ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اقتدا با نماز شکسته و شرط نماز قضا

از رهبر عزیز سؤال شده: اگر کسی در نماز جماعت شرکت کند اما نمازش شکسته باشد — مثلاً در مشهد آنان چهار رکعت می‌خوانند و او دو رکعت ظهر یا عصر را تمام کرده، سپس می‌خواهد برخیزد و برای دو رکعت دیگر اقتدا کند — در چه صورت می‌تواند اینجا به نماز واجب اقتدا کند؟ در صورتی که نماز قضا قطعاً بر گردنش باشد. اگر مطمئن است نماز قضا بر گردنش نیست حق ندارد دوباره نیت نماز قضا کند و اقتدا کند. مگر آنکه شک داشته باشد و از روی احتیاط بگوید شاید داشته‌ام؛ آن اشکال ندارد. اما کسی که مطمئن است نماز قضا بر گردنش نیست نمی‌تواند — چه جماعت چه فرادا — دوباره نماز قضانشده‌اش را بخواند.

حتی برای میت: اگر بگوید راه دیگری دارم؛ خودم نماز قضا ندارم، برای متوفایی می‌خوانم و اقتدا می‌کنم — مثلاً قضای صبح مادربزرگ — آن هم تنها وقتی می‌تواند که مطمئن باشد آن شخص متوفی نماز قضا داشته؛ احتیاطی و گمان کافی نیست؛ باید مطمئن باشد. کسانی که در جبهه پنج بار نماز صبح می‌خواندند چون آخری حال می‌داد، به فتوای رهبر و بسیاری از مراجع اگر یقین داری نماز قضا بر گردنت نیست، حتی فرادا هم نمی‌توانی بخوانی؛ خلاف شرع است. مگر آنکه از روی احتیاط باشد — مثلاً شاید لفظ را درست نمی‌خواندم — نه آنکه مطمئن به نبود قضا باشد.

قلب منیب در آیۀ قاف؛ صفت بهشتیان

آیۀ سی‌وسه سورۀ قاف را بنگرید. در بحث قلب خاشع ابتدای آیه گفته شد. از صفات بهشتیان خشوع است: من خشی الرحمن بالغیب — کسی که از خدای رحمان در غیب و خلوت می‌ترسد و قلب خاشع در خلوت دارد. ادامه آیه می‌فرماید: و جاء بقلب منیب — و این آمده با قلب منیب؛ یعنی از صفات بهشتیان داشتن قلب منیب است: قلبی که دائماً در حال ارجاع به خداست. کسی که منیب است خاشع خواهد شد؛ نمی‌شود قلب خاشع داشت و منیب نبود. منیب یعنی دائماً در حال رجوع به خدا.

«مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ» (سوره ق، آیه ۳۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنکه از خدای رحمان در نهان پروا کرد و با دلی بازگشت‌کننده آمد.

علامه طباطبایی و توقف در معاد؛ درک قلبی

علامه طباطبایی وقتی اسفار را درس می‌داد، بحث نفس را که تمام کرد به بحث معاد رسید و توقف کرد. گفتند چرا معاد را تدریس نمی‌کنی؟ فرمودند ظرف وجود مردم اکنون به قدر کشش معاد نیست؛ وقت درس معاد نیست؛ گنجایش قلبشان در حد درک موضوع معاد نیست؛ باید سال‌ها بگذرد تا قلب مستعد و آماده شود. موضوع معاد بسیار پیچیده است و حوزۀ ادراک به دست قلب است.

مرحوم آقای بهاءالدین نیز می‌فرمود کار اخلاقی به گفتن نیست؛ همین که چهار حدیث و آیه بگویی کافی نیست. علامه جوادی آملی نیز قریب به همین دارد: هی بگویی کار اخلاقی نیست؛ کار اخلاقی درک قلبی است — قلب بپذیرد و قبول کند. علم نور است که خدا در قلب هر که بخواهد هدایتش کند می‌نهد.

«الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِي قَلْبِ مَنْ يَشَاءُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): علم نوری است که خدا در قلب هر که بخواهد می‌افکند.

کی خدا این نور را به دل می‌اندازد؟ وقتی در خانه‌اش را بزنی. خدا دو پا داده: پای جسمی و پای روحی. باید با پای دل در خانۀ خدا را زد؛ این اختیار است. همه‌چیز دست خداست اما باید با پای خود در خانه را زد. هرچه بیشتر بزنی و بیشتر رجوع کنی کاسه‌ات را بیشتر پر می‌کند؛ این عنابه است. درک حقایق پیچیدۀ معنوی — امثال معاد — نیاز به قلبی دارد که منیب باشد؛ آن‌قدر در خانه را بزند تا جواب بگیرد.

از اسرار خواب نیز همین است: انسان‌ها از ابتدا می‌خوابیدند اما خواب نمی‌دیدند؛ انبیای متقدم به خدا گله کردند که هرچه زور می‌زنیم مردم معاد را نمی‌فهمند. خدا خواب را ایجاد کرد تا خواب ببینند: جسم اینجاست اما جای دیگرند؛ می‌فهمند که می‌شود. چیز پیچیده‌ای است اما با عنابه می‌شود؛ کسی که دائماً مشغول ذکر و یاد و درکوبیدن درگاه خدا باشد کاسه‌اش پر می‌شود.

حضرت زینب؛ علم ربانی و قلب منیب

نقطه‌ای متناسب با روز دختر امیرالمؤمنین علیهماالسلام: امام سجاد دربارۀ حضرت زینب فرمودند: انت بحمد الله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة — بحمدالله دانایی بی‌آموزگار و فهمی بی‌فهماننده. برخی بزرگان گفته‌اند این معجزه است؛ کلام امام معصوم دربارۀ شخصی: تو علم ربانی داری؛ آن‌قدر در خانۀ خدا کوبیده‌ای و عنابه کرده‌ای که چنان قلب منیب خدا به تو داده و وجودت از علم الهی پر شده که فهم پیچیدگی‌های معارف توحیدی یک‌باره عطا شده. اباعبدالله را پیشکش درگاه می‌بری و می‌گویی اللهم تقبل منا هذا القلیل من القربان — اباعبدالله را برای خدا کم می‌شماری برای قربانی؛ این فهم توحیدی کار قلب منیب است که دائماً به سمت خدا حرکت داشته باشد.

اگر به لطف و عنایت بی‌بی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها چیزی از معارف کسب کنیم و قلب آینۀ معارف و نورانیت شود، چاره‌ای جز درکوبیدن دائم درگاه خدا نیست؛ این سرّ آن است. ان‌شاءالله حضرت زینب عیدی‌های خوب بدهد که صدرش ظهور و فرج آقا باشد. عاقبت ختم به خیر به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.