ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمه الله.

[نفس عمیق] یه بابی هست در فقه پیرامون بحث نیت که این خیلی هم حاشیه داره و تبصره.

یکی از موارزش عدول از نیت در نماز هست که این رو فعلاً به صورت کلی بدونیم که مقام معظم رهبری استفتایی که ازشون شده ایشون اجازه دادن که از اه نماز واجب به نماز مستحبی نیت برگرده و عدول کنیم.

مثلا داری نماز واجب می‌خونی بخوای نه-- اه استحبابیش کنی.

نماز نیتو برگردونی وسط نماز و مستحبیش کنی.

اما بلعکسشو جایز نمی‌دونه رهبری.

اینکه در نماز مستحبی هستی بعد نیتت رو به واجب تغییر بدی.

حالا موارد متعددی داره که باید تو بحث نیت رساله عملیه ایشون رو ببینید انشاالله ما بالا رو عرض می‌کنیم.

[نفس عمیق] ما رسیدیم به موضوع بسیار مهم قلب و جایگاه قلب.

امشب، امروز به فضل الهی یک معرفی کلی پیرامون عناوین قلب رو داشته باشیم که می‌دونید جایگاه بسیار مهمی قلب داره همونطور که قبلاً عرض کردیم.

بر اساس آیه "إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسؤولا" جالبه که خب سمع و بصر رو چشم و گوش رو میاره مقدمه فؤاد که قلب‌ست قرار میده در این آیه.

بعد می‌فرماید اینا همه مسئولن یعنی مورد سؤال واقع میشن و باید جواب بدن.

لکن همه علمای اخلاقی فرمودن که چشم و گوش و بقیه اعضا به منزله جواره و اه ابزار قلب‌اند.

همینطور که اینجا می‌فرماید "إن السمع والبصر" یعنی مقدم قرار میده این‌ها رو بر قلب یا فؤاد.

یعنی اینکه آنچه که به قلب خطور پیدا می‌کنه اعم از مثبت و منفی از جواره خاص چشم و گوش که حالا اینو باید بعداً انشاالله بحث بشه خصوصاً گوش که ما ازش غافل هستیم.

اه یکی از مهم‌ترین دریچه‌های قلب هست و منافذ قلب.

از این طریق خطورات به قلب منتقل می‌شه و اگر کسی میگیم قلبش سالم موند، اعضا سالم می‌مونن یا قلبش فاسد شد اعضا فاسد می‌شن.

در حقیقت خروجی‌های این منافذ به قلب‌اند که قلب رو فاسد یا سالم نگه می‌دارند و این خروجی‌ها تحت امر قلب البته.

این ورودی‌ها ببخشید.

آنچه که وارد می‌شه از این منافذ به قل-- به وجود انسان، به قلب انسان تحت امر قلب از ابتدا.

قلبه که به انسان میگه اجازه بده ورودی وجودت چی باشه یا جلوی ورودی رو می‌گیره.

[نفس عمیق] پس باز بر می‌گردیم به قلب.

از-- اصلاً حرف اول رو قلبه می‌زنه و مورد سؤال هم واقع می‌شه.

اینکه ابا عبدالله در کربلا کارهای بسیار عجیبی کردن، یکی از عجیب‌ترین کارهایی که ابا عبدالله سلام الله علیه در کربلا کرده و ما خیلی راحت از کنارش می‌گذریم، همین قصه آقا حضرت علی اصغر علیه الصلاة والسلام‌ هست.

کار بسیار عجیبیه که آقایی مثلاً قنداق شش ماهه رو بلند کنن رو دست و عمامه پیغمبر به سر بگذارن و بیان وسط میدان شروع کنن خطبه خوندن این بچه رو بلند کنن و بگن ببرید خودتون سیرابش کنید.

من نه برای خودش آب خواسته که برای بچه.

این نشون میده که می‌خواد یعنی هدف یکی از مهم‌ترین اهداف سید الشهدا شاید بهش-بهتر باشه گفت مهم‌ترینش اصلاً همین تأثیر در قلوب هست، قلب‌ها رو.

اگر کسی یه رگه‌ای از رقت هنوز در قلبش مونده باشه اینجا متأثر بشه و کما اینکه شدن.

اصلاً لشکر یه ذره به هم ریخت و از اونجا به بعد ملتهب شد لشکر عمر سعد.

اینکه ابا عبدالله شب عاشورا با دلا بازی می‌کنه می‌فرماید پاشید برید این نورها رو کم می‌کنه یا خاموش می‌کنه.

چرا آقا فرمود پاشید برید؟

می‌خواد تصفیه کنه.

نمی‌خواد کسی که یه رگه‌ای از سختی و پستی در قلبش وجود داره پاشه بره.

