یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
عدول از نیت در نمازهای پیدرپی
بر پایهٔ فتوای رهبر معظم انقلاب، در نمازهای پشتسرهم — ظهر و عصر، یا مغرب و عشا — عدول از نیت در مواردی جایز، و گاه واجب است. اگر مکلف فراموش کند نماز مغرب را نخوانده و نیت عشا کند، یا ظهر را نخوانده و اشتباهاً عصر را آغاز کند، و در میانهٔ نماز متوجه شود که هنوز نماز اول را نخوانده، باید به شرط آنکه از محل عدول نگذشته باشد نیت را بازگرداند.
نماز عشا چهار رکعت است و نماز مغرب سه رکعت. اگر پیش از رفتن به رکوع رکعت چهارم یادش آید، میتواند نیت را به مغرب برگرداند؛ چون هنوز به محل عدول نرسیده است. اگر به رکوع رکعت چهارم برود، دیگر عدول ممکن نیست و حکم جداگانهای دارد که در جای خود بیان میشود. در فرضی که پیش از گذشتن از محل عدول متوجه شود، واجب است فوراً نیت را بازگرداند: در عشا به مغرب، و در عصر به ظهر، و نماز را ادامه دهد.
مرور آیات قلب مطمئن و جایگاه ذکر
موضوع اصلی جلسه قلب مطمئن است. آیاتی که پیشتر مرور شدهاند از این قرارند: بقره ۲۶۰، آلعمران ۱۲۶، مائده ۱۱۳، انفال ۱۰، رعد ۲۸، و نحل ۱۰۶. در این آیات موضوع قلب مطمئن مطرح شده و مهمترین نکتهٔ استخراجشده از آنها اهمیت و جایگاه ذکر است.
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، ۲۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آگاه باشید که دلها فقط با یاد خدا آرام میگیرد.
مفسران فرمودهاند که تنها با ذکر خدا دل به مقام اطمینان و آرامش میرسد؛ نه با هیچ چیز دیگر. برخی گمان میکنند داشتههای مادی — وضع مالی، خانه، خودرو، شغل مناسب — آرامش میآورد. حال آنکه به تعبیر آیتالله بهجت، این داشتهها، بهویژه اگر بیش از نیاز و کفاف باشد، اغلب اضطراب بیشتری وارد زندگی میکند. آنچه بنا به وعدهٔ قرآن آرامش میبخشد، یاد خداست؛ و این ذکر هم قلبی است و هم لسانی.
سرّ نماز؛ اقامه برای ذکر
جایگاه خود ذکر — صرفنظر از تفکیک قلبی و لسانی — جایگاهی ویژه است. خدای منان در آیهٔ چهارده سورهٔ طه نکتهای بیان میکند که از اسرار الهی است:
«إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي» (طه، ۱۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): من خودم خدا هستم؛ معبودی جز من نیست؛ پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار.
خدا خود را چنین معرفی میکند: من آن خدا هستم. سپس میفرماید مرا عبادت کنید و نماز را — با آنکه عمود دین شناخته میشود — برای چه برپا دارید؟ «لذکری»؛ برای یاد من. یعنی نماز با آن جایگاه عظیم باید خوانده شود تا یاد خدا در آن صورت گیرد. این سرّ یاد خداست. گذشته از ذکر قلبی و لسانی، خود ذکر اهمیت فوقالعادهای دارد.
بسمالله بر سردر قصر فرعون
در کتاب شریف منهج الصادقین، صفحهٔ سیوسه، روایتی آمده است. موسی علیهالسلام به خدا گله کرد: خدایا، فرعون کارش به جایی رسیده که صریحاً میگوید «أنا ربکم الأعلی»؛ چرا او را سر جایش نمینشانی؟ خدا فرمود: برو بالای سردر قصرش را ببین. پیش از آنکه مدعی ربوبیت شود، وقتی قصر را میساخت، بالای سردر نوشته بود: بسم الله الرحمن الرحیم.
«فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ» (نازعات، ۲۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس گفت: من پروردگار برتر شما هستم.
جایگاه این بسمالله چنان است که دست ملائکه را بسته بود؛ نمیتوانستند قصر را ویران کنند یا بلایی نازل شود تا وقتی که آن ذکر اعظم آنجا بود. وقتی خدا اراده کرد فرعون را از روی زمین بردارد، به ملائکه دستور داد نخست آن ذکر را محو کنند تا بیحرمتی به ذکر نشود. این روایت جایگاه خود ذکر را روشن میکند.
