلاً بحث قلبی و لسانیشم بذاریم کنار، اصلاً خود جایگاه ذکر یک جایگاه ویژه‌ایست.

تا جایی که خدای منان در آیه‌ی چهارده سوره طه خیلی زیبا نکته‌ای رو اینجا خدا بیان میکنه و به نظر حقیر یکی از اسرار الهی‌ست که می‌فرماید "إنني أن الله لا إله إلا أنا" من اون خدام.

خیلی زیبا خودشو اینجا معرفی کرده.

"فاعبدني" منو عبادت کنید "وأقم الصلاة" و نماز با این جایگاهش که عمود دین ما شناخته میشه میگه بخوانید و پایداری نماز رو برای چی؟

"لذكري" برای یاد من.

یعنی نماز با این جایگاه عظیمش به خاطر این باید خونده بشه که یاد خدا درش صورت میگیره.

این سر یاد خداست.

حالا گذشته از این بحث یاد خدا چه قلبی، چه لسانی، خود ذکر هم اهمیت فوق‌العاده‌ای داره.

مثلاً یه روایت دیدم در کتاب شریف منهج الصادقین صفحه سی و سه که خیلی جالبه که می‌فرماید که چرا اهل بیت فرمودن می‌دونید چرا اه فرعون تا آخرین لحظات زندگیش قصرش ویران نشد؟

چون موسی به خدا گله کرد.

گفت خدایا تو چرا این فرعون دیگه کارش به جایی رسیده صراحتاً قرآن می‌فرماید می‌گفت "أنا ربكم الأعلى" دیگه.

من اون پروردگار اعلی شماست.

استغفرالله.

آخه تو چرا اینو سر جاش نمی‌شونی؟

خدایا صدای موسی دیگه دراومد.

ببینید جایگاه ذکر اینجا تو این روایت قشنگ مشخص شده.

خدا فرمود موسی برو نگاه کن بالا سر قصرش سردر ورود-- قبل از اینکه این مدعی الهی بشه، مدعی پروردگاری بشه، مدعی "أنا ربكم الأعلى" بشه، قبلاً که به قول ما آدم سر به زیری بود این قصرشو که ساخت برو ببین بالا سردرش چی نوشته.

بالا سردرش نوشته بسم الله الرحمن الرحیم.

اصلاً جایگاه این بسم الله الرحمن الرحیم جایگاه خاصیه.

اون به قول ما دست بال ملائکه ما رو بسته که بخوان بزنن این قصر رو خراب کنن، مثلاً تخریب کنن.

نمی‌دونم مثلاً بلایی نازل بشه تا وقتی که اون بسم الله الرحمن الرحیم که ذکر اعظم است اونجاست دست و پامون، ملائکه بسته‌ست.

جالبه که وقتی هم که دیگه خدا اراده قصبی کرد که فرعون رو از رو زمین برداره و بلا نازل کنه، دستور داد به ملائکه تو همین روایت هست که برین اون ذکر رو محو کنید که بی‌حرمتی به اون ذکر نشه.

ببینید می‌خوام بگم خود جایگاه ذکر بعضی از بزرگان حتی تو-- روی روزنامه نمی‌نشستن.

حروف، برای حروف احترام قائل بودن.

من بررسی کردم دلیلشو دیدم از این جهت معنویه که میگن چون اسماء الهی از حروف تشکیل شده و همون حروف هم احترام دارن چون با اونا اسم تشکیل شده.

اسم الله.

و فعاله این عالم اسم الله.

با-- حالا با همون حروف یه چیزای دیگه‌ای نوشتن مثلا تو روزنامه مثلا.

همونا هم حرمت پیدا می‌کنن.

یه همچین نگاهی داشتن که حتی روزنامه هم مثلا زیر پاشون نمی‌ذاشتن.

در هر حال می‌خوام بگم خود ذکر جایگاه داره.

یه روایتی دیدم از امام سجاد علیه الصلاة والسلام.

نمی‌دونم اینایی که کرما که توفیق نداشتیم متاسفانه.

عزیزانی که از اینجا هم رفتن مکه حالا همه کربلا هستن بچه‌ها.

حالا یه روزی انشاالله همینطوری بشه همه بریم مکه با درک واصل شدن آقا علی صلوات.

چه قشنگ میشه اونجا بیفته دست شیعه‌ها.

من بچه‌هایی که رفتن میگن یه پرنده‌های خاصی تو خونه خدا لونه کردن فقط هم همون یه نوع هستن.

اسمشو من نمی‌دونم.

تو روایت چیزی دیدم خیلی جالب بود.

امام سجاد سلام الله علیه پرده‌برداری کرده.

چرا اون یه نوع پرنده خاص اونجاست؟

اینم بحث ذکره.

خیلی جالبه روایتش که حضرت فرمودن این پرنده، این نوع پرنده توی خونه‌ای زندگی می‌کرد که درختی وسط خونه‌ی بنده خدایی بود.

این پرنده تو اون خونه زندگی می‌کرد.

کمیاب هم بودن.

خیلی نوع کمی بودن.

بعد این صاحب خونه وقتی که این لونه-- توی اون ااا درخت لای درز شکاف این درخت بچه می‌ذاشت، این صاحب خونه میومد بچه‌هاشو می‌کشت یا تخم‌هاشو می‌برد.

این یه روز گله کرد به خدا، همین پرنده.

گفت، "ای خدا حق منو از این بندهت بسطان." این بعد خدا وحی کرد بهش.

قرآن هم میگه ما به مو-- ما به زنبور عسل وحی می‌کنیم.

وحی می‌کنه به حیوان.

ما-- خدا وحی کرد بهش که فردا که اومد، دفعه بعد که اومد تو تخم گذاشتی بچه ات به دنیا اومد، این میاد از درخت بره بالا میفته و می‌میره.

این اتفاق افتاد.

این اومد از درخت بره بالا، یه سائلی در زد.

این هم رفت در خونه به اون سائل کمک کرد بعد رفت بالای درخت.

صدقه باعث شد این نمیره.

دفع بلا ازش بشه.

دو مرتبه این گله کرد به خدا.

خدایا این دفعه هم که نشد گفت آخه بخشید به فقیر.

خدا وحی کرد بهش که به فقیر بخشید.

ما دفع بلا کردیم ولی به جاش من در نسل تو برکت قرار میدم.

تنها پرنده‌ای که خدا بهش اجازه داد بره تو خونه خدا، اونجا امنه دیگه هیچکس کاری به کارش نداره، لونه درست کنه، این پرنده بود.

لذا نسلش ماشاالله دیگه گسترده شده تا جایی که تنها پرنده‌ای که تو خونه خدا زندگی می‌کنه و اونجا پره همین پرندس.

چرا؟

با خدا گفتگو کرد.

دو کلام با خدا حرف زد.

روایت داریم هیچ پرنده‌ای و هیچ حیوانی صید نمیشه مگر اینکه اون روز از ذکر خدا غافل بوده.

وقتی ما میریم با بچه‌هامون یه وقت در مغازه مثلا ماهی زنده بعضی موقع‌ها می‌خریم از این مغازه‌ها زنده می‌فروشن.

میگم بچه‌ها این ماهی که الان دارن خرید-- داریم می‌خریم امروز از یاد خدا طبق حدیث غافل بوده و الا صید نمیشد.

بگیریدش.

همین دیدید این حتی بچه‌ها رو اینطوری آموزش میده.

پس یاد بردن خدا سبب میشه که انسان به بلا گرفتار بشه.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

الله- [چند نفر با هم] صلوات بر محمد و آل محمد