بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
[نفس عمیق] السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
[نفس عمیق] در خصوص احکام جماعت عرض کنم خدمتتون که اگر کسی [نفس عمیق] در تبعیت از امام جماعت سهواً مشکل پیدا کنه به این صورت که مثلا از رکوع یا سجود یا سجده بلند شه ببینه هنوز امام در رکوعه یا سجدهست.
اینجا تکلیفش چیه؟
باید صبر کنه تا امام سر برداره از رکوع یا سجده یا باید ملحق بشه؟
فرمودن که باید ملحق بشه به امام سریعاً.
سریعاً باید تبعیت کنه، برگرده به رکوع و سجده.
حالا اگر وقتی که در اثنایی که داره میره به رکوع، قبل از اینکه به رکوع وارد بشه امام سر بلند کرد یا در سجده و ایشون رفت به رکوع یا سجده، امام سرش رو بلند کرد ایشون رفت.
یعنی سجده یا رکوع امام رو دیگه تو نوبت دوم درک نکرد.
اینجا چه اتفاقی میفته؟
اگر در رکوع باشه چون دو تا رکوع میشه و میشه دو تا رکن یعنی اضافه میشه به رکن.
اضافه و کم شدن رکن هم چه سهواً چه عمداً نماز رو باطل میکنه.
در سجده اگر تو دو تا سجده این اتفاق بیفته نماز باطل میشه چون سجود رکنه نه سجده.
دو تاش با هم رکن.
پس وظیفه ما این هست که برگردیم.
اما حواسمون به این نکته ظریف هم باشه.
اما امروز اگر خدا بخواد، اگر به هر حال خدا لطف کنه بتونیم جمع کنیم بحث قلب مرید رو وقتی میریم جلو خب ما هم از اول که خیلی قصد نداریم اینطوری ااا بحث رو طولانی کنیم اما میجوشه، حقایق، مطالب اینا میجوشه.
حالا چگونه بماند میجوشه.
بعد ما دلمون نمیاد بعضی نکات بسیار کلیدی رو نگیم.
چه کنیم؟
اما خب باید الان زودتر جمع شه ما از شصت نکته تازه تو بیست تاش موندیم.
[نفس عمیق] یکی از دیگه از جاهایی که قرآن نفی میکنه شک رو در رابطه با او یا أشد شک رو یا ریب [نفس عمیق] در خصوص قیامت است.
اتفاقاً بعضی از دوستان عضو کانال مرام گمنامی پرسشهایی کرده بودند از طریق حالا ادمین به ما رسوندن.
خوب این نکته رو گوش بدن انشاالله سؤالشون برطرف میشه که حقیقت قیامت یا برزخ اینا نوع ارتباط ما با اونها چگونه است؟
اولاً آیه 9 سوره آل عمران میفرماید "ربنا إنك جامع الناس" پروردگار ما تو کسی هستی که جمع میکنی، جامعی.
جمع میکنی همه مردم را الناس "ليوم لا ريب فيه".
لا ريب فيه.
مطلقا شک در-- اصلاً شک بردار نیست اون روز.
روز قیامت، روز تجمع، روز جمع یعنی مقام جمعی دارد قیامت.
مثل ااا دنیا نیست که این چنین کثرات باشد و پخش و پلا و اینها.
در اونجا یک حقیقت واحدهست، مجرداته دیگه.
همه جمع میشن.
حالا این چگونه قابل توجیه یا فهم هست این رو-- این نکته رو داشته باشید که اتفاقاً هم در فصوص ابن عربی پیرامون این پرداخته هم در ممت اللهمم حضرت آقا مصطفی نژاد علیه رحمة توضیح داده، شرح این نکته رو دادن.
من مختصرًا عرض میکنم.
جمله اینه که حالا اونا شرح و بسطش دادن.
مطلقا هیچ چیزی بالاستقلال نازل نشده.
استقلال نه، یعنی کاملاً نازل نشده.
