ددرس‌گفتارها

سلام علیکم و رحمة الله.

بعضیا هستن که رعایت حدود الهی رو نمی‌کنن و باعث می‌شن که منزل و اثاثیه‌ش نجس بشه و بالاخره رعایت نمی‌کنن.

نجس و پاکی رو اصلا قبول ندارن و از قضا [همپوشانی گوینده یک与 گوینده دو] many در خانواده‌های مذهبی هم هستن.

دیده می‌شه بعضا.

سؤال اینجاست که اگر کسی رعایت حدود رو نمی‌کنه، نجس، پاکی رو رعایت نمی‌کنه، اون خونواده بیچاره‌ای که می‌خوان تو اون خونه نماز بخونن، برای سید الشهدا مجلس بگیرن، این بالاخره چی می‌شه؟

استفتاء کردن از آقا همین موضوع رو که اگر یه نفر از اعضای خونواده رعایت حدود الهی نکرد، نجس، پاکی رو رعایت نکرد، اثاث منزل رو نجس کرد، اینا چه کنیم؟

آقا فرمودن که طهارت کل اشیاء منزل نیازی نیست.

اونچه که خیلی مهمه و ضروری و نیازه یک لباس نمازگزاره، دو محل سجده نمازگزاره، سه خوردن و آشامیدن‌ش.

اون ظرف‌هایی که مثلا توش می‌خواد چیزی بخوره اینا پاک باشه، لباسش پاک باشه، محل سجده هم پاک باشه.

دیگه بقیه حالا اگرم نجس هست مشکلی نیست.

حالا این بحث فقهی قضیه‌ست.

اما از-- حالا بحث شرعی‌ش.

اما بحث عرفانی و حکمیشو بخوای بکنی چرا؟

مثلا هر کجا که نجسی، نجاستی، چیزی هست به هر حال محل حضور شیاطین جنی است و ملائکه اونجا نازل نمی‌شن.

این خیلی تو بحث عرفان خیلی بحث دقیقی هست.

اونجا دیگه قصه‌ش فرق می‌کنه.

اونجا باید فکر‌هایی کرد، بعضی کارهایی باید کرد.

یکی از دلایلی که می‌گن حتی سگ رو در منزل نگه ندارید همینه.

حدیث داریم جایی که سگ باشه ملائکه نازل نمی‌شن.

حالا ببینید چقدر الان تو خونواده‌ها، آپارتمان‌ها حتی مثلا متاسفانه هست و می‌بینید طرف هرچی داد می‌زنه در خونه خدا بالا نمیره.

خب واسطه‌ی فیض نیست، ملائکه نیستن.

این‌ها به هر حال باید لحاظ بشه.

اما نکته‌ای که عرض می‌کنم امروز که حدیث نفس برای خود بیچاره‌م می‌خونم و به شما عزیزان که تو لباس مشکی ابا عبدالله هستید و بالاخره ده شب، بیش از ده شب، سیزده چهارده شب توفیق عزاداری برای ابا عبدالله رو داشتید به در- به نظرم به درد می‌خوره اونم اینجاست که دقت بفرمایید.

چرا ما معمولا قلبمون دچار شک و ریب می‌شه و گرفتار تزلزل می‌شه خصوصا بعد از این مجالس.

یعنی وقتی توی مجالسیم به تعبیر بزرگان مثل یک حالا شما الک چه عرض کنم سبدی رو فرض کنید که تو آبه، پر آبه.

به محض اینکه میاد از جلسه بیرون مثل سبدی که از آب کشیدن بیرون خالی می‌شه.

چرا خالی می‌شه؟

چرا دچار گرفتاری‌های بعد از این دهه می‌شیم؟

دو تا دلیل عمده وجود داره.

دلیل اول اینه که خود خ-- شیطان به خدا وعده داده در قرآنه که "لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ عَلَىٰ صِرَاطِكَ الْمُسْتَقِيمِ".

وعده‌ی صریح شیطان و دشمن خونین من و شماست.

که خدایا قطعا "لأَقْعُدَنَّ" یعنی این لام تأکیده.

قطعا من به اینا کمین می‌زنم.

کی؟

وقتی تو مسیر تو هستن.

وقتی تو مسیر تو نیستن، تو صراط مستقیم نیستن کاری باهاشون ندارم.

ما گمان می‌کنیم تو حسینیه‌ها، تو هیئت‌ها، تو مساجد، تو حرم‌ها حتی شیطان نیست.

چرا اتفاقا میان؟

به صریح آیه قرآن هرچی ما حسینی‌تر می‌شیم شیطان اعوان و انصارشو بیشتر بر علیه ما غسیل می‌کنه.

این دلیل اول.

دلیل دوم اینکه ما این دومی‌شو خوب دقت کنید و اولی‌شو می‌دونید ولی دومی‌شو متاسفانه غالبا توجه نداریم.

پس زدن مقدساته.

شما بفرما ببینم اگر یه چیز خوب و مقدسی رو، ذی قیمتی رو بدی به یه کسی که رعایت نکنه بزنه داغونش کنه بار دومم میدی؟

بار سومم میدی؟

هی بزنه از بینش ببره آسیب برسونه به اون چیز خ-- ذی قیمت بازم بهش میدی؟

در حالی که قرآن می‌فرماید "إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا" خدا دستور داده که امانت رو به اهلش بدید یا اونجا که در قرآن فرمود "إِنَّا عَرَفْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَشَقَّنَا مِنْهَا حَمَلَهَا الإِنسَانُ".

این امانتی که اینجا فرموده انسان بارشو برداشت، امام صادق علیه السلام فرموده ولایت ماست که سر سفره‌ی همین جلسات و تکیا، هیئت‌ها، مساجد، همین عزاداری‌ها دارن این امانت رو براش-- من و شما میدن.

تو زیارت جامعه کبیره هم به اون‌ها عرض می‌کنیم "وَالأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ".

شما امانت محفوظه حضرت حق هستید.

محفوظه‌اید.

اگر کسی خیانت به شما بکنه خدا می‌گیرتش.

اون امانت رو می‌گیره.

چرا ما معمولا بعد از این دهه‌ها گرفتار فراز و نشیب‌های روحی حتی خانوادگی و فکری و حتی عقیدتی و اخلاقی می‌شیم؟

چون مقدسات رو پس می‌زنیم.

یعنی چی حاج آقا این مقدسات و ما که در عین و در متن مقدسات هستیم، در لباس مشکی آقا.

به جهت اینکه اون عق-- در حقیقت فیض اقدس نظام هستی رو، اون امانت اصلی رو که در این نظام هستی بالاتر از اون نیست.

حب و محبت ابا عبدالله که "من أراد-- من أراد الله به خيرا" هرکیو خدا اراده‌ی خیر در بارش کرده "قذف في قلبه محبة الحسن" یا "حب الحسن".

هرکیو خدا اراده‌ی خیر براش کرده تو قلبش محبت امام حسین رو می‌ندازه.

یعنی مقدس‌ترین چیز عالمه.

از نظام اقدس هم تنزل پیدا کرده اومده تو دل ما.

ما مقدس‌ترین چیز عالم رو پس می‌زنیم.

یعنی چی؟

چگونه؟

با ادامه همون کارهایی که قبل از دهه داشتیم؛ یعنی محاسبه نفس ندارم، مراقبه ندارم.

دوباره همون آش و همون کاسه.

چشم کار خودشو می‌کنه، گوش کار خودشو می‌کنه، قلب به سمت سوء زن‌ها میره، فکر تخیلات و به قول حضرت علامه متخیلات فاسده داره که چندین بار درباره‌ش صحبت کردیم.

یعنی برنامه مدونی به سوی خیمه سو-- سید و شهدا بعد از دهه ما نداریم.

دو مرتبه پس می‌زنیم.

چرا میگه حالا کسی که کافره از اول کافر بوده هیچی.

مسلمون شد خیلی خوش اومدید، قدم رو چشم گذاشتید.

هرچی هم تا حالا شما نماز و روزه، قضا داشتی اصلاً حساب نمی‌شه.

از نو شروع کن.

اصلاً اونا قضا نداره از نو.

اما کسی مسلمان بود بعد به سمت کفر و نفاق رفت چیه؟

مرتد.

یعنی باید قتلش واجبه.

حاکم شهر می‌تونه حکم قتلش رو بده.

چرا؟

شما بفرمایید از جهت فقهی چرا؟

زیربنای مباحث فق-فقهی، مباحث عرفانی و عقلی و برهانی هم هست دیگه.

چون نظام اقدس رو پس داده.

پس داده.

یکی از دلایل مهم این که ما بعد از این دهه‌ها رکود عجیبی داریم، نوسان عجیبی داریم، به شدت رکود می‌کنیم.

یعنی دوباره نماز قضا شد.

دوباره افتادیم به همون گناه‌های قبلی.

اینه که محاسبه و مراقبه نداریم.

آیه یک سوره نساء می‌فرمود "ان الله کان عليكم رقيبا" قطعاً خدا مراقب شماست.

رقیبه.

اصلاً فلسفه اون فرشته رقیب و عطید اینه که مراقبت کنه از ما که دوباره پس نزنیم مقدسات رو.

این نکته خیلی نکته مهمیه.

وقتی پس زدی بعد یعنی در حقیقت بی‌تحارتی کردی.

چون در نظام اقدس عالم بی‌تحارتی نیست، تمام عالم دست به دست هم میدن که این بی‌تحارتی تو رو برطرف کنن.

در دنیا با مصائب و مشکلات و بلاها خودش رو نشون میده.

این فشار، این ضیق که این ت-- بی‌تحارتی من و شما رو از ب-- از بین ببرن.

اگر تو این دنیا نبود رفت به برزخ کشیده شد، اونجا هم به همون عذاب برزخی بدل می‌شه.

چی؟

اون فشارها و سختی‌ها که اون بی‌تحارتی ما رو برطرف کنن.

اون پس دادن امانت الهی رو برطرف کنن.

لذا تمام حکمای عرفا، بزرگان، علما، شما هرچی بری کتابای اینا رو بخونی، فلق و سائل سید ابن طاووس رو بخون.

العراقات آقا مجتبی ملکی تبریزی رو بخون.

عرض شود هر کدوم از این کتاب‌ها رو می‌خونی، ابن فهد حلی کتابی داره به نام عُدت الدّاعی.

عجیب کتاب عرشیه.

نامه‌ها، برنامه‌های حضرت علامه حسن زاده که نامه‌ها و برنامه‌ها بعضیا می‌خونن اشتباه است.

نامه‌ها، برنامه‌ها.

یعنی نامه‌هایی که علامه به نامه‌ها داده، جواب به نامه‌هاست.

نامه‌ها، برنامه‌ها.

خیلی کتاب-- میان میگن حاج آقا یه دستورالعمل، یه چیزی.

میگم من کیم که بخوام دستورالعمل بدم.

بسم الله، کتاب نامه‌ها و برنامه‌های علامه حسن زاده.

شما هرچی این کتاب‌ها رو می‌خونی بدون استثناء توصیه کردن به محاسبه، محاسبه‌ای که تو رو بکشونه به وادی مراقبه.

هیچ چاره دیگه‌ای نداریم.

به خدا هیچ، هیچ چاره‌ای.

یعنی اگر کسی این کار رو نداشته باشه قطعاً امام حسین رو از دست میده و این همه روضه خونده بعد از دهه می‌بینه عه شمر وجودش نشست رو سینه حسین وجودش، تو وجودش داره قصله‌گاه ایجاد می‌شه و حسین ابن علی تو وجودش داره ذبح می‌شه.

این یا اون روضه خونده، گریه کرده، الان ذبح شد رفت.

حضرت زینب تو وجودش به اسارت رفت.

بعد از دهه دوباره چادرها میره کنار.

اون کارها دوباره نگاه به نامحرم، دروغ، فحاشی‌ها.

تو خیمه نیستا این حرف ولی بعدش.

چرا؟

نظام اقدس رو پس می‌زنه.

یه جمله‌ای رو هم از ابن عربی براتون بخونم که بحث رو تکمیل کنه و ش-- در حقیقت برکت بحثمون باشه.

این عین عبارت حضرت شیخ اکبر ابن عربی علیه الرحمه در فتوحاتشونه.

یه جمله‌ست.

می‌فرماید مراقبه از بهترین مقامات مقام، مقام یعنی قیام کرده، حال نیست که از بین ببرد.

مقامه.

می‌مونه.

از بهترین مقامات دقیق‌ترین آن، خیلی دقیقه، خیلی دقت می‌خواد و خیلی جالبه می‌فرماید و غنی‌ترین آن به فتوحات و اسرار است.

اگر کسی می‌خواد فتح و گشایش براش ایجاد بشه، چنان به چ-- قلبش یکپارچه حقایق عالم رو درک کنه، شک چیه، ریب چیه، یکپارچه برسه به اسم یقین حضرت حق که از اسامی حقه، برسه به اونجا و به قول علامه به برdl یقین برسه و اسرار رو کشف کنه، راهش مراقبه‌ست.

هیچ راه دیگه‌ای ندارد که خدا در قرآن در آیه سی و هفت انفال می‌فرماید "لیمیز الله الخبیث من الطيب".

اگه دوباره بری به سمت خبیثات، چیزهای زشت، خبائث.

"لیمیز الله الخبیث من الطيب" خدا دست به کار می‌شه که خباثت رو از طیبات جدا کنه.

بعد می‌شه مشکلات، گرفتاری‌ها، بلاها.

یکی از اون مشکلات ریبه.

دچار شک و تردید می‌شی.

بعد خدا نکنه گرفتار فضای مجازی و این‌ها هم بشی.

بعد خدایی نکرده زبون املال بعد مشکوک بشی اصلاً به جریان سید و شهدا، به روضه‌ها.

بابا مگه اصلاً خودمون رو [خنده]