ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 020

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اقتدای مسافر به نماز جمعه

آیا کسی که نمازش شکسته است می‌تواند به جماعت پشت سر امام جمعه اقتدا کند؟ فتوای رهبر آن است که اشکال ندارد؛ نماز جمعه از مأموم مسافر صحیح است و از نماز ظهرش نیز کفایت می‌کند.

آیه‌ی شجر اخضر؛ سه لایه‌ی تفسیر

ادامه‌ی بحث قلب منغمر. یکی از آیاتی که پیرامون معجزات علمی قرآن سخن می‌گوید آیه‌ی هشتاد سوره‌ی یس است:

«الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ» (یس/۸۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان که برای شما از درخت سبز آتش قرار داد؛ پس آن‌گاه از آن می‌افروزید.

چند نکته به ترتیب اهمیت:

برداشت عام؛ مرخ و عفار

در تفاسیر متقدم معنایی ساده برای عموم آمده که در اعصار قدیم میان عرب رایج بوده: برای آتش‌افروختن دو نوع چوب — مرخ در زیر و عفار در رو — در بیابان‌های حجاز می‌روییده؛ چون سنگ آتش‌زنه بر اثر تماس جرقه می‌زده‌اند. ساده‌ترین وجه برداشت عموم چنین است؛ نتیجه آنکه خدایی که از درخت سرسبز آتش بیرون می‌فرستد قدرت دارد مردگان را لباس حیات بپوشاند. آیه‌ای است که بوی معاد می‌دهد و به توحید بازمی‌گردد. آب و آتش در ظاهر متضادند؛ کسی که دو متضاد را کنار هم نهد قدرت دارد حیات و مرگ را نیز کنار هم آورد و پوشاندن لباس زندگی به مردگان بر او دشوار نیست.

خاصیت آتش‌افروزی در همه‌ی اجسام

تفسیر دقیق‌تر آن است که آتش‌افروزی منحصر به مرخ و عفار نیست؛ هرچند آن دو آمادگی بیشتری دارند، خاصیت در همه‌ی درختان و حتی همه‌ی اجسام عالم هست. همه‌ی چوب‌ها اگر محکم به هم بخورند — حتی سرسبز — جرقه می‌زنند. یکی از عوامل عمده‌ی آتش‌سوزی‌های وسیع جنگل همین است: باد و طوفان شاخه‌ها را به هم می‌کوبد، جرقه برگ‌های خشک را می‌گیرد و باد گسترش می‌دهد؛ عامل انسانی نیست. این جرقه‌ی الکتریسیته بر اثر اصطکاک است؛ همان آتش نهفته در دل همه‌ی ذرات جهان که به هنگام مالش آشکار می‌شود و از شجر اخضر نار می‌آفریند. چشم‌انداز وسیع‌تری از جمع اضداد در آفرینش و بقا در کنار فناست.

رستاخیز انرژی‌ها

نگاه عمیق‌تر به کمک دانش‌های امروز — و در تفسیر نمونه مبسوط آمده — رستاخیز انرژی‌ها نام دارد. یکی از کارهای مهم گیاهان کربن‌گیری از هوا و ساختن سلولز نباتی است؛ جرم درختان عمدتاً کربن و اکسیژن و هیدروژن. یاخته‌های گیاه گاز کربن را از هوا می‌گیرند، تجزیه می‌کنند، اکسیژن را آزاد و کربن را نگه می‌دارند و با این ترکیب چوب می‌سازند. هر ترکیب شیمیایی با جذب یا آزاد شدن انرژی خاص همراه است؛ پس درختان هنگام کربن‌گیری به انرژی نیاز دارند و از گرما و نور آفتاب بهره می‌برند. بدین‌ترتیب هنگام تشکیل چوب مقداری از انرژی آفتاب در دل آن ذخیره می‌شود. وقتی چوب سوزانده می‌شود همان انرژی ذخیره‌شده آزاد می‌گردد؛ کربن با اکسیژن هوا ترکیب می‌شود و گاز کربن می‌سازد و اکسیژن و هیدروژن — که آبی‌اند — آزاد می‌شوند.

نور و حرارت مطبوع زمستانی در کلبه یا کرسی زغالی همان نور و حرارت آفتاب است که سال‌ها یا ده‌ها سال در دل چوب ذخیره شده و درخت آنچه به تدریج از آفتاب گرفته بی‌کم‌وکاست پس می‌دهد. همه‌ی انرژی‌های کره‌ی زمین به یک معنا به انرژی آفتاب بازمی‌گردد؛ یکی از شیوه‌هایش همین رستاخیز انرژی‌هاست. نور و حرارتی که برگ و چوب را می‌پرورد نابود شدنی نیست؛ تغییر چهره است و دور از چشم در ذرات چوب پنهان می‌ماند. چون شعله‌ای به چوب خشک رسد رستاخیزش آغاز می‌شود؛ حشر جمع شدن انرژی است و نشر پخش آن، بی‌آنکه چون شمع ظاهراً کم شود.

سطوح معانی قرآن و شجر اخضر

قطعاً این معنا هنگام نزول آیه برای عموم روشن نبوده؛ مشکلی ایجاد نمی‌کند. آیات برای سطوح مختلف با استعدادهای متفاوت معانی چندمرحله‌ای دارند. یک روز تفاسیر ابتدایی فهمیده می‌شد؛ امروز بیشتر؛ آیندگان با پیشرفت علم حقایقی کشف خواهند کرد که به مخیله‌ی امروز نمی‌گنجد. از زمان آدم تا ظهور حضرت، مردم با همه‌ی اکتشافات به دو حرف از بیست و هفت حرف علم می‌رسند؛ بیست و پنج حرف در دل حضرت است. خوشا آنان که درک کنند.

چرا قرآن «شجر اخضر» گفته نه چوب خشک؟ نکته آن است که فقط درختان سبز می‌توانند کربن‌گیری و ذخیره‌ی نور آفتاب کنند. درخت خشک صدها سال در تابش آفتاب ذره‌ای انرژی حرارتی ذخیره نمی‌کند؛ باید سرسبز و زنده باشد. قرآن فرموده شجر اخضر؛ به شکل مرموز — به تعبیر تفسیر نمونه — گرما و نور را در چوب سرد و مرطوب و سرسبز نگه می‌دارد. به محض خشک شدن عمل کربن‌گیری و ذخیره تعطیل می‌شود. چه ترسیم زیبایی از چهره‌ی رستاخیز انرژی‌ها و معجزه‌ی علمی قرآن.

اشاره‌ی انفسی؛ شمس نبوت و حرارت ولایت

در تفاسیر انفسی — فرصت تنگ است — اگر شمس را وجود مقدس پیامبر بگیرید و حرارت ذخیره‌شده را پرتو ولایت، حشر تجمع آن است و نشر پخش و تجلی نور. این‌ها در بحث رستاخیز و قیامت انفسی تأثیرگذارند؛ به موقع و به اهلش، به قول استاد علامه. خدا به اسم ارحم‌الراحمین از قلب بی‌خبر و ناآگاه از عظمت آفرینش پیرامون نجات دهد. والحمد لله رب العالمین.

تفصیل کربن‌گیری و ساخت چوب

یاخته‌های درختان و گیاهان گاز کربن را از هوا می‌گیرند و تجزیه می‌کنند؛ اکسیژن را آزاد و کربن را در وجود خود نگه می‌دارند و با این عمل ترکیبی چوب می‌سازند. این عمل ساخت جنس و نوع چوب درختان است. مهم‌تر آنکه طبق گواهی علوم طبیعی هر ترکیب شیمیایی با جذب یا آزاد شدن انرژی خاص همراه است. پس وقتی درختان به کربن‌گیری مشغول‌اند به انرژی نیاز دارند و از گرما و نور آفتاب به‌عنوان انرژی فعال بهره می‌برند. بدین‌ترتیب هنگام تشکیل چوب مقداری از انرژی آفتاب در دل چوب ذخیره می‌شود. همان انرژی ذخیره‌شده و آفتاب است که به موقع، وقتی چوب را می‌سوزانیم، آزاد می‌گردد. کربن با اکسیژن هوا ترکیب می‌شود و گاز کربن می‌سازد؛ اکسیژن و هیدروژن نیز که آبی‌اند آزاد می‌شوند. آن‌گاه نور و حرارت مطبوعی که در زمستان سرد درون کلبه‌ی روستایی یا کنار کرسی زغالی شهری دیده می‌شود همان نور و حرارت آفتاب است که چند سال یا ده‌ها سال طول کشیده در دل چوب ذخیره شود. درخت آنچه در طول عمر به تدریج از آفتاب گرفته بی‌کم‌وکاست پس می‌دهد. اینکه می‌گویند همه‌ی انرژی‌های کره‌ی زمین به انرژی آفتاب بازمی‌گردد یک معنایش همین است؛ و به این معنا رستاخیز انرژی‌ها می‌گویند.

