د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۹
دارای متن همگام
تکبیرة الإحرام مأموم پس از امام
قلب مُریب28_ج370
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۸:۱۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## تکبیرة الإحرام مأموم پس از امام
۰:۰۰
## قلب مریب؛ أشد شک در تسنیم
۰:۳۰
## دعوت قرآن؛ برهان و ذکر
۶:۱۶
## سه راه عبور به باطن قرآن
۷:۴۱
## هدیه از هزار و یک کلمه؛ مس ظاهر
۱۲:۳۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمة الله.
چون فرمودن که احکام جماعت رو دو مرتبه مرور کنیم اگرچه ما گفتیم
از ابتدا نکتهای رو عرض کنم بعد
بهت، از شما خواهش میکنم به جهت
یه هدیهای که میخوام تو بحث به شما از طرف از تعلمه
تقدیم کنم امروز رو حوصله کنید و
یه چند دقیقهی دیرتر تشریف ببرید بشنوید.
از بحث نرید حیفه،
دعوته. در خصوص
خب اجزای نماز عرض کردیم که
نباید مأموم جلوتر از امام
ورود کنه به اجزا حتی تکبیرة الاحرام.
قبلاً اینجا دیده میشد چند بارم من تذکر دادم باز یه بنده خدایی رعایت نمیکرد.
حالا الحمد لله الان دیگه ما نمیشنویم که
تا رای الله اکبر تکبیرة الاحرام امام تموم نشده،
مأموم حق گفتن الف الله اکبر رو نداره
و که اگر بگه نمازش باطله.
باید صبر کنه الله اکبر اون رای الله که تموم شد بعد
شروع کنه الله اکبر گفتن که اگر بگه نمازش باطله.
یعنی اگر دید متوجه شد زودتر گفته
باید نمازشو بشکنه از نو.
اینا بالاخره آدابی داره که اسراری هم دارن این آداب که ماها بیخبریم.
خب بحث ما پیرامون قلب مرید بود که گفتیم مرید رو حضرت
آقای جوادی آملی در تفسیر تسنیمشون أشد شک بیان میکنند و
میبرنش سمت اون آیه.
الم را لکل کتاب لا ریب فیه.
یه مقدمه ای اینجا بچینم پیرامون
نبودن، شایسته نبودن شک در قرآن که
این که اصلاً در حقیقت قرآن نمیشه شک کرد رو دیروز عرض کردیم.
حالا چرا در قرآن شایسته نیست که شک کرد یا به عبارتی در قرآن اصلاً چیز مشکوکی وجود نداره که تو بخوای
شک کنی چه برسه به أشد شک یعنی ریب.
اولاً قرآن به تعبیر حضرت علامه
جوادی آملی حفظه الله تعالی دو تا
بعد داره همه آیات روی هم از یک معنا به یک معنا.
یک بعد دعوی، دعوتشه یک بعد دعواشه یا ادعای قرآنه.
ادعای قرآن اینه که این،
این کلام الله، این وحیه، این تنزیله، این تلقیه.
إنک لتلقى القرآن من لدن حکیم علیم.
نزل به الروح الامین علی قلبک یعنی توسط روح الامین آمده.
تنزل الون إنا أنزلناه في ليلة.
اینا ادعای قرآنه، دعوی قرآنه، خب که درش هم صادقه
و به هر حال آیاتی هم این رو داره تصریح میکنه که در
شنیدن این کلام الله که ادعای قرآنه، قرآن تصریح داره
که خیلی مهمه شنیدن این کلام الله.
مثلاً آیه شش توبه میفرمود و إن--
دقت بفرمایید به کی داره میگه، به پیغمبر در خصوص کی.
و إن أحدا من المشرک-- أحدا من المشرکین استجارک
عجب! فأجره حتی اگه مشرکین اومدن به تو پناه آوردن پناه بهشون بده که چی بشه؟
چرا بخوای به مشرکین پناه بدی؟
حتی یسمع کلام الله برای اینکه بشنوند کلام خدا رو نشنیدند.
خیلی جالبه میفرمایند ثم أبلغ
مأمنه بعد به سمت
پناهگاهشون سوقشون بده.
