بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
از رهبر عزیزمون سؤال شده که اگر چنانچه کسی در نماز جماعتی شرکت کنه لکن نمازش شکسته باشه؛ مثلا انشاالله میریم مشهد بعد اونها دور-- چهار رکعتی میخونن تو دو رکعتی نماز ظهر یا عصرتو تموم میکنی بعد دو رکعت اینجا میخوای پاشی اقتدا کنی دو رکعت دیگه رو فیز ببری.
اگ-- در چه صورت کسی میتونه اینجا اقتدا کنه نماز واجبش رو؟
در صورتی که نماز قضا قطعاً گردنش باشه.
اگر کسی مطمئنه که نماز قضا به گردنش نیست حق نداره اینجا دو مرتبه نماز قضا نیت کنه اقتدا کنه.
مگر اینکه شک داشته باشه مثلا محتاط باشه از رو احتیاط میگه شاید داشتم حواسم نیست، اون اشکال نداره.
اما کسی که مطمئنه نماز قضا گردنش نیست نمیتونه چه جماعت چه فرادا دو مرتبه نماز قضا نشدهشو بخونه.
حتی برای میت.
حالا میگه خب من یه راه دیگهای داره خودش نماز قضا نداره؟
برای یه میتی میخونه اقتدا میکنه.
نماز قضای صبح مثلا مادر بزرگم اقتدا میکنه و میخونه.
اونم در صورتی میتونه این کارو بکنه که مطمئن باشه که اون شخص متوفی نماز قضا داشته.
اگه احتیاطی و این حرفا نه، باید مطمئن باشه که نماز قضا داشته.
جانم.
[سؤال مخاطب] اونها اولا خودشون مجتهد بودن.
کسانی-- به ندرت پیش اومده که این اتفاق بیفته و من دیدم اینای-- کسانی که این کارو کردن خودشون مجتهد بودن یعنی از کسی تقلید نمیکردن، حکم شرعی خودشان بوده یک- جماعت میشه قضا کرد؟
بله میشه قر- جماعت قضا.
فقط مشکل جماعت؟
نه، نه فرادا هم نمیشه.
به فتوای رهبر و بسیاری از مراجع، مراجع ما اگر یقین داری که نماز جماعت گردنت نی-- نماز قضا گردنت نیست، نمیتونی حتی فرادا بخونی.
شما شرعا انجام دادی.
من حتی دیروز با دفتر آقا صحبت کردم که آقا پس ما تو جبهه میدیدیم یه نفر پنج بار نماز صبح خوند.
بعد گفتیم چرا؟
گفت آخریش بهم حال داد.
اون چهار تا قبلیها حال نداد.
گفت ایشون خلاف شرع مرتکب شده.
خلاف شرعه یعنی اجازهش نیست.
همین جوری که آدم نباید نمازی رو برای خودش بخونه که.
مگر اینکه طرف اه-- اونا که میخونن احتیاط میکنن.
میگن مثلا شاید من یه ل-- مثلا لفظم رو درست نمیخوندم.
شاید نمیدونم یه مشکل شرعی یا الان متوجه شده احتیاط میکنه.
اون کسی که مطمئنه نماز قضا گردنش نیست، نمیتونه بخونه.
نه میتونه اقتدا کنه، نه میتونه فرادا بخونه.
یه نکتهای بگم که این نکته حالا چون این بحث احکام کشف پیدا کرد، اونو شاخ و برگشو بچینم سریع عرض کنم برم بحث قلب منیب رو.
آیه سی و سه سوره قاف رو نگاه کنید.
میفرماید که من خشی رحمان بالغیب در بحث قلب خاشع ما این آیه رو ابتداءش رو گفتیم.
از صفات بهشتیان اینه که خاشعن.
من کسی که خشی رحمان بالغیب میترسه، ترس داره از خودش بالغیب در خلوتش خاش-- قلب خاشع رو در خلوت داره.
بعد ادامه همین آیه میفرماید وجاء بقلب منیب و این اومده با قلب منیب یعنی از صفات بهشتیان داشتن قلب منیبه.
یعنی قلبی که دائما در حال ارجاع به خداست و در حقیقت کسی که منیب است خاشع خواهد شد.
نمیشه قلب خاشع کسی داشته باشه اما منیب نباشه.
منیب یعنی دائما در حال رجوع به خدا.
حالا ببینید یه جمله داره خیلی خوب گوش بدید ام پی تری من حرف بزنم.
علامه طباطبایی وقتی که اسفار رو درس میداد رحمت الله علیه بحث نفس رو که تموم کرد رسید به بحث معاد توقف کرد.
گفتن آقا چرا معاد رو تدریس نمیکنی؟
فرمودن ظرف وجود مردم الان به قدر کشش معاد نیست.
الان وقت درس معاد نیست.
الان مردم گنجایش قلبشون در حد درک موضوع معاد نیست.
باید بگذره سالها تا اینا قلبشون مستعد و آماده بشه.
گفت موضوع معاد هم خیلی پیچیده است.
ق-- این حوزه ادراک دست قلبه.
مرحوم آقای بهادی دین رحمت الله علیه هم میفرمودن که آقا کار اخلاقی به گفتن نیست.
همین که گفتی چهار تا حدیث، آیه گفتی، آره علامه جوادی آملی اخیرا یه همچین حرفی دارن که هی بگی، بگی کار اخلاقی نیست.
کار اخلاقی درک قلبیست یعنی قلبت پذیرش کنه، بپذیره، قبول کنه.
حالا این قلب در چه صورت؟
چون العلم نورٌ یضعه الله فی قلب من اراد ان يهديه.
علم این دانش، این اف-- این یافتهها نور است که خدا هر کی بخواد هدایتش کنه میندازه به دلش این نور رو.
کی خدا این نور رو به دل میندازه؟
وقتی که در خونهش رو بزنی.
خدا به ما دو تا پا داده، پای جسمی، پای روحی.
باید با پای دل در خانه خدا رو بزنیم.
این یعنی اختیار.
خدا میده.
همه چی دست خداست.
اما ما باید با پای خودمون در خانه خدا رو بزنیم.
هرچی بیشتر بزنی، بیشتر رجوع کنی در خانه خدا بیشتر کاسهتو پر میکنه.
این یعنی عنابه.
پس درک حقایق پیچیده معنوی امثال معاد و چه وچه نیاز به یک قلبی داره که این منیب باشه.
یعنی انقدر در خونه رو بزنه تا جواب بگیره.
لذا مثلا خواب رو اصلا از اسرار اینکه خواب اومده ما میخوابیدیم، همه انسانها میخوابیدن از ابتدا اما خواب نمیدیدن انبیا اولی اینم حالا یادم نیست کدوم یکی از اون انبیا اول، متأخرین اینها-- متقدمین، اینها به خدا گله کردن ما هرچی میکنیم زور میزنیم نمیفهمن مردم معاد رو.
خدا خواب رو ایجاد کرد که بتونه خواب ببینه.
خدا-- جسمش اینجاست ولی مثلاً جای دیگهست.
میفهمه که میشه.
پس چیز پیچیدهایه اما با عنابه میشه کسی که دائماً مشغول ذکر و یاد و در کوبی درگاه خدا باشه کاسهش پر میشه.
حالا یه نقطه دیگه بزنیم.
دیروز یه نقطه زدیم امروزم یه نقطه متناسب با روز دختر امیرالمؤمنین سلام الله علیه.
حالا شاید متوجه بشیم عجب چه جایگاهی که امام زمانش در خصوص این خانم حضرت سجاد در خصوص حضرت زینب علیهم السلام فرمودند "انته بحمدالله فهمت غیر مفهمه و علمت غیر معلمه" الله اکبر.
بعضی از بزرگان فرمودن این معجزه است اصلاً این کلام امام معصوم در خصوص یک شخصی.
یعنی تو علم ربانی داری.
یعنی تو انقدر در خانه خدا رو کوبیدی، عنابه کردی، چنان قلب منیب خدا به تو داده، انقدر در زدی پر شده وجودت از علم الهی و این فهم پیچیدگیهای معارف توحیدی رو خدا به تو به یکباره عطا کرده که دیروز عرض کردیم ابا عبدالله رو پیشکش میبری در کا-- درگاه خدا میگی اللهم تقبل منا هذا القلیل من القربان.
این استدلالش رو آوردیم.
یعنی ابا عبدالله رو کم میشمری برای خدا، برای قربونی کردن.
این فهم توحیدی، این پیچیدگیهای درونی کار قلبه و قلب منیب که دائماً به سمت خدا حر-حرکت باشه.
اگر میخوایم خلاصه اگر میخوایم به لطف و عنایت بیبی حضرت زینب سلام الله علیها یک چیزی از معارف کسب کنیم و بفهمیم، قلبمون آینه معارف و نورانیت بشه، چارهای جز در کوبیدن دائم درگاه خدا رو نداریم.
این سرشه.
انشاالله که حضرت زینب عیدیهای خوب به هممون بده از صدرش انشاالله ز-ظهور و فرج آقامون باشه.
عاقبتمونم انشاالله ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد