[صدای محیط] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعوذ.
السلام علیک ای داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمه الله.
ضمن خیر مقدم محضر زوار آقا علی ابن موسی الرضا.
الحمد لله جمع نورانیت خاصی داره.
این نورانیت هم به برکت زیارت امام رئوف است که زیارت این آقا از زیارت مکه و مدینه و نجف و سامرا و کاظمین و حتی کربلا بالاتره.
اما ما متاسفانه خیلی قدرشونو، از کربلا یکی میاد همه میریزن سرش اما از مشهد میاد انگار از یه امامزاده اومده و این خوب نیست.
از رهبر عزیزمون استفتاء شده که [مکث] آیا امام جماعت می تونه زن باشه؟
جواب حضرت این هست که البته این غالبا مراجع همین رو فرمودن.
جواب این هستش که در صورتی که همه مأمومین زن باشن اشکال نداره.
اگه یه دونه مرد توی مأمومین وجود داشته باشه، زن دیگه نمی تونه امام جماعت باشه.
پس زن می تونه با داشتن اون شرایطی که حالا عدالت و اینها هست، عدالت و بلوغ و قرا-- صحت قرائت و اینها، می تونه امام جماعت جمعیتی از زنان بشه.
پس اگر تو هیئت ما گاها حسینیه اینا مثل یه هیئت میریم خونهمون هیئت میگیریم خانومان فقط.
لزومی نداره بفرستیم یه آخوندی بیاد، یه مردی بیاد جلو وایسته.
همون خانوما یکی که همه قبولش دارن وایسته جلو نماز جماعت بخونه.
بعدا س-- تمام احکامش هم همون احکام مربوط به جماعت مردان هست.
اینکه مثلا فاصله امام جماعت با مردم چقدر باشه اینا همش همونطور هست فرقی نمیکنه.
در خصوص قلب منیب وعده داده بودیم که نکتهای رو که البته خودش یک بحث بسیار مبسوطیه این نکتهها [مکث] که واقعا وقت میطلبه.
ما همونطور که وعده دادیم تبرکاً عرض کنیم بریم بگیم در خصوص فرق عنابه با توبه و استغفار، اینا چگونهاند؟
آیا کسی که تائه توبه میکنه لاجرم چنین کسی منیب هم هست؟
کسی که استغفار میکنه یا "استغفر الله و أسأل التوبه" آیا چنین کسی عنابه کرده؟
ما اون پیرامون قلب منیب مطالب بسیار عالی ای شنیدیم از روایات و آیات که مقامشون خیلی بالاست [مکث].
تا جایی که "وجاء ابى قلب منیب" آیه سی و سه سوره قاف میگه اصلا بهشتیها با قلب منیب میان تو بهشت.
یعنی ما خیالمون راحت باشه که استغفار کردیم منیبیم؟
نخیر اینا با هم فرق میکنن.
چند تا وجهش رو من با توجه به وقت کمم تبرکاً عرض میکنم.
البته برا هر وجهی حدیث و روایت و آیهای هست یا توی آیه مثلاً توی قسمتی از یک دعا اهل بیت اشاره کردن و من چون فرصت ندارم تبرکاً یه دونش رو فقط براش یه سند میارم بقیه رو کسی خواست پژوهش کنه بره اسنادش رو پیدا کنه.
مثلا در کتاب این دعای شریف خمسة عشر امام سجاد که پانزده مناجات امام ذی العابدین سلام الله علیه درش اومده، یه مناجات هست به نام مناجات م-منیبین.
مثلا مناجا– مناجات تائبین اینا خائفین اینا رو برید بخونید.
یه بخشیش امام سجاد به خدا اینچنین میفرماید، عرض میکنه که "اللهم ای کن الندم توبه" اگر توبه ندامت است یعنی پشیمانیست [مکث]، ف ا"فأنا أندم النادمین" پس من پشیمانترین پشیمانانم.
در حقیقت اینج-اینجا حضرت داره اشاره میکنه که توبه چیه؟
پشیمانیه.
