یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شب غدیر و حدیث رؤیت مولا هنگام مرگ
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب صلواتاللهعلیه. بنا بود جشن دیگری نیز باشد؛ صبح جشنی نیکو برپا شد. نقطهی اتصال بحث با مولا علی علیهالصلوةوالسلام به جهت شب باعظمت غدیر و عیداللهاکبر است که بزرگترین عید شیعه است و حال خود و خانواده باید متفاوت باشد. حدیث شریف آن است که مولا فرمود هر کس بمیرد مرا میبیند؛ چه کافر باشد چه مؤمن. همه باید مولا علی علیهالصلوةوالسلام را لب مرگ ببینند. چرایی این حدیث سنجاق میشود به بحث قلب مریب یا مردد یا شکاک: اگر کسی در دنیا در ناملایمات گرفتار انحرافی شد، امید آن است که مولا جبران کند.
خروج از قلب مریب با سپردن به حجت
برای نجات و خروج از قلب مریب و شکاک و مردد چارهای نیست جز آنکه خود را تحویل امام و حجت زمان، ولی اعظم حق، بدهیم. اگر گفته شود دسترسی به امام نیست، قرآن هست؛ بحث کیفیت رجوع به قرآن و تحویل دادن به قرآن نیمهکاره مانده و باید ادامه یابد. امشب پرانتزی به جهت شب غدیر گشوده میشود.
امیرالمؤمنین؛ مظهر اسم جامع
امام امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه مظهر همهی اسماء و صفات حضرت حق است؛ اسم جامع دارد و مقامش مقام جمع است. چنانکه قرآن مقام جمعی دارد و اگر یک حرف از آن گرفته شود از مقام جمعی میافتد و خدا آن را حفظ کرده، امام نیز که امیر همهی اهل ایمان است مقام جمع دارد و همهی اسماء در اویند. یکی از اسماء و صفات حق یقین است؛ یکی صبر. خدا صبار است و در قرآن خود را بر وزن فعال به شدت صبور معرفی میکند؛ صبر در ذات حق مستکن است و یقین نیز چنین. برای نجات از قلب مریب که معمولاً در انحرافات از غفلت پیش میآید و قلب شکاک میشود و به حقایق روزگار شک میکند، چارهای نیست جز حرکت به سمت صفت و اسم یقین حضرت حق. چنانکه برای نجات از ناملایمات چارهای جز حرکت به سمت اسم و صفت صبر نیست. تمام اسماء در مولا علی جمعاند و انسان بر اساس آیات صد و پنجاه و پنج تا صد و پنجاه و هفت سورهی بقره به سمت اسماء الهی در حرکت است.
لنبلونکم؛ صابرین و انا لله
«وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (بقره/۱۵۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و قطعاً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی از اموال و جانها و محصولات میآزماییم؛ و صابران را مژده ده.
قطعاً به بلا دچار میشوید از جنس خوف و جوع و نقص در مال و جان و ثمرات و فرزندان و کشتزار. آنگاه بشر الصابرین؛ بشارت به اهل صبر، یعنی حرکت به سمت اسم صابر حق. نبض آیه بعد است:
«الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» (بقره/۱۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد گویند ما از آنِ خداییم و بهراستی به سوی او بازمیگردیم.
به محض اصابت مصیبت میگویند انا لله؛ این قوس نزول است. الله اسم جمع و اسم خاص و جامع همهی اسماء است. به قول علامه رفیع قزوینی تمام اسماء و لشکریان اسماء در کلمات وجودی نظام ارضی تجلی کردهاند و عینیت یافتهاند؛ یکی از آنها انسان است که به نحو اتم صاحب نفس ناطقه شده و در فعل و ذات و صفات به وزان حق است. در قوس نزول بود؛ صعود چیست؟ و انا الیه راجعون. ضمیر الیه به الله بازمیگردد؛ دوباره به سمت الله که اسم جمع است. خواهی نخواهی به سمت الله میروی.
آیهی بعد میفرماید اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون؛ صلوات و رحمت کسرها را جبران میکند. کسانی که در گرفتاری گفتند انا لله و انا الیه راجعون و توجه داشتند که در قوس صعود به سمت اللهاند، از پروردگار صلوات و رحمت میگیرند. تفاسیر در این باره سخن شیرین دارند.
انشقاق؛ کادحون الی ربک؛ ملاقات ولایت
آیهی شش سورهی انشقاق:
«يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» (انشقاق/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای انسان، تو بهسوی پروردگارت رنجبرندهای، و او را ملاقات خواهی کرد.
الف و لام انسان همهی انسانهاست؛ رونده به همراه سختی به سمت پروردگار؛ فملاقیه نتیجهی ملاقات است؛ همان انا الیه راجعون. همهی عوالم خواهی نخواهی راجعوناند. یکی حاضر و مراقب بر حضور است؛ مؤمن. یکی غافل از حضور؛ اما همه در حضورند. غافل به سمت اسماء جلالیه یا اسماء فعلیه چون ذوانتقام و شدیدالعقاب میرود که در مولا علی این اسماء متقابل جمعاند. باز آنان نیز به سمت علی حرکت میکنند؛ حتی کافر. از این رو میگوید چه کافر، چه منافق، چه مؤمن، لب مرگ مرا میبیند. این سر حدیث است. اما کسی که غافل نیست که انا الیه راجعون، مؤمن و شیعهی امیرالمؤمنین است؛ اگر خطایی هم باشد آنجا جبران میشود و از پیش با صلوات و رحمت جبران شده، به شرط آنکه استعداد را با گناه پیاپی از بین نبرده باشد تا به مقام شفع و شفاعت برسد و مولا بتواند شفاعت کند.
همه میروند به سمت انا لله و انا الیه راجعون و فملاقیه؛ ملاقات رب. این رب مقام ولایت مییابد؛ یعنی دیدار صاحب ولایت کلیهی الهیه، امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه. در شب عید غدیر باید دانست که به زیارت امیرالمؤمنین میروید؛ هوای نجف عشق است، اما نجف اصلی صاحب ولایت کلیهی الهیه است که همهی اسماء در او تجلی کرده؛ از جمله یقین و صبر و بشر الصابرین.
قابلیات و عطا؛ نار و نور یک حقیقت
محیالدین عربی در فصوص در فصّ شیثی میگوید ان الاعطیات علی قدر القابلیات؛ به قدر قابلیت، فاعلیت نظام هستی عطا میکند. فاعلیت خدا از دایرهی اسباب، از یداللهی مولا علی، همهی عطاها را دارد. لب مرگ به میزان سعه وجودی از مولا عطا میگیری. عطای کفار و مشرکین و منافقین نیز به قدر سعی وجودیشان است؛ چیست؟ جهنم و دوزخ و آتش. پیشتر گفته شد نار و نور یک حقیقتاند؛ چنانکه قابضالارواح یک حقیقت است و نسبت به قابلیات قیافهاش عوض میشود. مولا علی در آینهی وجود تو — یا تو در آینهی وجود مولا — خودت را میبینی. مرآت در عربی نمایاندن است نه قاب؛ آنچه در صفحهی وجود اسم جمع حق که مولا علی است نمایانده میشود خودت هستی. لحظهی مرگ خودت را در وجود مولا میبینی؛ چه از خود ساختهای. بعضی آینهها دماغ و گوش را کج نشان میدهند؛ اعوجاج از غفلت است و آنجا مولا جبران میکند، به شرط آنکه استعداد تا لحظهی مرگ کشیده شود.
چرا همه مولا را زیارت میکنند؛ میزان
چرا قرار است مولا علی زیارت شود؟ چون صاحب اسم جامع است و همهی اسماء در وجود اوست و ما به سمت الله که مجمع جمیع اسماست حرکت میکنیم؛ لاجرم باید مولا را ببینیم. همه میبینند؛ نسبت به سعه وجودی خودشان را در درون مولا زیارت میکنند. از این رو «اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»؛ با خودت کافی است. معنای میزان این است که مولا فرمود انا المیزان؛ نه آنکه ترازویی باشم که تو را در آن بگذارند؛ بلکه تو را با من میکشند. وزنکشی یعنی دیدن خودت در من علی؛ نمایان شدن در آینهی وجود من در لحظهی مرگ.
اگر کسی خداینکرده مردد و شکاک بوده باید زود بجنبد؛ انحراف او را به اسماء جلالیه و اسماء فعلیه چون ذوانتقام میکشاند. خدا ذاتاً مهربان است و انتقام ذاتی ندارد؛ فعلی است و بر اثر عمل من فعلیت حق به انتقام کشیده میشود؛ و اینها در مولا علی هست. صاحب قلب مریب در زیارت مولا شرایط خطرناکتری دارد؛ باید پیش از لحظهی مرگ همینجا مولا و قرآن را زیارت کند و با اسماء الهی محشور باشد: آنقدر اسم رئوف در خود جا داده باشد که امیرالمؤمنین را رئوف ببیند؛ آنقدر اسم علیم و شدت علم در وجودش ریشه دوانده باشد که علم مولا را فراگیرد. مولا به سینه اشاره میکرد: ان هاهنا لعلماً جماً؛ تمام علم در این سینه است؛ سیلی جاری و هیچ پرندهای به آن افق نمیرسد؛ اما هر کس به قدر قابلیت.
خلاصهی بحث قلب شکاک: پیش از مرگ به ولایت و مولا علی — خصوصاً امشب — و به قرآن پناه برید. مگوئید کو مولا؛ صورت کتبیهی مولا قرآن است. به قرآن پناه ببرید. عاقبت به خیر باد به برکت عید غدیر و صلوات بر محمد و آل محمد.
جمعبندی شب غدیر و قلب مریب
شب غدیر فرصتی است که اتصال بحث قلب مریب به ولایت روشن شود. حدیث رؤیت مولا هنگام مرگ برای همه — کافر و مؤمن — سرّی دارد: همه به سمت اسم جامع میروند و در آینهی او خود را میبینند. مؤمنِ مراقب با صلوات و رحمت و شفاعت جبران میشود؛ غافل به اسماء جلالیه کشیده میشود. راه پیش از مرگ، انس با قرآن بهعنوان صورت کتبیهی مولا و آراستن وجود به اسماء رئوف و علیم و صبور است تا هنگام دیدار، مولا را چنان ببیند که ساخته است.
صلوات و رحمت؛ جبران کسر وجودی
اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون؛ کسانی که در مصیبت انا لله و انا الیه راجعون گفتند، از پروردگار صلوات و رحمت میگیرند و هدایتیافتهاند. صلوات و رحمت کسرهای وجودی را جبران میکند تا رسیدن به مولا ممکن شود. شرط آن نگاهداشت استعداد است؛ گناه پیاپی استعداد را میسوزاند و راه شفع و جفت شدن با ولی را میبندد. از این رو صاحب قلب مریب باید زودتر از لحظهی مرگ، همینجا با اسماء الهی محشور شود: رئوف را در خود بنشاند تا مولا را رئوف ببیند؛ علیم را ریشه دهد تا علم مولا را دریابد؛ صبور را تمرین کند تا در بلا با اسم صابر حق همراه باشد. امشب شب غدیر، پناه به ولایت و به قرآن بهعنوان صورت کتبیهی مولا، علاج شک و تردید پیش از ملاقات است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.