ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 030

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تبعیت سهوی از امام جماعت

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. در احکام جماعت: اگر کسی در تبعیت از امام جماعت سهواً مشکل پیدا کند — مثلاً از رکوع یا سجده بلند شود و ببیند هنوز امام در رکوع یا سجده است — تکلیفش چیست؟ باید صبر کند تا امام سر بردارد یا ملحق شود؟ فرموده‌اند باید سریعاً ملحق شود و تبعیت کند؛ بازگردد به رکوع یا سجده. اما اگر در اثنای رفتن به رکوع، پیش از آنکه وارد رکوع شود امام سر بلند کند — یا در سجده همین اتفاق بیفتد — و رکوع یا سجدهٔ امام را در نوبت دوم درک نکند چه می‌شود؟ اگر در رکوع باشد دو رکوع می‌شود و رکن اضافه می‌گردد؛ اضافه و کم شدن رکن چه سهواً چه عمداً نماز را باطل می‌کند. در سجده اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد نماز باطل می‌شود؛ چون سجود رکن است نه یک سجدهٔ تنها؛ دو تای آن با هم رکن‌اند. پس وظیفه بازگشت است؛ اما باید به این نکتهٔ ظریف نیز توجه داشت.

نفی ریب از قیامت در قرآن

امروز اگر خدا لطف کند بحث قلب مریب را جمع می‌کنیم؛ از شصت نکته تازه در بیست‌تایش مانده‌ایم؛ حقایق می‌جوشد و دل نمی‌آید نکات کلیدی ناگفته بماند. یکی از جاهایی که قرآن شک — یا اشدّ شک که ریب است — را نفی می‌کند دربارهٔ قیامت است. بعضی دوستان کانال مرام گمنامی پرسش‌هایی فرستاده بودند دربارهٔ حقیقت قیامت و برزخ و نوع ارتباط ما با آن‌ها. آیهٔ نهم سورهٔ آل عمران:

«رَبَّنَا إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لَّا رَیْبَ فِیهِ» (آل عمران/۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، تو گردآورندهٔ مردمانی برای روزی که در آن هیچ شکی نیست.

لا ریب فیه؛ مطلقاً شک‌بردار نیست آن روز. روز قیامت روز تجمع و جمع است؛ مقام جمعی دارد؛ مانند دنیا نیست که کثرات پخش و پلا باشد. آنجا حقیقت واحدهٔ مجرد است؛ همه جمع می‌شوند.

تنزل تجلی نه تجافی؛ صمدیت حق

این چگونه فهمیده می‌شود؟ هم در فصوص ابن عربی پرداخته شده هم در ممد الهمم حضرت علامه توضیح داده‌اند. مطلقاً هیچ چیزی بالاستقلال و تماماً نازل نشده.

«وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ» (حجر/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزانه‌هایش نزد ماست و جز به اندازهٔ معلوم فرو نمی‌فرستیمش.

به قدر معلوم برای هر کس حقایق نازل شده؛ حتی من و شما تماماً نازل نشده‌ایم. اگر پیوند ما از الهیت نظام هستی — از ذات حضرت حق — جدا شود و استقلالاً پیاده شویم، وجود حضرت حق دیگر صمدی نمی‌تواند باشد. صمد پر است؛ همه‌جا را پر کرده؛ هیچ‌جا از او خالی نیست. اگر بگویی جماد یا نبات یا حیوان یا ملائکه اینجا استقلال دارند یعنی خدا در آن نیست، جایی پیدا کرده‌ای که خدا را محدود کرده‌ای؛ دیگر صمد نیست. نامحدود است؛ پر است. پس همه بدون استثنا اتصال داریم و تنزل یافته‌ایم؛ نه مثل تجافی باران که وقتی به زمین رسید دیگر بالا نیست؛ بلکه تجلی است؛ مانند خورشید که آنجا هست و نورش اینجاست؛ شعاع ممتد از خورشید تا اینجا کشیده شده و ارتباط قطع نمی‌شود.

الصلاة معراج المؤمن؛ درک قیامت در همین‌جا

الصلاة معراج المؤمن؛ باید به گونه‌ای نماز بخوانی که متوجه آن اتصالت شوی. مبنای بحث قرآن و نقل و روایت است؛ روایات به فرمایش علامه به منزلهٔ بدن‌اند برای نفس قرآن؛ بدن یکی از شئون نفس و مرتبهٔ انزل وجود ماست و جدای از نفس نیست؛ قوای نفس در بدن تجلی می‌کند. روایات مبین آیات‌اند و کمک‌های عقلی فهم را آسان‌تر می‌کند. هیچ چیز استقلال ندارد؛ از جمله من و شما. هر مقدار از نقطهٔ ظاهر دنیا دیدت باز شود و این اتصال را بیابی و افق نگاهت بالا برود و عروج و معراج کنی و به مدارج — معارج — نگاهت باز شود، به باطن باز شده‌ای؛ همان مقدار از قیامت را درک کرده‌ای؛ اما همین‌جا درک می‌کنی؛ جای دیگری نیست؛ اتصال ادامه یافته و همین‌جاست.

همهٔ بزرگان اهل معرفت، حکما، عرفا، صحف نوریهٔ عرفانی و حتی حکمت متعالیهٔ ملاصدرا متفق‌القول‌اند که قیامت و آخرت و برزخ و مثال باطن همین دنیایند؛ همین‌جا. پس همین‌جا می‌توانی با عالم مثال ارتباط پیدا کنی. بهترین وجه برای سهولت فهم همین خواب است که خدا کار را آسان کرده: در عالم خواب به برزخ وجودی‌مان سرکشی می‌کنیم و حتی ارواح کسانی که از دنیا رفته‌اند را می‌بینیم؛ همین ارتباط است. برزخ منفصل و متصل داریم؛ عالم مثال ذو مراتب است؛ همهٔ عالم ذو مراتب است؛ حضرت حق ذو مراتب است و تو نیز.

علم‌الیقین و دیدن جحیم؛ انس با قرآن

چگونه چشم باز شود؟ سورهٔ تکاثر آیهٔ پنج و شش:

«کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» (تکاثر/۵–۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نه چنین است؛ اگر به علم یقین می‌دانستید، قطعاً دوزخ را می‌دیدید.

لا برای تأکید است؛ قطعاً می‌بینید جهنم را اگر به علم‌الیقین برسید. معرفت دید می‌دهد و بهترین جایی که معرفت در آن خوابیده قرآن است. از حضرت علامه عسگرزاده در جلسهٔ شرح فصوص شنیدم که مشایخ ما بسیار تأکید می‌کردند اگر می‌خواهی دیدت باز شود قرآن زیاد بخوان؛ مأنوس با قرآن باش؛ دید می‌دهد و نگاه را باز می‌کند؛ البته ممارست و تمرین می‌خواهد. چرا در دنیا خیلی نمی‌فهمیم؟ چون دنیا مشوب است؛ باطل و حق با هم‌اند و قاطی شده‌اند؛ لذا دچار شک و گاه ریب و تزلزل می‌شوی. وقتی وارد قیامت شوی اصلاً شک‌بردار نیست. و اگر کسی در همین دنیا قیامتش به پا شده — اقتربت الساعة؛ ساعت نزدیک توست، بغل دست توست — چشم باز کن لترونّ الجحیم؛ حتی به معنایی لترونّ النعیم؛ نعیم را نیز می‌توانی اکنون ببینی. چشم باز کنی قیامت به پا شده.

نماز شب و جلوات الهی در چهره

چگونه قیامت به پا شده؟ کسی که تمرین و ممارست در نماز شب کند — که توحید و وحدت می‌دهد و از تفرق و تشتت دور می‌کند و ورود به حقایق و باطن عالم می‌آورد و بدون آن ممکن نیست — قیافه‌اش کاملاً با دیگران فرق می‌کند؛ حتی بدون چشم مسلح می‌توان فهمید. این نور و جلوات الهیه در صورتش از کجاست؟ دیروز در رسانه‌ای برنامه‌ای نشان دادم؛ گفتم این آقا دکتر را می‌بینی؟ از آدم‌های خیلی خوب و نزد خدا مقرب است؛ ته ریشی داشت و کت و شلوار؛ گفتند فقط پوستش سفید است. گفتم نه؛ قشنگ توجه کنی حتی با چشم غیرمسلح آن نور دیده می‌شود؛ آن جلوه. وقتی گناه می‌کنی حالت به هم می‌ریزد، اعصاب به هم می‌ریزد، ضیق پیدا می‌کنی؛ قیامت به پا شده؛ چشم باز نشده اما قیامت به پا شده.

