ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 029

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تکبیرة الإحرام مأموم پس از امام

و من شر نفسی و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. احکام جماعت را دوباره مرور می‌کنیم. در اجزای نماز مأموم نباید جلوتر از امام وارد اجزاء شود؛ حتی تکبیرة الإحرام. تا رایِ «الله اکبر» امام تمام نشده مأموم حق گفتن الفِ الله اکبر را ندارد؛ اگر بگوید نمازش باطل است. باید صبر کند تا الله اکبر امام تمام شود؛ سپس آغاز کند. اگر متوجه شد زودتر گفته باید نماز را بشکند و از نو. این آداب اسراری دارند که بسیاری بی‌خبریم. پیش‌تر چند بار تذکر داده شده بود؛ الحمدلله دیگر شنیده نمی‌شود کسی پیش از اتمام تکبیر امام آغاز کند. رعایت این ادب هم فقه است هم راه ورود به اسرار جماعت.

قلب مریب؛ أشد شک در تسنیم

بحث قلب مریب بود؛ حضرت آیت‌الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم مریب را أشد شک بیان می‌کنند و به آیاتی چون ذلک الکتاب لا ریب فیه می‌برند. ذلک الکتاب لا ریب فیه نقطهٔ مقابل قلب مریب است؛ کتاب جایی برای أشد شک نمی‌گذارد و قلب باید خود را با آن میزان کند. مقدمه‌ای دربارهٔ شایسته نبودن شک در قرآن: در قرآن چیز مشکوکی نیست که بخواهی شک کنی؛ چه رسد به أشد شک یعنی ریب. به تعبیر علامه جوادی، قرآن دو بُعد دارد: بُعد دعوی — ادعا — و بُعد دعوت. ادعای قرآن آن است که این کلام الله است، وحی است، تنزیل است، تلقی است:

«وَإِنَّکَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ» (نمل/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همانا تو قرآن را از جانب حکیمی دانا دریافت می‌کنی.

نزل به الروح الأمین علی قلبک؛ إنا أنزلناه فی لیلة القدر. این دعوی قرآن است و صادق است. نزل به الروح الأمین علی قلبک دعوی تنزیل را بر قلب پیامبر متمرکز می‌کند؛ همان قلبی که اگر در ما منغمر یا مریب شود از شنیدن کلام بازمی‌ماند. برای فهم اهمیت شنیدن کلام الله آیهٔ شش توبه:

«وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَعْلَمُونَ» (توبه/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد پناهش ده تا کلام خدا را بشنود؛ سپس او را به جایگاه امنش برسان؛ زیرا آنان قومی‌اند که نمی‌دانند.

حتی اگر مشرک پناه آورد پناه بده تا کلام خدا را بشنود؛ سپس به مأمنش برسان؛ چون نمی‌دانند. بسیاری از مردم آیات را نشنیده‌اند. در حرم عبدالعظیم حسنی گاه بی‌لباس روحانیت می‌روم تا زیارت ممکن باشد؛ یک‌بار جوانان دور کردند و از سؤالاتشان معلوم بود یک آیه نخوانده‌اند؛ حرمت شراب و زنا را نمی‌دانستند؛ قرآن را باز کردم باور نمی‌کردند.

تحدی قرآن بر دعوی

برای آنکه بفهماند هیچ شکی راه ندارد خداوند تحدی کرده. نمونه سورهٔ بقره آیهٔ بیست و سه:

«وَإِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ» (بقره/۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اگر در آنچه بر بندهٔ خود نازل کرده‌ایم در شکید، سوره‌ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر از خدا فراخوانید اگر راست می‌گویید.

تحدی بر ادعای قرآن است. کسانی خود را مضحکه کردند و سوره‌ای ساختند از قبیل والفیل وما أدراک ما الفیل… اما به جایی نرسیدند.

دعوت قرآن؛ برهان و ذکر

در خصوص دعوت، نمونه آیهٔ چهار احزاب:

«وَاللَّهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ یَهْدِی السَّبِیلَ» (احزاب/۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و خدا حق می‌گوید و او به راه هدایت می‌کند.

