ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.

استفتاء دیگری که پیرامون نماز جمعه شده از رهبر عزیزمون فر-- سؤال شده که کسی که توانایی رفتن به نماز جمعه رو نداره آیا می‌تونه نماز ظهر و عصرش رو اول وقت بخونه یا اینکه باید صبر کنه تا نماز جمعه تموم بشه و بعد نماز ظهر و عصرش رو بخونه؟

چون مرسومه تو عموم مردم اینطوری میگن؛ میگن باید صبر کنین تا نماز جمعه تموم شه.

رهبر عزیز فرمودن که ره-- صبر کردن بر او واجب نیست.

واجب نیست صبر کنه و می‌تونه نماز ظهر و عصرش رو اول وقت بخونه.

در ادامه بحث قلب منقمر می‌رسیم به یکی دیگه از معجزات علمی قرآن که من خیلی دوست دارم این نکته رو به جهت ارتباطش با آیه شریفه الله الصمد و این سوره خیلی، خیلی شیرینه.

سوره بسیار عجیبیه، پر رمز و رازیه که حالا توجه داشته باشید عزیزان.

اولاً در روایات و کلمات مفسران و ارباب لغات و این‌ها معانی زیادی پی ذیل صمد یا از صمد نقل شده.

مثلاً مرحوم راغب در المفرداتش فرموده که صمد به معنی آقا و بزرگیه که برای انجام کارها به سوی او میرن.

بعضی‌ها دیگه گفتن که صمد به معنی چیزی که، چیزی‌ست که توخالی نیست و کلاً پره.

در کتاب‌های لغت دیگه گفتن صمد از دو ریشه اصلیه؛ یکی به معنی قصد و دیگری به معنی صلابت و استحکامه.

و اینکه به خدا صمد گفته می‌شه به خاطر اینه که خب خ-- بندگان خدا قصد درگاه او رو می‌کنند.

شاید به همین مناسبت هستش که معانی متعدد زیادی در کتب لغت بر صمد ذکر شده چون بندگان خدا در هر حال قصد حضرت حق رو می‌کنند و حضرت حق اسامی متعددی دارد و شخص بزرگی که در منتهی عظمت است و همچنین این‌ها معانی‌ایه که براش نقل شده تو کتب لغت.

یا کسی که مردم در حوائجشون به سوی اون میرن، حاجتشون به سمت اوه.

یا کسی که برتر از او چیزی نیست.

یا کسی که دائم و باقی‌ست بعد از فنای همه خلائق.

اتفاقاً در حدیث جالبی از محمد بن حنفیه هست که از امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام در خصوص صمد سؤال کرد و حضرت چنین جواب دادند که تأویل صمد آن است که او نه اسم است و نه جسم، نه مانند و نه شبیه دارد و نه صورت و نه تمثال، نه حد و حدود، نه محل و مکان، نه کیف و نه اینجا و نه آنجا، نه پر است و نه خالی، نه ایستاده است و نه نشسته، نه سکون دارد و نه حرکت، نه ظلمانی‌ست، نه نورانی، نه روحانی‌ست و نه نفسانی و در عین حال هیچ محلی از او خالی نیست و هیچ مکانی گنجایش او را ندارد، نه رنگ دارد و نه بر قلب انسانی خطور کرده و نه بو برای او موجود است.

همه این‌ها از ذات پاکش منتفی‌ست.

خب این فرمایش بسیار عالی مولامون علی امیر بیان صلوات الله علیه که به خوبی نشون می‌ده که صمد مفهوم بسیار جامع و وسیعی داره و البته هر گونه صفات مخلوقات رو از ساحت مقدس خدا نفی می‌کنه این حدیث.

چرا که خب اسم‌های مشخص و محدود و همچنین جسمیت مثل رنگ، بو، مکان، سکون، حرکت، کیفیت، حد، حدود و مانند اینا، اینا همه چی‌ان؟

از صفات ممکنات و مخلوقاتن دیگه.

پس غالباً [نفس عمیق] اوصاف جهان ماده و این‌ها می‌دونیم که از خدای منان به دور است و خدا برتر و بالاتر از این‌هاست.

حالا چه بحثی به اجازه، چه ربطی تو مبحث اجازه علمیمون می‌تونیم بدیم و بزرگان دادن؟

ببینید عزیزان در اکتشافاتی که رخ داده تمام اشیای جهان ماده رو از ذرات بسیار کوچکی می‌دونید به نام اتم گفتن تشکیل شده.

خب این یکی از قطعیات علمی‌ست دیگه که اتم هم خودش مرکب از دو قسمت عمده‌ست البته.

مثلاً هسته مرکزی و الکترون‌هایی که به دور اون هسته می‌چرخن.

