ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 019

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

طهارت مراکز عمومی و وسایل نقلیه

مراکز عمومی و وسایل نقلیه در معرض استفادهٔ همه است. اهل کتاب، کفار، منافقین و مشرکین سوار اتوبوس و مترو و قطار و هواپیما می‌شوند؛ گاه بر اثر باران لباس مرطوب است و رطوبت منتقل می‌شود، یا عرق می‌کنند و رطوبت سرایت می‌کند. پرسش آن است که آیا استفاده از این صندلی‌ها وقتی بدن ما نیز مرطوب است جایز است، چون نجاست منتقل می‌شود؟ رهبری می‌فرمایند چون علم یقینی به نجاست ندارید محکوم به طهارت‌اند. همهٔ این صندلی‌ها و جاهای مراکز عمومی — پارک‌ها، اتوبوس‌ها، متروها، قطارها، هواپیما — چون علم یقینی به نجس‌شدن نیست، محکوم به طهارت است. خدا در این قصه سخت نمی‌گیرد؛ در نجاست باطنی، یعنی گناه، سخت می‌گیرد.

تطبیق آدم و عالم؛ مزاج و شک قلبی

دیروز به فضل الهی پیرامون تحویل خود یا تطبیق آدم و عالم سخن رفت. در ادامه نکته‌ای که شاید برای برخی تعجب‌آور بود: بسیاری از مشکلات درونی در نظام انفسی به جهت مشکلات جسمی است. اینکه قدیم می‌گفتند عقل سالم در بدن سالم واقعاً موضوعی علمی است. اگر بدن مزاجش سالم نبود قطعاً دچار مشکلاتی می‌شود؛ حتی شک و ریب قلبی می‌تواند یک دلیلش عدم اعتدال مزاج و مشکلات جسمی باشد.

آدمی که جسمش سالم نیست دچار فشارهای عصبی می‌شود؛ عصبیت زود عصبانیش می‌کند و غضبناک می‌سازد. یا وقتی زیاده‌ازحد به جسم رسیده و پرخوری کرده شهوتش تحریک می‌شود. این‌ها انسان را به وادی‌ای می‌کشاند که نتیجه‌اش تزلزل اعتقادی و فکری و همان شک و ریب است. این نکته را باید نگاه داشت.

نفس مجرد و نیاز به بدن معتدل

نفس انسان قطعاً مجرد است؛ از آغاز تجرد دارد. اما نفس برای ارتقا و رشد وجودی نیاز به بدن دارد. نفس خود مجرد است اما برای آنکه رشد کند باید با افعالش رشد کند و صبغهٔ وجودی پیدا کند. افعال نفس کجا پیاده می‌شود؟ فعل و انفعالات نفس کجا بروز می‌کند؟ در بدن. بدن انزل مراتب خود نفس است؛ جدایی از نفس هم نیست. آنان که بدن را از نفس جدا می‌دانند درست متوجه بحث حکمت نشده‌اند. علامه حسن‌زاده بر این نکته بسیار تکیه دارد: گول نخورید؛ نگویند بدن جدای از نفس است. هیچ‌گاه این دو از هم جدا نیستند؛ یک حقیقت‌اند ذو مراتب که بارها درباره‌اش سخن رفته است.

اگر چنین است پس نفس قرار است از بدن به کمال برسد چون افعال نفس در بدن پیاده می‌شود. خستگی، خواب، بیماری، حتی غشوه و هیپنوتیزم و بیهوشی مال چیست؟ عوارض نفس یا بدن؟ همه مال بدن است. نفس بیهوشی ندارد، خواب ندارد، خستگی ندارد، گرسنگی ندارد؛ همه مال بدن است. پس چه کنیم؟ چون اصل نفس است و نفس قرار است به کمال برسد، بدن را گرسنه نگه داریم یا برعکس چنان پر کنیم که بالا بیاورد؟ نه؛ باید اعتدال. مزاج باید معتدل باشد و قرآن نیز ما را امت وسط معرفی کرده: امت وسط؛ نه تفریط نه افراط. برای آنکه نفس به رشد و ارتقای وجودی برسد باید از ناحیهٔ جسم حرکت کند و جسم تعادل داشته باشد.

امتلای شکم و جوع؛ کلام علامه در لقاءالله

البته ضررهایی که در پر بودن و امتلای شکم هست بیشتر از ضررهای خالی بودن شکم است. این بحث کاملاً طبی است — پزشکی می‌گویند، ما طبی می‌گوییم. وقتی معده پر پر می‌شود ضررش به مراتب بیشتر از وقتی است که خالی می‌شود. اتفاقاً وقتی معده خالی است به خدا نزدیک‌تر است.

در کتاب لقاءالله حضرت استاد علامه حسن‌زاده — لقاءالله بسیار دارند: جواد آقا، حضرت امام، علامه حسن‌زاده، مرحوم فیض — پانزده راهکار برای اهل سیر و سلوک و کسی که می‌خواهد به لقای خدا برسد می‌دهند. در بخش چهارم راهکارها وقتی بحث کلوا واشربوا ولا تسرفوا را بیان می‌کند می‌فرماید — عین کلام عربی رساله‌شان — واعلم حبیبی أن فضول الطعام یمیت القلب: دوست من بدان زیادی غذا قلب را می‌میراند. وقتی قلب مرد به وادی شک و ریب می‌افتد و از آنجا کشیده می‌شود به آنکه آیات خدا را تکذیب کنند. یمیت القلب بلا کلام — بلا کلام یعنی قطعاً؛ این موضوع قطعی است و نیاز به گفتن ندارد.

جوع از اجل خصال مؤمن؛ حدیث ابابصیر

و مفضٍ إلی جموح النفس وطغیانها؛ والجوع من أجل الخصال المؤمن. علامه بحث جوع را مطرح می‌کند: خالی بودن شکم یا گرسنگی — نه آنکه چنان خالی باشد که بمیری یا ضعف عارض شود؛ یعنی شکمت به قدری خالی باشد که بگویی خالی است و نیاز به غذا دارم. آن حالت از بهترین حالات مؤمن است.

حدیثی از امام صادق صلوات‌الله‌علیه به روایت ابابصیر می‌آورد: إن البطن لیطغی من أکله — طغیان شکم از غذاست؛ وقتی شکم طغیان می‌کند از خوردن است: پر خورده، درهم‌برهم خورده، رعایت نکرده چه را با چه بخورد، یا بد وقت خورده. أقرب ما یکون العبد من الله جل وعلا إذا خف بطنه — نزدیک‌ترین وقت بنده به خدا وقتی است که شکم سبک باشد؛ نمی‌گوید کلاً خالی خالی؛ می‌گوید خف، خفیف، یعنی پر نیست. مشکل در امتلای شکم است که معمولاً گرفتاریم. وأبغض ما یکون العبد إلی الله عز وجل إذا امتلأ بطنه — مبغوض‌ترین حالت بنده نزد خدا وقتی است که پر باشد.

افراط و تفریط هر دو مزاج را می‌زنند

برعکسش هم هست: کلاً خالی نگه داشتن مثل مرتاض‌ها که هیچ نمی‌خورند. هر دو مزاج را به هم می‌ریزد. مزاج که به هم خورد از اعتدال بدن خارج می‌شود و دیگر بدن نمی‌تواند سکوی ارتقای نفس ناطقه باشد؛ چون قرار شد نفس ناطقه افعالش در بدن بروز کند و با فعالیت خود قابلیت را بروز دهد و رشد کند. وقتی بدن ضعف دارد یا دچار پرخوری شده نمی‌تواند نفس را ارتقا دهد؛ چنین کسی آدم ناقصی می‌ماند. پس هم کم‌گذاشتن برای بدن ضرر دارد هم پرگذاشتن؛ اگرچه پرگذاشتن ضررش بیشتر است.

«لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ۖ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا» (مریم/۶۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آنجا سخن بیهوده‌ای نمی‌شنوند جز سلام؛ و روزی‌شان در آنجا بامداد و شامگاه برایشان فراهم است.

رزق بکره و عشیا؛ خوب‌خوری نه پرخوری

به آیهٔ شصت‌ودو سورهٔ مریم رسیده بودم. چه جالب که در این آیه خوردن و طعام بهشتی را خدا صبح و شب می‌رساند: ولهم رزقهم فیها بکرة وعشیا. این خود کدی و رمزی است که اگر کسی به قول استاد غذای مقوی بخورد — نه پر؛ اسلام مخالف پرخوری و موافق خوب‌خوری است — اگر مقوی و خوب بخورد اثبات شده که دو بار صبح و شب کفایت می‌کند. این قصهٔ جوع با روزه فرق می‌کند؛ لازم نیست حتماً روزه باشد. می‌تواند روزه نباشد اما جوع داشته باشد؛ یعنی آن دو بار را بخورد و بقیه شکم را پر نکند.

تکوین کودک و اعتدال مزاج

دیروز تطابق آدم و عالم بود. استاد می‌گوید به بچه دقت کن؛ هنوز مزاجش از اعتدال خارج نشده. از شیرخوارگی بنگر آرام است تا گرسنه شد گریه می‌کند؛ شیر به او می‌دهند؛ به محض آنکه نیاز برطرف شد آرام می‌شود؛ سر می‌کشد و صورت از سینهٔ مادر برمی‌دارد؛ یعنی دیگر بس است. تکوین است. کی به بچه یاد داد که وقتی نیاز داری گریه کن و وقتی نیاز برطرف شد آرام باش و دیگر نخور؟ تکوین نظام افقی به او درس می‌دهد.

جالب است بچه حتی از شیر که گرفته تا وقتی اعتدال مزاج دارد چنین است؛ معمولاً کمتر پرخوری می‌کند. مقداری که نوجوان و جوان شد می‌افتد به پرخوری و لذت چشیدن. دارد بازی می‌کند؛ نیاز ندارد بگویی بیا غذا بخور؛ خودش می‌گوید مامان گرسنه‌ام. چهار لقمه خورد بس است؛ ول می‌کند می‌رود؛ غذا نصفه. اجبار نکن که تا آخر بخور. تکوین نظام هستی به او می‌گوید کی بخور کی نخور. بسیار وقت‌ها متأسفانه در تربیت دخالت می‌کنیم. بگذار نظام تکوین هستی تربیتش کند حتی در مباحث اخلاقی. از قدیم می‌گفتند حرف راست را از بچه بشنو؛ یک‌پارچه صداقت محض است؛ آرام‌آرام از پدر و مادر دروغ و حیله و نیرنگ و عدم صداقت را یاد می‌گیرد.

آقای مشکینی؛ خوب بخورید تا خوب درس بخوانید

آقای مشکینی — خدا رحمتش کند؛ بر گردن همه حق دارند؛ زحمت انقلاب کشیدند و معارف را پشتوانهٔ امام بودند — یادم است در درس اخلاق برای طلبه‌ها فرمودند: ای طلبه‌ها خوب بخورید، خوب هم استراحت کنید تا بتوانید خوب درس بخوانید. من که اکنون می‌آیم برای شما درس بدهم بیست قرص می‌خورم تا بتوانم حرف بزنم. چرا؟ گفت من طلبهٔ نوجوان و جوان که بودم فقر شدید مالی داشتم؛ نمی‌توانستم غذای مقوی بخورم؛ بدنم ضعیف است؛ اکنون کشش ندارم.

کار علمی و پختگی در سن بالا

نکتهٔ پایانی را خوب نگاه دارید. آنان که کارهای پژوهشی و علمی و فکری می‌کنند با کارمند و کاسب فرق دارند. کارمند و کاسب چهل‌پنجاه‌سالگی بازنشست می‌شوند، پول جمع کرده‌اند، مغازه دارند، بیمه شده‌اند، بازنشستگی می‌گیرند و استراحت می‌کنند. اما آنکه در وادی کار علمی است — عالم، پژوهشگر، محقق — هرچه سن بالاتر می‌رود پخته‌تر می‌شود و نیاز اجتماع به او بیشتر است. وقتی چهل‌پنجاه‌ساله شد بنگر: پیامبر نیز چهل‌سالگی مبعوث شد؛ تمام انبیا از چهل‌سالگی به بعد مبعوث شدند. وقتی ریش سفید شد.

یادم است حدود سی سال پیش یکی از اولیای خدا را زیارت کردم؛ آن موقع بسیار بال و پر می‌زدم و خود را عجیب اذیت می‌کردم. گفت خودت را اذیت نکن؛ تا چند تار ریشت سفید شود تازه اول کارت است. آن موقع نمی‌فهمیدم چه می‌گوید؛ خود را اذیت کردیم؛ اکنون از جهت جسمی ضعف‌هایی هست. آدم وقتی کار علمی می‌کند باید چنان رفتار کند که سن بالا رفت تازه اول کار و اول پختگی‌اش باشد. چقدر خوب بود رهبری بدن جوان بیست‌ساله داشت؛ چقدر خوب بود علامه حسن‌زاده چنین بود. این‌ها را رعایت کنیم تا دچار شک و ریب و شکاکیت نشویم. عاقبت به‌خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.