د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۹
دارای متن همگام
شب غدیر و حدیث رؤیت مولا هنگام مرگ
قلب مُریب9_ج351
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۶:۵۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## شب غدیر و حدیث رؤیت مولا هنگام مرگ
۰:۱۱
## خروج از قلب مریب با سپردن به حجت
۱:۴۴
## امیرالمؤمنین؛ مظهر اسم جامع
۲:۲۱
## لنبلونکم؛ صابرین و انا لله
۴:۲۶
آیهی شش سورهی انشقاق:
۷:۴۴
## قابلیات و عطا؛ نار و نور یک حقیقت
۸:۰۴
## چرا همه مولا را زیارت میکنند؛ میزان
۹:۲۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا دعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب صلوات الله علیه.
بنا بود که بچهها جشن بگیرن البته صبح الحمد لله
جشن خوب و قشنگی داشتید.
الانم خوب بود که داشته باشیم اما ظاهراً تشریف نیاوردن.
مجبورید ماه جهنمی رو تحمل کنید.
لحظاتی اجازه بدید که نقطه اتصالمون به بحث با مولامون علی علیه الصلاة والسلام باشه به جهت این شب
با عظمت غدیر و عید الله
اکبر که بزرگترین عید شیعه است
و حالات ما و خانوادهمون هم باید متفاوت باشه.
اون حدیث شریف میم و طیرنی که مولا فرمودن هر کس
بمیرد مرا میبیند.
حالا چه کافر باشه چه مؤمن.
خیلی عجیبه. همه باید مولامون علی علیه الصلاة والسلام رو ببینن لب مرگ.
چرایی این حدیث رو عرض کنم الصاقش بدیم انشاالله سنجاقش کنیم به بحث قلب مریب یا مردد یا شکاک
که انشاالله اونجا اگر کسی به هر حال تو دنیا
تو شیب نام و لایمات و اینهائه و خدای نکرده گرفتار
انحرافی شد، اونجا به امید خدا مولا جبران کنه براش.
اشکال نداره پذیرایی بشن دوستان.
این رو خوب توجه کنید از جهت علمی چرا ما اساساً امیر المؤمنین صلوات الله علیه رو
لب مرگ انشاالله زیارت میکنیم.
ما عرض کردیم که برای نجات و خروج از قلب مریب
و شکاک و مردد هیچ چارهای نداریم الا اینکه خودمون رو تحویل
امام و حجت زمان بدیم،
تحویل ولی
اعظم حق بدیم و اگر شما بگید دسترسی به امام نداریم میگیم قرآن که بحثش گذشت
که البته این بحث هنوز نا-- نیمه کاره است که
در خصوص کیفیت رجوع به قرآن و تحویل دادن به قرآن.
الان این رو یه پرانتزی بین بحث به جهت امشب باز کنیم.
اونم اینکه امام امیر المؤمنین صلوات الله علیه مظهر
همه اسماء و صفات حضرت حقه یعنی اسم جامع داره.
مقام مولامون علی مقام جمع است.
همونطور که قرآن، قرآن مقام جمعی دارد
و اگر یک حرف از قرآن رو بگیری از مقام جمعی میفتد لذا خدا اون رو حفظ کرده.
امام هم، امام امیر المؤمنین صلوات الله علیه هم که امیر همه اهل ایمان هست مقام جمع دارد.
همه اسماء درش هستند.
یکی از اسماء حضرت حق و صفات حضرت حق یقین است.
یکی از صفات حضرت حق صبر است.
خدا بلکه صبار است.
تو قرآن خودشو به در وزن فعال به شدت صبور
معرفی میکنه. بلکه صبر
در ذات حضرت حق مستکنه است.
یقین هم اینچنین است. در حقیقت اگر کسی بخواد از
قلب مریب که ما معمولاً در انحرافات دچارش میشیم به جهت غفلت و قلبمون شکاک میشه، شک میکنه به
حقایق روزگار، نجات پیدا کنه هیچ چارهای نداره
الا حرکت به سمت
صفت یقین و اسم یقین حضرت حق.
همونطور که ما برای نجات از
نام و لایمات هیچ چارهای جز حرکت به سمت اسم
صبر حضرت حق، صفت صبر حضرت حق نداریم.
تمام اسماء در مولامون علی علیه الصلاة والسلام جمعاند
و ما اساساً بر اساس آیه صد و پنجاه و پنج،
صد و پنجاه و شش و صد و پنجاه و هفت سوره بقره به سمت اسماء الهی در حرکت هستیم.
این آیه رو دقت بکنید. "ولنبلونكم" در
جهات مختلف ما این آیه رو مورد بحث قرار دادیم.
حالا اینجا یک وجه دیگری show.
"ولنبلونكم" قطعاً شما رو به بلا دچار میکنیم.
از چه جنسی؟ "من الخوف والجوع"
ترس و گرسنگی و نقص.
نقص در چی؟ "من الأموال والأنفس والثمرات".
در مالتون، در جانتون، در ثمرات و فرزندانتون،
در کشتزار، کشتزارتون هرچی.
"وبشر الصابرین".
ببینید رفت سراغ اسم
صابر حضرت حق و صفت صبر خدا.
بشارت بده به اینا که اهل صبرن.
حالا اینجا معرفی میکنه صابرین چه کسانیاند.
نبض آیه اینجاست. آیه بعد.
"الذین اذا اصابتهم مصيبة"
به محض اینکه اصابت کرد مصیبت، همون مصیباتی که آیه قبل شمرد از چه جنسیه،
بهشون به محض اصابت "قالوا" اینا میگن "انا لله" این قوس نزول.
انا از چی؟ لله. الله اسم جمع، اسم جامع،
اسم خاصه. همه اسماء درشن.
رسیدیم به نقطه عطف. الصاق به بحث ولایت
و البته الان خب آقا بگیم تمام شد.
ما که از طرف حضرت حق اومدیم
به قول علامه رفیع قزوینی تمام اسماء و اسحاکه اسماء و لشگریانه اسماء در همه
در حقیقت کلمات وجودی نظام ارضی تجلی کرده که
عینیت پیدا کردن. یکیش هم ماییم که به نحوه اتم از همه موجودات در انسان تجلی کرده.
لذا صاحب نفس ناطقه شدیم.
در فعل و ذات و صفات به وزان حضرت حق شدیم.
خب در قوس نزول بود. صعود چی؟
و إنا إليه راجعون.
اون إليه ضمیرها برمیگرده به چی؟
به الله. انا لله و إنا إليه دوباره برمیگردی به سمت الله.
الله هم که اسم جمعه. اسم جمعو توجه داشته باشیم.
مقام جمع، اسم خاص، تمام اسماء و صفات درشن.
پس ما قراره چه بخوایم چه نخوایم بریم به سمت الله
و إنا إليه راجعون.
جالبه که آیه بعدش تو همین سوره میفرمود أولئك
حالا اینا رو دوباره بازشون میکنه.
اینایی که قالوا انا لله و انا الیه راجعون یعنی توجه دارن به اینکه در قوس صعود به سمت الله در حرکتن.
أولئك اینا کساییان که عليهم صلوات من ربهم
و رحمة. این صلوات و رحمت که و أولئك هم المهتدون اینا اهل هدایتن،
صلوات خدا و رحمت خدا اون کسریها رو جبران میکنه.
که حالا اینجا بحث مبسوطی مفسرین دارن ما الان بازش نمیکنیم هم وقت نداریم هم خیلی مرتبط با بحث نیست.
میتونید رجوع کنید به تفاسیر حرفهای شیرینی زدن.
صلوات ببینید أولئك عليهم صلوات من ربهم از پروردگارشون صلوات دریافت میکنند.
اونایی که تو گرفتاریها و مصیبتها
افتادن اما گفتن انا لله یعنی توجه داشتن و إنا إليه راجعون به اینکه دارن به سمت الله حرکت میکنند.
کی به سمت الله حرکت میکنه؟
همه عالم. اساسا آیه
شش سوره انشقاق چی میفرمود؟
بارها عرض کردیم يا ايها الانسان
الف و لام سر انسان، همه انسانها
انک کادهون تو رونده به همراه سختی هستی.
به چه سمتی؟ الى ربك
به سمت پروردگار خودت.
البکه البته به چه صورت؟
كدحا دوباره تاکید میکنه با سختیها
و لنبلونکن بشیء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس
والثمرات. کادهونها اما بعد ف این فای نتیجهست.
پس فملاقیهه
به جهت اینکه قراره ملاقات کنی او را.
خب این ملاقات یعنی همون و إنا إليه راجعون.
یعنی ما بخواهید نخواهید
همه عوالم هستی إنا إليه راجعوناند.
