ددرس‌گفتارها

باني آيات.

سلام عليكم ورحمة الله.

تسلیت عرض می‌کنم ایام شهادت حضرت امام باقر صلوات الله عليه رو که ماثر باقریه صاحبش امام عصر است و البته چون الحمد لله دیروز آل یاسین خونده شد و عزاداری شد مختصراً دیگه امروز ما بحث رو ادامه میدیم به فضل الهی هدیه به خود حضرت.

یکی از دلایلی که ما بحث امروز رو می‌خوایم عرض کنیم اینه که عنوان بحث تزلزل و شکه.

هر کجا که شک باشد خصوصاً توقف در شک، این سبب تزلزل است یا اساساً خودش عین تزلزل است.

اون آیه‌ای که ما سر فصل بحثمون قرار داده بودیم توش می‌فرمود که انما یستعذنوک از تو درخواست می‌کنند عذر می‌خوان که چی بشه؟

چه کسانی؟

الذین لا يؤمنون بالله واليوم الآخر این‌ها دل ندادند.

چرا دل ندادند؟

متزلزل‌اند.

اساساً ریشه‌ی شک خصوصاً چون در این آیه‌ای که مورد بحث انتهاش می‌فرمود این‌ها دائماً در شکشون می‌مونن، در ریبشون می‌مونن، ریشه‌ش ریشه‌ی تزلزل خود شکه یا به عبارتی شک عین تزلزله.

اتحاد وجودی دارن با این هم.

اینو حواسمون باشه هر کجا شک ایجاد شد تزلزل ورود کرده.

اگر مثل یک راهرو ازش رد شدی خب سبب استحکامت می‌تونه بشه.

اما اگر موندی طبق این آیه میگه دیگه اینا میمونن برای همیشه تو ریبشون و این‌ها از رحمت خدا به دور میشن و اینا.

حالا چه باید کرد که از تزلزل بحث قلب مریب است و ریب و شک، شک و شکاکیت و اینا.

چه کنیم که از قلب م-- شکاک در امان باشیم؟

خب راهش خروج از تزلزله.

راه خروج از تزلزل چیه؟

اینه که به یک چیزی که نه فقط قیام دارد و قائم است بلکه اقوم است چنگ بندازیم.

اقوم بر وزن افعل، افعل تفضیل دیگه.

خیلی محکم است بلکه اقوم یعنی همه به او قیام دارند.

همه به-- این اسمی که در طول نماز وقتی بلند میشی ذکر می‌کنی یا حی یا قيوم.

جالبه که روایاتی داریم یا اولیاء الله مثل مرحوم آقا کشمیری هم توصیه دارند که این اسم اعظمه.

خیلی اسم عجیبیه.

اصلاً بگید ببینید چجوری کمرتون می‌لرزه تو نماز وقتی می‌خواید پاشید.

یا حی یا قيوم همه به تو قائم‌اند.

چون همه به تو قائم‌اند و قیام دارند پس تو اقومی.

حالا آیه‌ی نه سوره اسرا به زیبایی تمام همین رو برای ما به این قشنگی تصویرسازی کرده.

می‌فرمود که إن هذا القرآن اولاً هذا ثانیاً القرآن همه‌ی قرآن، نه یه بخشی از قرآن و یک جزئی رو که بعضیا پاره پاره کردن قرآن و احکام رو گفتن ما این بخشش رو می‌خوایم، این بخش-- ما نماز رو می‌خونیم، روزه نمی‌گیریم، روزه می‌گیریم، زکات نمی‌دیم، زکات میدیم، جهاد نمی‌دیم.

نمیشه.

القرآن اینا نکاته.

بعد هذا این قرآن، این قرآنی که در حقیقت عین ولایت است، عین علم ذاتی حضرت حق است.

نه اون قرآنی که به انحراف کشوندن.

حالا نه الفاظش رو کسی نمی‌تونه لفظ قرآن رو اما معانیش رو هم تعابیرش رو هم به انحراف در حسب ظاهر البته کشوندن.