حشر و نشر انرژی در شعله

نور و حرارتی که در فضا پراکنده می‌شود و برگ و چوب را می‌نوازد و می‌پرورد نابودشدنی نیست تا گمان رود نور از میان رفت؛ نوعی تغییر چهره است و دور از چشم انسان در درون ذرات چوب و شاخه و برگ پنهان می‌ماند. وقتی شعله‌ی آتش به چوب خشک می‌رسد رستاخیزش آغاز می‌شود؛ تمام آنچه از انرژی آفتاب در دل آن پنهان بوده در یک آن حشر و نشر می‌یابد. حشر به معنای جمع‌کننده است: انرژی جمع شده است. نشر پخش‌کننده: همان انرژی پخش می‌شود، بی‌آنکه مانند روشنایی شمع در زمان کوتاه ظاهراً کم شود؛ انرژی و حرارت ذخیره‌شده از آفتاب در این فرآیند کم نمی‌گردد، بلکه آشکار می‌شود.

سطوح فهم آیه در طول تاریخ

قطعاً معنایی که امروز با کمک دانش طبیعی گفته شد در زمان نزول آیه‌ی هشتاد سوره‌ی یس برای عموم مردم روشن نبوده است. این اشکالی بر قرآن نیست. آیات قرآن یکی از معجزاتشان همین است که برای سطوح مختلف با استعدادهای متفاوت معانی چندمرحله‌ای در خود دارند. روزی از این آیه همان تفاسیر ابتدایی فهمیده می‌شد؛ امروز چیز بیشتری فهمیده می‌شود؛ و قطعاً آیندگان با پیشرفت علم حقایقی از قرآن کشف خواهند کرد که به مخیله‌ی امروزی‌ها نمی‌گنجد. خوشا حال کسانی که در آینده باشند و فراتر درک کنند و خصوصاً محضر حضرت حجت را دریابند. از زمان آدم تا ظهور حضرت، مردم با همه‌ی کشف و اختراع به دو حرف از بیست و هفت حرف علم می‌رسند؛ بیست و پنج حرف در دل حضرت است.

سرسبزی شرط ذخیره انرژی

گاهی به ذهن می‌آید چرا قرآن تعبیر شجر اخضر آورده؛ در حالی که افروختن آتش با چوب تر در ظاهر دشوار می‌نماید و شاید بهتر می‌بود چوب خشک گفته شود. نکته‌ی جالب همین‌جاست: فقط درختان سبز می‌توانند عمل کربن‌گیری و ذخیره‌ی نور آفتاب را انجام دهند. درختان خشک اگر صدها سال در معرض تابش آفتاب باشند ذره‌ای ذخیره‌ی انرژی حرارتی در آن‌ها صورت نمی‌گیرد؛ باید سرسبز و زنده باشند. قرآن فرموده شجر اخضر؛ می‌تواند گرما و نور را به شکل مرموز — به تعبیر تفسیر نمونه — در چوب سرد و مرطوب و سرسبز نگه دارد. به محض خشک شدن عمل کربن‌گیری و ذخیره تعطیل می‌شود. چه ترسیم زیبایی از چهره‌ی رستاخیز انرژی‌ها و معجزه‌ی علمی قرآن.

اشاره‌ی انفسی شمس و ولایت

در تفاسیر انفسی اگر شمس را وجود مقدس پیامبر بگیرید و حرارت ذخیره‌شده را پرتو ولایت، حشر تجمع آن است و نشر پخش و تجلی نور. این‌ها در بحث رستاخیز و قیامت انفسی تأثیرگذارند؛ به موقع و به اهلش، به قول استاد علامه. خدا به اسم ارحم‌الراحمین از قلب بی‌خبر و ناآگاه از عظمت آفرینش پیرامون نجات دهد.

عاقبت به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پیوند با قلب منغمر

قلب منغمر قلبی است که در غفلت از این عظمت‌ها فرو رفته. آیه‌ی شجر اخضر نه تنها معاد جسمانی را یادآوری می‌کند، بلکه نشان می‌دهد آنچه پنهان در ذرات ذخیره شده روزی حشر و نشر می‌یابد. چنان‌که انرژی آفتاب در چوب نهفته و با شعله آشکار می‌شود، حقایق وجودی نیز در باطن نهفته‌اند و با مرگ و قیامت آشکار می‌گردند. بی‌توجهی به این آیات علمی و توحیدی قلب را در غفلت فرو می‌برد. نجات از قلب بی‌خبر، تأمل در همین آفرینش پیرامون است: درخت سبز، آتش نهفته، رستاخیز انرژی، و لایه‌های انفسی شمس نبوت و حرارت ولایت. والحمد لله رب العالمین.

جمع نکات آیه

خلاصه‌ی لایه‌ها چنین است: نخست آتش‌زنه‌ی مرسوم عرب و دلالت قدرت خدا بر احیا؛ دوم جرقه‌ی اصطکاک در همه‌ی اجسام و آتش نهفته در ذرات؛ سوم رستاخیز انرژی ذخیره‌شده‌ی آفتاب در سلولز درخت زنده. هر لایه توحید و معاد را تقویت می‌کند و قلب را از انغمار در غفلت بیرون می‌کشد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.