هرچه می‌گوید حق است؛ دعوت می‌کند و راه پیش پا می‌گذارد. دعوت به صورت کلی به توحید و نبوت و معاد است. برای تحدی دعوت می‌فرماید هاتوا برهانکم إن کنتم صادقین (بقره/۱۱۱)؛ اساس عقلی می‌خواهد چون دعوت است نه صرف ادعا. بقرهٔ صد و یازده هاتوا برهانکم را بر دعوت می‌گذارد؛ انبیاء ذکر من معی و ذکر من قبلی را علم گذشته و حال می‌خواند؛ لذا من أراد علم الأولین والآخرین فلیثوره من القرآن. در انبیاء:

«قُلْ هَٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ… هَٰذَا ذِکْرُ مَن مَّعِیَ وَذِکْرُ مَن قَبْلِی» (یوسف/۱۰۸ و انبیاء/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو این راه من است… این یاد کسانی است که با من‌اند و یاد کسانی که پیش از من بودند.

از اینجا معلوم می‌شود قرآن علم ما کان وما یکون است؛ تمام علم در آن جمع است؛ من أراد علم الأولین والآخرین فلیثوره من القرآن. ظاهرش حق و سرّ و کنز و رمز است؛ چه رسد به باطن. برای عبور از ظاهر به باطن بر اساس ده نظر ملاصدرا در مفاتیح الغیب در هیئت یا زهرا و محضر شهید حجتی و صدا و سیما سخن رفت و ناتمام ماند.

سه راه عبور به باطن قرآن

روان‌خوانی و تجوید و صوت به قول رهبری مقدمهٔ رسیدن به باطن و مفاهیم‌اند؛ سپس مفهوم‌خوانی و تفسیر و تأویل. راه‌هایی‌اند اما همهٔ راه نیستند. محور نظرات علامهٔ استاد کل سه روش:

نخست توجه عرفانی. چند جلسه دربارهٔاش سخن رفته. پس از نماز صبح بهترین وقت است؛ در سکوت مطلق؛ توجه به یک آیه از جهت مفهومی؛ آنچه از آیه می‌فهمی؛ سپس مطلقاً به هیچ چیز جز آن مفهوم فکر نکن. آهسته آهسته می‌برند. فکر را تخلیه کن؛ قوهٔ خیال به‌ویژه از متخیلات فاسده پاک شود. تخلیهٔ خیال از متخیلات فاسده شرط است؛ وگرنه توجه عرفانی به پراکندگی می‌انجامد نه به باطن آیه. یواش یواش به عالم مثال و عقل و الوهیت می‌کشانند؛ علامه در انسان در عرف عرفان تمثلات آورده است.

دوم: قرآن را بخوانی نه آنکه فقط سکوت کنی؛ با تخلیهٔ ذهن و خیال، بدون توجه به معانی و تفاسیر؛ فقط بخوانی — هر طور بلدی — در سکوت سحر، به این نیت که کأنّ همین اکنون قرآن از الوهیت نظام هستی تنزل می‌یابد بر عقل و قلب و خیال و لسان پیامبر و او بیان می‌کند و تو می‌شنوی. با طهارت نفس چند جلسه پی بگیر؛ اصل تردد — ورود مکرر؛ به‌ویژه اگر در یک آیه بمانی و تکرار کنی. امام صادق در نماز چون به إیاک نعبد وإیاک نستعین می‌رسیدند آن‌قدر تکرار می‌کردند تا بیهوش می‌شدند — نه بیهوشی متعارف. پرسیدند چرا از حال می‌روید؟ فرمودند آن‌قدر تکرار می‌کنم تا مشافهةً از خود خدا بشنوم؛ کأنّ آیه دوباره نازل می‌شود. این راه نبوت انبایی است؛ باخبر شدن از اسرار عالم بسته نیست؛ راهش طهارت نفس است؛ چله‌هایی چنین رفته‌اند کسانی که نه حوزه خوانده‌اند نه دانشگاه؛ خالص از شیله‌پیله. کسانی که نه درس حوزوی خوانده‌اند نه دانشگاهی، با خلوص و چله به اسراری رسیده‌اند؛ دکان و شیله‌پیله در این راه جایی ندارد.

هدیه از هزار و یک کلمه؛ مس ظاهر

سومین راه بسیار شیرین است؛ هدیهٔ امروز از کتاب هزار و یک کلمه علامه — هفت جلد — جلد اول کلمهٔ بیست و چهار. دستوری که آثار عجیب دارد و همه می‌توانند؛ مس ظاهر قرآن. ظاهر قرآن مسش آثار عجیب دارد؛ حتی در درمان؛ علامه می‌گوید اثر شفا دارد؛ برای استخاره با طهارت — استخاره معصوم است به عصمت دست زننده. زمان: بین الطلوعین؛ سه روز هفته: چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه. پس از نماز صبح رو به قبله، بسم الله الرحمن الرحیم؛ سپس چهارده صلوات به این شکل که علامه تأکید می‌کند: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم — حتماً و عجل فرجهم داشته باشد. سپس انگشتان دست راست را بر سطر سطر سورهٔ فاتحه می‌کشی از بسم الله تا ولا الضالین؛ هم‌زمان مس می‌کنی و تردد می‌کنی؛ لا یمسه إلا المطهرون — در واقعه — را می‌گویی. این اقل است. سپس از بسم الله سورهٔ نبأ — اول جزء سی — دوباره دست می‌کشی و همان لا یمسه إلا المطهرون را سطر به سطر تا والناس سورهٔ ناس؛ سپس چهارده صلوات همان شکل؛ سپس:

«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا» (اسراء/۸۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از قرآن آنچه شفا و رحمت برای مؤمنان است فرو می‌فرستیم؛ و ستمکاران را جز زیان نمی‌افزاید.

علامه فرمودند در سه روز تأثیر عجیبی دارد به این شکل انزل مراتبش؛ بالاتر دستورات بیشتری دارد. می‌توان از جزء دیگری پس از حمد آغاز کرد اما مهم آن است تا آخر ناس برود. اگر بین الطلوعین گذشت و آفتاب طلوع کرد عیبی ندارد ادامه دهی. فرموده اگر کسی بتواند در هر یک از این سه روز کل قرآن را به این صورت مس کند — روز اول کل، پنجشنبه کل، جمعه کل — آثار شگرفی است؛ در رشته‌های اسماتیقی گشایش می‌آید؛ تفصیلش نزد اهل آن در همان کلمه. فردا ان‌شاءالله بحث قلب ریب یا مریب در قرآن به فضل الهی جمع شود. عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

دعوی و دعوت؛ دو بال بی‌ریب بودن قرآن

دیروز گفته شد در قرآن نمی‌توان شک کرد؛ امروز چرایی‌اش روشن‌تر می‌شود. دعوی قرآن آن است که این کلام از لدن حکیم علیم تلقی شده و روح‌الأمین بر قلب پیامبر نازل کرده است. دعوت قرآن آن است که به حق می‌گوید و سبیل می‌نهد؛ توحید و نبوت و معاد را می‌خواند و برای دعوت برهان می‌خواهد نه شعار. تحدی بقره بر دعوی است؛ هاتوا برهانکم بر دعوت. کسی که این دو بال را نبیند یا در ریبه می‌ماند یا دعوت را بی‌دلیل می‌پذیرد.

شنیدن کلام الله آن‌قدر مهم است که حتی مشرک پناه‌جو را باید پناه داد تا بشنود؛ ثم أبلغه مأمنه. بسیاری که با قرآن مأنوس‌اند باور نمی‌کنند چه بسیارند کسانی که حتی آیات حرمت را نشنیده‌اند. بی‌خبری از متن، زمینهٔ ریب است؛ انس با متن، دروازهٔ یقین.

قرآن علم ما کان وما یکون است؛ ظاهر و باطن حق و سرّ و کنزند. عبور از ظاهر به باطن کار یک جلسه نیست؛ ده نظر ملاصدرا در مفاتیح الغیب در هیئت یا زهرا و نزد شهید حجتی و صدا و سیما آغاز شد و ناتمام ماند. روان‌خوانی و تجوید مقدمه است؛ مفهوم و تفسیر و تأویل پله‌های بعد؛ اما سه راه علامه — توجه عرفانی، قرائت با نیت تنزل مجدد، و مس ظاهر — میانبرهای عملی برای قلب مریب‌اند تا أشد شک به انس بدل شود.

تفصیل مس و تردد

در راه دوم، اصل تردد یعنی ورود مکرر به آیه؛ مانند امام صادق که إیاک نعبد را تکرار می‌کردند تا مشافهةً بشنوند. نبوت انبایی بسته نیست؛ با طهارت نفس و چله می‌توان باخبر شد. در راه سوم، کلمهٔ بیست و چهار هزار و یک کلمه تصریح می‌کند مس ظاهر حتی شفا و استخاره می‌آورد؛ عصمت استخاره به عصمت دست است. چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه بین الطلوعین؛ چهارده صلوات با عجل فرجهم؛ مس فاتحه با لا یمسه إلا المطهرون؛ سپس از نبأ تا ناس؛ آیهٔ شفا و رحمت. اقل همین است؛ اکمل مس کل قرآن در هر یک از سه روز. اگر طلوع گذشت ادامه رواست. آثار اسماتیقی را اهلش در همان کلمه بجویند. این هدیه برای شکستن ریب قلب است تا فردا جمع مبحث مریب در قرآن آسان‌تر شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.