إن هذا القرآن يهدي هدایت می‌کنه، می‌کشونه، هدایت کشنده است، می‌کشونه، یک جذبه داره.

للتي می‌کشونه، هدایت می‌کنه به چه چیزی؟

به چیزی که للتي به یک چیزی که هِيَ اون چیزه اقوم.

الله اکبر.

رسیدیم به موضوع.

اقومه.

خب آقا جون ببینید از دو راه می‌شد ما به این بحث برسیم.

یک راه این که ما در جلسات پیش عرض کردیم برای خروج از قلب شکاک چون یستعذنوک این‌ها از تو، اون کاف مخاطب رو یادتون باشه گفتیم اینا می‌خوان از تو فارغ بشن، نمی‌خوان در جنگ شرکت کنن چون تو رو نمی‌خوان گفتیم پس راهش اینه که چی؟

بالعکس.

تو باید بری خودت رو تحویل امام بدی، تحویل حجت خدا، ولی خدا، پیغمبر بدی.

یک راه ورود به این بحث اینه که خب الان داریم میریم که الان حالا داریم ادامه‌ش میدیم.

یه راه دیگه هم می‌شد رفت که حالا اونو فردا میریم از طریق علم که تطهیر ق-- چون جلسه پیش ما صحبت کردیم که متخیلات فاسده کار دست انسان میده و باعث میشه که انسان شکاک بشه.

بعد روشی علم الallame ارائه میده در خصوص خروج از متخیلات فاسده که ربط به علم و قرآن پیدا می‌کنه.

اون انشاالله فردا اگر عمری باقی بود و توفیق شد.

پس الان از طریق این وارد که، وارد شدیم که ما گفتیم خودمون رو تحویل چی بدیم؟

ولی خدا، حجت خدا.

خب چه ربطی به قرآن داره که شما داری از قرآن الان حرف می‌زنی؟

عزیز دلم در رساله‌ی صد کلمه‌ی حضرت Allame که من توصیه می‌کنم این رساله رو به کتابه بگیرید بخونید.

صد کلمه در معرفت نفس.

اصلاً ه-از هر کلمه‌ش هزار کلمه باز میشه اگه با دقت و طهارت نفسش انشاالله بررسی شه.

اونجا علامه می‌فرمود که قبلاً هم براتون توصیه-- توضیح دادیم اجمالاً.

که می‌فرماט [نفس عمیق] این کتاب قرآن، کتاب قرآن، کتاب کتبی.

این کتاب کتبی قرآن صورت کتبیه انسان کامل است.

صورت کتبیه انسان کامل است.

یا به عبارتی فرمودن شرح کتبی انسان کامل است و این عالم و نظام آفاقی که اونم خودش یک بحثی داره تو همین ردیف قلب شکاک که از اونم میشه بهره برد.

یه وقت دیگه‌ای موقعش انشاالله عرض می‌کنیم چگونه کاربردیش می‌کنیم بحثو.

عالم آفاقی، این آسمان و زمین و این‌ها، اینا همه چی‌ان؟

صورت عینیه انسان کامل‌اند یا به عبارتی شرح عینی انسان کامل‌اند.

یعنی خب چون وقتی، وقتی میگه آقا خودتو تحویل امام عصرت بده میگه کو آقا؟

دست من نمی‌رسه.

این نگاه ابتداییه.

از او ظاهر به باطن سفر نکرده، حق هم داره، چه کنه؟

در حالی که ما پارسال محرم ده جلسه تو یازده رای تهران، پنج جلسه پیش شهید حججی و چند جلسه هم همین جا بحث عبور از ظاهر به باطن را از نظرات ملاصدرا گفتیم و خیلی‌ها الحمد لله عبور کردن.

من که میگم شاهد مثال دارم که عرض می‌کنم.

راهش مشخصه، بزرگان گفتن ما به سمتش نمیریم.

حالا اونجا می‌فرمود که در رساله صد کلمه می‌فرمود که اساساً این صورت کتبیه انسان کامل فقط این لفظی نیست که دست توه.

اینو خوب دقت کنید اینجا رو.

اینو خوب بگیرید.

