بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمه الله.
میدونید که همونطور که قبلاً عرض شد بین غروب آفتاب و مغرب فرق هست و نماز عصر تا غروب آفتاب وقت داره نه مغرب.
یعنی دقایقی قبل از اذان مغرب غروب آفتاب رخ میده که تا اون موقع وقت نماز عصره.
گاهی بعضیا فکر میکنند تا اذان مغرب وقت دارند برای نماز عصر در حالی که غروب آفتاب دیگه نماز عصر قضاست.
حالا فاصله استفتا اینه که فاصله بین این غروب آفتاب با تا مغرب و اذان مغرب چقدره؟
رهبر عزیزمون فرمودن در هر فصلی متفاوته، فرق میکنه میزانش.
حالا ما کلاً عرض میکنیم که حواستون باشه حدوداً بین هجده دقیقه تا بیست دقیقه اینا قبل از اذان مغرب دیگه نماز عصر قضاست.
یکی دیگه از آیاتی که صراحتاً پیرامون قلب مریب سخن گفته چون بعضی از آیات هست ریب و شک رو بیان کردن به صورت کلی اما اینجا ریب رو و شک رو نسبت میده به قلب.
آیه صد و ده سوره توبه است.
میفرماید "لا یزال بنیام بنیانهم الذي" این بنیان آنها، بنیانهم، بنیان آنها یعنی بنها بنیان منافقان هم منظور همون مسجد virar است که در برابر مسجد پیغمبر بنا کردن.
"الذي بنوا ريبة في قلوبهم" اصلاً بر اساس اون شکی که در قلوب اینها بود، جا گرفته بود بنا شد.
"الا ان تقطع قلوبهم" مگر اینکه اینها از دلشون بکنن این ریب و این شک رو که منجر شده به این بنا "والله علیم حکیم".
خب البته از این جور مساجد الان هم تو کشور اسلامی خودمون هم داریم.
هستن مساجدی که اصلاً درش حتی کسی رو که کارشناس دینه، لباس و نماد پیغمبر تنشه و لباس دین تنشه نشون میده که این درس دین خونده، تخصص دینی داره رو راه نمیدن.
اصلاً آخوند روحانی راه نمیدن.
البته درستشم آخونده.
قدیمها میگفتن آخوند یعنی آقا خوند، مخفف آقا خونده.
اعتقاد داشتن که کسی که رفته درس دین خونده آقا خوندتش.
حالا بعد الان مضحکه دست این و اون قرار گرفته بماند.
در هر حال بحث اینجاست که هستن اینجور مسائل.
حالا ما به فتوای رهبری و مراجع بعضی از مراجع داریم که اگر جایی کسی لباس روحانی پوشیده یعنی تخصص دین داره حاضر باشه جایز نیست غیر از اون پیش نماز وایسته ما حالا امام بشه.
ما بعضی از مساجد حالا تو راه میریم نماز میشه.
میریم مسجدی نماز میبینیم مثلاً به هر دلیلی آخوند مسجد نیست، امام نیست.
بعد با اینکه میبینن خب یه کسی وارد شده که لباس پیغمبر تنشه اصلاً یک نفر پا نمیشه حرفی بزنه، دعوتی بکنه یا اعتراضی.
یه نفر عرقچین به سر میره جلو وایمیسته یه پیرمردی و نماز رو میخونه.
خب بماند.
پس اینها مسجدی رو بنا کردند بر اساس اون شکی که در قلوبشون بود.
در نکاتی حالا تفاسیری که قطره چگان چکانی هستن مثل مثلاً تفسیر نور آقای قرائتی نکات شیرینی رو برداشت کردن مثل اینکه حالا اون بخشی که مربوطه به بحث ماست رو عرض کنیم مثلاً آقای قرائتی میفرمایند که بر اساس این تیکه "الا ان تقطع قلوبهم" نشون میده که بیماریهای قلبی و روحی با توبه ظاهری و لفظی مداوا نمیشه.
یعنی اینا ورود کرده، رسوخ کرده این شک، این ریب، این گناه، این انحراف به قلبش رسوخ کرده.
اصلاً "ريبة في قلوبهم" یعنی این شک رفته تا قلبشون.
اگرچه منافقین خب بر اساس آیات قرآن وقتی دقت میکنی میبینی روی اون بنای باطلشون محکم بودن، شک نداشتن لکن از شک شروع شده.