هیچ چیزی.
آیهش هم بارها قرائت کردیم دیگه.
"إن من شيء" یعنی هیچ چیزی نیست "إلا عندنا خزائنه" خزانهش پیش ماست و ما "ننزلها إلا بقدر معلوم".
به قدر معلوم هر کسی به سه وجودی هر کسی حقایق نازل شده.
هیچ چیزی نازل-- تماماً نازل نشده حتی من و شما که اگر قرار باشد پیوست ما از اون الهیت نظام هستی بهتره بگیم از ذات حضرت حق جدا بشه و ما استقلالاً پیاده شده باشیم، اصلاً دیگه وجود حضرت حق صمدی نمیتونه باشه.
صمد از صمد پر، پره پر.
همه جا ازش همه جا رو پر کرده.
هیچ کجا ازش خالی نیست که اگر بگیم مثلاً این یک چیز، این یک چیز حالا انسان، جماد، نبات، حیوان، ملائکه، هرچی اینجا مثلاً استقلال داره یعنی خدا درش نیست که اصلاً این دیگه تو یه جایی رو پیدا کردی یعنی در حقیقت محدود کردی خدا رو.
دیگه صمد نیست.
نامحدوده.
پره پره.
پس اینطوری میشه متوجه شد که اگرچه هم قرآنه هم بحث عقلیه اما قابل فهم جمع میشه با کمک روایات که اصلی داریم و فرعی یا اون اصل متفرع است بر فروعات متعددی.
یه وجهش، یه فرعش عالم ظاهره اصطلاحاً که بهش میگیم دنیا.
نسبت به این دنیا بقیه غیباند نسبت به این دنیا.
و الا همه چی به یک معنا ظاهر است.
به یک معنا همه چی غائب است، غیب است.
حالا اینا رو قبلاً غیب یعنی چی؟
ظاهر یعنی چی؟
صحبت کردیم.
پس مهم فعلاً اینجا اینه که بدونیم هممون بدون استثنای اتصال داریم و تنزل پیدا کردیم.
نه مثل تجافی باران که وقتی از اون بالا اومد رسید به زمین دیگه اون بالا نیست.
نه، تجلیه.
مثل خورشید که اونجا هست نورش اینجا هست.
این انشعاب این شعاع نور همینطوری ممتد ادامه داره از خورشید کشیده شده تا اینجا.
من و شمام ارتباطمون قطع نمیشه.
این که میگه اس-- الصلاة معراج المؤمن یعنی شما باید به گونهای نماز بخونی که متوجه اون اتصالت بشی.
اگر کسی متوجّه هر میزان، اینجا دقت کنید بحث مقدار عقلیه.
اگرچه مبناش قرآن و نقل و روایته که روایات هم البته میدونید با فرمایش حضرت علامه به منزله بدنن برای نفس در خصوص قرآن.
چگونه که نه-- چگونه که بدن یکی از شئون نفسه و مرتبه انزل نفس وجود ماست.
بدن جدایی از نفس که نیست که.
یعنی قوای نفس در بدن تجلی میکند.
روایات هم نسبت به قرآن به منزله بدنن برای نفس یا برای اون روح.
یعنی روایات مبین آیاتاند.
حالا کمکهای عقلی هم باعث میشه که ما بهتر این روایات و آیات رو بفهمیم که بزرگان کمک کردن.
هر مقدار در این اتش-- این شعاع نور و این اتصال رو توجه داشته باشید پس هیچ چیزی استقلال نداره منجمله من و شما.
هر مقدار از این نقطهای که الان درش قرار گرفتی ظاهر، ظاهر دنیا.
هر مقدار دیدت باز بشه این اتصال رو بفایی.
افق دیدت، نگاهت بالا بره.
حالا هی هر چقدر بتونی عروج کنی، معراج بری، بالا بری، نگاهت باز بشه به این مدارج که بهش میگن معارج، عروجه.
مدارج مراتب معراجمان.