عجیب اینجاست که بین اون هسته و الکترون‌ها فاصله زیادی وجود داره.

البته منظور از این فاصله، فاصله زیاد که می‌گیم در مقایسه با حجم اتمه توجه داشته باشید.

در مقایسه با حجمی که اتم داره این فاصله بین الکترون‌ها و هسته خیلی زیاده.

طوری که حالا اگر این فاصله رو بردارید، این تصور کنید فاصله بین هسته ها و الکترون‌ها در اتم برداشته بشه، اون موقع اجسام به قدری کوچک می‌شن که برای ما حیرت‌آورن که علم ثابت کرده که فاصله‌های اتمی ذرات وجود یک انسان را اگه برداری و کاملاً به قولی فشرده‌اش کنی به قول امروزی‌ها کمپیتیش کنی، ممکنه به صورت ذره‌ای در بیاد که حتی دیدنش با چشم مشکله.

خب ولی با این حال میدونیم که تمام وزن بدن یک انسان رو در عین حال که کوچیک شده و دیدنش مشکله، تمام وزن بدن یک انسان رو داره.

مثلاً شصت کیلو وزن داره همون ذره‌ای که غیر قابل دیدن میشه.

حالا بعضیا اومدن با استفاده از این اکتشاف علمی و با توجه به اینکه یکی از معانی صمد وجودیه که توخالی و اجوف نیست، چنین نتیجه گرفتن که قرآن میخواد به این تعبیر هر گونه جسمانیتی رو از خدا نفی کنه.

چرا که تمام اجسام از اتم تشکیل یافتن و اتم هم که توخالیست و به این ترتیب به این معنی.

آیه میتونه یکی از معجزات علمی قرآن باشه.

چرا؟

به جهت اینکه صمد در لغت به معنی هم شخص بزرگیست که همه نیازمند به سوی او هستند و به سوی او میرن و همچنین از هر نظر پر و کامله و همچنین تعا-- ترجمه و معانی دیگه‌ای که گفتیم.

حالا شما اینو خودتون بیارید آنچه که ما الان عرض کردیم رو با توجه به اون موضوعی که پیرامون عرض شود اتم عرض کردیم که خب بعضیا اینجا معتقدن که همین که عرض شود اتم از ذرات کوچک‌تری تشکیل شده که حداقل دو قسمت عمده داره بین هست-- مثل هسته مرکزی و الکترون‌ها و بین این‌ها فاصله زیاد هست و اجوف هست.

دقت بفرمایید چی عرض می‌کنم عزیزان.

اونایی که دارن مینویسن.

اجوف هست، توخالی هست و خصوصا اینکه تمام این دایره امکانی و خلائق از همین ذرات کوچک یعنی اتم‌ها تشکیل شدن.

پس همه این ذرات توخالی‌ان، اجوفن.

حالا شما ببینید که خدا در این سوره چگونه خودش رو با اعجاز علمیش مطرح کرده.

خب اون موقع کسی نمی‌دونست که اتم چیه، این ذرات داخلش چین که حالا بینشون فاصله باشه، اجوف باشه، توخالی باشه که اون ماده اولیه‌ای که جهان خلقت ازش آفریده شدن همه توخالی هستن، همه اجوفن.

همه ماد-مادیات، همه این کائنات.

اینا همه به این شکلن.

در نشئه طبیعت شما نگاه کنید.

بعد حالا خدای منان اومده خودش رو از صمد معرفی کرده.

یعنی پرپر که از امام معصوم صلوات الله عليه پرسیدن در رساله اسم اعظم هست استاد علامه حسن زاده هم اومده این موضوع که پرسیدن از صمد یعنی چه؟

اونجا حضرت فرمودن در ترجمه شریفی که "الصمد الذي لا جوف له" صمد کسیه که توخالی نیست، پره پره و همه جا رو پر کرده است.

مثلا جایی نیست که او نباشد.

که اگر شما اپسیلون جایی رو پیدا کنید، کوچک‌ترین جایی رو پیدا کنید که ب-بگیم خدا اونجا نیست.

ها دیگه اینجا خدا از صمد نیست چون یه جایی رو پیدا کردید که خدا اونجا رو پر نکرده.

پس خیلی شیرین متوجه میشیم که اون موقع خدا داره توجه خلائق همون موقع رو هم جلب میکنه به این موضوع که خدا اجوف نیست، توخالی نیست، پره پر است، از صمد است و بلکه همه جا را پر کرده است.

در مقایسه با این خلائق که در حدیث شریف امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خدای منان از همه حد و حدود و اوو صفات خلائق دور و بری و خالی و برتر و بالاتر بود.

