بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
آیا [مکث] اه کسی که نمازش شکسته است میتونه به صورت جماعت پشت سر امام جمعه نماز بخونه و اقتدا کنه به اه امام جماعت نماز جمعه؟
رهبر عزیزمون فرمودن بله اشکال نداره و نماز جمعه از مأموم مسافر صحیحه و کفایت از نماز ظهرش هم میکنه.
اما بریم سراغ ادامه بحث قلب منغمر.
یکی دیگه از آیاتی که خیلی زیبا پیرامون معجزات علمی قرآن سخن گفته است، آیه هشتاد سوره یاسین است.
الذي جعل لكم من الشجر الأخضر نارا فإذا أنتم منه توقدون.
یعنی اون کسی که الذي کسی که جعل لكم برای شما قرار داد من الشجر الأخضر نارا از درخت سرسبز آتش رو قرار داد فإذا أنتم منه توقدون و شما در اون هنگام اه از اون آتش میافروزید.
یعنی به هنگام نیازتون از اون درخت سرسبز آتش میافروزید.
خب یه چند تا نکته عرض کنم که به ترتیب اهمیت و اولویتش باشه.
در تفاسیر نخستین ما متقدمین اشاره کردن در این مورد به معنی ساده و روشنی که برای همه عموم مردم قابل فهم بوده و هست که در اعصار قدیم هم بین عربها و خصوصاً این امر رایج بوده.
اونم برای آتش بر افروختن از چوب درختان مثلاً اه دو نوع چوب مخصوصی رو یکی به نام مرخ که زیر قرار میدادن و یکی افار رو قرار میدادن.
در بیابانهای حجاز این دو نوع چوب رویش میکرده.
بعد این دو رو که روی هم قرار میدادن اه اصطلاحاً بهشون میگفتن دو نوع چوب آتشزنه و مثل یک سنگ آتشزنه اینا رو وقتی که روی هم قرار میدادن بر اثر تماس و برخورد و اتصال و ارتباط این دو با هم مثل کبریت امروز جرقه ای حاصل میشده و آتش روشن میشده.
دیگه سادهترین وجه برداشت عموم مردم از این آیه و این دست آیات چنین مفاهیم و مضامینی است که بعد نتیجه گرفته میشود که آن خدایی که میتونه درختان سرسبز رو اینچنین ازشون آتش بیرون بفرسته، پس قدرت داره که به مردگان لباس حیات بپوشونه.
یک آیه ایست که ماحصل و نتیجهاش باز بوی معاد میدهد و باز توجه به حضرت حق و توحید و اینها.
که با اینکه آب و آتش دو چیز متضادند در حقیقت در سطح ظاهره این دو، دو چیز متضادند و کسی که اونها رو بتونه کنار هم قرار بده دو چیز متضاد رو، پس چنین کسی قدرت داره که حیات و مرگ رو هم کنار هم قرار بده و چنین عظمتی رو بیافرینه که مسلماً برای اون هم پوشاندن لباس زندگی به اندام انسانهای مرده کار مشکلی نیست.
این یک برداشت.
اما برداشت و تفسیر دقیقتری که بعضی از مفسرین اشاره کردن اون برمیگرده به خاصیت آتش افروزی که به وسیله چوب درختان منحصر به فرد مرخ و افا-- افار نیست، بلکه اه این یه خاصیته تو همه درختان و همه اجسام عالم حتی.
که هر چند دو تا چوب مذبور که عرض کردیم بر اثر حالا اون مواد و و-وضع مخصوصشون آمادگی بیشتری دارن.
یعنی مرخ و افار آفادگی-- آمادگی بیشتری دارن برای اینکه آتش رو بروز بدن.
اما توجه داشته باشید که این نکته دوم که داریم عرض میکنیم یک خاصیتیست، خاصیت آتش افروزی که در همه درختان و همه حتی اجسام عالم موجود است.
چگونه؟
خلاصه به این شکله که اولاً تمام چوبهای درختان اگر محکم به همدیگه بخورن و لو مرخ و افار نباشند جرقه میزنند و حتی چوب درختان سرسبز.