برهوت و وادی السلام؛ آیات صبح و شام

روایات داریم اهل دوزخ در همین دنیا به برهوت می‌روند — صحرایی که بعضی سمت آفریقا گفته‌اند — و امام صادق صلوات‌الله‌علیه می‌فرماید اهل ایمان در وادی السلام تجمع می‌کنند. امام صادق با استناد به آیاتی تصریح می‌کنند بهشت و دوزخ برزخی مال همین دنیاست؛ در دل و باطن همین دنیا. آیهٔ چهل و شش غافر؛ مجمع البیان جلد هشت صفحهٔ پانصد و بیست و شش:

«النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا» (غافر/۴۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آتشی که صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند.

به فرعونیان و کفار و مشرکان صبح و شام آتش عرضه می‌شود. حضرت فرمودند این مربوط به این دنیا و برزخ دنیایی است؛ چون می‌گوید صبح و شام؛ اگر میان این دو آتش عرضه شود میانشان آسایش دارند؛ در حالی که قیامت چنین نیست و مطلقاً آسایش نیست. پس همین‌جا در برزخ دنیایی‌اند و می‌توان مرتبط شد. نیز اهل آتش می‌گویند ربنا لا تقم لنا الساعة؛ ساعت را بر ما به پا نکن؛ منظور قیامت کبری است — قیامت صغری برزخ است — چون اکنون مختصر عذاب صبح و شب دارند؛ نشان می‌دهد در همین دنیا در لایه‌های باطنی معذب‌اند؛ اگر چشم باز شود می‌توان دید. در جانب نعمت آیهٔ شصت و دو مریم:

«وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَعَشِیًّا» (مریم/۶۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و برای آنان در آنجا روزی‌شان بامداد و شامگاه است.

روزی اهل بهشت صبح و شب می‌رسد؛ باز نشان می‌دهد مربوط به دنیاست؛ میان دو وعده فاصله هست.

الناس نیام؛ خواب و مراتب مثال

پیامبر فرمود الناس نیام فإذا ماتوا انتبهوا؛ مردم همه خواب‌اند وقتی بمیرند بیدار می‌شوند. یعنی چه؟ مانند آنکه می‌خوابی و چشم به ملکوت باز می‌شود؛ قطعاً در خواب چشم به ملکوت باز شده وگرنه هرچه می‌بینی مرحله‌ای باطنی‌تر از عالم ماده است. حتی اگر خودت را در خواب ببینی مرحلهٔ مثالی خودت را می‌بینی؛ چشم به باطن باز شده. اگر کعبه ببینی کعبهٔ مثالی می‌بینی؛ به اتصالات إن من شیء إلا عندنا خزائنه نزدیک‌تر شده‌ای به خزانه. هرچه در خواب ببینی حداقل مرتبهٔ مثالی‌اش است. اگر قوی‌تر شوی تمثیلات علامه را در کتاب انسان در عرفان ببین؛ مثال‌های بالاتر را می‌توان دید. کسانی بوده‌اند که قیامت کبری و الهیت نظام را دیده‌اند و صوت شنیده‌اند. پیامبر چگونه به معراج رفت و جهنم قطعی را دید که همه معذب بودند؟ مگر در همین دنیا نرفت؟ پس همین‌جا چشم باز می‌شود.

حیات دنیا در آیهٔ بیست حدید

آیهٔ بیست سورهٔ حدید همین موضوع را تصریح می‌کند:

«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ… وَفِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ» (حدید/۲۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی میان شما و فزونی‌جویی در اموال و فرزندان است… و در آخرت عذابی سخت و آمرزش و خشنودی از خداست؛ و زندگی دنیا جز کالای فریب نیست.

حیات دنیا پنج چیز است: لعب، لهو، زینت، تفاخر، تکاثر در اموال و اولاد. اگر «و فی الآخرة عذاب شدید» را کنار این پنج بگذاری می‌فهمی این پنج خاصیت دنیا باطن دارند؛ باطنش عذاب شدید است. همین اکنون باطن این پنج قصه آتش است. مانند حدیثی که کسی مال یتیم می‌خورد؛ مال یتیم نمی‌خورد؛ آتش می‌خورد؛ عیناً آتش می‌خورد؛ اگر چشم باطن‌بین باز شود می‌بیند. پس در همین دنیاست. هیچ‌گاه خدا این زمین و آسمان زیبا را نمی‌آفریند تا بعد داغونش کند که قیامت به پا شود؛ در باطن همین دنیا قیامت همه به پا می‌شود؛ دوره دوره دارد. ان‌شاءالله عاقبتمان ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.