موضوع اینجاست که شک سرسرهایه و خصوصاً اگر در تونل و در عرض شود راهروی شک بمونی دیگه به صورت یه سرسره عمیقه انسان رو پرتاب میکنه و میبره به اون اعماق جایی که دیگه برگشتش ممکن نیست.
لذا باید بسیار مراقب شک بود.
منتها البته گاهی معمولاً اهل ایمان دچار خب شک و ریب و اینها میشن منتها گاهی شک به صورت وسوسه است.
وسوسه شیاطین خناس "یوسوس في صدور الناس" اینا این وسوسه است باید پناه برد به خدا.
"قل اعوذ برب الناس.
قل اعوذ برب الفلق" باید پناه برد.
"اذا قرأت القرآن فاستعذ بالله" این باید پناه برد به خدا.
ولی گاهی اوقات نه این دیگه میشه "في قلوبهم ريبة في قلوبهم".
اینجا دیگه خ-کار خطرناک میشه یعنی قلباً.
نشونهش هم اینه که دست میکشن از کارهای توحیدی و ایمانی.
ما در جلسه پیش به فضل الهی به اینجا رسیده بودیم که خب وقتی که یک وصفی، یک صفت در نفس تکرار شد، ملکه از خودش ایجاد میکنه و ریشه میزنه و دیگه منشاء صدور فعل میشه و حتی اراده رو تحت الشعاع قرار میده و انسان گاهی میبینی بدون اراده کاری رو انجام میده بر اساس ملکات.
حالا سؤال پیش میاد که و پیش اومد برای بعضیا که بالاخره کسی که دچار ملکات سیئات میشه این هیچ راهی یعنی نیست برای برگشتش؟
یا چگونه این ملکات از بین میره وقتی بخواد برگرده و ارادهش هم به این صورت تحت الشعاع قرار گرفته آیا بالاخره چی میشه اینجا؟
چه راهی وجود داره برای اینکه اون ملکات کلاً ریشه کن بشه؟
اولاً بر اساس اون آیهای که قرائت شد، آیه هفتاد سورهی فرقان.
ااا که انشاالله در آینده باید این باز بشه این آیه به فضل الهی.
اونجا میفرمود که ق- آیات قبلش که آ تا آیه شصت و نه ابن عباس میفرمود که ما دو سال تا اینجا میخوندیم.
این سوره رو تا همین آیه میخوندیم.
بعد دو سال آیه هفتاد به بعد نازل شد.
یعنی تا دو سال پیغمبر محزون بود، نگران بود، گریان بود چون آیات قبلش میگه به هر حال کسانی که مضمون آیه اینه که اهل قتل نفس محرم بودن، محترم بودن، اهل زنا بودن، اونایی که شرک کردن، اینها به خدا شریک قائل شدن، اینها خب دچار عذابیاند که ااا عذاب محانا دیگه بحثش گذشت خوار کننده.
الا.
حالا این وقتی که این آیات نازل شده بود پیغمبر محزون بود که خب با این عربهایی که پیغمبر سر و کار داره و میخواد اینا رو دعوت کنه، همه گرفتار انواع و اقسام این گناهان هستند.
اما خب وقتی این آیه نازل شد جالبه که ابن عباس میفرمود که ااا ما دیدیم برای اولین بار دیدیم که پیغمبر چنان خوشحال شد و خندید که دندانهای سنایای پیغمبر رو دیدیم.
بله خب بالاخره کسی که اهل باطنه چشمش به باطن عالم باز شده.
اللهم ارنی الاشیاء كما هیه.
اون احوال اعیان موجودات رو میدونه.
به علم شهودی به احوال اعیان و عین متن نظام هستی رسیده.
خب دور و ورشو هرچی نگاه میکنه از این انسانها که به جای اینکه انسانیتشون رو گل کنن و بلد کنن به سمت حیوانیت بلهم ازل رفتن.
دور و بر خودش گرگ و پلنگ و شغال و چه و چه میبینه.
خب معمولاً آدمهایی که اینچنیناند محزوناند.
اما ابن عباس میگه که در این آیه نزول این آیه یکی هم آیه اول سوره فتح انا فتحنا لك فتحا مبينا که حالا انشاالله بعداً باید به فضل الهی پیرامون فرق بین فتح مبین، فتح غریب و فتح مطلق که در قرآن اومده بحث بشه.
