ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 021

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتاء نماز جمعه و اول وقت ظهرین

استفتاء دیگری دربارهٔ نماز جمعه از رهبر شده است. سؤال این است که کسی که توانایی رفتن به نماز جمعه ندارد آیا می‌تواند نماز ظهر و عصر را اول وقت بخواند، یا باید صبر کند تا نماز جمعه تمام شود و آنگاه ظهر و عصر را به‌جا آورد؟ چون در عرف عمومی چنین رایج است که می‌گویند باید صبر کنید تا نماز جمعه تمام شود. رهبر فرموده‌اند صبر کردن واجب نیست؛ می‌تواند نماز ظهر و عصر را اول وقت بخواند.

سورهٔ توحید و گسترهٔ معانی صمد

در ادامهٔ بحث قلب منغمر به یکی دیگر از معجزات علمی قرآن می‌رسیم که به جهت پیوندش با آیهٔ شریفهٔ الله الصمد و این سوره بسیار شیرین است. سورهٔ بسیار عجیب و پررمز و راز است؛ باید توجه داشت.

نخست در روایات و کلمات مفسران و ارباب لغت معانی بسیاری ذیل صمد یا از صمد نقل شده است. مرحوم راغب در المفردات فرموده صمد به معنای آقا و بزرگی است که برای انجام کارها به سوی او می‌روند. برخی دیگر گفته‌اند صمد به معنای چیزی است که توخالی نیست و سراسر پر است. در کتاب‌های لغت دیگر گفته‌اند صمد از دو ریشهٔ اصلی است: یکی به معنای قصد و دیگری به معنای صلابت و استحکام. و اینکه به خدا صمد گفته می‌شود از آن روست که بندگان خدا قصد درگاه او را می‌کنند. شاید به همین مناسبت معانی متعدد بسیاری در کتب لغت بر صمد ذکر شده؛ چون بندگان خدا در هر حال قصد حضرت حق می‌کنند و حضرت حق اسامی متعددی دارد و شخص بزرگی است که در منتهاى عظمت است. همچنین معانی‌ای که برایش نقل شده: کسی که مردم در حوائجشان به سوی او می‌روند؛ کسی که برتر از او چیزی نیست؛ کسی که دائم و باقی است پس از فنای همهٔ خلایق.

حدیث امیرالمؤمنین در تأویل صمد

اتفاقاً در حدیث جالبی از محمد بن حنفیه هست که از امیرالمؤمنین علی علیه‌الصلوة‌والسلام در خصوص صمد سؤال کرد و حضرت چنین جواب دادند که تأویل صمد آن است که او نه اسم است و نه جسم، نه مانند و نه شبیه دارد، و در عین حال هیچ محلی از او خالی نیست و هیچ مکانی گنجایش او را ندارد؛ نه رنگ دارد و نه بر قلب انسانی خطور کرده و نه بو برای او موجود است؛ همهٔ این‌ها از ذات پاکش منتفی است.

این فرمایش بسیار عالی مولای بیان به‌خوبی نشان می‌دهد که صمد مفهومی بسیار جامع و وسیع دارد و البته هرگونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدس خدا نفی می‌کند. چرا که اسم‌های مشخص و محدود و همچنین جسمیت مانند رنگ و بو و مکان و سکون و حرکت و کیفیت و حد و حدود، همه از صفات ممکنات و مخلوقات‌اند. پس غالباً اوصاف جهان ماده از خدای منان به‌دور است و خدا برتر و بالاتر از این‌هاست.

ربط علمی؛ اتم اجوف و خدای صمد

چه ربطی در مبحث علمی می‌توان داد و بزرگان داده‌اند؟ در اکتشافاتی که رخ داده همهٔ اشیای جهان ماده را از ذرات بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل‌شده دانسته‌اند. این یکی از قطعیات علمی است. اتم خود مرکب از دو قسمت عمده است: هستهٔ مرکزی و الکترون‌هایی که به دور آن هسته می‌چرخند. عجیب اینجاست که میان آن هسته و الکترون‌ها فاصلهٔ زیادی وجود دارد؛ البته منظور فاصلهٔ زیاد در مقایسه با حجم اتم است. در مقایسه با حجمی که اتم دارد این فاصله میان الکترون‌ها و هسته خیلی زیاد است. طوری که اگر این فاصله را بردارید — فاصله میان هسته و الکترون‌ها در اتم برداشته شود — اجسام به قدری کوچک می‌شوند که حیرت‌آور است. علم ثابت کرده فاصله‌های اتمی ذرات وجود یک انسان را اگر برداری و کاملاً فشرده‌اش کنی، ممکن است به صورت حبه‌ای درآید.

پس همهٔ این ذرات توخالی‌اند؛ اجوف‌اند. خصوصاً آنکه تمام دایرهٔ امکانی و خلایق از همین ذرات کوچک یعنی اتم‌ها تشکیل شده‌اند. پس همهٔ این ذرات توخالی‌اند؛ اجوف‌اند. خدا در این سوره چگونه خود را با اعجاز علمی‌اش مطرح کرده است. آن موقع کسی نمی‌دانست اتم چیست؛ این ذرات داخلش چیست که میانشان فاصله باشد؛ اجوف باشد؛ توخالی باشد؛ که آن مادهٔ اولیه‌ای که جهان خلقت از آن آفریده شده همه توخالی باشند؛ همه اجوف باشند. همهٔ مادیات؛ همهٔ این کائنات در نشئهٔ طبیعت چنین‌اند. سپس خدای منان آمده خود را صمد معرفی کرده؛ یعنی پرِ پر. از امام معصوم صلوات‌الله‌علیه در رسالهٔ اسم اعظم — که استاد علامه حسن‌زاده دارند — پرسیدند و معانی صمد را گستردند.

اگر جایی پیدا کنید که خدا آنجا را پر نکرده، از صمد نیست. پس بسیار شیرین متوجه می‌شویم که خدا دارد توجه خلایق را جلب می‌کند به این موضوع که خدا اجوف نیست، توخالی نیست، پر است، از صمد است و بلکه همه جا را پر کرده است؛ در مقایسه با این خلایق که در حدیث شریف امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه خدای منان از همهٔ حد و حدود و صفات خلایق دور و برتر و بالاتر بود. پس خدای منان اشاره می‌کند که در ذرات پیرامون، اشیاء پیرامون، جهان پیرامون و حتی در خودتان بنگرید؛ همه و همه اجوف‌اند؛ همه از اتم تشکیل شده‌اند که در آن ذرات فاصلهٔ زیادی نسبت به حجم اتم دارند؛ در حالی که خدا چنین نیست. به همین زیبایی این نیز یکی از اعجازهای علمی قرآن است که انسان را محکم می‌کند که ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم؛ اقوم بر وزن افعل؛ که همهٔ کائنات به قیام او قائم‌اند.

ابجد سورهٔ اخلاص و مداومت بر الله الصمد

در سورهٔ اخلاص بزرگان اهل معرفت و محققان نکات بسیار شیرینی خصوصاً در بحث علم ارثماطیقی و ابجد گفته‌اند که اکنون فرصت گفتن همه نیست؛ شاید جلسهٔ جداگانه. چه شیرین و چه عجیب که کسی نمی‌تواند انکار کند؛ چون در تحقیقی که بزرگان کرده‌اند به چیزهای عجیبی رسیده‌اند. به هر حال سورهٔ بسیار باعظمتی است و هنوز عظمت و درون‌مایهٔ این سورهٔ عجیب — سورهٔ قل هو الله احد که شناسنامهٔ خداست — مکشوف نشده است.

بعضی بزرگان فرموده‌اند اگر کسی ناامید بود و هیچ امیدی به عملی‌شدن کاری نداشت، هزار بار بگوید الله الصمد و به اذن خدا برگشت ندارد؛ اجابت می‌شود. این رموز و رموزی دارد. فرموده‌اند مداومت بر اسم الصمد آثار تجلی صمدانی حضرت حق را ظاهر می‌کند و از مرض جوع و گرسنگی انسان را خلاص می‌کند؛ عدد مکتوب برای تکرار صد و سی و چهار است. این‌ها رمز و کنوز و اسراری در سرّ الصمد و در این سورهٔ عجیب است. خیلی سورهٔ عجیبی است که گفته‌اند شناسنامهٔ خداست؛ و چه شیرین که شصت و شش حرف دارد و جالب که ارزش ابجدی اسم جلالهٔ الله هم شصت و شش است. الله را وقتی ارزش عددی‌اش به دست آید می‌شود؛ مجموع شصت و شش. نظم انباشتی حروف سورهٔ توحید که عددش به دست آید مثلاً خود سوره، حروف سوره، عددی چهل‌رقمی می‌شود که بر هفت قابل قسمت است. صد و چهارده سوره نیز بر هفت، نوزده بار قسمت می‌شود؛ و نوزده تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است. این ارتباطات را باید داشت.

ان‌شاءالله خدای ممنون ما را از این قلب بی‌خبر — قلب منغمر — بی‌خبر از باطن قرآن نجات دهد که پیش از سفر از این دنیا به حقایقی از قرآن آگاه شویم، بچشیم، برسیم که آن دنیا فریاد واحسرتا سر ندهیم. والحمد لله رب العالمین.

فشرده‌سازی ماده و عبرت توحیدی

علم می‌گوید اگر فاصله‌های درونی اتم‌های بدن انسان برداشته شود حجم به حبه‌ای فشرده می‌شود. این تصویر فقط شگفتی فیزیکی نیست؛ عبرت توحیدی است: آنچه سخت و انبوه می‌نماید در باطن تهی است. ممکنات همگی اجوف‌اند و قیامشان به غیر است. صمد در برابر این اجوف بودن، پر بودن حق است؛ پر بودنی که مکان نمی‌پذیرد و رنگ و بو و خطور قلبی برنمی‌دارد، چنان‌که امیر بیان فرمود.

بدین سان سورهٔ توحید از یک سو شناسنامهٔ تنزیهی حق است و از سوی دیگر آینه‌ای برابر جهان ماده. آنکه الله الصمد را بر زبان جاری می‌کند اگر معنا را بیابد، دیگر به تکیه‌گاه‌های توخالی دل نمی‌بندد. هزار بار گفتن الله الصمد برای ناامید — به شرط اذن الهی — از همین باب است که دل را از اجوف‌های دنیوی برگیرد و به پرِ مطلق بسپارد. عدد صدوسی‌وچهار در دستور تکرار نیز بخشی از همان هندسهٔ باطنی است که اهل ابجد در حروف سوره یافته‌اند؛ شصت‌وشش حرف سوره با ابجد الله هم‌وزن است و نظم انباشتی حروف بر هفت بخش‌پذیر، چنان‌که صدچهارده سوره نوزده‌بار بر هفت و نوزده حروف بسمله است. این تناسب‌ها نشانهٔ آن است که حتی ظاهر حرفی وحی با باطن توحید هم‌آهنگ است.

قلب منغمر، قلبی است که در ظاهر قرآن می‌ماند و از این لایه‌ها بی‌خبر است. نجات از آن به چشیدن همین اقوم است؛ پیش از آنکه فرصت دنیا تمام شود و حسرت بماند.

تنزیه حق و وظیفهٔ سالک

تنزیه صمدی فقط نفی تشبیه لفظی نیست؛ وظیفهٔ عملی سالک است که دل را از تکیه‌گاه‌های اجوف خالی کند. نماز و ذکر الله الصمد تمرین همین پر شدن از حق است. قلب منغمر وقتی از باطن سوره غافل بماند، علم اتم و ابجد نیز برایش بازی ذهنی می‌شود؛ اما اگر با خشیت همراه شود، همان دانستن اجوف بودن ماده او را به فقر وجودی می‌کشاند و اقوم هدایت را می‌چشد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.