خیلی مهمه.

بعد شیرین میشه براتون.

دقت کنید وقتی ما میگیم قرآن صورته یا شرح کتبی انسان کامله؛ یعنی اگر انسان کامل میگه آقا دستم نمی‌رسه چه کنم؟

خب دستت نمی‌رسه اگرچه راه هست برای عبور از ظاهر به باطن که عرض کردیم.

اما بسم الله قرآن که دستت می‌رسه.

قرآن که هست که.

که آقای بهجت فرمودن که اگر شما اینایی که می­خواید-- ای آقای بهجت فرمودن اینو من به شما بگم ما محضرشون خیلی اذیتشون می‌کردیم.

خب الحمد لله اون اذیت‌ها متأسفانه البته ولی خوشبختانه باعث شد یه هدایایی هم داشتیم.

ایشون می‌فرمودن که می‌خواید بهتون بگم امام عصر تشریف بیارن چقدر شما اصلاً اجازه داری محضر حضرت رو درک کنی؟

اجازه داره، نه این همینطوری نیستش.

باید اجازه بگیری.

چقدر؟

خودمونو کشتیم تا آقا بیاد دیگه سرباز پاره‌کاب فرمود همین مق-- همین مقدار که الان برای قرآن وقت می‌گذاری.

چون این شرح کتبی همونه.

حالا این نکته رو می‌خوام بگم.

دستت به آقا ظاهراً نمی‌رسه.

بسم الله قرآن که هست اما این قرآن، این کتبی، این لفظی که دست ماست، من و شماست و اینو می‌خونیم، این انزل مراتب قرآنه.

این انزل مراتب قرآن، این لفظی که توی قرآن هست اگرچه ملاصدرا می‌فرماید این هم همون نورانیت و عظمت و عبوهجت رو دارد.

اما این همه قرآن نیست که این ظاهر قرآنه.

اون که می‌فرمود این هذا القرآن بحث اینجا بود.

هذا القرآن همه قرآن، همه قرآن میشه صورت کتبیه امام عصر و تو باید خودتو تحویل همه قرآن بدی.

هاج آقا همه قرآن چیه؟

تو اون بحث قرآن، عبور از ظاهر به باطنش گفته بودیم اگه یادتون باشه.

گفتیم أعلی Meratb القرآن می‌شود إنك لتلقى القرآن القاء شده به تو قرآن من لدن حکیم علیم.

دو تا اسمم آورده حکیم و علیم.

صفت مشبّع هم است.

یعنی حکمت و علم مستکنه در وجود توست ای خدا.

اصلاً ذات توست.

همچنین در ذات قرآن استکان داره.

خب؟

حالا می‌خوام بگم که از اون أعلی Meratbش بگیر از اون حالت اقدس قرآن که در حقیقت میشه گفت صورت علمیه ذات حضرت حق است.

چون علم لدنّی و ذاتی خداست قرآن.

از اونجا تنزل پیدا کرده اومده به عالم اله.

به عالم قلب پیغمبر.

از قلب پیغمبر تنزل پیدا کرده به عالم عقل پیغمبر.

از عقل اومده به عالم مثال یا خیال پیغمبر.

بعد بر لسان مبارک جاری شده، شده این لفظ.

اون حقیقت، اون حقیقت اون بالا، اون صورت علمیه در حقیقت ذات حضرت حق از اونجا تنزل کرده.

تو، شما این مجموعه رو باید بگیری از اون مراتب عالیه و شامخه تا این انزل مراتب، این یکپارچه ذو مراتبه دیگه.

این یک حقیقت کلیه صورت کتبیه یا شرح کتبی انسان کامل است که ما باید به اون خودمون رو تحویل بدیم که اگر به اون تحویل ندیم باز رگه‌هایی از شک و ریب و این‌ها تو وجود ما خواهد موند.

لب مرگ کار دست ما میده.