اگه کسی پشیمون شد توبه کرده تمام.
اما آیا اینکه کسی که پشیمون شد عنابه کرده یا نه؟
تو بخش بعدش حضرت میفرماید "و ای کن ترک کل معصیة که عنابه" اگر ترک معصیت عنابه است "فأنا اول المنیبین" پس من اولین چیام؟
منیبین هستم.
پس نتیجه [مکث] فاصلهش چی شد؟
توبه فقط ندامته.
اما اگر ترک معصیت هم به دنبالش اومد میشه عنابه.
نه اینکه آدم از یه گناه پشیمون بشه توبه است.
همین که پشیمون شد توبه است.
بعد دوباره بره یه گناه دیگهای دو مرتبه انجام بده، این منیب نیست.
تائب بوده، توبه کرده حالا دوباره توبه شکسته.
اما وقتی به گناه برگشت دیگه معلومه منیب نبوده [مکث].
توبه در افعال ظاهری است مثلا [مکث] بیشتر مربوط به افعال ظاهری انسان هست.
اینکه انسان [مکث] به مسائل ظاهری یا رجوع میکنه یا ترک میکنه.
اما عنابه در امور باطنی است.
این یه وجه دیگه.
یه وجه دیگه اینکه توبه مقدمه است، عنابه پس از آن است.
یعنی عنابه بدون پشیمانی نمیشه.
پشیمانی هم چی بود؟
توبه بود.
پس اول توبه است بعد عنابه است [مکث].
وجه دیگه اینکه توبه بازگشت از معصیت به طاعت است.
یعنی طرف تسلیم میگیره دیگه گناه نکنه.
گناه نکنه یعنی چی؟
در اطاعت الهی باشه دیگه.
میشه که برگشت از معصیت به طاعت.
اما عنابه بازگشت از غفلت به ذکر و فکر است.
حالا اینا نظرات شارحین و مفسرین بزرگ ماست ها من اینطوری جمله، جمله دارم میگم میرم.
روش خیلی بحث کردن و من-- ااا عرض کنم مبانی خوبی هم آوردن متبرکاً میگیم.
[نفس عمیق] پس فرقش چی شد؟
در توبه شما برگشت میکنی از معصیت به طاعت، در عنابه برگشت میکنی از غفلت، نه معصیت.
اصلاً یک لحظه میخوای از خدا غافل نباشی.
بر میگردی به یاد و ذکر خدا و فکر در خصوص خدا.
وجه بعدیش اینه که توبه سبب بازگشت یعنی اینکه شما س-- دلیله اینکه بازگشت میکنی یعنی سبب بازگشت در توبه ترسه.
به خاطر ترست از توبه بازگشت میکنی.
اصطلاح، اه، اصطلاحاً بهش میگن [زبانقلم] خوف یا عرض کنم رَهب، رَهب هم بهش میگن.
یعنی یه رُعبی میگیردت، میترسی بر میگردی.
اما سبب عنابه شوقه، ترس نیست.
کسی که شائق میشه مثلاً روایاتی رو میشنوه، میشنوه در خصوص لطف و عنایت خدا نسبت به بندگانش شوق پیدا میکنه، میاد به سمت خدا.
اما کسی که عقوبت خدا رو میشنوه بر گناه، میترسه و گناه رو ترک میکنه، می، میاد به سمت خدا.
اینا با هم فرق میکنند.
پس سبب هم مهمه.
سبب در توبه عقوبت است و ترس.
سبب در عنابه شوق است و ثواب و رغبت به سمت خدا.
اینا با هم فرق دارن.
یه وجه دیگه اینه که در توبه بازگشت به طاعت است اما در عنابه بازگشت به سمت خداست.
میشه کسی به سمت اطاعت خدا بره اما خالصانه نیست.
چرا؟
مگه به سمت اطاعت نرفته؟
شاید شوق بهشت داره، شاید ترسه از جهنم داره.
خود خدا منظورش نیست.