والک بأنهم قوم لا يعلمون نمیدونن بسیاری از مردم باور کنید نشنیدند.
شما شاید باورتون نشه چون با قرآن معنوسید.
نشنیدند آیات قرآن رو.
حالا من نمیخوام خاطرهگویی کنم.
بدم هم میاد تو منبر سوءاستفاده...
اما تو از حرم حضرت عبدالعظیم
حسنی علیه السلام معمولاً سعی میکنم بدون لباس روحانیت برم چون انقدر میریزن اونجا سر آدم اصلاً وقت نمیکنه
زیارت کنه. یه بار رفتیم جوونا دور ما رو گرفتن.
حالا ما وسط زیارت و. سؤالات اینها معلوم بود یک دونه از آیات قرآن رو نخوندن.
من به زرت قاطع میگم.
اصلاً نمیدونستن ما در قرآن آیاتی داریم بر حرمت شرابخواری، بر حرمت زنا، بر حرمت-- نمیدونستن
که من اونجا قرآن رو براشون باز کردم باور نمیکردن.
حالا ما به اون سمت نریم بحثمون
به حاشیه نره. آیه صد و نود و سه شعرا.
نزل به الروح الامین علی قلبک.
که علی قلبک آیه بعدشه.
خب این ته-- این چیه قرآنه؟
در حقیقت ادعای قرآنه، دعوی قرآنه.
که دع-- عرض شود اد-- اون
ادعاییه که قرآن داره میکنه این کلام الله.
برای اینکه بفهمونه به ما هیچ گونه شکی اصلاً و ابداً راه نداره و شایسته شک کردن نیست،
خداوند تهدی کرده. تهدی قرآن رو من یک نمونه براتون بگم.
چند جا اومده چون وقت نیست
یه نمونه. سوره بقره آیه بیست و سه.
إن کنتم في ريب مما نزلنا في ريب مما نزلنا.
اگه توی شد، شد، شکی،
اون ش-شدت شک
هستید که این نزلنا ما نازلش کردیم على عبدنا
بسم الله فأتوا بسورة من مثله.
یه سوره ای مثلشو بیارید و ادعوا شهداءكم من دون الله.
به جز خدا هرکیو میخواید فرا بخوانید.
خب این داره تهدی قرآن بر چیه؟
بر اون ادعای قرآنه که نمیتونه.
حالا اومدن یه خودشونو مضحکه کردن.
اومدن یه سوره ای هم ساختن الکی که والفیل
و، وما الفیل و ما أدراک ما الفیل والخرطوم الطويل یه همچین چیزی حالا تو ذهنمه.
آره آره، آره یه هم چیز از ب-
خیلی بچه بودم و اینو دیدم تو ذهنم اینطوری مونده.
حالا خودشونم مضحکه قرار دادن.
اما در خصوص دعوت قرآن حالا به عنوان نمونه آیه چهار سوره احزاب "والله یقول الحق وهو یهدی السبیل".
خدا هرچی میگه حقه که این کلام الله شه بعد دعوته، یهد السبيله.
به راه دعوت میکنه تو رو.
راه جلو پات میگذاره. دعوته
که به صورت کلی میشه گفت اگر احکام رو
اِاِاِ مجزا کنیم مثلا به صورت کلی میشه گفت همون توحید و نبوت و ام--
معاد. این سه اصل اساسی.
قرآن دعوته به سمت ایناست.
بعد برای تهدی قرآن اینجا چی میفرماید؟
آیه صد و یازده بقره "هاتوا برهانکم".
برای دعوت برهان میخواد،
اساس عقلی میخواد. چون دعوته دیگه،
ادعا دیگه اینجا نیست. دعوته.
"هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین".
در آیه بیست و چهار انبیا میفرماید "هذا ذکری من معي وذكر من قب-قب-قبلی".
این هم ذکره. الانه آنچه که الان هست
و به اتفاق الان هست، معي به اتفاق من است و هم قبلش.
هرچی که هست که از اینجا معلوم میشه قرآن علم ماکان و مایكون است.
یعنی تمام ع-علم درش جمع شده که "من اراد علم الاولین والاخرین
فلیأته من القرآن". شخ-- بذار قرآن رو پیدا کن این علوم رو.
همه چی تو قرآنه. ما توجه نداریم.
ظاهرش حقه، باطنش حقه، ظاهرش سره، باطنش سر--
به قول علامه ظاهرشم کنزه، رمزه.
چه برسه به باطنش. که حالا برای رسیدن به این ما یه زمانی چندین جلسه، یه
یازده ده دوازده جلسه در هیئت یا زهرا
تو تهران حدود پنج جلسه اگر اشتباه نکنم در محضر شهید حجتی
چند جلسه همینجا در صدا و سیما پیرامون عبور از ظاهر
به باطن قرآن بر اساس ده تا نظر ملا صدرا در مفاتيح الغیبش حرف زدیم
که نشد بحثم جمع کنیم و رها کردیم.
اونجا یه صحبتی کردیم برای بعضیا سؤال پیش اومد این هدیهمونو تقدیم کنم که آقا چگونه
قرآن رو باید بخونیم. خب یه بحث قرآن روحانی، روان خوانی، تجوید، لهجه، صوت، نمیدونم اینا همه
اجزاء روش توجه به قول رهبر عزیزمون مقدمه رسیدن به باطن و مفاهیمه.
بعد مفهوم خوانی، تفسیر خوانی، تأویل اینها.
اینا حالا همهی اینا میشه گفت یه راههاییاند ولی همه راه نیستن.
بعد میری سراغ اینکه تو
ز-از ظاهر قرآن به کمک راه حلهایی که بزرگان گفتن عبور کنی به باطن.
قبلاً گفتیم حالا من سه راه، سه روش رو به شما میگم که چون
ما محور بحثمون نظرات حضرت علامه، این استاد کل
علیه الرحمه هست اجازه بدید از نظرات ایشون استفاده کنم.
و الا راههای دیگهای هم بزرگان گفتن.
یه راهش توجه عرفانیه.
توجه عرفانی چند جلسه دربارهش صحبت کردیم.
مثلاً شما بعد از مخصوصاً نماز صبح بهترین وجه، وقت توجه عرفانیه.
در سکوت مطلق هیچچی هم نمیگی.
توجه میکنی به یک آیه از جهت مفهومی.
اونچه که از یک آیه میفهمی.
بعد میری مطلقا به هیچ چیزی جز اون مفهوم اون آیه فکر نمیکنی.
میبرنت دیگه. یعنی متو-- آهسته، آهسته از همین جا شروع میکنی.
میشینی به توجه عرفانی. فکرتو تخلی میدی.
این قوه خیالت رو، اون مخصوصاً از متخیلات فاسده باید پاکسازی بشه که قبلاً بحثش گذاشته.
بعد میبینی یواش، یواش تو رو میکشونن، میبرن
به جاهایی که منتهی میشه به باطن.
حالا از اون عالم ظاهر قرآن به عالم
مثال، بعد به عقل، بعد الوهیت رسیدن بعضیا رفتن از جمله خود حضرت علامه مثالهایی دارن.
کتاب انسان در عرف عرفان رو شما بخونید تمثلات ایشون رو
میتونید بعضیشو ببینید. اما راه دیگه
اینه که حالا مورد سؤال هم شده بود و بعضیا گفتن چقدر شیرین بود برای ما.
اینه که شما بیاید قرآن رو
شروع کنید خوندن. نه که سکوت بگیرید.
در حین که باز تخلی ذهنی و قوه خیال دارید شروع کنید خوندن بدون توجه به معانی و حتی تفاسیر و تعابیر، هیچی.
فقط قرآن رو حتی به اون تجوید
و این چیزا هم توجه-- هر طور بلدی تو سکوت سحر مخصوصاً شروع کنی قرآن رو
به این نیت که
کأنّ همین الان دو مرتبه این قرآن از الوهیت نظام
هستی تنزل پیدا میکنه بر عقل پیغمبر،
بر قلب پیغمبر، بر عقل پیغمبر، بر قوه مثال
و همون خیال و لسان مبارک ایشون.
ایشون داره بیان میکنه، تو میشنوی.
یواش، یواش به این نیت
حضرت استاد میفرمایند شما چند جلسه شروع کنی با طهارت
نفس این روش رو پی بگیری میخونی اما خالی از ذهن، از حرم-- همه اون
علوم. بعد یواش، یواش میبینی تلقی میشه به اصطلاحا به ما میگیم
اصل تردد.
من نه، حکما میگن، عرفا میگن.
اصل تردد یعنی هی ورود میکنی مخصوصاً اگر تو یه آیه بمونی هی تکرارش میکنی.
ما حدیث داریم مثال براتون بزنم خیلی آسون بشه.
امام صادق علیه السلام فرمودن که یه حالتی داشتن ایشون
که یه نماز میخوندن دور یک از نماز در
"ایاک نعبد و ایاک نستعین" که میرسیدن انقدر تکرار میکردن تا بیهوش میشدن.
از حضرت سؤال کردن. حالا بیهوشی امام بماند خودش چی هست؟
نه این بیهوشی متعارف. سؤال کردن آقا چی میشه که شما از حال میرید؟
فرمودن که انقدر تکرار میکنم به همین روشی که حضرت علامه میفرمایند.
تکرار میکنم تا مشافهتاً از خود خدا میشنوم.
دو مرتبه کأنّ آیه داره نازل میشه بر پیغمبر.
این راه وجود داره. تو هم این راه رو بری.
نبوت انبایی بهش میگن. باخبر شدن از اسرار عالم بسته نیست به قول حضرت علامه حسن زاده رحمت الله علیه.
تو هم میتونی. راهش طهارت نفسه و
اینکه این راه رو بری. شروع کنی یه چند جلسه چله بگیری.
چلههای اینطوری رفتن و رسیدن خیلیا.
آدمایی که نه حوزه خوندن، نه دانشگاه خوندن.
آقا من خبر دارم، مرتبطام با آدمایی که رفتن و اصلام اهل
این شیله پیله و دکان بازار نه مطلقا خالص.
و اما سومین راه رو که اینم خیلی
بسیار شیرینه. اینم حالا هدیه ما به شما باشه.
اجازه بدید از رو خود کتاب
حضرت علامه. این کتاب هزار و یک کلمه ایشونه
که هفت جلده. این جلد اوله.
در کلمه بیست و چهار.
اگه کتاب رو دارید رجوع کنید اونجا هست.
شاید بعضیا نداشته باشن و مرتبط بشه.
حالا تو اون کانال نزدیک ده هزار نفر آدم هست اینا رو پیگیری میکنن و پرسش هم کردن.
اجازه بدید من توضیحش رو بدم اگه کسی کتاب رو نداشت حداقل بن--
بشنوه. اگه کسی کتاب رو داره دیگه تشریف ببره.
من فقط این رو از رو براتون میخونم.
حالا همه جاشم نمیخونم چون بعضیاش،
بعضی جاشو خیلی صلاح نیست همه بشنون.
حضرت علامه میفرمایند که یک دستوری داریم برای اینکه شما اگر این کارو انجام بدید
آثار عجیبی داره. بعد همتونم میتونید مثل اونا یه ذره سخت نیست.
توجه کردین؟ همتونم میتونید.
اونم مس ظاهر قرآنه.
ببین ظاهر قرآن چی توشه
که مسش آثار عجیب داره.
علامه میگه حتی در درمان.
من سراغ دارم کسی که این کارو کرده
دست گذاشته رو سر مریضیای صع، صع، صعب العلاج و شفا گرفتن
مریضیها. خود علامه تو همین کلمه میگه آث-- اثر شفا داره.
برای استخاره. کسی که استخاره میخواد بکنه دستش رو طهارت.
چون حضرت علامه میفرمایند استخاره معصوم است
البته به عصمت دست کسی که میزنه.
اینا همه آثارش رو حالا من عرض کردم.
میفرمایند بین الطلوعین راهش بین الطلوعینه.
تو سه روز از هفته، چهارشنبه،
پنجشنبه و جمعه. فردا چهارشنبهست.
منم قاطی شما نیت میکنیم
از فردا انشاالله شروع کنیم. میتونید انشاالله سختم نیست.
میفرماید که از بین الطلوعین شروع میکنید
قرآن رو باز میکنید از بسم الله surه حمد
با طهارت. میشینید رو به قبله بعد از نماز صبح
«بسم الله الرحمن الرحیم» رو
میگید. چهارده بار صلوات میفرستید به این
شکلی علامه تاکید میکنه به این شکل.
«اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل
فرجهم». یعنی به این شکل حتما "وعجل فرجهم" داشته باشه.
بعد انگشتان دست راستت رو
بر سطر، سطر
surه فاتحه میکشی. روی هر سطر از خود بسم الله.
از بسم الله شروع میکنی تا "وللضالین" میکشی.
همین طوری که داری دستتو میکشی مس میکنی
این آیه رو هی تردد میکنی یعنی تلاوت میکنی پشت سر هم.
"لا یمسه إلا المتحرون".
"لا یمسه إلا". تو surه واقعهست.
بعد که surه هم تموم شد این اقلشه که دارین میگیم
اقلش اینه. میری سراغ بسم الله surه نبع که از اول جزئ سی قرآنه.
از بسم الله surه نبع شروع میکنی دوباره همینطور
دست رو میکشی و همون "لا یمسه إلا المتحرون" رو میگی سطر، سطر میری تا "والناس"
surه ناس آخر قرآن.
تموم شد چهارده بار باز صلوات به همون شکل.
بعد این آیه رو میخونی. "وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين
ولا يزيد الظالمين إلا خسارا"
که در سه روز علامه گفتن تاثیر عجیبی داره به این شکل انزل مراتبش.
دیگه اون بالاترشو که دیگه جلوتر دستوراتی داره
که اگه کسی خواست میتونه حتما تو این سه روز باید باشه
و از جزءهای دیگه هم شروع کنه مانعی نداره.
یعنی مثلا حمدو خوند بره، بره از جزئ بیست و هشتم.
ولی مهم اینه که بره تا آخر الناس
از جزئ پونزدهم شروع کنه. اما برو تا آخر جزئ آخر تا الناس
مس کن به این شکل
و- بسم الله الرحمن الرحیم.
نه دیگه «بسم الله الرحمن الرحیم» رو میگی
شروع میکنی بعد چهارده تا صلوات میفرستی شروع میکنی به اون شکل.
دستتو رو بسم الله surه حمد میکشی تا آخر حمد.
بعد شروع میکنی از اول جزئی که خودت متمایلی ولی تا آخر قرآن باید بری.
اگر علامه فرمودن که تو همین
کلمهشون دارن. کلمه بیست و چهار
هزار و یک کلمه. فرمودن اگر بین الطلوعین
وقتش گذشت یعنی شما یه دفعه دیدی طلوع آفتاب رخت داد عیبی نداره ادامه بده.
و اگر حالا من دیگه اینو نمیگم برید رجوع کنید چون رسانهای میشه میره بیرون.
اگر کسی بتونه اینو این تو این سه روز
برای کل قرآن انجام بده یعنی از بسم الله
surه حمد شروع کنه بسم الله رو بگه چهارده صلواتو بگه شروع کنه مس کردن سطور
"لا یمسه إلا المتحرون".
"لا یمسه إلا" تا آخر
تا "والناس". نه که تقسیم کنه تو سه روزهای کل قرآن رو.
نه. روز اول کل قرآن.
دوم چهار-- پنجشنبه کل قرآن.
جمعه دوباره کل قرآن. آثار
شگرفی اینجا حضرت علامه دارن.
من فقط کلمهشو به شما عرض میکنم که میفرمایند در رشتههای ارسماتیقی مطلقد-- مطلقا گشادی میآبد.
حالا این رو یعنی چیه؟
دیگه برید اهلشو رجوع کنید.
اگر دوست داشتید خصوصا خدمتتون عرض میکنم میخوام
ااا رسانهای نشه. خب این، اینم هدیه ما امروز به شما.
ااا فکر کنم دیگه فردا انشاالله بحث قلب در، قلب
ریب یا مریب در قرآن رو ما به فضل الهی جمع کنیم.
انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- اللهُم صَلّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
جلسه قبل
جلسه بعد