اینجا خب بحثش گذشت البته که من تابه یعنی برگرده یعنی اینکه در دل خودش عنابه داشته باشه.
عنابه از نوب میاد.
نوب در عرب به حالتی از زنبور عسل میگن که وقتی از کندوش فاصله گرفت رفت دو مرتبه برمیگرده.
اون برگشتنش رو میگن نوب.
توبه در دلش عنابه رو باید داشته باشه.
یعنی راه رو برگ- برعکس کنه برگرده.
آمنه یعنی دل بده.
جالبه که در این آیه میفرماید الا ان تقطع قلوبهم یعنی بکنند قطع کنن اون ریشهی اون.
ببینید ریشهکن کنن ریب و شک رو از قلوبشون.
که این ریشهکن کردن بحثش همینه دیگه.
وقتی دچار ملکات نفس شده چه باید کرد؟
بعد مرتبه دوم که فرمودن که صحبت هم کردیم که عمل عملاً صالحا مداومت بر عمل.
این سه شرط باعث میشه که یه اتفاقی بیفته.
یعنی در ابتدا انسان نیت میکنه، اراده میکنه، میخواد، خواستن مهمه.
خوا-- میخواد که برگرده و عمل پشت عمل در مسیر حسنات انجام بده.
اما یه گرفتاری نمیگذاره.
اون گرفتاری چیه؟
مانعش میشه.
میخواد سیر و سلوک کنه.
میخواد برگرده به سمت حضرت حق.
راهشو برعکس رفته.
میخواد برگرده جبران کنه.
نمیتونه.
چی نمیذاره؟
ملکات.
خب آیا یه راهی هست برای ریشهکن کردن این ملکاتی که در نفس راه پیدا کردن، ریشه زدن و عرض شد که اینها همون مواد و صور یا در حقیقت ملات و مواد صور و اشکال برزخی و همه تمثلات انسانند.
یعنی انسان بعد از مرگ اونچه که میبیند همون انشائات نفس ناطقشه و نفس ناطقهاش هم بر اساس ملکات نفس انشاء میکند.
خب وقتی گرفتار ملکات پست شده و رسوخ کرده در نفسش، اونم در نفسه دیگه، مجرد نفس.
اینا ماده نیست که بشه با تبر قطعش کرد.
چگونه اینا ریشهکن بشه در حالی که نفسش رو به سمت ملکه کشونده؟
اینجا خود قرآن کد داده.
خیلی زیبا.
بیخود نیستش که پیغمبر خندیدن.
فأولئک يبدل الله اینجا دیگه دست خدا به کار میاد.
خدا دست میاره تو کار.
يبدل الله.
الله بدل میکنه.
چی رو؟
سیئاتهم حسنات.
که سیئات اونم سیئات همه سیئات بدل میشن به حسنات.
وکان الله غفورا رحيما.
ذیل اسم غفور و رحیم خدا این اتفاق میفته و جالبه که آیه بعدش هم دو مرتبه تصریح بر همین داره.
ومن تاب وعمل صالحا دوباره تاب عمل صالحا.
فانه يتوب الى الله متابا.
یعنی دیگه باید ااا واقعاً تأکیده که این توبه و عمل صالح باید انجام بشه.
منتها خب یه گرفتاری تو نفس ایجاد شده که اون رو دست یداللهی میاد تو کار و کسی در حقیقت دیگه این گندزدایی رو انجام میده که یدالله هست.
که یدالله فوق ايديهم.
اون کسی نیست جز صاحب الأمر.
یعنی امام هر زمانی این قدرت رو داره که بدل انشایی بکنه.
یه زمانی فکر میکنم اگر اشتباه نکنم حدود دو سال پیش ما حدود بیست جلسه مقدمه کتاب نهجالولایه از تهلمه رو که شرح میدادیم، یکی از جلسات به همین مقام صاحب الأمر اختصاص پیدا کرد که اگر اشتباه نکنم کنار قبر شهید حججی بود که بچهها بارگذاریش هم کردن در کانال.
که از مقام توجه عرفانی انسان میرسه به مقام همت، صمو-- صاحبان همت میشن بعد به مقام ابدال میرسن که میتونن ابدال کنن.