هر مقدار نگاهت باز بشه به باطن باز شده.
همون مقدار از قیامت رو درک کردی.
ولی همین جا درک میکنی.
همین جاست.
جای دیگهای نیست.
اتصال ادامه پیدا کرده و الا همین جاست.
لذا همه بزرگان اهل معرفت، حکما، عرفا، صحف نوریه عرفانیه حتی حکمت متعالیه ملاصدرا اینا همه متفق القولاند که قیامت، آخرت، برزخ، مثال همه اینا باطن همین دنیاست.
همین جا.
لذا شما همین جا میتونی ارتباط پیدا کنی با عالم مثال.
بهترین وجهش هم بر فهم و سهولت فهم این قصه همون خوابیه که خدا کار رو برا ما آسون کرده.
در عالم خواب من و شما به برزخ وجودیمون سرکشی میکنیم، میریم مرتبط میشیم حتی اونجا ارواح رو میبینیم.
کسایی که از دنیا رفتن رو چگونه میبینی؟
همین ارتباط همینه.
حالا اون یه مقدار تنزل داره چون همه میتونن، همه میتونن تو عالم برزخ اون چنینی در خواب اذنش داده شده بری.
اما حالا اون برزخ چون برزخ منفصل داریم، متصل داریم.
این برازخ هم یا به عبارتی مثالها، عالم مثال هم اینها هم مراتب داره.
ذو مراتباند.
همه عالم ذو مراتبه.
همچون که حضرت حق ذو مراتبه، تو ذو مراتبی.
حالا این چنینی میشه رفت.
چگونه چه کنیم که چشممون باز بشه؟
اجازه بفرمایید از یکی از آیات قرآن این سؤال رو جواب بدم.
در سوره تکاثر آیه پنج و شش رو اگر ملاحظه فرموده باشید.
کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ.
نه قطعاً اگر به علم یقین برسید لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ.
لا تأکیده.
تَرَوُنَّ الْجَحِيمَ.
قطعاً میبینید جهنم رو.
قطعاً میبینید.
اگه به چی برسید؟
علم اليقين.
که اینا هم بحثهاش گذشته یعنی چی؟
معرفت که به تو دید میده که بهترین جایی که به تو دید میده و معرفت درش خوابیده قرآنه.
از حضرت علامه عسگرزاده رحمت الله علیه در جلسه شرح فصوصشون شنیدم که ایشون فرمود مشایخ ما بسیار تأکید میکردن که اگر میخوای دیدت باز بشه قرآن زیاد بخون.
معنوس با قرآن باش.
دید میده به انسان.
نگاه رو باز میکنه.
البته ممارست میخواد، تمرین میخواد.
حالا خب چطور هستش که ما اینو تو دنیا خیلی نمیفهمیم؟
به جهت اینکه تو دنیا مشوبه یعنی باطل و حق با هماند.
توجه کردید باطل در کنار حق وجود داره.
برای همین مشوب شده.
قاطیان اینها با هم.
برای همین تو دنیا که هستی یه مقدار دچار شک، بعضاً ریب، تزلزل میشی.
اما وقتی ورود کردی به قیامت اصلاً دیگه شکبردار نیست.
و اگر کسی تو همین دنیا، تو همین دنیا قیامتش که به پا شده، همین الان اقترب الساعة، اقترب الساعة.
ساعت قیامت نزدیک شده که از معنایش-- معانیش همینه.
نزدیک توئه، بغل دست توئه.
چشمتو باز کن لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ.
ببین حتی لَتَرَوُنَّ النَّعِيمَ.
به یک معنا نعیم رو هم میتونی الان ببینی.
چشمتو باز کن ببین.
چشمتو باز کنی قیامت به پا شده.
الان چگونه قیامت به پا شده که وقتی یه کسی یه مقدار تمرین و ممارست در همین نماز شب میکنه که نماز شب به انسان توحد میده، وحدت میده، از اون تفرق و تشتت دور میکنه انسان رو.