اما یکی در حضور حضوره
یعنی حاضره در حضور، مراقب بر حضوره
یعنی مؤمنه. یکی نه غافله از حضوره و الا همه در حضورن که بحثش قبلاً گذشت.
اون که غافله هیچی، اون میره به سمت اسماء
جلالیه حضرت حق
یا اسماء فعلیه حضرت حق مثل ذي انتقام،
مثل شدید العقاب که در مولامون علی این اسماء متقابل جمعن.
باز اونا هم دارن به سمت علی حرکت میکنند حتی کاف-کفاره.
لذا میگه چه کافر، چه منافق،
چه مؤمن لب مرگ منو میبینه.
توجه کردی این سرشه. اما
کسی که حواسش هست،
حواسش هست که إنا إليه راجعون یعنی غافل نیست یعنی مؤمن.
یعنی شیعه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که ان شا الله اگر خطایی گناهی چیزی هم هست آقا اونجا
جبران میکنه لحظه دیدار
و از قبل البته دو-جبران شده هست.
چرا؟ چون أولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة.
خدا به رحمتش و صلواتش جبران میکنه تا بتونی برسی به مولا.
به شرط اینکه طبق بحثی که پیرامون استعداد گذشت،
استعداد رو با گناه پی در پی از بین نبرده باشی که به مقام شفع یا شفاعت برسی، جفت بشی، شفع جفت
که اونجا مولا بتونه تو رو شفاعت کنه.
حالا پس همه داریم میریم به چه سمتی؟
انا لله و إنا إليه راجعون.
فملاقیهه قراره
ملاقات کنیم. کیو؟ ربك.
به یک معنا این ربهم این ربك اینجا اون رب مقام ولایت پیدا میکنه.
یعنی قراره همه برید به دیدار ولایت، صاحب ولایت کلیه الهیه،
صاحب ولایت کلیه الهی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه.
آقا جون، خواهر عزیزم، برادر گرامی که شب عید غدیر دور
هم جمع شدید توجه دارین مخصوصا کلمات رو حساب شده کنار هم میذارما.
پس اینطوری نگین گفت توجه یعنی حواست جمع باشه، نه.
چون پیرامون توجه عرفانی قبلا چند جلسه حرف زدیم.
توجه دارین
که دارین میرین به زیارت امیرالمؤمنین؟
هی هوای نجف سرمون میزنه، اونم عشق است.
اما اون نجف اصلی،
اون صاحب بقعه و بارگاه نجف،
اون صاحب ول-- اصلاً صاحب ولایت کلیه الهیه
که همه اسماء درش تجلی کرده است که یکی از اون اسماء یقینه است،
صبر است و بشر الصابرین
داریم میریم به زیارتش.
عزیز دلم که نسبت به قابلیت و سعای وجودی که در خودت ایجاد کردی
ان الاعطیات به قول محی الدین عربی علیه الرحمة علی قدر القابليات در فصوصالحکمش در فصل شیسی میگه
که به قدر قابلیتت اون فاعلیت نظام هستی عطا میکنه به تو.
اون فاعلیت م-- خدا از دایره اسباب یعنی از دست یداللهیش از دست مولا علی همه عطاهارو داره.
لب مرگ به میزان سعای وجودیت از مولا علی عطا میگیری،
عطا. حالا عطایی که از مولا
به کفار و مشرکین و منافقین میرسه
اون هم به یک معنا عطاست اما ن-نسبت به سعی وجودیشونه.
چیه اون؟ جهنمه. دوزخه.
آتشه. درست شد؟
که ما قبلاً بحث کردیم نار و نور یک حقیقتن.
همونطور که قابض الارواح یک حقیقته
نسبت به قابلیتها قیافش عوض میشه
در حقیقت مولا علی علیه الصلاة والسلام در آینهی وجود تو
یا بلعکسش رو بگیم تو در آینهی وجودی مولا علی خودت رو میبینی.
خودت رو در آینه. آینه هم مرآت در عربی اون قاب رو نمیگن، اون نمایاندن رو میگن.
اونچه که در صفحهی وجودی همهی اسماء اسم جمع حضرت حق که مولا علی علیه الصلاة والسلام هست
نمایانده میشود خودت هستی.
تو خودت رو در وجود مولا لحظهی مرگ میبینی.
چی از خودت ساختی؟ بسم الله.
حالا بعضی جاش دیدی بعضی آینهها نگاه میکنی دماغو کج نشون میده، گوشو کج نشون میده.
اینها دیگه اعوجاجها، انحرافها
به، به جهت غفلتهاست.
اونجا مولا جبران میکنه. توجه کردید؟
به شرط اینکه بتونی استعداد رو بکشونی تا لحظهی مرگ.
حالا بحث ما اینجا
تو این نقطه به پایان میرسه
که چرا ما مولا علی علیه الصلاة والسلام رو قراره زیارت کنیم.
چون اسم جامع، صاحب اسم جامع
تمام اسماء در وجود حضرته و ما به سمت الله
که مجمع جميع اسماء در حرکتیم لاجرم باید مولا علی رو زیارت کنیم و ببینیم.
همه میبینن، همه و همه.
حالا که همه قراره ببینن نسبت به صعهی وجودیشون خودشون رو در درون مولا زیارت میکنند.
خودت خودت رو میبینی. لذا میگه بخوان اقرأ کتابک کفا بنفسک اليوم عليك حسيب.
با خودت کافی. اینجا معنای میزان معلوم میشه که مولا فرمود انا الميزان.
اصلا نه اینکه من یک ترازو ام تو رو بذارن در من بکشه یا مثلا من
صاحب یه ترازو ام که تو رو بذارن تو اون ترازو من بکشمت.
نه اصلا من میزانم
یعنی تو رو با من میکشن.
وزن کشی تو
یعنی دیدن خودت در من علی.
تو نمایان میشی در صفحهی، در آینهی وجودی من.
خودت رو میبینی در لحظهی مرگ.
حالا اگر کسی خدای نکرده
یا مرید بوده دچار قلب
حالا مردد بوده اینها باید سریع بجنبه.
این به انحراف میبرتش.
این میکشونتش به اسماء جلالیه.
میکشونتش به سمت اسماء فعلیه حضرت حق
که مستقلاً در ذات حضرت حق نیستن مثل ذو انتقام.
خدا ذاتاً مهربانه.
اصلا دارای انتقام نیست. فعلیشه.
بر اثر عمل من فعلیت حضرت حق به انتقام کشیده میشه.
حالا اینا در مولا علی علیه الصلاة والسلام هست.
لذا الان یه رگه متوجه شدیم یه مقدار تقریباً
شرایط خطر
صاحب قلب مارئیب رو یا شکاک رو در وضع
زیارت مولا علی. اونجا یه مقدار خطرناک میشه کسی که دچار شک و تردید بوده باید به داد دلش زودتر برسه.
چه کنه؟ قبل از لحظهی مرگ همینجا باید زیارت کنه مولا رو.
قبل از لحظهی مرگ همینجا باید زیارت کنه قرآن رو.
قبل از رسیدن به اون فملاقیحه
باید همینجا با اسماء الهی محشور باشد.
یعنی انقدر اسم رئوف خدا رو در خودش جا داده باشه که تا امیرالمؤمنین رو دید آقا رو رئوف ببیند.
انقدر اسم علیم صفت مشبّه است، شدت علم،
استکان علم، آرامش علم در وجودش ریشه دوانده.
شما مؤمن مولا انقدر به سمت حقایق و علوم رفته تا علی علیه الصلاة والسلام رو درک علمی میکنه.
علم مولا رو فرا میگیره که انها هنا.
حالا تمام سینهش رو اشاره میکرد مولا.
قربون اون سینهت بریم الهی علی جان.
انها هنا لعلم جمع.
تمام علم تو این سینه است.
سينهدر عن السيل.
سیل این علم جاریست.
کی میتونه بهش برسه؟ هیچ پرندهای ولا یلقي علیه طي.
نمیتونه به اون افق برسه. اما هرکی به قدر قابلیتش.
خلاصه بحث از قلب شکاک الان پیش از مرگ پناه ببرید
به ولایت، به مولا علی خصوصا امشب
و قرآن. نگید کو مولا.
بسم الله. صورت کتبیهی مولا قر،
قرآن است. به قرآن پناه ببریم امشب.
ان شاء الله که عاقبتمون ختم به خیر باشد.
ببرید. ببخشید شما یه ذره من تندتند حرف زدم
به جهت اینکه وقت ضیقه و مطلب دشوار و قامض بود باید جا میافتاد.
ان شاء الله که عاقبت ما ختم به خیر باشد به برکت عید غدیر مولا و صلوات بر محمد و آل محمد. الله.
جلسه قبل
جلسه بعد