کما اینکه شد که خیلیا رفتن.

اما اینکه روز عاشورا بلعکس شب عاشورا یار طلب می‌کنه و کارهای عجیبی مثل جریان حضرت علی اصغر علیه الصلاة والسلام رو انجام میده، می‌خواد اون ر-- اون قلوبی که هنوز یه خلوصی یک خ-- اه عرض کنم رگه‌هایی از اخلاص و ایمان تو قلبشون وجود داره رو تکون بده و اون‌ها رو یعنی یه نفرم باقی نمونه.

شب عاشورا اگر یه ناخالص هست بره، روز عاشورا اگر یه خالص مونده تو صف دشمن بیاد.

این کار سید الشهداست.

اما با چی؟

با دستاویز قرار دادن کارهایی که قلب طرف رو منقلب کنه، تحت تأثیر قرار بده.

قلب خیلی ح-- خیلی مهمه.

یعنی پیغمبر یه روز نشسته بودن در مسجد.

یکی اومد نمی‌دونم نه تا چقدر بچه داشت، زیاد بچه داشت.

بعد به پیغمبر گفت يا رسول الله من یه بارم بچه‌هامو نبوسیدم.

اینقدر شما نواهاتو می‌بوسی، حسن رو می‌بوسی، حسین.

من یه بارم اینا رو نبوسیدم.

پیغمبر گریه‌ش گرفت.

از حرف این شخص سنگدل گریه‌ش گرفت و وقتی پاشد رفت طرف پیغمبر همینطور گریه می‌کرد.

همان از این سختی قلب که این‌ها از رحمت خدا به دورن پس قلب خیلی مهمه.

ما نباید از قلبمون غافل بشیم.

حالا این بحثی‌ست که انشاالله به فضل الهی باید با هم داشته باشیم.

شاید، شاید حدود صد جلسه طول بکشه.

اگه ما زنده باشیم و شما هم باشید و.

لکن حالا من عناوین کلی‌ش رو بر اساس آیات قرآن به شما بگم، تند و تند و هم تبرکاً.

هر کدوم از این عناوینی که میگم یا یک آیه در قرآن یا مثلاً هفت هشت تا ده تا آیه پیرامونش اومده که این‌ها رو انشاالله باید به مرور در هر جلسه بحث کنیم؛ شاید بعضی‌هاشو تو دو سه جلسه.

بعضی از این‌ها قلب‌های خوب هستن بعضیاشون قلب‌های بد هستن.

دیگه حالا توضیحاتش رو باید برای بعد-- من فقط عناوینو میگم و السلام.

قلب مهر خورده، قلب زایغ، قلب مطمئن، قلب مختوم، قلب مریض، قلب مرعوب، قلب خاشع، قلب قسی، قلب منافق، قلب وجل یعنی ترسان از یاد خدا، قلب مکنون یعنی نفهم، قلب غیر متفقه، نمی‌فهمه حقیقت رو، عمق حقیقت رو، قلب قلف، قلب قفل، این قلف بود این قفل.

قلب متشابه، قلب آثم با سه تا نقطه یعنی گناهکار، قلب مشروب یعنی آمیخته شده به غیر خدا، قلب منغمر یعنی بی‌خبر، قلب صغو یعنی منحرف، قلب مشمئز، قلب فرودگاه وه یا جایگاه وه، قلب کاسب، قلب منقلب یا همون دگرگون، قلب معلوف یعنی با محبت، قلب ممحوص یا خالص، قلب حسرت‌دار، قلب غلیظ، قلب متحر، قلب غیر متحر، قلب ممتحن، قلب آرام شده، قلب مهدی یا هدایت یافته، قلب سلیم، قلب رئوف، قلب بی‌غل و غش، قلب سرکش، قلب خشمگین، قلب بدخواه، قلب مضطرب، قلب شکاک، قلب تائب، قلب مشدود یا سخت شده، قلب مقطع یعنی قطعه، قطعه شده، قلب مقلوب یا وارونه، قلب عاقل، قلب مؤمن، قلب کور، قلب ثابت، قلب مصروف که از یاد خدا منصرف شده، قلب مغفول، قلب مسلوک یعنی مورد نفوذ واقع شده، قلب منکر یا انکار کننده، قلب زنگار گرفته، قلب متقی، قلب جان‌به‌لب، قلب مزین، قلب لاهی که مشغول لهو و لهو و لعبه.

حدود شصت عنوان تقریباً حدود شصت عنوان از قلب هست که در قرآن aboutش بحث شده.

حالا این فارغ از بحث فؤاد و سدر است.

اونا رو هم بخوایم بگیم که خیلی می‌شه.

فقط بحث قلب.

انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد