بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.
السلام علیک ای داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
استفتاء دیگر در بحث جماعت و نماز جماعت و اینا این هستش که اگر چنانچه شک در عدالت امام جمعه یا جماعت و اینها یا خدای نکرده یقین به عدم آن یعنی یقین کنه که مثلاً عادل نبوده این امام آیا اعاده نمازهایی که پشت سر اون خواندهایم واجب است یا نه؟
یعنی وقتی که نماز رو خوندیم تموم شد شک کنیم یا یقین کنیم به عدالت اون امام.
رهبر عزیزمون فرمودن که اگه شک در عدالت یا یقین به عدم عدالت بعد از نماز یعنی بعد از فراق، فراق از نماز باشه، نمازهای خوانده شده صحیحه و اعاده اونها واجب نیست.
اما در بحث قلب منغمر عرض کردیم که به جهت اینکه ما بعضاً حالا عمق بیخبری خودمون رو و بیتوجهی قلبمون رو به این نظام احسن عالم و خبرهای عجیب و غریبی که در عالم پیرامونمون هست متوجه بشیم پرداختیم به اعجاز علمی قرآن و بعضی از نکاتی که بزرگان اهل معرفت و مفسرین در این حیث فرمودن.
یکی دیگه از عجائب و اعجاز علمی قرآن بحث زوجیت هست.
زوجیت خلقت.
که حالا مثلاً به عنوان نمونه آیه سه سوره صد، رعد رو اگر دقت بفرمایید سه سوره رعد "و هو الذي مد الارض" و او کسیست که هو الذي اون هو بر میگرده به ذات ازتحق که خودش رو این چنین معرفی میکنه.
پیداست که خیلی مهمه این موضوع که خدا داره خودشو با اون معرفی میکنه.
"مد الارض" زمین رو کشید، گستراند "وجعل فيها رواسي" کوهها رو درش قرار داد و انهارو، نهرها رو همچنین "ومن كل الثمرات" همچنین میوهها و ثمرات و همه رو هر گونه میوه رو این چنین در اون قرار داد و همچنین فرمود "جعل فيها زوجين اثنين" و هر چیز، هر چیزی رو جعل کرد در زمین به صورت زوج.
زوج، زوج هر چیزی رو جعل کرد.
بعد حالا به عنوان نمونه خدا اینجا میفرماید ادامه آیه "يغشي الليل النهار" میبینید که روز روشن رو میپوشونه با شب.
یعنی روز رو در شب میپوشونه.
همچنین بالعکس شب رو در روز "إن في ذلك لآيات لقوم يتفكرون".
این یه قسمی از آیات الهیست برای اونهایی که اهل تفکرن.
خب همونطور که میدونید در از شود موجودات حول و شما بحث زوجیت و لقاء و اینها همونطور که ما حالا خیلی پیش از اینها مردم فکر میکردن که صرفاً در حیوانات و انسانها یک همچین چیزی هست.
اما بعداً حالا البته خیلی با-- دیر یعنی حدود قرن هجده میلادی بود که لینه دانشمند گیاه شناس معروف سوئدی اونجا کشف کرد و موفق شد به این کشف که زوجیت در جهان حتی در جهان گیاهان تقریباً یک قانون عمومی و همگانیه.
البته قبل از اون هم مردم میدیدن خیلی قدیمترها که مثلاً بعضی از البته بعضی از گیاهان رو مثل مثلاً نخل خرما رو وقتی میخواستن بارورش کنن باید بهش بر میدادن و تا بر ندن یعنی از نطفه نر روی قسمتهای ماده گیاه نپاشن ثمر نمیده.
این رو میدونستن منتها خیلی جزئی و در بعض از گیاهان و جمادات مثل مثلاً نخل خرما این رو میدیدن.
نمیدونستن که یک قانون کلیه و اصلاً نمیدونستن قصه چیه تا و هیچکس به درستی خبر نداشت از عمق این قانون همگانی تا اینکه حالا بعد در قرن نوز-- هجده میلادی لینه موفق به کشف اون شد و تحقیق کرد و تفحص کرد و به این نتیجه رسید که حالا بعد یه قانون کلی شد، همه جا مطرح شد.
در حالی که قرآن قرنها قبل از این پردهبرداری کرده بود از این عظمت و از این شگرفی خلقت حضرت حق که حالا یک سلسله اسرار علمی که تو اون زمان از چشم دانشمندان پنهان بود، خدا این چنین به عنوان یکی از اعجاز و عظمتهای قرآن پردهبرداری کرده از این موضوع.
البته نکتهای رو عارض بشم خدمت شما خوبان.
قطعاً مستحضر هستید که بحث زوجیت در قرآن چندین جا مطرح شده.
مثلاً آیه چهل و نه سوره ذاریات رو دقت بفرمایید "ومن كل شيء خلقنا زوجين".