حرمت حروف و اسماء الهی
برخی بزرگان حتی روی روزنامه نمینشستند و برای حروف احترام قائل بودند. دلیل معنویاش این است که اسماء الهی از حروف تشکیل شدهاند؛ و چون با همان حروف اسم الله ساخته میشود، و فعّال این عالم اسم الله است، همان حروف — حتی آنجا که در روزنامه چیز دیگری نوشتهاند — حرمت مییابند. ازاینرو روزنامه را نیز زیر پا نمیگذاشتند. خود ذکر جایگاه دارد.
پرندهٔ کعبه و گفتگو با خدا
روایتی از امام سجاد علیهالسلام پرده از راز پرندهای خاص برمیدارد که تنها در خانهٔ خدا لانه میکند. حضرت فرمودند: این پرنده در خانهای میزیست که درختی در میانش بود. کمیاب بود. صاحبخانه جوجهها یا تخمهایش را میکشت یا میبرد. پرنده به خدا گله کرد: خدایا حق مرا از این بندهات بستان. خدا به او وحی کرد — چنانکه قرآن میگوید به زنبور عسل نیز وحی میشود — که دفعهٔ بعد وقتی او بالا برود میافتد و میمیرد.
اتفاق افتاد: صاحبخانه خواست از درخت بالا رود؛ سائلی در زد؛ رفت و به فقیر کمک کرد؛ سپس بالا رفت و نمرد. صدقه بلا را دفع کرد. پرنده دوباره گله کرد. خدا وحی کرد: چون به فقیر بخشید، بلا را دفع کردیم؛ اما در نسل تو برکت مینهم. تنها پرندهای که خدا به او اجازه داد در خانهٔ خدا لانه کند — جایی امن که کسی کارش ندارد — همین پرنده بود. نسلش گسترده شد تا تنها پرندهٔ ساکن کعبه شد. چرا؟ چون دو کلام با خدا گفتگو کرد.
غفلت از ذکر و گرفتاری به بلا
روایت است که هیچ پرنده و حیوانی صید نمیشود مگر آنکه آن روز از ذکر خدا غافل بوده باشد. هنگام خرید ماهی زنده از مغازه میتوان به کودکان آموخت: این ماهی امروز بنا به حدیث از یاد خدا غافل بوده وگرنه صید نمیشد. فراموشی یاد خدا سبب گرفتاری به بلا میشود. امید آنکه عاقبت به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
ذکر قلبی و لسانی؛ دو بال اطمینان
ذکر قلبی توجه باطنی به حضور حق است؛ ذکر لسانی جاریکردن اسماء و اذکار بر زبان. هر یک بدون دیگری ناقص میماند: زبان بیحضور قلب تکرار لفظ است؛ و قلب بیزبان از برکت جاریشدن ذکر محروم میماند. آیهٔ رعد وعده میدهد که اطمینان فقط با ذکر است؛ پس هر راهی که ذکر را فرعی کند، آرامش را نیز از دست میدهد. نماز عمود دین است؛ اما غایت اقامهاش «لذکری» است — یعنی حتی عمود دین در خدمت یاد خداست.
کفاف و اضطراب مازاد
داشتهٔ بیش از کفاف نه تنها آرامش نمیآورد، بلکه به تعبیر بزرگان اضطراب میافزاید: بیم از دستدادن، رقابت، و تعلق بیشتر. قرآن وعدهٔ اطمینان را به ذکر بسته است، نه به انباشت. کسی که ذکر را سبک بشمارد و به اسباب مادی دل ببندد، از همان اسباب نیز اضطراب میچیند. راه قلب مطمئن، بازگشت به ذکر است؛ نه افزودن وسایل آرامشِ ظاهری.
احترام به حروف؛ امتداد حرمت اسم
حرمت حروف امتداد حرمت اسم الله است. عالم به اسم خدا برپاست؛ حروف پیکر اسماند. بزرگان که حتی بر نوشتههای روزنامه پا نمینهادند، از وسواس ظاهری نمیگفتند؛ از ادب باطنی در برابر ابزار ذکر میگفتند. کسی که بسمالله را بر سردر فرعون حرمت مینهد، میفهمد چرا ملائکه پیش از محو ذکر نمیتوانستند قصر را ویران کنند: ذکر، حریم میسازد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.