توجه بکنین اینا ظرافتهاشه.
اما منیب خدا مدنظرشه.
کاری نداره خدا او رو جهنم ببره یا بهشت.
عاشق خدا شده.
توجه کردید؟
پس منظر نگاه منیب خداست، منظر نگاه تائب اون وجه اطاعتی قضیه است.
اون عبادت لذتیه که مثلاً از نماز میبره، نه خود خدا.
وجه بعدی فرمودن توبه استقرار است.
یعنی در یک جایگاهی انسان قرار میگیره.
یک جایگاهیست که رسید تمام.
دیگه پلههای بعدی نداره که.
اما عنابه پله پله میگه-- لذا غالباً هر کجا شما ببینید عناب-- بحث از عنابه و، اِممم، منیب میاد با "إلى" شروع میشه.
"إلى" یعنی سیر یعنی به سویه.
عنابه إلى الله یعنی یک سیریه تازه شروع شده و ادامه پیدا میکنه.
اما توبه نه، استقراره، یک جا قرار میگیری.
با توجه به این مطالبی که من گفتم فرمولش چی میشه؟
اول چی میشه؟
اول به نظر شما توبه است یا عنابه است یا استغفاره؟
اول توبه است.
چرا؟
چون با پشیمانی شروع میشه.
نمیشه اول با استغفار باشه؟
نه.
چون تا آدم پشیمون نشه استغفار نمیکنه که.
پس اول پشیمانیه.
وقتی پشیمانی توبه است، اول توبه است.
فرمول اینطور شد.
اول توبه یعنی پشیمانی.
دو، چیه؟
استغفار.
چون بلافاصله بعد پشیمانی طرف اگه واقعاً پشیمان باشه، واقعاً توبه کرده استغفار میکنه.
بعد از استغفار عنابه است.
این وجه سوم قضیه قرار میگیره که انسان وقتی به وجه سوم رسید عنابه کرررد احساس حضور در محضر خدا میکنه.
میدونید نشانه ای که آقای بهجت گفتن تو در محضر خدا به لقاء خدا میرسی چیه؟
مخصوصاً در نماز.
این یکی از اسرارهها.
من دارم به شما میگم نه که خودم اهل سر باشم ولی واقعاً اینا رو شما هر جایی نمیتونید پیدا کنید و هر کسی هم درک این چیزا رو نداره.
خیلی زیباست و خیلی رهگشا است و خیلی کلیدیه.
آدم از کجا بفهمه که به لقاء خدا رسید، قلبش منیب شد و در محضر خدا قرار گرفت، رجوع کرد به خدا.
یه نشونه داره من به شما بگم.
خیلی این نشونه عجیبه.
احتمال داره این همون اول نماز رخ بده بعد آدم شل بشه تا آخرش.
اما کسی اینو تا آخر نماز ببره میشه همون دورکت نمازی که امیرالمؤمنین فرمود کسی انجام بده همه گناهاش رو خدا میبخشه.
آقای بهجت یه جملهست فرمود: "وقتی که در نماز" حالا ایشون مثال نماز رو زده یا غیر نماز هم فرق نمیکنه.
"وقتی که در نماز قلبت داغ شد، بفهم به لقاء رب رسیدی." [صدای دست] الله اکبر.
چقدر قشنگ گفته.
یه دفعه دلت داغ میشه.
یه حالت عجیبیه باید درکش کنی.
من نمیفهمم.
اون لحظه، لحظه اول عنابهست.
اول تازه عنابهست.
انسان به لقاء ربش میرسه.
یک آن و یک لحظه.
اصلاً تو رنگ چهرهش تغییر میکنه.
که امیرالمؤمنین تو محراب وایمیستاد رنگش برمیگشت که هیچ جرأت نمیکرد نزدیکش شه.
یعنی این اول عنابه اینه، داغ شدن قلبه.
حالا دیگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
انشاءالله عاقبتمون خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهumma صلي على محمد و آل محمد و عجل فرجهم