ابدال یعنی بدل انشایی از بدنشون انجام بدن برن به داد دیگران برسن و اینها بر اساس دستور اوتاد این کارو میکنن که اوتاد چهار نفرن و در حقیقت حلقه وصل به حضرت صاحب الأمر هستن.
مقام فوق ابدال و اوتاد میشود مقام امر.
یعنی صاحب الأمر که همون حجت خداست.
این امر همون مقام کن فیکون هست.
یعنی او وقتی میگوید کن فیکون بلافاصله میشود.
این در دست امام عصر صلوات الله عليه هستش که میتونه به، یعنی به مقامی رسیده که میتونه بدل انشایی بکنه.
حالا در خصوص بدل انشایی حرف خیلی باید پیاده کرد که خیلی هم به درد مردم میخوره.
در حقیقت اینجا بحث حکمی با اخلاقی ادعُ الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة این دو با هم آمیخته شده.
موعظه و حکمت.
وقتی بدل انشایی کرد ریشه میکَنه، ریشه میزنه از چی؟
ملکات.
که اون موقع کار دیگه برای این طرف آسونه.
در حقیقت ریشهکنی ملکات کار حجت خداست.
منتها حواسمون جمع باشه که این ریشهکندن ملکات توفیق هر کسی نمیشود.
این خیلی مهمه توجه به این قصه که ریشهکندن از ملکات توسط حجت خدا به راحتی صورت نمیگیره.
مگر اینکه [نفس عمیق] نگاه تو نگاه بیفته، ارتباط دو طرفه بشه.
حالا خیلی رمزی من دارم عرض میکنم تو دعای ندبه هم داریم متى ترانا و نراك.
اول میفرماید هل الیک يا ابن احمد سبيلٌ فتلقى آیا راهی هست من تلقى شما رو ملاقات کنم؟
یعنی من شما رو ببینم.
اما من که شما رو ببینم امکان داره شما منو نبینی.
شاید مقام توبه رخ بده من برگردم به سمت شما، شما رو ببینم و دل هم بدم مقام آمَنه هم رخ بده.
نیت داشته باشم عمل عملاً صالحه هم انجام بدم اما ملکات نمیذاره.
نیاز هست این نگاه دو طرفه باشه شما هم نگاه کنی.
لذا میفرماید متى ترانا و نراك رمز رو ببین تو ندبه هر وقت خوندید یاد این نکته باشید.
وقتی این نگاه دو طرفه شد، ریشهکن میشه ملکات و بدل میشه.
و جالبه که بدونید در کربلا اتفاقی که افتاد امثال حر، زهیر، وهب، ابو الحطوف و برادرش سعد اینا که اونوری بودن برگشتن و جزو شهدا شدن.
اینا ابتدا نگاه به سید الشهدا کردن.
در حقیقت حضرت ابا عبدالله اراده کردن که اونا ببینن حضرت رو.
یعنی حضرت جلوه کردن حقیقت خودشون رو، نور ولایت و نور معرفت خودشونو تو دل اینا کاشتن.
اونها با چشم حقبین دیدن حقیقت سید الشهدا و امام رو.
وقتی اونا دیدن امام هم دیدشون و امام هم نگاهشون کرد و خریدارشون شد.
یعنی از اونجا به بعد دیگه کار امامه.
این شخص فقط میخواد، دل میده، تمام.
دیگه بقیه کار امامه و اراده رو تقویت میکنه چون ارادت الربه دیگه.
ارادت الرب.
حالا یه بحث ابدال داریم، یه اهبات.
اینا رو با هم قاطی نشه.
اهبات مال عکس اینه.
مال کسیه که در راه دین بوده متأسفانه بر میگرده میاد به کفر میره.
مثل خیلی از ماها که میبینی [نفس عمیق] تو ما راه حقیم.
همه چیمون هم درسته.
یه دفعه به سمت کفر حرکت میکنیم و در حقیقت باعث میشیم که پوشیده بشه روی همه کارهامون.
یمحو الله ما یشاء و یثبت محو بشه کارهای خیرمون.
اهبات بشه.
حبط عمل صورت بگیره.
اینجا دیگه ابدال نیست.
یعنی خدا باز به رأفتش کسی که بعد از ایمان به سمت گناه رفت، بعد از توبه دوباره گناه کرد، این دهنکجی کرده اما خدا نمیاد ابدال کنه.
یعنی بدل کنه به جای گناه، به جای صوابهاش گناه بنویسه.
