ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

یکی از استفتائاتی که پیرامون شکیات از مقام معظم رهبری شده پرسیدن که اگر چنانچه در نماز نافله، نه واجب، ما شک در اجزاء نماز بکنیم نه رکعت‌ها، این چگونه است؟

مثلاً در نماز مستحبی شک کنیم که دو رک-- دو تا سجده انجام دادی یا یک رک-- یک سجده و اجزاء نماز به رکعتش ربط نداره دیگه.

شک کنی که تشهدو انجام دادی یا ندادی.

اجزاء نماز در نماز مستحبی.

این وظیفه چیه؟

آقا فرمودن که مثل نمازهای واجبه.

در نمازهای نافله هم شک در اجزاء نماز مثل نماز واجبه.

یادتون باشه این بود اگر از محل اون جزء گذشتی، رد شدی که هیچ اعتنا نمی‌کنی.

مثلاً شما پا شدی قیام کردی شک می‌کنی که سجده یه دونه بوده دو تا بوده، رد شدی دیگه از محلش.

حمدو شروع کردی.

اینجا دیگه اعتنا نمی‌کنی.

اما نه، اگر هنوز در همون محل واقع شدی شکت رو، اون چیزی که نزدیکه به یقینه عمل می‌کنی.

این جواب آقا بود.

اما در خصوص قلب منحرف ما نکاتی رو عرض کردیم و نکته‌ای که امروز عرض می‌کنیم اینه که ما عزیزان دلم چاره‌ای نداریم.

ما میایم خب از یه وجه اینکه ما باید مراقب باشیم که قلبمون منحرف نشه براساس، براساس هوای نفس مثال‌هایی رو میاریم، مصادیق رو می‌آوریم که چه کسانی دچار انحراف قلبی شدند و نفسشون رو لبیک به خواهش‌های نفسشون گفتن و منحرف شدند.

بعد توجه به این نداریم که هر کسی هم که اگر نمرش بیست شده یا قبول شده، اونم لاجرم با نفسش مخالفت کرده و اجازه نداده قلبش منحرف بشه.

اینو حواسمون جمع باشه.

یعنی چاره‌ای ما نداریم.

اگر می‌خوایم نمره‌ای بگیریم در درگاه اهل بیت و به اون‌ها مقرب بشیم، هیچ چاره‌ای نداریم.

عملیاتش مخالفت با نفسه.

مثل اینکه پیغمبر فرمود نور چشم من در نمازه.

قرة عینی في الصلاة.

خب اگه کسی می‌خواد قیامت چشم داشته باشه چاره‌ای جز نماز نداره.

کسی که نماز نمی‌خونه قیامت نابینا محشور می‌شه.

همین طور اگر کسی می‌خواد نمره‌ای بگیره در درگاه اهل بیت اختیار بشه، امتیاز بگیره و کاری انجام بده، عملیاتش مخالفت با نفسه.

یعنی چاره‌ای جز این نیست.

اگه کسی نفسشو رها کرد، نه تنها به اهل بیت تبری پیدا نمی‌کنه و امتیازی نمی‌گیره، جزو کارگزاران و اصطلاحاً نوکران درگاه اهل بیت نمی‌شه، هیچی، اصلاً منحرف می‌شه.

یه در همین حدیث معراج تو جواهر الثنیه فی الاحادیث القدسی صفحه سیصد و هشتاد و سه، یه بخشیش خدای منان تو حدیث معراج که خیلی حدیث معروفی‌ست به پیغمبر صحبت عجیبی می‌کنه.

البته خب این خطاب به پیغمبره.

ما نمی‌تونیم بگیم خب صد درصد ما انجام بدیم.

اما وقتی با پیغمبرش خدا اینطوری میگه ما هم باید بالاخره گوش خودمونو بپیچونیم.

می‌فرمود يا احمد لا تزین بلین اللباس حواست باشه پیغمبر من با ل-- خودت رو زینت نبخش به لباس‌های نرم و لطیف و طيب الطعام با طعام‌های خوشمزه و لئن الوتا یعنی به خوش نشینی معانوس نباش.

همش جای خوش رو اختیار کنی.

فإن النفس مأوى کل شر ببینید خدا داره به پیغمبرش در معراج چی میگه؟

نمیگه قربون اون چشم و ابروت برم قربون.

می‌فرمود که حواست جمع باشه إن النفس، فإن النفس مأوى کل شر نفس محل همه بدی‌هاست.

وهي رفیق کل سوء رفیق می‌شه با هر بدی.

تجرها إلى طاعة الله تو رو به سمت اطاعت خدا دعوت می‌کنی، می‌کشونی و تجرک إلى معصية اما نفس تو، تو رو به سمت معصیت می‌کشونه.

هرکس جواب به نفسش بده قطعاً به سمت معصیت رفته چون خدا صراحتا داره میگه کار نفس دعوت به معصیته و تخالفک في طاعته مخالفت تو رو می‌کنه در اطاعتش، در ا...

و تطيعک فيما تكرهه تو رو می‌کشونه به کاری که تو ازش بدش، بدت میاد.

بعداً خودت، خودتو سرزنش می‌کنی و تطغى إذا شبعت اینجا رو دقت کنید تطغى طغیان می‌کنه إذا شبعت وقتی که سیر شد، نفست سیر شد طغیان می‌کنه.

فکر نکن حالا سیرابش کردی دیگه ولت می‌کنه، بدتر طغیان می‌کنه.

و تشكو إذا جاعت وقتی گرسنه می‌مونه شکوه می‌کنه و تغب إذا افتقرت وقتی که فقیر می‌شه فزع می‌کنه، غضب می‌کنه، داد و فریاد می‌کنه و تتكبر إذا از-- از-- از استغنت وقتی که غنی شد، توانگر شد تتكبر و متکبرانه رفتار می‌کنه.

اینها نهیب‌هاییه که خدا به پیغمبر در خصوص نفس داده و این نفس تو وجود ما نهادینه است.

ما ازش مصون نیستیم.

یک دشمنه.

حالا این بعداً عرض می‌کنیم هفته بعد اگر توفیق بود که واقعاً بدترین دشمنان ماست در حالی که ما بهش میدون دادیم.

این نشون میده که هیچکس از شر نفس در امان نیست مگر اینکه استعدادشناسی کنه خودش رو و نفسش رو مستعد کنه برای رسیدن به قرب الهی.

اونم راهی نیست جز مخالفت با نفس.

خیلی راحت.

یعنی اصلاً تمام سیر و سلوک ما کلاً هیچی نیست جز مخالفت با نفس.

همه بزرگانم از همین راه رسیدن به اونجا.

خدا رحمت کنه ابو حمزه صومالی.

ایشون یه روایت ازش دیدم که امام رضا صلوات الله علیه فرمودن که به جهت اینکه ایشون چهار نفر از ما رو درک کرد، ایشون لقمان زمان خودشه.

ابو حمزه صومالی همین آدمی که خیلی راحت اسمش رو زبان ما میاد.

امام رضا فرمود لقمان زمان خودش.

سندش هم ش-- در کتاب شاکر-- شاگردان مکتب ائمه، جلده یک، صفحه صده.

که حضرت رضا فرمودن لقمان زمان خودشه.

کیا رو درک کرد؟

امام سجاد و امام باقر، امام صادق و امام کاظم رو.

جالبه که یه حدیث دیدم از امام صادق صلوات الله عليه که فرمودن که "اني لأستريح إذا رأيتك" به ابو حمزه.

امام صادق فرمود هر وقت که تو رو می‌بینم "لأستريح" و قطعاً آرامش پیدا می‌کنم، راحت می‌شم، احساس راحتی می‌کنم.

امام زمان یکی به یکی بگه من هر وقت تو رو می‌بینم راحت می‌شم، آرامش پیدا می‌کنم.

این چه مقامی پیدا کرده؟

حالا همین ابو حمزه راه دستیابیش به ائمه این بود که خود-- اصلاً عاشق عبادت بود.

خیلی عبادت رو دوست داشت.

دائماً می‌رفت مسجد کوفه و اونجا مشغول به عبادت بود.

یه روز نشسته بود رو به روی ستون هفتم که انشاالله قسمت شه برید رو به رو شبستانی که ضربت خورده مولا.

یک ستونی هست به نام ستون هفتم که مقام امام سجاد سلام الله عليه.

اونجا نشسته بود دید یه جوانی خیلی خوش سیما، دیگه خوش سیما ترین و خوش عطر ترین آقا ندیده بود.

وارد از در، از باب الكنده شد اومد داخل شد در همین رو به رو ستون هفتم مشغول یک نماز عالی شد با یک لحن زیبایی.

میگه من عاشق چهره و لحن زیبای ایشون و خوش-- عطرش شدم.

یک امام-- عمامه به سر داشت و یک نیم لباسی به تن و و خیلی هم عبا هم رو دوشش نبود.

یک عجیب نمازی خوند.

بعد چهار رکعت نماز دعایی خوند که اونجا جزو اعمال اون محله.

بعد رفت من دنبال سرش رفتم بیرون همین حاشیه کوفه که رسیدیم دیدم یه کسی یه غلام و یه شتر نگه داشته که ایشون سوار شه.

رفتم به این غلامه گفتم کیه ایشون؟

گفت شما از چهره‌ی ایشون نشناختیش؟

علی بن الحسین زین العابدینه.

دیگه فهمید.

می‌دونست امام زمان.

ولی عجیبه که حالا دست از دستش دسترسی نداشت.

نشون میده که چه خفقانی بوده اون زمان.

افتاد به پای امام زمانش که آقاشو پیدا کرده.

بعد حضرت بلندش کرد فرمود نکن این کارو.

سجده به جز در برابر خدا جایز نیست.

بلندش کرد و و از مریدان امام سجاد شد.

بعد امام باقر، امام صادق و امام کاظم شد لقمان زمان خودش.

یعنی از طریق مخالفت با نفس از به وسیله عبادات خدا راهش رو باز کرد رسید به امام زمانش.

اما من اگر این nefsi که پیغمبر اونطوری خدا در معراج داره بهش میگه که محل همه شرها، شرها و بدی‌هاست رهاش کنم امیدی نیست من دستم به دامن امام زمان برسه.

چون با نفسم تا تونستم مدارا کردم و باهاش مثل یک دشمن بلکه دشمن‌ترین دشمن با نفسم رفتار نکردم، مراقبش نبودم.

لذا دائماً در تک او قرار گرفته‌ام.

ان شا الله که عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل لفرج.