اصلاً علت اینکه معمولاً تو جنگلها اینا میبینید آتش سوزیهای وسیع و وحشتناکی رخ میده، یکی از عوامل عمدهاش همینه.
یعنی عامل انسانی نیست، بلکه بادها به شدت وزش میگیره، طوفان میاد اینا شاخههای درختان محکم به هم برخورد میکنند و بینشون جرقه زده میشه و این جرقهها برگهای خشک رو به آتش میکشه و بعد باد میاد اینها رو این آتش رو گسترش میده و عامل اصلی آتش سوزی میشه.
این به یک معنا همون جرقه الکتریسیته است که بر اثر اک-- اصطکاک و مالش آشکار میشه و توجه داشته باشن عزیزان که این همون آتشیست که در دل همه ذرات موجودات جهان نهفته است.
حالا که حالا به، به هنگام اصطکاک و مالش خودشو نشون میده و از شجر اخضر خیلی شیرین و زیبا از درخت سرسبز نار میآفرینه، آتش میآفرینه.
این تفسیر، تفسیر خب وسیعتری و چشمانداز بالاتریست از جمع ازدادی که در آفرینش گستردهتری حکایت میکنه و به یک معنا حتی عمیقتر میشه گفت بقا رو در فنا واضحتر میکنه.
جمع ازداد بقا در کنار فنا.
اینم یک معنا.
اما [نفس عمیق] در تفسیر دیگری که نگاه عمیقتر است، اون هم البته به کمک دانشهای امروزی عرض میکنیم و بهش مردم دست یافتن، اهل تفسیر دقیقتر بهش دست یافتن.
اصطلاحاً اگر اهل مطالعه بوده باشید بهش رستاخیز انرژیها هم میگن.
خصوصاً در تفسیر نمونه آقای مکارم و گروهشون بهش اشاره کردن اونجا مبسوطاً.
حالا این به چه شکله؟
اینکه یکی از کارهای توجه داشته باشید این خیلی به دردتون میخوره، مخصوصاً برای بچههاتون.
اینا نوجوونا بگید شیرینه براشون.
یکی از کارهای مهم گیاهها مسئله کربنگیری از هوا و ساختن سلولز نباتیه.
خب اینو در علوم و اینها بچهها تو مقاطع درسیشون میخونن.
سلولز اون جرم درختانه که ع-- میشه گفت اجزاء عمده اون کربن و اکسیژن و هیدروژن.
حالا این کربن و اکسیژن و هیدروژن که اینا مجموعاً سلولز یا جرم درختان رو تشکیل دادهاند، ببینیم که چگونه خود اینها حاصل میشن.
اولاً یاختههای درختان و گیاهان، اینها میان گاز کربن رو از هوا میگیرن.
بعد تجزیهش میکنن.
اکسیژن رو از اون آزاد میکنن وقتی که تجزیهش کردن.
چی رو؟
کربن رو، گاز کربن رو که از هوا گرفتن تجزیه کردن، اکسیزن-- اکسیژنش رو آزاد میکنن و کربن رو تو وجود خودشون نگه میدارن.
اونا با این ترکیب، با این عمل ترکیبی [نفس عمیق] در حقیقت چوب درختان رو میسازن.
این عمل اصلاً عمل ساخت چوب درختان، نوع و جنس چوب درختانه.
اما اونچه که مهمه و مهمتر از همه ایناست، اینه که طبق گواهی علوم طبیعی هر ترکیب شیمیایی که انجام میشه باید توأم با جذب انرژی خاصی باشه یا اینکه با آزاد شدن انرژی خاصی باشه.
پس بنابراین وقتی که درختان به عمل کربنگیری مشغولند، طبق این قانون احتیاج به وجود یک انرژی دارند برای اینکه کربن رو بگیرند.
خب تو همین جا از گرما و نور آفتاب به عنوان یک انرژی فعال استفاده میکنند، این نیازشون رو برطرف میکنند.
به همین ترتیب وقت تشکیل چوبهای درختان مقداری از انرژی آفتاب تو دل اونا ذخیره میشه.
خب این آفتاب، انرژی آفتاب که ذخیره شده در دل این چوبهای ساخته شده، همین انرژی ذخیره شده و آفتاب است که به موقع چوبها رو اصطلاحاً میگیم میسوزانیم.
همین انرژی آفتابه که آزاد میشه بعداً.
یعنی همون انرژی ذخیره شده آفتاب وقتی آزاد میشه اصطلاحاً میگیم سوخته شد، آتش گرفته شد که حالا [نفس عمیق] اه چون که کربن با اکسیژن هوا ترکیب شده و گاز کربن رو تشکیل میده و اکسیژن و هیدروژن هم که اون مقداری آبه دیگه، آزاد میشن.
وقتی اکسیژن و هیدروژن آزاد شدن، چنین اتفاقی میافته و از این تعبیرات اصطلاحاً وقتی حالا بگذریم از این تعبیرات اصطلاحی به عبارت ساده بخوایم بهش بپردازیم، میگیریم که این موضوع رو دقت بفرمایید شما که این نور و حرارت مطبوعی که شما میبینید مثلاً توی زمستان، توی هوای سرد، داخل یه کلبه روستایی یا مثلاً کرسی زغالی تو شهر، میبینید گرما تولید میکنه و روشن میکنه و در حقیقت هم گاهاً نور میده هم گرما، همون نور و حرارت آفتابه که چند سال یا حتی بعضاً دهها سال طول کشیده در دل این چوب ذخیره شده و اونچه که درخت در طول یک عمر به صورت تدریج از آفتاب گرفته بدون هیچگونه کم و کاستی پس میده که حالا این آزاد شدن انرژی رو اینکه میگن همه انرژیها تو کره زمین به انرژی آفتاب برمیگرده، یک معناش همینه دیگه.
حالا یکی از شیوههاش همینه که اینجا اصطلاحاً به این چیزی که به این معنایی که الان عرض کردیم خدمت شما عزیزان، بهش میگن رستاخیز انرژیها.
میرسیم به این موضوع و میبینیم که نور و حرارتی که اینجا تو فضا پراکنده میشه و برگ درختها و چوبهای اونها رو نوازش و پرورش میده، اینا همه هیچ کدوم نابود شدنی نیست که ما گمان کنیم این نور از بین رفت بلکه یه نوع تغییر چهره است و در حقیقت دور از چشم ما انسانها در درون اون ذرات چوب و شاخهها و برگهای درخت و اینها پنهان شده و وقتی که یه شعله آتش به چوب خشک میرسه رستاخیزش شروع میشه.
تمام اونچه که از انرژی آفتاب در دل اون پنهان بوده به یک آن میبینی تو اون لحظه حشر و نشرش آغاز میشه.
حالا حشر، حشر معنا جمع کننده است که اینا جمع شد، این انرژی جمع شد حشرشه.
بعد نشر یعنی پخش کننده، نشر شد.
چی میشه؟
همون انرژی پخش میشه بدون اینکه مثل مثلا روشنایی یک شمع که تو یه زمان کوتاه میبینی ازش کم میشه، چجوری شمع ظاهرا داره ازش کم میشه تا روشنی بده؛ بدون اینکه اون نوری که از آفتاب ذخیره شده، اون انرژی و اون حرارتی که از آفتاب ذخیره شده در اینها کم بشه.
خب.
خب شما توجه دارید که قطعاً و بدون شک این معنی که ما الان عرض کردیم در زمان نزول آیهای که عرض کردیم از آیه هشتاد و دو سوره یاسین برای عموم مردم روشن نبوده.
خب همونطور که ما گفتیم موضوع، اه، مشکلی هم ایجاد نمیکنه که بخوایم بگیم این آیات قرآن خب اگر اون موقع نازل شده چرا الان داره کشف میشه؟
اینا برای سطوح مختلفه.
آیات قرآن اتفاقاً یکی از معجزات قرآن همینه که برای سطوح مختلف با استعدادهای متفاوت معانی چند مرحلهای در خودشون دارن.
یک روز مثلا از این آیه همون تفاسیر ابتدایی رو متوجه میشدن، معانی ابتدایی رو متوجه میشدن، امروز چیز بیشتری دارن میفهمن حتی قطعاً آیندگان با پیشرفت علم حقایقی رو از قرآن کشف خواهند کرد که اصلاً به مخیله ما و امروزیها نمیگنجد.
و یکی از افسوسهای ماست که خوشا به حال اونهایی که در آیندهها باشن و فراتر از این رو درک کنن و خصوصا محضر حضرت حجت رو درک کنن که آقا از اون بیست و هفت حرف علم از زمان آدم تا ظهور حضرت دو حرف علم رو همه مردم با این همه کشف اختراعات و اکتشافات و علوم و اینها بهش میرسن.
بیست و پنج حرف علم در دل حضرت خوشا به سعادت اونهایی که باشن و درک کنن.
حالا گاهی البته این به ذهن هم متبادر میشه که چرا قرآن اومده اینجا به تعبیر مثلا شجر اخضر نام کرده درخت سبز.
در حالی که خب، اه، این افروخته شدن آتش با چوبه تر یه مقدار مشکله تو ذهن جمع کردنش.
چه بهتر بود مثلا به قول مفسرین میان اینجا مثلا میگن شاید بعضیا فکر کنن که چه بهتر بود قرآن میفرمود الشجر الیابس مثلا چوب خشک چون بحث حرارت و آتش و اینجور چیزاست.
مثلا شاید با اون سازگارتر باشه.
اینجا اتفاقا اونا میگن نکته، نکته جالب اینجاست که فقط اون درختان سبزن که میتونن عمل کربنگیری و ذخیره نور آفتاب رو انجام بدن.
عزیزان الحمد لله همه اهل علمید، اهل تحقیق و پژوهش و قلم به دستید میدونید دیگه که من خیلی گذرها عرض میکنم و رد میشم.
همین ببینید خب درختان خشک که صدها سال در معرض تابش آفتاب هم اگر قرار بگیرن ذرهای ذخیره انرژی حرارتی در اونها صورت نمیگیره، بلکه موقعی قادر به این کارن که سرسبز باشن، زنده باشن.
پس بنابراین این که قرآن فرموده شجر اخضر و درخت سرسبز، بله در این صورت است که میتواند گرما و نور رو اونم به یک شکل مرموزی به قول تفسیر نمونه به شکل مرموزی تو چوب سرد و مرطوب و سرسبز خودش نگه داره.
خب زنده باید باشه، نمیتونه که مرده باشه.
اما به محض اینکه خشک شد عمل کربنگیری و ذخیره انرژی آفتاب تعطیل میشه.
دیگه هم چیزی نیست.
خب با توجه به این اصلی که عرض کردیم، میبینیم که چه ترسیم زیبایی از چهره رستاخیز انرژیها اینجا صورت گرفته و همچنین یک معجزه علمی از قرآن جاویدان خودش دو مرتبه نشون داده.
از این گذشته حالا شما اگر به تفسیرهای دیگری هم که حالا اصطلاحا ما میگیم تفسیرهای انفسi، به اونها هم که اگر برگردید و توجه کنید میبینید که خب حالا، حالا اینجا دیگه فرصت نیست وقت ما هم گذشته.
اگر رجوع کنید به تفسیرهای انفسi اونجا که دیگه غوغاست.
این بحث حالا ذخیره شدن انرژی آفتاب، اگر این آفتاب رو شما بیایید از شمس رو، از شمس رو وجود مقدس پیغمبر بگیرید و اون حرارتی که ذخیره میشود رو پرتو ولایت بگیرید.
اینها بعد حشرش تجمعش یک معنا داره.
نشرش یعنی، اه، پخشش یا بیرون ریختن این نور و تجلیش به یک معنا.
اینا همه در بحثهای تفسیر انفسi رستاخیز، قیامت اینها تاثیرگذارن که حالا انشاالله به موقعش و به اهلش به وقتش به قول استاد علامه.
انشاالله که عاقبت همه ما ختم به خیر بشه و خدای منان به اسم ارحم الراحمینش ما رو از قلب بیخبر و ناآگاه از این همه عظمت، عظمت در آفرینش پیرامونیمون که ما بهش بیتوجهیم نجات بدهد.
والحمد لله رب العالمین.
اللهم صل على محمد يا رب صل عليه وآله.
اللهم صل على محمد يا رب صل عليه وآله.