ددرس‌گفتارها

[همهمه] آقا امام زمان صلوات بلند کرد.

[همهمه] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

جهت اینکه بحث ما بحث قلب منیب بود و خیلی هم مهم بود و یک با یک لطائف الهی ال این بحث به نوعی مرتبط میشه با حقیقت وجودی حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها و آل ملکوتی که تحت تصرف ایشون هست.

پس این بحث رو تو این مختصر ادامه میدیم.

هر روز هفت هشت ده دقیقه ما حرفی زدیم حالا شاید امروز یه ربع شد به برکت مجلس عزای زهرا و انشاالله عزیزان روضه بخونن.

اولاً به جهت اهمیت بحث باز هم مقدمتاً عرض می‌کنم که خب ما بحث قلب در قرآن رو داشتیم.

یک روایتی رو عرض کنم خدمتتون که در کتاب قلب سلیم شهید دستغیب این روایت به نقل از کتاب بهار مرحوم مجلسی اعلا الله مقامه الشریف جلد چهارده صفحه سیصد و نود و هشت وارد شده که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام روح والقلب رو مثل جسم دارای شش حالت برشمردن.

فرمودن همونطور که جسم شش تا حالت داره، قلب و روح هم شش تا حالت داره که این حالت‌ها باید شناسایی بشن والا انسان متحیر میمونه و در مسیر سیر و سلوکش باز میمونه.

حضرت میفرمایند یکی حیات است و مرگ که این‌ها متقابل هم‌ند.

یعنی نمیشه کسی بمیره اما حیات داشته باشه که حیات داشته باشه اما به مرگ داشته باشه.

نمیشه یکی از این‌هاست.

یا مرگ است یا حیات.

دیگری بیداری و خواب است.

قلبی که بیدار است خواب نیست.

قلبی که خواب است بیدار نیست و دیگری هم سلامت و مریضی‌ست.

یا قلب سالم است یا مریض است.

در یک تقسیم‌بندی کلی پیرامون قلب در قرآن که حالا بعدها انشاالله به این بخش هم خواهیم رسید که قلب سلیم و قلب مریض اونجا بحث می‌کنیم انشاالله به شرط توفیق و حیات که دل به، به صورت کلی به دو قسم تقسیم میشه.

یا قلب سلیم است و سالم یا مریض است و مرضی عارض شده بر او.

گرفتار شده این قلب رو باید نجات داد که اگه نجاتش ندیم اول به خواب میره بعد میمیره.

حالا این مراتب رو بعداً باید بگیم.

پس قلب خیلی مهمه.

مستقیماً به حیات معنوی ما بستگی داره.

اگر قلب بمیره ما می-- مثل یک مرده متحرکی میشیم که گمان می‌کنیم زنده هستیم.

در بعضی از آیات قرآن مثل آیه ده سوره احزاب حوزه عرض کنم خدمتتون روح و جان رو به همون قلب منس-- منتسب میکنه.

یعنی میگه اون جانی که الله يتوفى الأنفس حين موتها اون جانی که خدا تماماً و کاملاً وقت مرگ میگیره از ما همون قلب ماست که قبلاً اینو مختصر عرض کردیم.

لذا ماهیت وجودی ما قلب ماست.

به شما میگن تو زندگی چی داری؟

چی داری؟

رو کن ببینم.

از جهت مالی دنیایی چی داری؟

اون اصل موضوع رو رو میکنی.

مثلاً یه خونه قیمتی داری.

نمی‌دونم هرچی هست.

حالا اگر به ما بگن از جهت ماهیت وجودیت چی داری؟

ما باید بگیم قلب رو داریم.

اون چیزیست که وقت مرگ از ما میگیرن.

یعنی احزی که خدا میکنه هنگام مرگ قلب ماست.

ماهیت و هستی ما سرمایه ما برای قیامت قلب ماست که گرفته میشه.

حالا هر بلایی که سر این قلب آوردیم و هرچی با این قلب کردیم همون میمونه برای همیشه ما.

جالبه که اینجا به تایید این نکته‌ای که عرض کردم همین آیه ده احزاب میفرماید و اذا زغت الابصار این همه هم میفهمن و اذا زغت الابصار وقتی که چشم‌ها از وحشت فرو میمونه و بلغت القلوب الحناجر جان به لب میرسه.

میگه بلغت القلوب الحناجر وقتی که قلب به حنجر میرسه.

ببینید اینجا جان رو با قلب خدا بیان کرده.

پس اون جانی که از ما میگیرن قلب ماست.

این خودش یک نهیب بزرگیه تو این آیه اینچنین اومده.

تج-- توجه به این ظرائف آیات خیلی مهمه.

پس ما باید بدونیم به سر این قلب چی آوردیم؟

باهاش چه کردیم؟

در آیه دوازده انفال نیز مرکز عواطف رو مرکز تدبر و تعقل رو خدای منان در این آیه به قلب نسبت میده.

سألقی في قلوب الذين كفروا الرعب.

میفرماید که به زودی تو دل‌های سألقی به زودی میندازیم في قلوب الذين كفروا تو دل، تو قلب‌های اونایی که کفر ورزیدن چی رو؟

الرعب ترس رو میندازیم.

ترس در محیط عاطفه انسان ایجاد میشه.

یک نوع انگیزه‌ایست که در عاطفه انسان در حوزه عاطفه انسان ایجاد میشه.

این رو خدا منتسب کرده به قلب یعنی حتی ترس هم که در کفار ایجاد میشه مال قلبشونه.

حالا ترس کجاست؟

جایی که عصیان باشد.

امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمود: "هر کجا که عصیان باشد ترس هم می‌آید." لذا ترس برابد-- برادر مرگ است زیرا مرگ چیزیست که، ااا گناه باعثش میشه.

گناه انسان رو می‌میراند لذا کسی که گناهکاره است ترسوست.

پس ترس برادر مرگ است.

در جای دیگه از قرآن حالا من فرصت ندارم اینا رو خیلی تبیین کنم.

"آن کس از اهل بشارت که اشارت داند." سوره قاف، آیه سی و هفت.

اینجا هم حوزه درک و عقل رو به قلب نسبت داده.

رفقا اگر ما چیزی نفهمیم خیلی بیچاره‌ایم ها.

اگر درکمون ضعیف باشه، درک نداشته باشیم، نفهمیم هرکی هرچی رو ما میگه نفهمیم خیلی خطرناکه.

این مربوط به قلبه.

اگر کسی چیزی نمی‌فهمه چون قلبش یا خوابه یا مرده.

یکی از این دو تا.

حالا اینجا در این آیه خدا می‌فرماید إن في هذا لذكرى لمن كان له قلب در این إن في هذا در اون چیزی که ما گفتیم لذكرى یه یادآوری‌ست.

لمن كان این یادآوری برای کیه؟

لمن كان له قلب برای کسی که قلبش باقیست، مونده، سالمه، بیداره، نمرده.

اگر کسی قلبش خواب بود، کسی که خواب باشه تو چجوری می‌خوای بیدارش کنی؟

مخصوصا اینایی که خوابشون سنگینه.

وقتی هم که بیدار میشن دهشت‌زدن، متحیرن، نمی‌فهمن کجان، چیکار باید بکنن.

اگه مرده باشه که هیچی دیگه تو هرچی بزنیش بیدار نمیشه.

دلیل اینکه بعضی از حقایق در مخ ما نمیره، در مغز ما فرو نمیره چون قلبمون متاسفانه ضعیف شده.

قبلا عرض کردیم حتی حوزه تدبر و تفکر و اندیشه و حواجس افکار و عقل هم از ابزار قلبن.

اگر قلب مریض شد دیگه انسان بر اساس همین آیه هم فهمیدیم، نمی‌تونه چیزی بفهمه.

ما متاسفانه از این قلب غافل شدیم لذا گرفتاریای بسیاری برای ما پیش اومد.

حالا این قلب ما گفتیم بخش‌هایی داره، یکی از مهم‌ترین شقوق و اشکال قلب که میشه گفت نقطه پرواز به سمت عالم بالا است، وقتی‌ست که قلب در حالت انابه قرار می‌گیره.

ما تازه سر خط شدیم به بحث هر روزمون.

وقتی‌ست که قلب در حالت انابه قرار می‌گیره.

توضیح هم دادیم انابه فرقش با توبه و استغفار اینه که توبه ابتدا پشیمانی‌ست، بعد با استغفار رشد می‌کنه به درجات بالاتر می‌رسه.

لذا غیر مستقیم ما سه تا قلب رو اصلا بحث کردیم؛ قلب تائب، قلب مستغفر و قلب مونی که حالا این تائب و مستغفر رو بعدا توضیح میدیم.

بعد تازه بعد از استغفار وقتی استغفار شدت گرفت، کثرت پیدا کرد و دائم شد