خلقنا زوجین.
اونم چی رو؟
من کل شیء لعلکم تذکرون.
بلکه اهل ذکر باشید.
چه زیبا که تو اون آیه سه سوره رعد با يتفکرون آیه تموم میشه اینجا به تذکرون لعلکم تذکرون.
و چه جالب که از تعلمه بسته آیه صد و نود و صد و نود و یک آل عمران اونجا فرمودن که ذکر رو خدا آورده بین دو فکر که نفی خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات اولي الالباب.
این لب، مغز، عقل صاحبان خرد و اندیشه.
بعد الذین يتفكرون ببخشید الذین یذکرون الله قيما وقعودا.
بعد از این لب و مغز و اینها بحث ذکر رو میاره.
بعد و يتفكرون في خلق السماوات.
ذکر رو میاره بین دو فکر که بحثش قبلاً گذشت.
حالا اینجا هم ببینید تو اون آیه سه سوره رعد با تفکر بحث تموم میشه.
يتفكرون اینجا آیه چهل و نه سوره ذاریات لعلهم تذکرون.
اصلاً هدف این است که ما از پس فکر و تفکر برسیم به ذکر و ذکر بدون تفکر و بدون فکر، ذکر نیست و اون از مسیر تفکر و فکر است که انسان به ذکر میرسد.
بماند.
و پس همین طور که در این آیه چهل و نه سوره ذاریات دقت فرمودید میبینید که اینجا میفرماید که خدا همه چیز رو زوج آفریده و حالا این به این معنا نیست.
این نکته رو میخواستم عرض کنم.
این به این معنا نیستش که منظور از زوجیت در همه کائنات منظور نر و مادگی باشه.
نه منظور این نیست.
یعنی بحث جنسیتی نبینیم که اگر مثلاً گفته شد عدد دو زوج معناهش این باشه که لابد عدد یک هم زوج است.
مثلاً دو مرد مثلاً نره یک زوج است یعنی ماده است که بعد مثلاً اون مذکر با این مؤنث لقاح داشته باشند و حاصلش بشه مثلاً عدد سه.
این چنین نیست این یا مثلاً مثل یک جفت کفش، یک جفت گوشواره.
اینها رو ببینید لنگه همدیگرند.
نیان اینکه بحث جنسیتی باشد و بحث مؤنث و مذکر.
البته تردیدی نیستش که مؤنث و مذکر یکی از مصادیق زوجیت هستند.
اما که حالا در بسیاری از آیات قرآن زوج اتفاقاً به همین معنا به کار رفته.
خصوصاً در همان آیه سه سوره رعد.
چون بحث ثمرات است من کل الثمرات وجعل فيها زوجين اثنين.
اونجا خب لقاح باید حتما در گیاهان صورت بگیره و به این معنا.
لذا این قصه جنسیت عمومیت نداره.
این رو باید توجه داشته باشید که [نفس عمیق] نر و مادگی در همه آنچه که در آیات اومده منظور جنسیت و اینها نیست.
یکی دیگه از آیات مثلاً آیه چهل و چها-- چهل و پنج و چهل و شش سوره النجم و انه خلق زوجین ذكر والأنثی.
اینجا ببینید صراحتا میاد آیه به نر و مادگی توجه میده ما رو.
من نطفه اذا تمنا.
که یعنی اوست که دو نوع میآفریند نر و ماده.
و البته من نطفه اذا تمن یا تمنا.
یعنی از نطفهای که چون فرو ریخته میشه.
خب اینجا بحث همون نر و مادگی و اینهاست.
اما در کل میشود گفت که معنای دوتایی شدن هست.
بحث زوجیت به صورت کلی به معنای دوتایی شدن یعنی اینکه با هم جمع شدن اصناف مختلف و متنوع در یک گروه.
یه همچین معنایی میده که به هر چیزی که مشابه و قرینه یکدیگر باشند بهش زوجیت گفته میشه.
بحث زوج گفته میشه.
حالا یک مصداقش میشه نر و ماده به هر دو چیزی که مقارن یکدیگر باشند مثل عرض شد مثلاً یک جفت کفش یا ج-یک جفت جوراب و به اون میگن مثلاً زوج و حتی متضاد هم این چنینه.
مثل قطب مثبت و منفی یا شب و روز.
به اینها هم زوج اطلاق میشه و الزامی نداره که حتما نر و ماده باشن.
زوج در بسیاری از آیات معنای اشکال و انواع هم میده.
مثل اینکه ما در زبان فارسی هر وقت که میگیم زوج یا جفت منظورمون نر و ماده نیست.
مثل مثلاً جاذبه و دافعه.
عرض شود مثبت و منفی.
شب و روز.
نور و ظلمت.
دنیا و آخرت.
بهشت و جهنم.
ببینید چه عرض عریضی دارد.
عقل و جهل.
سبک و سنگین.
گرمی و سردی یا مثلاً مادی و غیرمادی.
حتی قبل و بعد.
همه اینا رو شامل میشه.
همه زوج یکدیگر هستند و از هر حقیقتی زوجی آفریده شده.
هر کدوم از این آفریده شدهها هیچ کدومشون از این قاعده مستثنی نیستند.
لذا فرمود و من کل شیء.
ببینید کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون.
که حالا البته این خود یک دلیلی است که تنها و تنها دلیل توحیدی است در حقیقت.
یک دلیلی است که تنها آفریدگار است.
حضرت حق است که زوج ندارد، کفو ندارد که "ولم یکن له کفوًا أحد" شریک ندارد، مثل و مانند ندارد، ضد ندارد و از کلیه صفات مخلوقات منزه است، سبحان است.
حتی در جای دیگه قرآن فرمود "سبحان الذي خلق الأزواج كلها" خیلی شیرین.
اصلاً با اسم سبحان خودش شروع کرد.
"سبحان الذي" او منزه است.
چه کسی است که "خلق الأزواج كلها" همه چیز رو زوج آفرید.
باز همچنین "و خلقکم أزواجًا" اگر حالا دیده باشید آیه شو "و خلقکم أزواجًا" یادم نیست کجای قرآنه این آیه.
یا مثلاً "أحشر الذين ظلموا وأزواجهم" آیه بیست و دو سوره صافات باید باشه.
"أحشر الذين ظلموا وأزواجهم وما كانوا يعبدون".
میفرمود که اونهایی که ستم کردن، ستمکار بودند و ستم کردن، ظلموا ظلم کردن.
"أحشر الذين ظلموا وأزواجهم".
حالا ظاهر صیغ آیه این چنینه که یعنی با زوجشون با أزواجشون محشور میشن اینها "وما كانوا يعبدون".
لکن اینجا منظور از این أزواجشون بحث جنسیتی نیست.
باز داریم اینو عرض میکنیم که اگر این چنین باشد خب عدالت خدا میره زیر سؤال.
دلیلی نداره که مثلاً حضرت عاصیه سلام الله علیها با فرعون ملعون همنشین بشه که یا محشور بشه که یا لوط مثلاً با همسر بیایمانش یا امام حسن مجتبی سلام الله عليه با جعده یا جعده همسرش که قاتلش بود مثلاً محشور بشه که.
پس پیداست که اینجا معنا همون جنسیتی و اینها نیست و اینجا منظور صنفه، منظور اون جفته و هر چیزی که با اونها جفت و عجین بوده.
یعنی مثلاً بتشون، کارگزارانشون، عواملشون، همصنفیهاشون یا حتی در سوره واقعه شما آیه هفت باید باشه "و کنتم أزواجًا ثلاثة".
اونجا میفرماید که شما سه دسته اما به صورت "أزواجًا ثلاثة" زوج زوج سه دسته محشور میشوید.
اگه دقت کنید اینجا زوج رو سه گانه آورده.
یعنی شما به سه گروه تقسیم میشید نه اینکه شما و همسرانتون به سه گروه تقسیم میشید.
حتی استاد علامه طباطبایی علیه الرحمه در تفسیر شریف المیزانشون ذیل همین آیه آوردن که "و کنتم أزواجًا ثلاثة" فرمودن این کلمه زوج به معنای صنفه.
پس ازدواج سه گانه یعنی اصناف سه گانه و خطاب در این جمله که میفرماید و در آن روز شما اصنافی سه گانه خواهید بود، منظور همون هممشرباشونن.
حالا هر کسی زوجش میشه هممسلکش، هممشربش، همفکرش اینها.
و البته باز اینجا که میفرماید "ومن كل شيء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون".
اگر شما احادیث و روایات رو هم دقت بفرمایید مثلاً امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام اینجا که میرسند به این آیه میفرمایند خدا-خداوند میان چیزهایی که با هم دشمناند الفت برقرار کرده و میان چیزهایی که با هم الفت دارند دوری افکنده.
یه سری رو حضرت اینجا که بوی توحید میدهد، بوی توحید ناب میدهد، حضرت بیان کرده.
چه شیرین و چقدر بده که ما دچار قلب منغمر و بیخبر باشیم از این ذرائف و لطافتها و باریکبینیهایی که اهل بیت عصمت و طهارت خصوصاً امیر بیان آقامون علی علیه الصلاة والسلام ذیل این آیات بیان فرمودن.
دقت بفرمایید چقدر شیرین.
چه نکته ظریفی رو حضرت دارن اشاره میکنند که خداوند میان چیزهایی که با هم دشمناند، دشمناند اینها با هم الفت برقرار کرده و میان چیزهایی که با هم الفت دارند دوری افکنده و با جدایی افکندن میان آنچه با هم الفت دارند، دلالت بر جدایی افکننده و با الفت دادن میان آنچه با هم در تضاد هستند، دلالت بر تألیف کننده آن ها نمود که خودشه دیگه.
تألیف کننده و جدایی افکننده خودشه.
و این همان چیزیست که خداوند در کتاب خود فرمود که "ومن كل شيء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون" که اتفاقاً این حدیث رو در بحار مرحوم مجلسی میتونید ببینید.
جلد چهار، صفحه سیصد و پنج.
که یعنی یه نکته توحیدی است که خدای منان بین اونهایی که الفت دارند دوری قرار داد برای اینکه نشون بده که یه کسی هست بین اینها دوری قرار داده و بین اونایی که با هم الفت دادن یا عرض شود اونهایی که با هم جدایی دارند از هم جدا هستند الفت قرار داد.
یعنی همون زوج زوج.
چرا؟
که نشون بده یک تألیف کنندهای هست.
باز خودش رو خدا میخواد به نمایانند.
لذا اینا میشوند آیات الهی.
یا مثلاً دو مرتبه در تفسیر نور الثقلین که تفسیر روایی است، خیلی تفسیر شیرین و عالیست.
یادم نمیره استد استاد علامه علیه الرحمه خیلی ترغیب میکردن، تشویق میکردن.
اِاِ otherان رو و شاگرداشون رو خاصه به توجه به تفاسیر روایی مثل نور الثقلین مثل صافی مثل برهان اینا.
حالا مثلا در اونجا جلد پنج صفحه صد و سی دو مرتبه از آقامون علی بن موسی الرضا صلوات الله عليه اِاِ یه روایت شیرینی آوردن که به همین مضمون که خداوند اشیاء جهان را متضاد آفریده تا روشن بشه برای او ضدی نیست.
برای کی؟
برای خدا.
و اونها رو با هم قرین ساخته تا معلوم بشه قرینی برای او نیست.
یعنی برای خدا.
بعد حضرت ادامه میدن نور را ضد ظلمت و خشکی را ضد تری و خشونت را ضد نرمش و سرما را ضد گرما قرار داده.
در عین حال اشیاء متضاد را جمع کرده و موجودات نزدیک به هم را از هم جدا نموده.
اونهایی که متضادند به هم جمعشون کرده مثل شب و روز.
اونهایی که نزدیک به همند از هم دورشون کرده از هم جداشون کرده که چی بشه؟
تا این جدایی دلیل بر جدا کننده و آن پیوستگی دلیل بر پیوند دهنده باشد.
ببینید بوی توحید میده.
و این است معنی آیه "وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ".
اهل بیت علیهم الصلاة والسلام چقدر به ما سفارش میکنن که توجه بکنید.
همینطوری آیه رو نخونید و رد شید.
به پوسته و ظاهر آیه صرفا دقت نکنید.
باز مثلا در بحار جلد ده صفحه سیصد و شونزده دو مرتبه از آقامون علی ابن موسی الرضا علیهم الصلاة والسلام هست که میفرماید خداوند چیزی را نیافریده که فرد و قائم به نفس باشه و نیاز به غیر خود نداشته باشه.
چنین کرد تا مردم را به خویش راهنمایی کنه یعنی به خودش و هستی خود را اثبات نماید.
پس خداوند تبارت-- تبارک و تعالی تنهایی است که چیز دیگری با او نیست که هستی او به آن بستگی داشته باشد.
اصلا چیزی نیست که هستی حضرت حق به او بسته باشه و او را کمک کند و مستور دارد و آفریدهها همه هر کدام دیگری را میگیرند.
هستی هر یک قائم به هستی دیگریست و اتصال آنها به فرمان و خواست خداوند است.
ببینید اینا همه لذا اینا در قرآن به صورت آیات هم اومدن دیگه که ما باید توجه داشته باشیم که منظور این منطوق و مفهوم این آیات چیست که اون بوی توحید رو استشمام کنیم.
که کسی که قلبش مریض بشه، قلب منغمر پیدا کنه، قلبش بیخبر بشه که "لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ" با بیطهارتی به جنگ نظام مطهر بره.
اون موقع است که میبینه دیگه غباری رو قلبش رو میگیره و قلب منغمر میشه بیخبر میشه از این حقایق.
صرفا به طمع پاداش چند تا آیه قرآن میخونه و مثلا به خیال خودش هم که مثلا شاهکار کرده.
اما ببینید چه دقایقی و ذرائفی و لطائفی در این آیات است که ما باید به هوش باشیم از دست ما اینا نرن.
انشاالله که خدای ارحم الراحمین به هممون رحم کنه و از شر قلب منغمر ما رو در پناه خودش بداره.
والحمد لله رب العالمين.