پس خدای منان داره اشاره به این میکنه که شما در ذرات پیرامونتون، اشیاء پیرامونتون، جهان پیرامونتون حتی در خودتون نگاه کنید همه و همه اجوفن.

همه از اتم تشکیل شدن که درش ذرات فاصله زیادی نسبت به حجم اتم دارن.

در حالی که خدا این چنین نیست.

به همین زیبایی اینم یکی از عرض شود.

میشه گفت اعجاز علمی قرآن که انسان رو محکم میکنه که "إن هذا القرآن" این قرآن "يهدي للتي هي أقوم".

أقوم.

أقوم هدایت میکنه به سمت راهی که أقوم بر وزن افعل.

که همه کائنات به قیام او قائم‌اند.

خب این البته در سوره اخلاص عرض شود بزرگان اهل معرفت و حالا محققین اینها نکات بسیار شیرینی خصوصا در بحث علم ارسماتیقی و ابجد و اینها گفتن که حالا الان دیگه فرصت نیست بنده بخوام بگم شاید تو یه جلسه جداگانه.

عرض کردیم خدمتتون.

چه شیرین، چه عجیب که عهدی نمیتونه انکار کنه این‌ها رو.

مثلا بگه نه این‌ها نیست چون در تحقیقی که بزرگان کردن به چیزهای عجیبی رسیدن.

به هر حال سوره بسیار با عظمتی‌ست و هنوزم که هنوزه برای [سرفه] ما مکشوف نشده عظمت و درون مایه این سوره عجیب که سوره قل هو الله احد که شناسنامه خداست.

حالا بعضی بزرگان فرمودن که اگر کسی ناامید بود، هیچ امیدی به عملی شدن یه کاری نداشت.

هزار بار بگه الله الصمد و به اذن خدا برگشت نداره، اجابت میشه انشاالله.

یا مثلا امام باقر علیه السلام در یک روایت خیلی عجیبی فرمودن که اگه برای علمی که خدای متعال به من عطا کرده، یعنی علمی که خدا به امام معصوم عطا کرده باشه، حضرت فرمودن اگه بخوام یعنی جمله‌ای رو پیدا می‌کردم یعنی کسی بتونه بفهمه و تحمل کنه یعنی جمله‌ای رو می‌داشتم که کسی بتونه تحملش بکنه این علم رو یعنی این علمی که خدا به من داده در اون جمع شده باشه و مندمج شده هر آینه منتشر می‌کردم.

تمام خلائق توحید و اسلام و ایمان و دین و شرائع رو از الصمد از اسم الصمد این رو یعنی بیان می‌کردم که این، این جمله رو منتشر می‌کردم برای همه خلائق که الصمد همه علم درشه.

حالا این هم رمز و رموزی داره که البته فرمودن مداومت بر اسم الصمد به هر حال آثار تجلی صمدانی حضرت حق رو داره که ظاهر میشه و فرمودن که از مرض جوع و گرسنگی و این‌ها انسان رو خلاص می‌کنه و حالا عدد مکتوبه اش هم برای تکرار فرمودن صد و سی و چهار هست.

اینها به هر حال رمز و رموزی، کنوزی، اسراری در این سر الصمد وجود داره و در این سوره عجیب.

خیلی سوره عجیبیه که عرض شود گفتن شناسنامه خداست و چه شیرین که شصت و شش حرف داره و جالب که ارزش ابجدی اسم جلاله الله هم شصت و شش و خب الله رو وقتی شما این ارزش عددی شو به دست بیاری میشه پنج و سی و سی و یک.

اینا مجموعا میشه شصت و شش و خیلی عجیب.

حالا اون نظم انباشتی حروف سوره توحید که عددش به دست بیاد مثلا یا خود سوره، حروف سوره که عددی چهل رقمی میشه که حالا این عدد چهل رقمی به هفت قابل تقسیمه و الا ماشاءالله از این صحبت‌های عجیب که حالا صد و چهارده سوره هم ما داریم که خود صد و چهارده رو شما بخواهی بر هفت تقسیم کنی نوزده بار میشه.

ببینید این ارتباطات اینا رو داشته باشید.

نوزده بار بر هفت تقسیم میشه صد و چهارده که حالا این نوزده باز میشه تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم که خیلی عجیب.

چه عرض کنیم؟

انشاالله که خدای ممنون ما را از این قلب بی‌خبر، قلب منغمس، بی‌خبر از باطن قرآن نجات بده که قبل از اینکه از این دنیا سفر کنیم به حقایقی از قرآن انشاالله آگاه بشیم، بچشیم، برسیم که اون دنیا فریاد واحسرتها سر ندیم.

والحمد لله رب العالمين.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.