یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ترکیب حمد و تسبیحات در دو رکعت آخر
یکی از دوستان پرسیده است: در نماز چهاررکعتی، در دو رکعت پایانی، اگر یک رکعت تسبیحات اربعه گفته شود و رکعت دیگر به جای تسبیحات سورهٔ حمد خوانده شود، چون میدانیم بهجای تسبیحات شاید بشود حمد خواند، آیا اشکال دارد؟ پاسخ آن است که اشکال ندارد. چون موضوع در خاطر مشکوک مینمود از دفتر استفتاء نیز پرسش شد؛ فرمودند اشکال ندارد.
قلب شکاک و عرضهٔ خود بر قرآن
سخن به قلب شکاک و مریب رسید؛ قلبی گرفتار شک و ریب و بسیار خطرناک. باید خویشتن را به قرآن معرفی کنیم. قرآن یکی از نامهایش ذکر است؛ خود را ذکر خوانده است.
«فَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» (ذاریات/۵۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس پند ده که پند مؤمنان را سود میبخشد.
خداوند میفرماید دائم به ذکر مشغول باش. همهٔ عبادات در امر «واعبد ربک» گرد میآیند.
«وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» (حجر/۹۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پروردگارت را بپرست تا یقین به تو برسد.
یقین در این آیه را دو گونه خواندهاند. یکی آنکه عبادت کن تا مرگ فرا رسد؛ یقین کنایه از مرگ. دیگر آنکه خود عبادت نور میآورد و قلب مشکوک را به یقین میرساند. معنای دوم را باید جدا گشود. اما عبادات حد دارند: نشاید بشود همیشه روزه بود؛ نشاید بشود همهٔ ساعات را به نماز ایستاد؛ نشاید بشود دائم در حج بود. زندگی شئون دیگر دارد. تنها چیزی که شاید بشودد دائم باشد ذکر است.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا» (احزاب/۴۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را یاد کنید؛ یادی بسیار.
همان روز که این بحث گشوده شد در سورهٔ بقره آیهٔ دویست همین معنا خوانده شد.
«فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا» (بقره/۲۰۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون مناسک خود را به جای آوردید خدا را یاد کنید؛ چنانکه پدران خود را یاد میکنید یا با یادی سختتر.
حج تمام شده باز میگوید فاذکروا الله؛ حتی اشد ذکراً. ذکر سقف ندارد. حقیقت ذکر و فرق ذکر و اسم پیشتر بیان شد.
دو محور: مداومت و یافتن
دو بحث پیش میآید. یکی آنکه بکوشیم اهل مداومت بر ذکر باشیم؛ چون همهٔ عبادات حد خوردهاند جز ذکر. دیگر آنکه اساساً ذکر را بیابیم و به آن توجه تحقیقی کنیم. بحث جلسهٔ پیش نظر عمیق بود: اهل تحقیق و تفحص بودن تا حق در وجود متحقق شود. متأسفانه غالب ما حتی تشیعمان ارثی است؛ از جد و پدر و مادر. خود اهل تفحص و تحقیق کمتریم.
خروج از دین تقلیدی و رجوع تحقیقی
علامه حسنزاده میفرمود خوشحالم که از دین بیرون آمدم و دوباره لباس دین پوشیدم. مقصود ترک ایمان نبود؛ ترک تقلید مرده و ورود به تحقیق زنده بود. برای نان و خانه و ساعت برنامه داریم؛ برای تحقیق در حقیقت دین نه. میفرمود هر وقت از کتابخانهٔ خود بیرون میآیم حالم عوض میشود و دلتنگ بازمیگردم. روح آن کتابخانه چنان بود که نشستن در آن را به نشستن در فضای حرمتآمیز تشبیه میکرد. کتابهای بازاری غالباً تکرار مکرراتاند؛ ظاهر آراسته و باطن بیتحقیق. دست خالی از نمایشگاه برگشتن بهتر از آوردن گلچینهای بیریشه است. حرف نو و دقیق کمیاب است. بزرگان معرفت چون اهل تحقیق بودند از شک به یقین پایدار رسیدند.
کثرت فرق مذهبی در مشارق انوار
کتابی است مشارق أنوار الیقین فی حقائق أسرار أمیرالمؤمنین از حافظ رجب برسی. در آن نزدیک دویستوسی فرقه از اهلسنت و قریب همان شمار از فرق مذهبیی شیعه یاد شده است. ما چند تا میشماریم؟ اسماعیلیه، واقفیه، چهارامامی تا هفتامامی. هانری کربن اندیشمند فرانسوی به جستوجوی دین حق برخاست.
«إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» (آلعمران/۱۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است.
ابراهیم حنیفاً مسلماً بود؛ موسی و عیسی نیز مسلمان بودند. عناوین یهود و نصارا بر پیروان آمد نه بر حقیقت دین انبیا. کربن در ادیان آرام نیافت؛ حتی در تشیع تا به محضر بزرگان نرسید آرام نگرفت.
آش شلهقلمکار مشارب
مدتی نزد این استاد و مدتی نزد آن حاضر شدن بدون محور واحد، در وجود آش شلهقلمکار میسازد. اسامی بزرگ همه محترماند؛ اما گردش بیضابطه زیان دارد. آقای مجتبی — رحمت خدا بر او — در دلی روشن فرمود بس کن؛ اشکال کارت درهمآمیختن مشارب است. یک مشرب برگزین. پس از آن در مدار علامه حسنزاده قرار گرفتیم و دیگر با هر تعارض فکری، اثر مخالف را پی نگرفتیم. بررسی علمی تضادها ممکن است؛ اما زیستن زیر چند سقف معرفتی انسان را به قلب شکاک و مریب میکشاند و معلوم نیست سر از کجا درآورد. بسیار خطرناک است.
ذکر و تحقیق دو بال خروج از ریب
قلب مریب با قیلوقال و کتاب بازاری درمان نمیشود. دو بال لازم است: ذکر کثیر و تحقیق صادق. عبادت بیذکر و مطالعه بیتحقیق هر دو ناتماماند. یقین میوهٔ مداومت است نه جهش تبلیغاتی. برای معیشت برنامه داریم و برای ساعت حضور با ذکر و کتاب نه. آنکه کتابخانه را خانهٔ حضور میبیند اولویت را فهمیده است.
پس از رسیدن به ریسمان ولایت
تفحص برسی و کربن نشان میدهد کثرت فرق مذهبی حیرت میزاید مگر آنکه دست به ریسمان محکم ولایت برسد. پس از رسیدن، حضور در هر محفل به نام استفاده فضیلت نیست؛ تذبذب است. یک استاد و یک مشرب و ذکر دائم رخنهٔ شک را میبندد.
از تعبد تا ملکه
تعبد نافع است اما باید به علم برسد؛ علم به شهود؛ شهود به چشیدن؛ چشیدن به ملکه. ریب آنجا میماند که انسان نه تحقیق کرده نه ذکر دائمی دارد و هر روز مشرب عوض میکند. علاج این جلسه همین است: ذکر، تحقیق، وحدت مشرب.
جمعبندی
آغاز جلسه فرع فقهی جواز ترکیب حمد و تسبیحات بود؛ باطن جلسه علاج قلب شکاک است. قرآن ذکر است؛ ذکر کثیر حد ندارد؛ تحقیق جای تقلید مرده را میگیرد؛ التقاط مشارب ریب میزاید. این چهار ستون را اگر برپا داری رخنههای شک بسته میشود. عاقبت بهخیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
ذکر پس از مناسک؛ سقف نداشتن یاد
آیهٔ بقره پس از قضای مناسک دوباره امر به ذکر میکند تا بفهمیم عبادت موسمی پایان کار نیست. یاد پدران در فرهنگ جاهلی شدید بود؛ قرآن میگوید خدا را همانگونه یا شدیدتر یاد کنید. شدت ذکر یعنی ذکر وارد لایهٔ عادت و خلق شود نه فقط زبان.
مرض شک و نیاز به میزان
قلب شکاک خود را میزان میپندارد و همه چیز را رد میکند. قرآن میزان بیرونی است: خود را بر آن عرضه کن نه قرآن را بر مذاق خود. ذکر نام قرآن است تا بگوید راه خروج از شک فراموشیزدایی است نه جدل بیشتر.
حد عبادات و دوام ذکر
روزه و نماز و حج هر یک چارچوب دارند تا زندگی مختل نشود. ذکر اما در راه و کار و خلوت جاری میشود. ازاینرو درمان شک مزمن ذکر دائم است همراه فهم، نه فقط تکرار لفظ.
نمایشگاه کتاب و فقر تحقیق
برگشتن دستخالی از نمایشگاه وقتی محتوای کتابها تکرار بیریشه است نشانهٔ سلامت ذوق است. تحقیق خطیر کمیاب است و همان کمیاب است که شک را میشکند. گلچینهای بزککرده شک را زیباتر میکنند نه کمتر.
احترام استادان و پرهیز از التقاط
احترام به همهٔ بزرگان با شاگردی همزمان چند مشرب ناسازگار یکی نیست. تضاد را شاید بشود علمی خواند؛ اما زیستن در چند دستگاه ناهمخوان دل را دو نیم میکند. وحدت مشرب پس از تفحص عین تحقیق است نه تعصب.
خطر نهایی قلب مریب
اگر ذکر نباشد و تحقیق نباشد و مشرب واحد نباشد، انسان در شکاکیت مزمن میماند و آخر کار معلوم نیست به کدام ناکجاآباد سر برآورد. این هشدار جلسه است؛ نه برای ترساندن، برای بیدار کردن.
نسبت یقین و مرگ در آیه
معنای مرگ برای یقین، تداوم عبادت تا پایان عمر را میرساند؛ معنای دیگر، زایش یقین از دل عبادت است. هر دو با ذکر دائم سازگارند: یا ذکر را تا مرگ میکشی یا ذکر تو را به یقین میرساند. در هر صورت سقف گذاشتن برای یاد خدا روا نیست.
ارث دینی و انتخاب دوباره
ایمان ارثی نعمت است اما کافی نیست. باید یکبار دین را از نو اختیار کرد؛ نه به خروج از ملت، به خروج از تقلید خاموش. آن اختیار دوباره همان خوشحالی علامه از پوشیدن دوبارهٔ لباس دین است.
کعبهٔ کتاب و بازار تکراری
کتابخانه وقتی کعبه میشود که حضور در آن حضور طلب باشد. بازار کتاب وقتی خالی میماند که کالا تکرار بیجان باشد. ذوق سالم تکرار را پس میزند تا برای حقیقت جا باز کند.
ریسمان واحد پس از کثرت
کثرت فرق مذهبی حیرت میآورد. ریسمان واحد ولایت حیرت را مینشاند. پس از نشستن، دوباره پراکنده زیستن شک را برمیگرداند. قرار گرفتن زیر یک سقف معرفتی ختم سفر نیست؛ نگهداشت دستاورد سفر است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.