ددرس‌گفتارها

خدا لعنت کنه صدام رو.

بله گفتم اسم پدرشون عباسه.

ان شا الله فردا خواستید بخونید پدر آقای گودرزی [سرفه] نثارشون صلوات خد کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

[نفس عمیق] می‌دونید این مراکز عمومی، وسایل نقلیه خب در معرض استفاده همه است.

خب بالاخره اهل کتاب، کفار، منافقین، مشرکین میان سوار اتوبوس‌ها، جاهای مختلف، مترو اینا، قطار، هواپیما می‌شن و بعضا خب شاید مثلا بر اثر بارون لباس اینا نج-- رطوبت داره منتقل می‌شه نجاست یا نه عرق می‌کنن بالاخره اون رطوبت منتقل می‌شه.

سؤال اینجاست که آیا جایزه استفاده کردن از این صندلی‌ها اینها وقتی ما هم بدنمون مرطوبه بالاخره نجاست منتقل می‌شه دیگه.

رهبر عزیزمون می‌فرمایند که چون علم یقینی به نجاست ندارید اینجا محکوم به طهارن.

همه این صندلی‌ها، این جاهایی که حالا مرکز عمومی هستش، تو پارک‌ها، اتوبوس‌ها، متروها، قطارها، هواپیما اینها چون علم یقینی به نجس، نجس شدن این‌ها نیست، محکوم به طهارته.

بارها عرض کردیم خدا تو این قصه خیلی سخت نمی‌گیره.

خدا تو نجاست باطنی یعنی تو قضیه گناه و اینا سخت می‌گیره.

ما دیروز به فضل الهی موضوعی رو عرض کردیم پیرامون تحویل خودمون یا در حقیقت تطبیق آدم و عالم.

[نفس عمیق] در ادامه اون نکته‌ای رو هم امروز عرض کنیم که برای بعضیا تعجب شاید بود که گفتیم خیلی از این مشکلات درونی در نظام انفسی به جهت مشکلات جسمیه.

اینکه قدیم‌ها می‌گفتن عقل سالم در بدن سالم واقعاً یک موضوع علمیه [نفس عمیق] و اگر بدن مزاجش سالم نبود قطعاً دچار مشکلاتی می‌شه حتی شک و ریب قلبی می‌تونه یه دلیلش عدم اعتدال مزاج و مشکلات جسمی باشه.

ببین آدمی که جسمش سالم نیست دچار فشارهای عصبی می‌شه.

اون عصبیتش زود عصبانیش می‌کنه، غضبناک‌ش می‌کنه و به هر حال یا وقتی که زیاده از حد به جسمش رسیده، پرخوری کرده، اینا شهوتش تحریک می‌شه.

بالاخره اینا چی کار می‌کنه؟

انسان رو می‌کشونه به یک وادی که قطعاً نتیجه‌ش می‌شه تزلزل اعتقادی، فکری و همون حالا شک، ریب، هرچی.

این نکته رو خوب توجه داشته باشید که ج-- نفس انسان قطعاً مجرده، تجرد داره از ابتدا این چنینه.

اما نفس برای ارتقاء وجودی و رشد نیاز به بدن داره.

یعنی نفس درست خودش مجرده اما برای اینکه رشد کنه در حقیقت باید با افعالش رشد کنه دیگه صیغه وجودی پیدا کنه.

افعال نفس کجا پیاده می‌شه؟

فعل نفس، فعل و انفعالات نفس کجا بروز می‌کنه؟

در بدن.

بدن دیگه انزل مراتب خود نفسه.

جدایی از نفس هم نیست.

اینایی که میان بدن رو از نفس جدا می‌دونن درست متوجه نشدن بحث حکمت رو.

اساساً حضرت علامه حسن زاده رو این نکته هم خیلی تک– تکیه دارن و تاکید می‌کنم که حواستون جمع باشه گولتون نزنن‌ ها.

نگن بدن جدایی از نفسه ها.

هیچوقت اینا از هم جدا نیستن.

یک حقیقتن.

ذو مراتب که بارها درباره‌ش حرف زدیم.

اگر این چنین است پس نفس قراره از بدن به کمال برسه چون افعال نفس در بدن پیاده می‌شه.

خب شما بفرمایید ببینم خستگی، خواب، بیماری حتی غشوه، هیپنوتیزم، اینا بیهوشی، اینا مال چیه؟

عوارض نفسه یا بدنه؟

همه مال بدنه.

یعنی نفس که بیهوشی نداره، نفس که خواب نداره، نفس که خستگی نداره، نفس که گرسنگی نداره.

همه مال بدنه.

پس چی کار کنیم؟

چون اصل نفسه و نفسه که قراره به کمال برسه بدن رو گرسنه نگه داریم یا نه برعکس پر، پر پرش کنیم اینقدر بخورونیم که بالا بیاره یا حالا هرچی.

نه باید اعتدال اسمش رو خودشه.

اعتدال مزاج باید معتدل رفتار کرد و قرآن هم ما رو امت وسط معرفی کرده.

امت وسط نه تفریط، نه افراط.

در-- پس برای اینکه نفس به اون رشدش و ارتقاء وجودیش برسه باید از ناحیه جسم حرکت کنه و جسم باید تعادل داشته باشه.

البته ضررهایی که در پر بودن و امتلای شکم هست بیشتر از ضررهاییه که در خالی بودن شکمه.

این رو عرض کنیم.

یعنی این بحث هم کاملاً علم، اصلاً پزشکیه، طبیعه.

حالا به شما بگید پزشکی ما می‌گیم طبی.

کاملاً طبیعه که وقتی بدن این ااا معده پر پر می‌شه ضررش به مراتب بیشتر از وقتیه که خالی می‌شه.

اتفاقاً وقتی معده خالیه به خدا هم نزدیک‌تره.

حضرت علامه [نامفهوم] کتابی که الان پیش ماست و ما در محضرش هستیم محققی‌ست.

کتاب لقاء الله حضرت استاد علامه حسن زاده البته لقاء الله خیلیا دارن.

آقا جواد آقا دارن، حضرت امام دارن و حضرت استاد علامه حسن زاده دارن، مرحوم فیض دارن.

پونزده تا راهکار حضرت علامه میدن برای اهل سیر و سلوک.

برای کسی که میخواد به لقای خدا برسه.

در بخش چهارم راهکارهای استاد وقتی بحث کلوا اشربوا ولا تسرفوا رو بیان میکنه، ایشون میفرماید "واعلم حبیبی" این عین کلامه چون رساله شون عربی هست، عین کلام استاده.

"واعلم حبیبی" دوست من بدون "أن فضول الطعام يميت القلب" اضافه ز-- غذا یعنی زیادی خوردن قلب رو میمیراند.

این قلب که بمیره، وقتی قلب مرد دیگه میفته به وادی شک و ریب و و از اونجا کشیده میشه به "أن كذبوا بآيات الله".

"يميت القلب بلا كلام".

بلا كلام یعنی قطعاً، قطعاً یعنی این موضوع قطعیه.

اصلاً نیاز به گفتن نداره "ومفتی إلى جح-- جموح النفس وطغيانها والجوع".

حالا اینجا بحث جوع رو مطرح میکنه است-استاد علامه.

"والجوع من أجل الخصال المؤمن".

و خالی بودن شکم یا گرسنگی یعنی به قدری شکمت خالی نباشه که البته بمیری یا ضعف عارض بشه، نه.

یعنی شکمت به قدری خالی باشه که بگی خالیه.

مثلا الان من نیاز دارم غذا بخورم.

اون حالت میگه از بهترین حالات مؤمنه.

خیلی جالبه که ااا یه حدیثی هم اینجا حضرت علامه میاره از امام صادق صلوات الله علیه که راوی ابا بصیر است تو همین خصوص.

این حدیث رو گوش بدید چقدر زیباست.

میفرماید "إن البطن" امام صادق صلوات الله علیه فرمود "إن البطن ليثقا من أكله".

طغیان شکم از غذاست.

یعنی شکم وقتی طغیان میکنه "إن البطن ليثقا من أكله" از غذا خوردنش.

حالا میشه گفت پر خورده، میشه گفت در هم بر هم خورده.

یعنی رعایت نکرده چی رو با چی بخوره یا بد خورده.

همه اینا میتونه باشه یا بد وقتی خورده.

"أقرب ما يكون العبد من الله جل وعلا".

نزدیک‌ترین وقت بنده به خداش کیه؟

"إذا خف بطنه".

وقتیه که نمیگه کلاً خالی خالی باشه معده میگه خف، خفیفه یعنی پر نیست.

مشکل تو امتلای شکمه که معمولاً ما گرفتارش هستیم و "أبغض ما يكون العبد إلى الله عز وجل إذا امتلأ بطنه".

مبغوض‌ترین حالت یه بنده به خدا وقتیه که پر باشه.

امتلای شکم.

این امتلای شکم یا برعکسش هم هست.

کلاً خالی نگه داشتن مثل این مرتاض‌ها که اصلا هیچی نمیخورن.

هر دوش میزنه مزاج رو به هم میریزه.

خب حالا شما بفرمایید مزاج که به هم خورد چی میشه؟

از اون حالت اعتدال بدن خارج میشه و دیگه بدن نمیتونه سکوی ارتقای نفس ناطقه باشه.

چون قرار شد نفس ناطقه افعالش در بدن بروز کنه و با ف-فعالیت خودش اون قابلیتش رو بروز بده و رشد کنه.

دیگه وقتی بدن ضعف داره، مشکل داره یا دچار گرفتاری‌های پرخوری و چیز و اینها شده، نمیتونه نفس رو ارتقا بده.

بعد یه همچین کسی آدم ناقصی میمونه.

پس اینو توجه داشته باشیم.

حالا من داشتم به آیه شصت و دو سوره مریم رسیده بودم.

صلوات الله علیها.

دیدم چه جالب که تو این آیه خوردن و خوردن، حالا غذا خوردن، طعام بهشتی رو خدا صبح و شب میرسونه.

به قدری فرمود "لا يسمعون فيها لغوا إلا سلاما ولهم رزقهم فيها بكرة وعشيا".

صبح و شب رزق و طعام اهل بهشت داده میشه.

این خودش یه کده، یه رمزه که اگر کسی به قول حضرت استاد اگر کسی غذای مقوی بخوره نه پر بخوره ها.

اسلام مخالف پرخوریه، موافق خوب خوریه.

اگر کسی مقوی و خوب بخوره اینطوری اثبات شده که دو بار صبح و شب کفایت میکنه بخوره و این قصه جوع هم با روزه فرق میکنه.

اینو حواستون باشه.

این نیست که حالا جو-- یعنی حتما روزه باشه.

نه.

میتونه طرف روزه هم نباشه اما جوع رو داشته باشه.

یعنی اون دو بار رو بخوره بقیه دیگه هی پر نکنه شکمشو تا گ-- خیلی جالبه که حالا بحث دیروز که تطابق بین انسان و یا آدم و عالم شما به قول استاد میگه دقت کنید به بچه.

بچه تون هنوز مز-مزاجش از اعتدال خارج نشده از همون شیرخوارگی ببینید آرومه تا گشنه شد گریه میکنه.

شیر بهش میدن.

به محض اینکه نیازش برطرف شد آروم میشه.

دیگه س-سرش رو میکشه، صورتشو برمیداره از سینه مادر.

یعنی دیگه بسه مگه.

یعنی تکوین داره.

کی به بچه یاد داد که الان که مثلا نیاز داری گریه کن الان که نیازت برطرف شد آرامش داشته باش دیگه نخور.

دیگه نخور بسه.

کی بهش یاد داده؟

تکوینه.

تکوین نظام افقی داره بهش درس میده.

و جالبه بچه حتی از شیرم که میگیری تا وقتی که اعتدال مزاج داره اینطوریه.

بچه معمولاً کمتر پرخوری میکنه.

یه مقداری که نوجوون و جوون شد میفته به پرخوری، لذت غذا خوردن و چشیدن و الی.

داره بازی میکنه، بازیگوشه.

اصلاً نیاز نداره تو بهش بگی بیا غذات رو بخور.

خودش میگه مامان گشنمه.

چهار تا لقمه خورد دیگه بسه.

میگه دیگه ول میکنه میره.

غذاشم نصفه کاره.

ول کن اجبار نکن که الا بلا تا آخر غذاتو بخور.

اون تکوین نظام هستی داره بهش میگه کی بخور، کی نخور.

اینه که خیلی از موقع‌ها ماها میایم متاسفانه می‌زنیم تو تربیت، دخالت می‌کنیم.

اصلا آقا ول کن تو نمی‌خواد تربیت کنی بچه‌تو.

بذار خود نظام تکوین هستی داره تربیتش می‌کنه حتی تو مباحث اخلاقی.

بچه از ابتدا میگن از قدیمیا می‌گفتن راست از بچه حرف راستو بشنو اینا.

یک پارچه صداقت محضه.

یواش یواش از پدر و مادر دروغ و حیله و نیرنگ و عدم صداقت و اینا رو یاد می‌گیره.

پس اینو یادمون باشه که به هر حال این حالا روایات از شود مباحث از تعلمه رو من عرض کردم از این حیث که بدانیم هم کم گذاشتن برای بدن ضرر داره هم پر گذاشتن.

اگرچه پر گذاشتن ضررش بیشتره.

خدا رحمت کنه الان یادم اومد که آقای مشکینی، خب ایشون خیلی گردن همه ما حق دارن.

خیلی زحمت انقلاب رو کشیدن و معارف و حقایق رو پشتوانه امام بودن.

ایشون یادمه توی سخنرانی‌هاشون یه روز درس اخلاق برای طلبه‌ها داشتن می‌دادن.

فرمودن، "آی طلبه‌ها خوب بخورید، خوبم استراحت کنید تا بتونید خوب درس بخونید.

من که الان میام برای شما درس بدم بیست تا قرص می‌خورم تا بتونم حرف بزنم." چرا؟

گفت، "من طلبه نوجوون و جوون که بودم فقر شدید مالی داشتم.

نمی‌تونستم غذای مقوی بخورم.

بدنم ضعیفه.

الان کشش ندارم." و جالب اینجاست که شما ببینید این نکته پایانی رم خوب بهش توجه داشته باشید.

اینایی که کارهای پژوهشی، علمی اینا می‌کنن، فکری.

یه آدمی که کارمنده، آدمی که کاسبه، اینایی که بالاخره کارشونو می‌کنن چهل پنجاه سالگی دیگه بازنشستن، پولشونو جمع کردن، مغازه‌شونو دارن.

نمی‌دونم بیمه شدن.

ااا از شود خدمتتون بازنشستگی می‌گیرن اینا.

هیچ-- اینا دیگه استراحت می‌کنن.

اما یه آدمی که تو وادی کار علمیه، یعنی کار علمی می‌کنه، عالمه.

ها.

اینایی که تو کار پژوهشی و تح-تحقیق و اینا هستن اتفاقاً هرچی سنشون میره بالاتر پخته‌تر می‌شن و نیاز اجتماع به اون‌ها بیشتره.

یعنی اینا وقتی مثلا چهل پنجاه ساله شدن، ببین پیغمبرم چهل سالگی مبعوث شد.

تمام انبیا چهل سالگی به بعد مبعوث شدن.

وقتی ریشش سفید شد، یادش بخیر یکی از اولیای خدا رو من یه روزی زیارت کردم حدود سی سال پیش.

اون موقع خیلی من بال و پر می‌زدم برای خیلی چیزا.

خیلی خودمو اذیت می‌کردم.

اذیت‌های عجیب.

هیچ‌وقت یادم نمیره.

اون موقع به من گفت خودتو اذیت نکن.

تو ما این ریشات که چند تاش سفید شد تازه اول کارته.

نمی‌فهمیدم اون موقع چی میگه.

و خودمون رو اذیت کردیم.

الان خود منم از جهت جسمی می‌بینین ضعف‌هایی دارم.

آدم وقتی مخصوصاً کار علمی می‌کنه باید به گونه‌ای رفتار کنه که سنش رفت بالا تازه اول کارشه، تازه اول پختگیشه.

مثلا چقدر خوب بود الان رهبر عزیزمون بدن مثلا یه جوان بیست ساله اونجوری داشت.

چقدر خوب بود.

از تعلم حسن زاده مثلا اینطوری بود.

چقدر قشنگ می‌شد.

خب اینا رو خب رعایت کنیم بلکه دچار شک و ریب و شکاکیت و این‌ها نشویم.

عاقبتمون انشاالله ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.