ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 010

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سه بخش شکیات نماز و برکت جماعت

طبق نظر جمیع مراجع در بحث شکیات نماز سه بخش هست: یکی شکیاتی که نباید به آن اعتنا کرد؛ اگر این شک در حوزهٔ نماز پیش آید نباید اعتنا کرد. یکی شک‌های صحیحه که اگر ایجاد شود نماز درست است لکن دستورالعملی دارد که باید پیاده شود. یکی هم شک‌های مبطله که نماز را باطل می‌کند. این‌ها را باید شناخت.

به فضل الهی هر روز یکی گفته می‌شود. در خصوص شک‌هایی که نباید اعتنا کرد یکی همین شک در نماز جماعت است. یکی از برکات نماز جماعت همین است: آدم‌های شکاک وقتی در جماعت شرکت می‌کنند خیالشان راحت می‌شود. می‌گوید اعتنا نکن؛ چه امام جماعت باشی چه مأموم، آنچه جماعت انجام می‌دهد تبعیت می‌کنی. پس یکی از جاهایی که نباید به شک اعتنا کرد نماز جماعت است.

جمع‌بندی قلب منیب و معنای انابه

تا جمع‌بندی در خصوص قلب منیب داشته باشیم بعضی نکات — که هر کدام جای بحث دارد — تبرکاً گفته می‌شود. انابه مصدر باب افعال از ریشهٔ نون و واو و باء است که معمولاً با إلی می‌آید؛ به معنای بازگشت مکرر. این معنا را غالب شارحان و مفسران پذیرفته‌اند.

به زنبور عسل نیز نوب گفته‌اند؛ چرا؟ چون مکرراً به کندویش برمی‌گردد. هر جا برود دائماً در حال برگشت به کندو است؛ لذا نوب می‌گویند. اگر کسی این حالت را به درگاه خدا داشته باشد او هم در حقیقت در حال انابه است. حادثه را نیز از این جهت نائبه می‌گویند؛ چون هر آن در حال اتفاق است و تکرار می‌شود. پس محتوایش دائماً به سمت خدا حرکت کردن است.

انابه فطری ناپایدار و انابه پایدار اختیاری

انابه دو گونه است. یکی انابه فطری یا ظاهری یا اضطراری و ناپایدار که مثالش در آیات سی تا سی و سه سورهٔ روم آمده و میان مؤمن و کافر مشترک است. وقتی به گرفتاری می‌افتند:

«وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِیبِینَ إِلَیْهِ» (روم/۳۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون رنجی به مردم برسد پروردگارشان را در حالی که به او رجوع‌کننده‌اند می‌خوانند.

الف و لام بر الناس می‌آورد؛ همهٔ مردم غالباً چنین‌اند؛ مؤمن باشند یا کافر و مشرک. وقتی پریشانی برسد خدا را می‌خوانند منیبین إلیه. این انابه ناپایدار است چون مشرک و منافق را نیز الناس شامل می‌شود. این انابه فطری است؛ ذاتاً در همه برگشت به سمت خدا هست. بعضی انابه دروغین نیز گفته‌اند که برای ربوبیت خدا پیش می‌آید؛ چون هرکس در فطرت می‌داند پروردگاری دارد و وقت مشکل به سمت او می‌رود.

دوم انابه پایدار و اختیاری است برای راست‌قامتان که انابه‌شان حقیقی است و آن‌به‌آن، چه در پریشانی چه در آسایش، به سمت خدا حرکت می‌کنند.

سه پایهٔ تحقق انابه

انابه بر سه امر محقق می‌شود؛ سه پایه دارد و باید در این سه قسم باشد وگرنه کامل نیست.

یکی در باطن و قلب است که بحث بیشتر همین بوده: انابهٔ قلبی؛ انسان قلباً به سمت خدا برود. مصداقش آیهٔ سی و سه سورهٔ ق: و جاء بقلب منیب؛ به سمت خدا می‌آیند با قلبی که دائماً در حال برگشت است. صریحاً به برگشت قلبی اشاره دارد.

دومی انابه در گفتار است؛ ذکر دائمی لسانی. مصداقش آیهٔ سیزده سورهٔ غافر: و ما یتذکر إلا من ینیب؛ کسی به حال ذکر نمی‌افتد مگر منیب باشد. حتی ذکر ظاهری توفیق هرکس نیست.

سومی انابه در اعمال ظاهری است؛ اطاعت الهی و عبادت که در آیهٔ هشتاد و هشت سورهٔ هود از توفیقات الهی دانسته شده: و ما توفیقی إلا بالله علیه توکلت و إلیه أنیب؛ در حال عبادت نیز عمل ظاهر را به سمت خدا برمی‌گردانند.

توکل مقدم بر انابه

نکتهٔ ویژه در آیهٔ هود: علیه توکلت و إلیه أنیب. شارحان فرموده‌اند چون توکل مقدم بر انابه آمده پس از لوازم مهم و ضروری انابه توکل است. کسی به حالت انابه نمی‌افتد مگر اعتماد به خدا داشته باشد. اگر انابه ندارد یعنی دائماً به سمت خدا نمی‌رود یعنی اعتماد به خدا ندارد. کلیدواژه اینجاست: توکل رمز اساسی برای برگشت دائم است. اگر کسی قبول کرد خدا قابل اعتماد است بلکه معتمدترین است، دائماً به سمت معتمدترینش حرکت می‌کند.

داستان امام و خانهٔ نجف

از حضرت امام که اسطوانهٔ اعتماد به خدا در زمان ما بودند داستانی در زندگی‌نامه آمده است. آسید احمد نقل می‌کردند امام در نجف خانه‌ای در شارع الرسول نزدیک باب قبله اجاره کرده بودند؛ خانه‌ای بسیار نورانی. اجاره عقب افتاده بود. مرجع جهان تشیع اجاره‌اش عقب افتاده؛ صاحبخانه فشار آورده بود. آسید احمد رو نمی‌شد؛ آخر به امام گفت صاحبخانه می‌گوید اجاره چه شد؟ امام فرمودند بگو خانه‌ات را می‌فروشی؟ آسید احمد تعجب کرد: اجاره نداریم بدهیم؛ می‌خواهید بخرید با چه پولی؟ فرمودند با توکل بر خدا.

صاحبخانه دوباره آمد. امام فرمودند گفتی می‌فروشی یا نه؟ گفت رو نشد. امام فرمودند با توکل بر خدا. روز سوم صاحبخانه گفت می‌فروشی؟ گفت بله؛ بیست هزار تومان — آن موقع بسیار. امام فرمودند فردا بعدازظهر برای بیعنامه قرار بگذارید. آسید احمد دوباره پرسید با چه پولی؟ گفت با توکل بر خدا.

فردا تا دم ظهر خبری نشد؛ ناگهان گروهی از حاجیان مرید آمدند که به حج می‌روند: پول امانت می‌گذاریم؛ تصرف جایز است؛ برگشتیم عین را برگردانید. امام قبول کرد. آسید احمد پرسید برگشتند با چه برمی‌گردانی؟ فرمود با توکل بر خدا. یک ساعت بعد حاجیان برگشتند: سفر کنسل شد. امام پول را برگرداند. آسید احمد گفت قولنامه نزدیک است و هیچ نداریم. امام گفت با توکل بر خدا.

یک ساعت مانده به قولنامه برادر امام، آقای پسندیده، از خمین به نجف آمد — وسیلهٔ ارتباطی نبود — ناخودآگاه وارد شد. گفت انحصار وراثت کردیم؛ سهم شما از زمین‌های پدر بیست هزار تومان. دقیقاً همان مبلغ را دادند و خانه را قولنامه کردند.

جمع‌بندی

اگر کسی اعتماد به خدا داشته باشد خدا رهایش نمی‌کند و چنین کسی دائماً در حال رجوع به خداست. خدا این صفت را در وجود ما زنده کند. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

پیوند شک و انابه

جماعت شکاک را آرام می‌کند چون تبعیت جای وسواس می‌نشیند؛ انابه نیز تبعیت قلب از معتمدترین است. توکل همان آرامشی است که شک مبطل را از دل برمی‌دارد و رجوع مکرر می‌سازد. داستان نجف تصویر عملی توکل است نه قصهٔ صرف.

تفصیل سه پایه و رمز توکل

انابهٔ قلبی بدون ذکر لسانی ناقص می‌ماند؛ ذکر بدون عمل نیز دعوی است. آیهٔ هود توکل را پیش از انیب می‌آورد تا بگوید بی‌اعتماد نمی‌توان مکرر بازگشت. امام در نجف همان ترتیب را زیست: اول توکل، بعد حرکت، بعد گشایش از جایی که گمان نمی‌رفت. بیست هزار تومان از ارث پدر، نه از محاسبات بشری تنها، نشانهٔ همان معتمدترین است.

شک در جماعت نیز با تبعیت آرام می‌شود؛ انابه با توکل. هر دو ترک خودرأیی است. ان‌شاءالله اهل انابهٔ پایدار باشیم نه فقط انابهٔ اضطراری روز بلا.

نوب زنبور و ادب رجوع مکرر

چنان‌که زنبور نوب‌وار به کندو بازمی‌گردد، منیب به درگاه بازمی‌گردد. حادثه نائبه است چون تکرار دارد؛ انابه نیز تکرار رجوع است نه یک توبهٔ مقطعی. انابهٔ فطری در روم همه را در بلا می‌کشاند؛ انابهٔ اختیاری در آسایش نیز دست از رجوع برنمی‌دارد. فرق مؤمن راست‌قامت با اهل اضطرار همین دوام است.

جمع شکیات و منیب: جماعت وسواس را می‌شکند؛ توکل انزوای بی‌اعتماد را. هر دو ادب حضور در جمع حق است — یکی جمع نمازگزاران، یکی جمع اعتماد به رب. عاقبت به صلوات ختم به خیر باد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.