یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
قلب منیب و حقیقت وجودی صدیقهٔ طاهره
جهت آنکه بحث قلب منیب بود و خیلی هم مهم بود و با لطائف الهی این بحث به نوعی مرتبط میشود با حقیقت وجودی حضرت صدیقهٔ طاهره صلواتاللهعلیها و آل ملکوتی که تحت تصرف ایشان هست، پس این بحث را در این مختصر ادامه میدهیم. هر روز هفتهشتده دقیقه حرفی زده شد؛ حالا شاید امروز یک ربع شد به برکت مجلس عزای زهرا و انشاءالله روضه خوانده شود.
شش حالت روح و قلب در روایت امیرالمؤمنین
اولاً به جهت اهمیت بحث باز هم مقدمتاً گفته میشود که بحث قلب در قرآن را داشتهایم. یک روایتی عرض شود که در کتاب قلب سلیم شهید دستغیب این روایت به نقل از کتاب بحار مرحوم مجلسی أعلىاللهمقامه الشریف جلد چهارده صفحهٔ سیصدونودوهشت وارد شده که امیرالمؤمنین علیهالصلوةوالسلام روح و القلب را مثل جسم دارای شش حالت برشمردهاند. فرمودهاند همانطور که جسم شش تا حالت دارد، قلب و روح هم شش تا حالت دارد که این حالتها باید شناسایی شوند والا انسان متحیر میماند و در مسیر سیر و سلوکش بازمیماند. حضرت میفرمایند یکی حیات است و مرگ که اینها متقابل هماند. یعنی نمیشود کسی بمیرد اما حیات داشته باشد یا حیات داشته باشد اما مرگ داشته باشد. نمیشود؛ یکی از اینهاست. یا مرگ است یا حیات. دیگری بیداری و خواب است. قلبی که بیدار است خواب نیست. قلبی که خواب است بیدار نیست و دیگری هم سلامت و بیماری است. یا قلب سالم است یا مریض است.
در یک تقسیمبندی کلی پیرامون قلب در قرآن که حالا بعدها انشاءالله به این بخش هم خواهیم رسید که قلب سلیم و قلب مریض آنجا بحث میکنیم انشاءالله به شرط توفیق و حیات، به صورت کلی به دو قسم تقسیم میشود. یا قلب سلیم است و سالم یا مریض است و مرضی عارض شده بر او. گرفتار شده؛ این قلب را باید نجات داد که اگر نجاتش ندهیم اول به خواب میرود بعد میمیرد. حالا این مراتب را بعداً باید بگوییم. پس قلب خیلی مهم است. مستقیماً به حیات معنوی ما بستگی دارد. اگر قلب بمیرد ما مثل یک مردهٔ متحرکی میشویم که گمان میکنیم زنده هستیم.
جان متوفّی همان قلب؛ احزاب و هویت وجودی
در بعضی از آیات قرآن مثل آیهٔ ده سورهٔ احزاب حوزهٔ روح و جان را به همان قلب منسوب میکند. یعنی میگوید آن جانی که الله یتوفى الأنفس حین موتها؛ آن جانی که خدا تماماً و کاملاً وقت مرگ میگیرد از ما همان قلب ماست که قبلاً این را مختصر گفتهایم. لذا ماهیت وجودی ما قلب ماست. به شما میگویند تو در زندگی چه داری؟ از جهت مالی دنیایی چه داری؟ آن اصل موضوع را رو میکنی. مثلاً یک خانهٔ قیمتی داری. نمیدانم هرچه هست. حالا اگر به ما بگویند از جهت ماهیت وجودیت چه داری؟ ما باید بگوییم قلب را داریم. آن چیزی است که وقت مرگ از ما میگیرند. یعنی اخذی که خدا میکند هنگام مرگ قلب ماست. ماهیت و هستی ما سرمایهٔ ما برای قیامت قلب ماست که گرفته میشود. حالا هر بلایی که سر این قلب آوردیم و هرچه با این قلب کردیم همان میماند برای همیشهٔ ما. جالب است که اینجا به تأیید این نکته همین آیهٔ ده احزاب میفرماید:
«إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ» (احزاب/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هنگامی که از بالا و از پایینتر آمدند و هنگامی که چشمها خیره شد و دلها به گلوگاهها رسید.
و إذ زاغت الأبصار وقتی که چشمها از وحشت فرو میماند و بلغت القلوب الحناجر جان به لب میرسد. میگوید بلغت القلوب الحناجر وقتی که قلب به حنجره میرسد. دیده شود اینجا جان را با قلب خدا بیان کرده. پس آن جانی که از ما میگیرند قلب ماست. این خودش یک نهیب بزرگی است؛ در این آیه اینچنین آمده. توجه به این ظرائف آیات خیلی مهم است. پس ما باید بدانیم به سر این قلب چه آوردیم؟ با آن چه کردیم؟
انفال؛ رعب در قلوب کفار؛ ترس برادر مرگ
در آیهٔ دوازده انفال نیز مرکز عواطف را، مرکز تدبر و تعقل را خدای منان در این آیه به قلب نسبت میدهد:
«سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» (انفال/۱۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به زودی در دلهای کسانی که کفر ورزیدند رعب میافکنم.
میفرماید که به زودی در دلهای کسانی که کفر ورزیدند چه را؟ الرعب؛ ترس را میاندازیم. ترس در محیط عاطفهٔ انسان ایجاد میشود. یک نوع انگیزهای است که در عاطفهٔ انسان در حوزهٔ عاطفهٔ انسان ایجاد میشود. این را خدا منتسب کرده به قلب؛ یعنی حتی ترس هم که در کفار ایجاد میشود مال قلبشان است. حالا ترس کجاست؟ جایی که عصیان باشد. امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه فرمود: «هر کجا که عصیان باشد ترس هم میآید.» لذا ترس برادر مرگ است زیرا مرگ چیزی است که گناه باعثش میشود. گناه انسان را میمیراند لذا کسی که گناهکار است ترسوست. پس ترس برادر مرگ است.
قاف/۳۷؛ ذکر برای صاحب قلب بیدار
در جای دیگر از قرآن — فرصت نیست خیلی تبیین شود — «آن کس از اهل بشارت که اشارت داند.» سورهٔ قاف، آیهٔ سیوهفت. اینجا هم حوزهٔ درک و عقل را به قلب نسبت داده. اگر ما چیزی نفهمیم خیلی بیچارهایم. اگر درکمان ضعیف باشد، درک نداشته باشیم، نفهمیم هرکی هرچه میگوید نفهمیم خیلی خطرناک است. این مربوط به قلب است. اگر کسی چیزی نمیفهمد چون قلبش یا خواب است یا مرده. یکی از این دو تا. حالا اینجا در این آیه خدا میفرماید:
«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» (ق/۳۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در این برای کسی که دلی دارد یادآوری است.
در آنچه گفتهایم لذکری؛ یک یادآوری است. لمن کان؛ این یادآوری برای کیست؟ لمن کان له قلب؛ برای کسی که قلبش باقی است، مانده، سالم است، بیدار است، نمرده. اگر کسی قلبش خواب بود، کسی که خواب باشد تو چگونه میخواهی بیدارش کنی؟ مخصوصاً آنهایی که خوابشان سنگین است. وقتی هم که بیدار میشوند دهشتزدهاند، متحیرند، نمیفهمند کجایند، چه کار باید بکنند. اگر مرده باشد که هیچی دیگر؛ تو هرچه بزنیاش بیدار نمیشود. دلیل اینکه بعضی از حقایق در مخ ما نمیرود، در مغز ما فرو نمیرود چون قلبمان متأسفانه ضعیف شده. قبلاً گفتهایم حتی حوزهٔ تدبر و تفکر و اندیشه و حواس افکار و عقل هم از ابزار قلباند. اگر قلب مریض شد دیگر انسان بر اساس همین آیه هم فهمیدیم، نمیتواند چیزی بفهمد. ما متأسفانه از این قلب غافل شدیم لذا گرفتاریهای بسیاری برای ما پیش آمد.
انابه؛ نقطهٔ پرواز پس از توبه و استغفار دائم
حالا این قلب ما گفتیم بخشهایی دارد؛ یکی از مهمترین شقوق و اشکال قلب که میشود گفت نقطهٔ پرواز به سمت عالم بالا است، وقتی است که قلب در حالت انابه قرار میگیرد. ما تازه سر خط شدیم به بحث هر روزمان. وقتی است که قلب در حالت انابه قرار میگیرد. توضیح هم دادیم انابه فرقش با توبه و استغفار این است که توبه ابتدا پشیمانی است، بعد با استغفار رشد میکند به درجات بالاتر میرسد. لذا غیرمستقیم ما سه تا قلب را اصلاً بحث کردیم؛ قلب تائب، قلب مستغفر و قلب منیب که حالا این تائب و مستغفر را بعداً توضیح میدهیم. بعد تازه بعد از استغفار وقتی استغفار شدت گرفت، کثرت پیدا کرد و دائم شد، راه به سوی انابه و قلب منیب گشوده میشود و پیوند لطیف با حقیقت صدیقهٔ طاهره در همین مقام بهتر رخ مینماید. امید که عاقبت ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.