فقط صوابهاشو حبط میکنه.
اما در خصوصی که، در خصوص کسی که کلاً کَنده یعنی واقعاً ارادهی او بر این محقق شده که بکَنه، دل بده، عمل پشت هم داشته باشه.
اما گرهی داره وقتی امام عصر این گرهشو باز کرد، ملکات رو بدل کرد، دیگه طرف راحت میشه و دیگه خدا یه جزای خوبی هم بهش میده به جهت این نگاه حجت خدا.
اون جزا چیه؟
ابداله.
یعنی بدل انشایی میکنه و این بدل انشایی رو بگذارید با یک خاطرهای خیلی با احتیاط عرض کنم خدمتتون در اصفهان که محضر آیت الله مظاهری که درس میخوندیم میرفتیم محضر، محضر کلاس یه درس خصوصی بود با حضرت آیت الله قزلی حافظ قرآن و حافظ نهج البلاغه روحشون شاد.
یه عده از طلاب و دانشجوها بودیم میرفتیم خدمتشون.
ایشون از تفسیر صافی فرمایشی آوردن که ملا محسن فیض کاشانی براش اصرار دارن که ایشون البته یک بخشیشو فرمودن جایی نگید و بنده هم اون رو سعی میکنم نگم.
حدیث ذیل آیه این بود که میفرمود که اگر کسی واقعاً کَند توبه نسوح و واقعی کرد، این یبدل الله سیئاتهم حسنات این بدل انشایی را اینچنین ترجمه کرده.
حدیث از امام صادق صلی الله علیه یادم آورد ایشون که امام فرمودن که به میزان و به وزان هر کار زشتی به همون میزان بدل انشایی صورت میگیره.
یعنی هر مقدار گناه طرف سنگینتره به همون سنگینی حسنه براش نوشته میشه.
الله اکبر.
حالا بعد البته حدیث ادامه داره که بعد حالا نمیتونم بگم.
حالا اونجا یه دعای مثلاً یه آرزویی میکنند اونایی که این حالت رو پیدا میکنند در قیامت وقتی میبینن به وزان سیئاتشون حسنات توسط خدا ثبت شده.
مثلاً پنجاه سال سنگینترین گناه رو داشته پنجاه سال براش سنگینترین حسنات رو مینویسن.
شوخی نیست.
این لطف خداست که البته عرض شد شامل هرکسی نمیشه.
خب چنین کسی بعد حالا اونجا یه آرزویی میکنه که ای کاش مثلاً تو دنیا-- حالا اجازه بدید من این آرزو رو نگم بعدا چون این صوت میره بیرون یه وقت کسی سوءاستفاده نکنه.
ظرفیت نخوره.
به هر حال این رو توجه داشته باشیم که این هم از در حقیقت الطاف خدا از طریق حجت خداست و مجری و کانال پیاده شدن اسم مبدل السيئات بالحسنات و اسم جابر العظم الكسير خدا کسی نیست جز امام زمان حضرت حجت قرونشون بریم.
که این مقام رو پیغمبر داشتند و اهل بیت وارث این مقام بودند.
اتفاقاً در کتاب شریف تفسیر منهج الصادقین البته خلاصهت منهج الصادقین، ببین تفسیر منهج الصادقین رو ااا که به تصحیح از تاليف شعارانی رسیده بود.
اون ده جلدی اول به تصحیح ایشون رسیده بود.
بعد اون خلاصهت منهج الصادقین به تصحیح علامه حسن زاده خلاصه اون به تصحیح علامه است که حدود شش جلده.
اون اصلیه ده جلد بود این شش جلد.
تو بعضی جاها هم سه جلدیش کردن که اونجا روایت داره که استاد عظیمام خیلی تاکید داشتن به این تفسیر و این موضوع که دارم خدمتتون عرض میکنم که اونجا یه روایت شیرینی رو میاره از پیامبر عظیم الشأن اسلام.
اینو الان شما خب گوش بدید متوجه شکل کار بدل انشایی میشید یعنی چی؟
که شخصی سائلی به محضر پیغمبر تشرف آوردند اومدن توی مسجد نشستند.
مشرف شدند به محضر پیغمبر و گفتند آقا ما گرفتاریم کمک کنید ما رو اینها.