در برزخ بیچاره می‌کنه، پوست می‌کنه و بعد از اون هم تا بخوای به سیر استکمالی و تدریجی در برزخ بخوای برسی به اون مراتبی که تو این دنیا ازش جا موندی، بیچاره میشی که ازش به عذاب برزخی یاد شده و بعد از اون قیامت که دیگه وحشتناک‌تر و وحشکناک‌تر از تو به صورت که این رگه‌ها باقی مونده باشه‌ها، وحشتناک‌تر از اون عالم آخرته که بعد از قیامته.

چون ما از اولین عالم حالا باز داریم بحث داریم ولی اولین عالم صلب پدر.

عالمیه.

بعضیا همون عالم زر گرفتن.

عالم بعدی رحم مادر.

اوه، اوه چه غوغاییه اونجا.

تشکیل نطفه در رحم.

چه حرف‌ها بزرگان اینجا پیاده کردن.

بعد از-- تا میگی نطفه میگن حاج آقا زشت حرف نزن.

بابا جان یک، یک به شما عرض کنم تا کسی موقعیت و اهمیت نطفه رو که خودمان بودیم متوجه نشه، اصلاً نمی‌فهمه عالم تربیت در اسلام یعنی چی.

عالم بعدی دنیاست.

ورود کردی از عالم رحم که الان درش هستیم.

عالم بعدی، حالا بعضیا بین دنیا و برزخ هم گرفتن سکرات مرگ.

کاری نداریم.

حالا میگم اینا جزئیات هم دارن.

برزخ و بعد از برزخ قیامت و بعدش آخرت.

همه اینها ذو مراتب‌اند.

باید قرآن رو به یک پاره از همه از اون عالم بالا تا پایین گرفت و توجه کرد.

خب چگونه؟

حاج آقا خیلی سختش کردی.

چگونه؟

حضرت علامه یه جمله دارن اجازه بدید این جمله رو فردا توضیح بدیم.

دیگه فرصت نیست.

دوست داشتید روش فکر کنید.

یه کتابی علامه دارن می‌دونید ایشون هشت رساله عربی دارن که یکی از این رساله‌ها لقاءالله مرسومه به-- یعنی اینطوری جا افتاده بین همه به اسم لقاءالله.

دارم این رساله رو من دارم خیلی شیرینه بگیرید بخونید عربی بوده ولی به فارسی ترجمه شده.

اونجا حضرت علامه باز میاد این س-- بحث قرآن رو که صورت کتبیه‌ست دوباره میاد اونجا مطرح می‌کنه.

پونزده تا ادب در بخش آداب و از کار این رساله میاره میگه اگر کسی، سه این مقدمه بحث فردا مونه و تتم-- در حقیقت اتمام بحث امروزمون.

اگر کسی می‌خواد مسیر سیر و سلوک رو پیش بره هیچ چاره‌ای نداره الا این پونزده ادب رو موعظه منو لحاظ کنه.

اولیشو می‌فرماید این جمله‌ی علامه‌ست.

"علیکم بتلاوت القرآن کریم".

جالبه.

نمیگه قرآن میگه قرآن کریم که حالا این باید بحث بشه.

خب این قرآن کریم چیه؟

اینجا می‌فرماید "سوره انسان کامل الكتبیه".

دوباره همون حرف صد کلمه رو اینجا علامه میاره.

میگه تلاوت کنی.

حالا باید رفتی تلاوت قرآن یعنی چی؟

فرق تلاوت با قرائت چیه؟

اینا اسراره.

اینا به درد می‌خوره، خیلی هم به درد می‌خوره.

و چگونه؟

و چگونه‌شو اجازه بدید فردا.

پس خلاصه بحث امروزمون این شد.

اگر می‌خوایم از رگ و ریشه‌هایی که جون گرفتن تو وجودمون ما رو دچار شک و ریب نسبت به حقایق نظام هستی کردن خلاص بشیم، یکی دیگه از راه‌هاش بعد از تحویل دادن خودت به امام و حجت زمان ولی الله کامل و اعظمه تحویل دادن خودت به قرآنه.

اونم از اعلی المراتب تا انزل مراتب.

اینو اجازه بدید یه روشی علامه داره فردا خدمتتون عرض می‌کنیم.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم