ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نورانیت زیارت رضا و فتوای امامت جماعت زنان

ضمن خیرمقدم به زائران علی بن موسی الرضا علیه‌السلام یاد می‌شود که جمع نورانیت خاصی دارد؛ این نورانیت به برکت زیارت امام رئوف است. زیارت ایشان از زیارت مکه و مدینه و نجف و سامرا و کاظمین و حتی کربلا بالاتر است. متأسفانه قدرشان کم دانسته می‌شود: از کربلا که کسی بیاید همه سرش می‌ریزند، اما از مشهد انگار از امامزاده‌ای آمده؛ این خوب نیست.

از رهبر انقلاب استفتا شده: آیا امام جماعت می‌تواند زن باشد؟ جواب حضرت — و غالباً مراجع همین را فرموده‌اند — آن است که اگر همهٔ مأمومین زن باشند اشکال ندارد؛ اگر یک مرد در میان مأمومین باشد زن دیگر نمی‌تواند امام جماعت باشد. زن با شرایط عدالت، بلوغ و صحت قرائت می‌تواند امام جماعت جمعیتی از زنان شود. پس در هیئت خانگی که فقط بانوان‌اند لزومی نیست مردی جلو بایستد؛ همان‌که همه قبولش دارند می‌ایستد و نماز جماعت می‌خواند. احکام فاصلهٔ امام و مأموم نیز همان احکام جماعت مردان است و فرقی نمی‌کند.

وعدهٔ فرق توبه، انابه و استغفار

در خصوص قلب منیب وعده داده شده بود نکته‌ای گفته شود که خود بحثی مبسوط است و وقت می‌طلبد. تبرکاً دربارهٔ فرق انابه با توبه و استغفار سخن می‌رود: آیا کسی که توبه می‌کند لاجرم منیب هم هست؟ کسی که استغفار می‌کند یا می‌گوید استغفر الله و أسأل التوبة آیا انابه کرده؟ دربارهٔ قلب منیب از روایات و آیات مطالب عالی شنیده شده و مقامشان بسیار بالاست؛ تا جایی که آیه می‌گوید بهشتیان با قلب منیب به بهشت می‌آیند. خیالِ اینکه استغفار کردیم پس منیبیم نادرست است؛ این‌ها با هم فرق دارند. چند وجه با توجه به کمی وقت تبرکاً گفته می‌شود؛ برای هر وجه حدیث و آیه یا اشاره‌ای در دعا هست؛ یکی سند آورده می‌شود و بقیه را پژوهشگر می‌جوید.

«وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ» (ق/۳۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و با دلی توبه‌کار و رجوع‌کننده آمد.

مناجات منیبین: توبه ندامت است، انابه ترک معصیت

در دعای شریف خمسةعشر امام سجاد پانزده مناجات آمده؛ یکی مناجات منیبین است. مناجات تائبین و خائفین را نیز باید خواند. امام سجاد به خدا عرض می‌کند: اللهم إن کان الندم توبة؛ اگر توبه ندامت و پشیمانی است، فأنا أندم النادمین؛ پس من پشیمان‌ترین پشیمانانم. حضرت اشاره می‌کند توبه چیست: پشیمانی. اگر کسی پشیمان شد توبه کرده، تمام.

اما آیا کسی که پشیمان شد انابه کرده؟ در بخش بعد می‌فرماید: و إن کان ترک کل معصیة إنابة؛ اگر ترک هر معصیت انابه است، فأنا أول المنیبین؛ پس من اولین منیبینم. فاصله چه شد؟ توبه فقط ندامت است؛ اما اگر ترک معصیت هم به دنبالش آمد می‌شود انابه. نه اینکه آدم از گناهی پشیمان شود — همین پشیمانی توبه است — و بعد دوباره گناه دیگری کند؛ این منیب نیست. تائب بوده، توبه کرده، دوباره توبه شکسته. وقتی به گناه برگشت معلوم است منیب نبوده.

وجوه فرق: ظاهر و باطن، مقدمه و نتیجه، خوف و شوق

توبه در افعال ظاهری است؛ بیشتر مربوط به افعال ظاهری انسان که رجوع یا ترک می‌کند. انابه در امور باطنی است. وجه دیگر: توبه مقدمه است، انابه پس از آن؛ انابه بدون پشیمانی نمی‌شود و پشیمانی همان توبه بود؛ پس اول توبه است بعد انابه.

وجه دیگر: توبه بازگشت از معصیت به طاعت است؛ طرف تصمیم می‌گیرد دیگر گناه نکند و در اطاعت الهی باشد. انابه بازگشت از غفلت به ذکر و فکر است. این نظرات شارحان و مفسران بزرگ است. در توبه از معصیت به طاعت برمی‌گردی؛ در انابه از غفلت — نه لزوماً معصیت — برمی‌گردی؛ یک لحظه نمی‌خواهی از خدا غافل باشی و به یاد و ذکر خدا و فکر در خصوص خدا بازمی‌گردی.

وجه بعدی: سبب بازگشت در توبه ترس است؛ خوف یا رهب؛ رعبی می‌گیرد و برمی‌گردی. سبب انابه شوق است نه ترس. کسی که روایات لطف و عنایت خدا را می‌شنود شوق می‌یابد و به سمت خدا می‌آید؛ کسی که عقوبت بر گناه را می‌شنود می‌ترسد و ترک می‌کند. سبب در توبه عقوبت و ترس است؛ سبب در انابه شوق و ثواب و رغبت.

بازگشت به طاعت یا به خدا؛ استقرار یا سیر

وجه دیگر: در توبه بازگشت به طاعت است، در انابه بازگشت به سمت خدا. ممکن است کسی به سمت اطاعت برود اما خالصانه نباشد؛ شوق بهشت یا ترس جهنم دارد و خود خدا مقصودش نیست. این ظرافت‌هاست. منیب خدا را مدنظر دارد؛ کاری ندارد خدا او را به جهنم ببرد یا بهشت؛ عاشق خدا شده. منظر نگاه منیب خداست؛ منظر نگاه تائب وجه اطاعت و لذتی است که از نماز می‌برد، نه خود خدا.

وجه بعدی: توبه استقرار است؛ در جایگاهی قرار می‌گیری و تمام؛ پله‌های بعدی ندارد. انابه پله‌پله است؛ غالباً هر جا بحث انابه و منیب می‌آید با «إلی» شروع می‌شود: إلی یعنی سیر و به‌سوی. انابه إلی الله سیری است که تازه شروع شده و ادامه می‌یابد؛ توبه استقرار است.

فرمول ترتیب و نشانهٔ لقاء قلب

با توجه به این مطالب فرمول چیست؟ اول توبه است یا انابه یا استغفار؟ اول توبه است؛ چون با پشیمانی شروع می‌شود. نمی‌شود اول استغفار باشد؛ تا آدم پشیمان نشود استغفار نمی‌کند. پس اول پشیمانی است و چون پشیمانی توبه است، اول توبه است. دوم استغفار؛ چون بلافاصله پس از پشیمانی اگر واقعاً توبه کرده باشد استغفار می‌کند. بعد از استغفار انابه است؛ وجه سوم که انسان وقتی رسید احساس حضور در محضر خدا می‌کند.

آیت‌الله بهجت نشانه‌ای فرمودند که از کجا بفهمی به لقاء خدا رسیدی، قلب منیب شد و در محضر خدا قرار گرفتی: وقتی در نماز — و غیر نماز هم فرق نمی‌کند — قلبت داغ شد، بفهم به لقاء رب رسیدی. چه زیبا گفته‌اند. یک‌دفعه دل داغ می‌شود؛ حالتی عجیب که باید درکش کرد. آن لحظه، لحظهٔ اول انابه است؛ انسان به لقاء رب می‌رسد یک آن و یک لحظه؛ رنگ چهره تغییر می‌کند. امیرالمؤمنین در محراب می‌ایستادند رنگشان برمی‌گشت که کسی جرأت نزدیک شدن نداشت. اول انابه داغ شدن قلب است. احتمال دارد اول نماز رخ دهد و بعد سست شود؛ اما کسی که تا آخر نماز ببرد همان دو رکعتی است که امیرالمؤمنین فرمودند خدا همهٔ گناهان را می‌بخشد. ان‌شاءالله عاقبت خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

قدر زیارت مشهد و ادب جماعت بانوان

قدر امام رضا را نباید کمتر از کربلا دانست. نورانیت جمع زائران به برکت همان زیارت است. در احکام جماعت نیز ادب شرعی روشن است: امامت زن بر زنان جایز است با شرایط؛ حضور حتی یک مرد مانع است. هیئت خانگی بانوان می‌تواند بدون مرد امام بگیرد و احکام فاصله همان احکام جماعت است. این فتوا هم عملی و هم احترام به ظرفیت عبادی بانوان است — اما بدون خروج از حدود شرع.

اسناد انابه در دعا و پژوهش وجوه

برای هر وجه فرق توبه و انابه حدیث و روایت و آیه یا اشاره در دعا هست. گوینده به‌خاطر کمبود وقت تبرکاً یک سند می‌آورد و بقیه را به پژوهش وامی‌گذارد. مناجات منیبین، تائبین و خائفین را باید خواند؛ زبان اهل‌بیت در دعا دقیق است: ندم را توبه می‌خواند و ترک معصیت را انابه. این دقت لغوی راه را بر خلط مقامات می‌بندد.

کسی که استغفار می‌کند اما پشیمان نیست، و کسی که پشیمان است اما ترک نمی‌کند، و کسی که ترک می‌کند اما از غفلت به ذکر بازنمی‌گردد، هر یک در مرتبه‌ای مانده‌اند. قلب منیب مقصد نهایی این نردبان است؛ بهشتیان با همان قلب می‌آیند.

ظرافت اخلاص: طاعت بی‌خدا و خدای بی‌طمع

ممکن است انسان به سمت اطاعت برود اما مقصودش خدا نباشد: بهشت می‌خواهد یا از جهنم می‌گریزد. منیب حتی اگر نداند خدا او را به بهشت می‌برد یا نه، عاشق خود خداست. این ظرافت فرق منظر تائب و منیب است. توبه جایگاهی است که در آن قرار می‌گیری؛ انابه سیری است که با حرف إلی ادامه می‌یابد.

داغ شدن قلب نشانهٔ حضور است. ممکن است در تکبیرةالاحرام رخ دهد و سپس سستی بیاید؛ دوام آن تا سلام نماز همان رمز دو رکعت بخشایش است. آقای بهجت این را کلیدی و رهگشا دانسته‌اند؛ درکش چشیدنی است نه شنیدنی. ان‌شاءالله اهل انابه باشیم.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.