یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
عدول از نیت در نماز
در فقه، بابی پیرامون نیت هست که حاشیه و تبصرۀ بسیار دارد. یکی از موارد آن عدول از نیت در نماز است. بهصورت کلی، مقام معظم رهبری در استفتایی اجازه دادهاند که از نیت نماز واجب به نماز مستحب عدول شود: کسی که نماز واجب میخواند میتواند میان نماز نیت را برگرداند و آن را مستحب کند. اما عکس آن را جایز نمیدانند: آنکه در نماز مستحب است نمیتواند نیت را به واجب تغییر دهد. این باب موارد متعددی دارد و تفصیل آن در رسالۀ عملیۀ ایشان، در بحث نیت، باید دیده شود.
جایگاه قلب؛ سمع و بصر و فؤاد
موضوع بسیار مهم قلب و جایگاه آن است. امروز به فضل الهی معرفی کلی پیرامون عناوین قلب مطرح میشود. قلب جایگاه بسیار مهمی دارد. بر اساس آیۀ شریفه، گوش و چشم و فؤاد همه مورد سؤالاند و باید پاسخ دهند.
«إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» (سوره اسراء، آیه ۳۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا گوش و چشم و دل، همهٔ اینها از آن بازخواست میشوند.
جالب است که قرآن سمع و بصر را مقدمۀ فؤاد — که همان قلب است — قرار میدهد و سپس میفرماید اینها همه مسئولاند. علمای اخلاق فرمودهاند چشم و گوش و بقیۀ اعضا به منزلۀ جوارح و ابزار قلباند. آنچه به قلب خطور میکند — اعم از مثبت و منفی — از جوارح، بهویژه چشم و گوش، میآید. گوش از مهمترین دریچهها و منافذ قلب است و غالباً از آن غافلیم. از این طریق خطورات به قلب منتقل میشود.
اگر گفته شود قلب کسی سالم مانده، اعضا سالم میمانند؛ و اگر قلب فاسد شود، اعضا فاسد میشوند. در حقیقت ورودیهایی که از این منافذ به وجود و به قلب انسان میرسند از آغاز تحت امر قلباند. قلب است که به انسان میگوید اجازه بده ورودی وجودت چه باشد، یا جلوی ورودی را میگیرد. پس حرف اول را قلب میزند و مورد سؤال نیز واقع میشود.
سیدالشهدا و تأثیر در قلوب
اباعبدالله علیهالسلام در کربلا کارهای بسیار عجیبی کرده است؛ یکی از عجیبترینها که غالباً بهراحتی از کنارش میگذریم، قصۀ حضرت علیاصغر علیهالسلام است. کار بسیار عجیبی است که امام قنداق ششماهه را بر دست بلند کند، عمامۀ پیامبر بر سر نهد، به میان میدان آید، خطبه بخواند، کودک را بلند کند و بگوید ببرید خود سیرابش کنید — نه برای خودش آب خواسته، برای بچه. این نشان میدهد یکی از مهمترین اهداف سیدالشهدا — بلکه شاید مهمترین — تأثیر در قلوب است. اگر رگهای از رقّت هنوز در قلبی مانده باشد اینجا متأثر شود؛ و شد: لشکر عمر سعد اندکی بههم ریخت و از آن پس ملتهب شد.
شب عاشورا اباعبدالله با یاران بازی میکند و میفرماید برخیزید بروید؛ نورها را کم یا خاموش میکند. چرا؟ میخواهد تصفیه کند: نمیخواهد کسی که رگهای از سختی و پستی در قلب دارد بماند؛ و بسیاری رفتند. روز عاشورا برعکسِ شب، یار میطلبد و کارهای عجیبی چون جریان علیاصغر انجام میدهد تا قلوبی را که هنوز خلوص و رگههایی از اخلاص و ایمان در آنهاست تکان دهد؛ حتی یک نفر در صف دشمن نماند. شب عاشورا اگر ناخالصی هست برود؛ روز عاشورا اگر خالصی در صف دشمن مانده بیاید. این کار سیدالشهدا است؛ با دستاویز قرار دادن اموری که قلب را منقلب و تحت تأثیر کند.
سنگدلی در برابر محبت پیامبر
قلب بسیار مهم است. روزی پیامبر در مسجد نشسته بودند. کسی آمد که فرزندان بسیار داشت و گفت: یا رسولالله من یکبار هم بچههایم را نبوسیدهام؛ تو اینقدر حسن و حسین را میبوسی. پیامبر از سخن این شخص سنگدل گریهاش گرفت؛ و چون آن مرد برخاست و رفت، پیامبر همچنان میگریست. از این سختی قلب است که چنین کسانی از رحمت خدا به دورند. نباید از قلب غافل شد. این بحثی است که شاید حدود صد جلسه طول بکشد.
عناوین قلب در قرآن
عناوین کلی قلب بر اساس آیات قرآن چنین است؛ هر عنوان یک آیه یا هفتهشت تا ده آیه دارد که باید بهمرور در جلسات بحث شود — بعضی در دو سه جلسه. برخی قلبهای خوباند و برخی بد. فقط عناوین:
قلب مهرخورده؛ قلب زائغ؛ قلب مطمئن؛ قلب مختوم؛ قلب مریض؛ قلب مرعوب؛ قلب خاشع؛ قلب قسی؛ قلب منافق؛ قلب وَجِل — ترسان از یاد خدا —؛ قلب مکنون — نافهم —؛ قلب غیرمتفقه که عمق حقیقت را درنمییابد؛ قلب اَقْلَف؛ قلب قفل؛ قلب متشابه؛ قلب آثم — گناهکار —؛ قلب مشروب — آمیخته به غیر خدا —؛ قلب منغمر — بیخبر —؛ قلب صغو — منحرف —؛ قلب مشمئز؛ قلب فرودگاه یا جایگاه وحی؛ قلب کاسب؛ قلب منقلب یا دگرگون؛ قلب معلوف — با محبت —؛ قلب ممحّص یا خالص؛ قلب حسرتدار؛ قلب غلیظ؛ قلب متحیر و غیرمتحیر؛ قلب ممتحن؛ قلب آرامشده؛ قلب مهدی یا هدایتیافته؛ قلب سلیم؛ قلب رئوف؛ قلب بیغلوغش؛ قلب سرکش؛ قلب خشمگین؛ قلب بدخواه؛ قلب مضطرب؛ قلب شکاک؛ قلب تائب؛ قلب مشدود یا سختشده؛ قلب مقطّع — قطعهقطعه —؛ قلب مقلوب یا وارونه؛ قلب عاقل؛ قلب مؤمن؛ قلب کور؛ قلب ثابت؛ قلب مصروف که از یاد خدا منصرف شده؛ قلب مغفول؛ قلب مسلوک — مورد نفوذ —؛ قلب منکر یا انکارکننده؛ قلب زنگارگرفته؛ قلب متقی؛ قلب جانبهلب؛ قلب مزیّن؛ و قلب لاهی که مشغول لهو و لعب است.
حدود شصت عنوان قلب در قرآن آمده است؛ این فارغ از بحث فؤاد و صدر است که اگر آنها هم افزوده شود بسیار میشود. تنها بحث قلب همینقدر است. انشاءالله عاقبت به خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.