بعد پیغمبر فرمودند بنشین تا ببینیم رزق تو چی؟
چگونه است؟
یکی دیگه از یاران آقا اومدن داخل مسجد یه کیسهای دست پیغمبر دادن همون موقع و عرض کردن که یا رسول الله این چهارصد درهمه بدید به کسی که نیاز داره.
پیغمبر بلافاصله این کیسه رو از دست ایشون گرفت داد به دست کی؟
اون سائل و فقیره.
فرمود برو این چهارصد دیناره احتیاجاتشو باهاش رفع کن.
این کسی که این پولو داده بود یه لحظه گفت یا رسول الله.
مثلاً اشکال کرد.
گفت یا رسول الله این درهم بود چهارصد درهم بود شما فرمودید دینار.
پیغمبر یه نگاه معنادار بهش کرد فرمود که منو تکذیب نکن خدا منو راستگو قرار داده.
چون بر-- حالا در حد و در اندازه این شخص پیغمبر حرف زده دیگه.
تلک الامثال نذر الوالناس.
این مثلی که تو قرآن هم مثال مثالهایی اینو که آوردن در حد ف فهم مردمه که در حد خودش پیغمبر فرمود چون بر لسان من جاری شد چهارصد دینار، خدا هم درهمها رو به دینار بدل کرد و اونجا حالا این شخص به پیغمبر فرمود یا به خدایی که تو رو به حق مبعوث کرده و اینها اینها درهم بود بعد پیغمبر دید این طرف حالا با بالاخره معرفتش این مقدار بوده دیگه.
اینجوری اصرار داره.
حالا کیسه رو ریختن زمین فرمودن نگاه کن.
نگاه کرد دید همه دیناره نه درهم که ارزشش بالاتر از درهمه.
این یعنی چی؟
حالا پیغمبر فرمود به لسان من اینچنین جاری شد.
نه اینکه بگیم مثلاً خدا آبروداری کرد از پیغمبر یا استغفرالله پیغمبر خطا کرد، سهو مرتکب شد، اشتباه گفت پیغمبر خدا آبروداری کرد.
نه.
این که در ساحت پیغمبر نیست.
در ساحت پیغمبر سهو هم نیست چه برسه به خطا.
اونا معصومن دیگه.
و پس این چی میشه؟
این همون مقا بدل انشاییه.
اصلاً اونها اراده الربن.
امام عصر که وارث پیغمبره، اراده الربه.
یعنی وقتی خدا میخواد ارادهای کنه همون آن امام اراده میکنه.
وقتی خدا بر اساس آیه هفتاد سوره فرقان میخواد یب-- تبدیل کنه چی رو؟
سیئات رو.
اینم سیئات جمع همه سیئاتشون رو به حسنات.
در حقیقت همون موقع امام عصر ارادهش محقق میشه که یبدل الله سیئاتهم حسنات.
این چقدر شیرین که حالا به هر حال ما امیدواریم که این بدلهای انشایی در رابطه با ما هم محقق بشه و امام زمان صلی الله علیه در رابطه با ما هم انشاالله بدل انشایی کنن که خیلی وضعمون خرابه و در حقیقت عرض کنم خدمتتون که این اراده الرب بودن خیلی مهمه.
ما قدیما میشنیدیم که مثلاً مظهر امام عصر مظهر خداست تا همین مقدار.
اما الان همون مظهر رو چگونه ترجمه میکنیم؟
میگیم اراده حقه.
حجت خدا اراده الربه.
این خیلی مهمه که بدونیم اراده خدا چگونه پیاده میشه و خدا هم که از در حقیقت سنتش اینچنین تعلق گرفته که از دایره اسباب کار کنه.
و ابتغوا الیه الوسيلة.
وسیله هم که امام عصره.
البته یکی از شاگردان خیلی خوب و برجسته حضرت استاد علامه حسن زاده که همه شرف حضور دارید عزیز دل آقای صمدی.
ایشون چندین جلسه پیرامون این آیه بحث کردن.
انشاالله از بیانات و اون توجهاتی که ایشون به آیه داشتن هم بعدها وقتی ذیل این ق آیه خواستیم بحث کنیم استفاده خواهیم کرد.
این بحث ادامه داره ولی اجازه بدید چون بخواهیم بریم تو دلش واقعاً باید چند چندین جلسه این بحث ادامه پیدا کنه تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
والحمد لله رب العالمين.
انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر باشد به برکت صلوات بر محمد آلم.