باعث میشه ورود کنی به حقایق و به باطن عالم که بدون اون نمیشه اصلاً، امکانپذیر نیست.
چگونه است که یه آدمی که مداومت داره بر سحر و بیداریش سحر و نماز شب قیافهش کاملاً با دیگران فرق میکنه.
حتی بدون چشم مسلح تو میتونی اینو بفهمی.
کاملاً قیافه چگو-- این نور از کجا اومده؟
این جلوات الهیه تو صورتش از کجا اومده؟
که دیروز تو رسانه برنامهای بود به بچهها نشون دادم گفتم این آقا دکتر رو میبینی؟
این از آدمای خیلی خوب و نزد خدا مقربه قیافهش رو نگاه کردن یه ته ریشی داشت و کت شلوار اصلا به قیافهش نمیومد.
گفتن حاجی فقط پوستش سفیده اینا.
گفتم نه قشنگ توجه کنی متوجه میشی حتی با چشم غیرمسلح اون نور دیده میشه، اون جلوه.
البته خوشش میاد دوست داره ببینه ادامه بده نگاهش رو.
اوه یعنی قیامت دیگه حتی خودت وقتی گناه میکنی چگونه حالت به هم میریزه، اعصابت به هم میریزه، چگونه هی حالت ضیق پیدا میکنی؟
قیامت به پا شده، چشمت باز نشده ولی قیامت به پا شده.
عرض شود خدمتتون که حالا روایاتی داریم که تو همین دنیا اهل دوزخ میرن به برهوت.
حالا یه صحرایی هست بعضیا میگن سمت افریقاست حالا بماند و روایاتی هم از امام صادق صلوات الله علیه داریم که اهل ایمان میرن تو الحمد لله وادی السلام تجمع، تجمع میکنند.
جالبه که امام صادق صلوات الله علیه با توجه به بعضی از آیات تصریح میکنند این قصه رو که این بهشت و دوزخ برزخیهها یعنی تو همین دنیاست.
حضرت میفرمایند مال همین دنیاست.
یعنی تو همین دنیاست.
تو دل و تو باطن همین دنیاست.
به کدوم آیات استناد میکنند؟
مثلا آیه چهل و شش سوره غافر رو.
این حدیثی که دارم ذیل این آیه میخونم، مجمع البیان، جلد هشت، صفحه پونصد و بیست و شش امام صادق میفرمایند ذیل کدوم آیه "النار یعرضون عليها غدوا وعشیا" به اهل این فرعونیان اینا کفار، مشرکین اینا صبح و شام آتش عرضه میشه.
بعد حضرت فرمودن این مربوط به این دنیاست به این برزخ این دنیاییه که چون میگه صبح و شام اگر قرار باشه صبح و شب آتش بین عرضه بشه بین این دو، بین این دو اینا آسایش دارن.
در حالی که قیامت این چنین نیست.
اصلاً آسایشی نیست.
قیامت یعنی اونجا دیگه مطلقا.
این مربوط به این دنیاست.
یعنی همین جا تو برزخ دنیاییاند.
پس میشه مرتبط شد تو دنیان یا آیه ای عرض شود خدمتتون.
بله، آیه "ربنا لا تقم لنا الساعة".
اینجا اهل آتش میگن که خدایا بر ما اون ساعت رو به پا نکن.
الساعة اینجا فرمودن منظور روز قیامت است.
اون قیامت کبری چون ما یه قیامت صغری داریم برزخ است، قیامت کبری داریم.
اینجا اهل عذاب میگن برا ما به پا نکن اون رو.
چرا؟
چون الان تو مختصری عذاباند صبح و شب.
این نشون میده که تو همین دنیا فعلاً معذباند تو همین دنیا.
منتها تو باطن لایههای باطنی که عرض شد اگه چشم باز بشه میشه دیدش.
یا مثلا سوره در خصوص نعمت بگیم اینقدر هم از عذاب نگیم.
آیه شصت و دو سوره مریم "ولهم رزقهم فيها بكرة وعشیا" روزی اهل بهشت صبح و شب میرسه.
این نشون میده که اینها باز چیه؟
بین اگر قرار باشه صبح و شب برسه بین اون دو تا یعنی معذباند.
پس اینم مربوط به دنیاست.
لذا پیغمبر فرمود "الناس نيام و اذا ماتوا انتبهوا".
مردم همه خوابن وقتی میمیرن بیدار میشن.
یعنی چی بیدار میشن؟
مثل اینکه تو میخوابی تازه بیدار شدی.
چشمت به ملکوت عالم تو خواب باز شده.
قطعاً چشم تو، تو ملکوت عالم باز شده و الا هرچی، هرچی میبینی یه مرحله اینو دقت کنید، یه مرحله باطنیتر از عالم ماده رو داری میبینی.
هرچی میبینی حتی تو خواب اگه خودت رو ببینی مرحله مثالی خودت رو داری میبینی.
یعنی چشمت باز شد به باطن.
اگه کعبه ببینی کعبه مثالی میبینی.
یعنی اون اتصالات "ان من شيء الا و عندنا خزائنه" اون رفتی به بالاتر نزدیک به خزانه شدی.
هرچی که میبینی تو خواب مرتبه مثالیشه حداقل.
اگر کسی قوی شد تمثيلات حضرت علمه رو ببینید در کتاب انسان در عرفان.
هرچی قویتر بشیم میتونیم اون ممثلا اون حالا مثالهای بالاتر رو ببینی.
بودن کسایی که قشنگ قیامت کبری رو بره که الهیت نظام رو هم شنید، دیدن، شنیدن صوت.
پیغمبر چگونه معراج رفت؟
اون جهنم قطعیه رو دید همه معذب بودند.
چگونه رفت؟
مگه تو همین دنیا نرفت؟
پس تو همین جا چشم باز میشه عزیزان.
اگرچه وقت گذشته ولی این آیه خیلی شیرینه.
این رو هم گوش بدید و السلام.
ببینید این آیه چقدر قشنگ همین موضوع رو تصریح میکنه.
آیه بیست سوره حدید برید ذیلش بررسی کنید.
اعلموا، بدونید "انما الحياة الدنيا" حیات دنیا پنج تا چیزه.
خصوصیاتش این چیزاست.
"لعب و لهو و زينة وتفاخر بينكم وتكاثر في الاموال والاولاد" این پنج تا چیزه.
چیه؟
لعب، لهو، زینه، تفاخر، تکاثر.
البته تکاثر در اموال و اولاد.
"كمثل غيب اعجب الكفار نباته ثم يهج فتراه مصفرا ثم يكون حطاما وفي الاخرة عذاب شديد ومغفرة من الله ورضوان وما الحياة الدنيا الا متاع الغرور".
این را اگر این آیه "وفي الاخرة عذاب شديد" رو این قسمت آیه رو بیاری کنار لعب و لهو و زینه و تفاخر و تکاثر و اینا قشنگ متوجه میشی که این پنج تا خاصیت دنیا همین عین این پنج تا باطن دارن.
باطنش شده "ولهم عذاب شديد".
همین الانم همین الان این دنیا باطنش تو این پنج قصه آتشه.
مثل اون حدیثی که فرمود کسی که داره مال یتیم میخوره، مال یتیم رو نمیخوره، آتش میخوره.
عینا داره آتش میخوره که اگر کسی چشم باطن بینش باز بشه میبینه داره آتش میخوره.
پس تو همین دنیاست.
هیچ وقت خدا نمیاد این زمین و آسمون رو به این زیبایی خلق کرده بعد بزنه داغونش کنه که میخواد قیامت به پا بشه.
تو همین باطن همین دنیا قیامت همه به پا میشه.
دوره دوره داره.
ایشالا که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد