ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 019

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شک در عدالت امام پس از نماز

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. استفتای دیگر در بحث جماعت: اگر پس از نماز شک در عدالت امام جماعت یا جمعه پیش آید، یا خدای‌نکرده یقین به عدم عدالت، آیا اعادهٔ نمازهایی که پشت سر او خوانده‌ایم واجب است؟ رهبر عزیز فرمودند اگر شک در عدالت یا یقین به عدم عدالت بعد از فراغ از نماز باشد، نمازهای خوانده‌شده صحیح است و اعاده واجب نیست.

اعجاز علمی قرآن و زوجیت خلقت

در بحث قلب منغمر برای آنکه عمق بی‌خبری و بی‌توجهی قلب به نظام احسن عالم و خبرهای عجیب پیرامونمان روشن شود، به اعجاز علمی قرآن و نکات بزرگان اهل معرفت و مفسران پرداخته شد. یکی دیگر از عجائب اعجاز علمی قرآن بحث زوجیت خلقت است. آیهٔ سه سورهٔ رعد:

«وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (رعد/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودها نهاد و از همهٔ میوه‌ها در آن دو جفت قرار داد؛ شب را بر روز می‌پوشاند؛ در این برای گروهی که می‌اندیشند نشانه‌هاست.

آن هو به ذات حضرت حق برمی‌گردد که خود را چنین معرفی می‌کند؛ موضوع مهم است. زمین را کشید و گستراند؛ کوه‌ها و انهار و از هر ثمرات؛ و جعل فیها زوجین اثنین؛ هر چیزی را در زمین به صورت زوج جعل کرد. یغشی اللیل النهار؛ روز را با شب می‌پوشاند و بالعکس. إن فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون؛ آیاتی برای اهل تفکر.

کشف لینه و پرده‌برداری پیشین قرآن

مردم پیش‌تر فکر می‌کردند زوجیت صرفاً در حیوانات و انسان‌هاست. حدود قرن هجدهم میلادی لینه دانشمند گیاه‌شناس مشهور سوئدی کشف کرد که زوجیت حتی در جهان گیاهان تقریباً قانون عمومی و همگانی است. البته خیلی قدیم‌تر دیده بودند که بعضی گیاهان مانند نخل خرما برای باروری باید بر داده شوند؛ از نطفهٔ نر بر قسمت‌های ماده بپاشند تا ثمر دهد؛ اما جزئی و در بعضی گیاهان بود؛ نمی‌دانستند قانون کلیه است تا لینه تحقیق کرد و قانون کلی شد. در حالی که قرآن قرن‌ها پیش از این پرده‌برداری کرده بود از عظمت خلقت؛ سلسله اسرار علمی که در آن زمان از چشم دانشمندان پنهان بود به‌عنوان یکی از اعجازهای قرآن آشکار شده بود. مردم قدیم‌تر بر نخل خرما را می‌شناختند اما عمق قانون همگانی را نه؛ قرآن از عظمت و شگرفی خلقت پرده برداشت در حالی که سلسله اسرار علمی از چشم دانشمندان آن عصر پنهان بود.

از تفکر به تذکر؛ ذاریات و آل عمران

بحث زوجیت در قرآن چندین جا آمده. آیهٔ چهل و نه ذاریات:

«وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» (ذاریات/۴۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از هر چیز دو جفت آفریدیم؛ باشد که متذکر شوید.

آیهٔ سه رعد با یتفکرون تمام می‌شود؛ اینجا لعلکم تذکرون. در آل عمران صد و نود و صد و نود و یک ذکر میان دو فکر آمده: إن فی خلق السماوات… لآیات لأولی الألباب؛ سپس الذین یذکرون الله…؛ سپس ویتفکرون فی خلق السماوات. هدف آن است که از پس فکر و تفکر به ذکر برسیم؛ ذکر بدون تفکر ذکر نیست؛ از مسیر تفکر انسان به ذکر می‌رسد. چه زیبا که آیهٔ رعد با تفکر ختم می‌شود و ذاریات با تذکر؛ مسیر کامل از عقل به ذکر در خود چینش آیات نهفته است.

زوجیت فراتر از نر و مادگی

من کل شیء خلقنا زوجین به این معنا نیست که در همهٔ کائنات منظور نر و مادگی باشد؛ بحث جنسیتی نیست که اگر عدد دو زوج است عدد یک ماده باشد و لقاح کنند و سه شود؛ یا مانند جفت کفش و گوشواره که لنگهٔ هم‌اند نه مذکر و مؤنث. تردیدی نیست مؤنث و مذکر یکی از مصادیق زوجیت‌اند و در بسیاری آیات — به‌ویژه رعد/۳ چون بحث ثمرات است و لقاح گیاهان — به همین معنا آمده؛ اما عمومیت ندارد. آیهٔ چهل و پنج و چهل و شش نجم:

«وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَىٰ مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ» (نجم/۴۵–۴۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینکه او دو جفت را آفرید؛ نر و ماده را از نطفه‌ای چون فرو ریخته شود.

اینجا صراحتاً نر و مادگی است. اما در کل زوجیت به معنای دوتایی شدن است؛ جمع اصناف مختلف در یک گروه؛ هرچه مشابه و قرینهٔ یکدیگر باشد؛ مصداقش نر و ماده، جفت کفش، قطب مثبت و منفی، شب و روز. الزامی نیست حتماً نر و ماده باشند. جاذبه و دافعه، بهشت و جهنم، عقل و جهل، سبک و سنگین، گرمی و سردی، مادی و غیرمادی و حتی قبل و بعد همه در دایرهٔ زوجیت‌اند؛ عرض عریضی که من کل شیء را معنا می‌کند. زوج در بسیاری آیات معنای اشکال و انواع هم می‌دهد؛ مانند زبان فارسی که جفت همیشه نر و ماده نیست: جاذبه و دافعه، مثبت و منفی، شب و روز، نور و ظلمت، دنیا و آخرت، بهشت و جهنم، عقل و جهل، سبک و سنگین، گرمی و سردی، مادی و غیرمادی، قبل و بعد. از هر حقیقتی زوجی آفریده شده؛ هیچ‌کس از این قاعده مستثنی نیست؛ لذا من کل شیء.

توحید؛ خدا زوج و کفو ندارد

این خود دلیلی توحیدی است: تنها آفریدگار حضرت حق است که زوج ندارد، کفو ندارد؛ ولم یکن له کفواً أحد؛ شریک و مثل و ضد ندارد و از کلیهٔ صفات مخلوقات منزه است. جای دیگر:

«سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا» (یس/۳۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزه است آن که همهٔ جفت‌ها را آفرید.

با اسم سبحان آغاز کرده؛ منزه است آنکه همه را زوج آفرید. و خلقکم أزواجاً. نیز صافات:

«احْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا کَانُوا یَعْبُدُونَ» (صافات/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گرد آورید کسانی را که ستم کردند و جفت‌هایشان را و آنچه می‌پرستیدند.

ظاهر صیغه می‌گوید با أزواجشان محشور می‌شوند؛ اما منظور جنسیتی نیست؛ وگرنه عدالت خدا زیر سؤال می‌رود؛ دلیلی ندارد آسیه با فرعون یا لوط با همسر بی‌ایمان یا امام حسن با جعدهٔ قاتل محشور شوند. منظور صنف است؛ جفت و عجین بودن: بت‌شان، کارگزاران، عوامل، هم‌صنفی‌ها. در واقعه:

«وَکُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً» (واقعه/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و شما جفت‌هایی سه‌گانه بودید.

زوج را سه‌گانه آورده؛ یعنی به سه گروه تقسیم می‌شوید نه شما و همسرانتان. علامه طباطبایی در المیزان ذیل همین آیه فرمودند زوج به معنای صنف است؛ اصناف سه‌گانه؛ خطاب به هم‌مشربان است؛ هر کس زوجش هم‌مسلک و هم‌فکر اوست.

روایات امیرالمؤمنین و رضا در بحار و نور الثقلین

ذیل من کل شیء خلقنا زوجین امیرالمؤمنین می‌فرمایند خداوند میان چیزهایی که با هم دشمن‌اند الفت برقرار کرده و میان چیزهایی که با هم الفت دارند دوری افکنده؛ با جدایی میان آنچه الفت دارند دلالت بر جدایی‌افکننده، و با الفت میان متضادها دلالت بر تألیف‌کننده نمود؛ تألیف‌کننده و جدایی‌افکننده خود اوست؛ و این همان آیه است. حدیث در بحار مجلسی جلد چهار صفحهٔ سیصد و پنج. خدا میان الفت‌داران دوری نهاد تا نشان دهد کسی دوری نهاده؛ میان جداها الفت نهاد تا نشان دهد تألیف‌کننده‌ای هست؛ خود را می‌نمایاند؛ آیات الهی می‌شوند.

در تفسیر نور الثقلین — تفسیر روایی که استاد علامه بسیار به تفاسیر روایی مانند نور الثقلین و صافی و برهان ترغیب می‌کردند — جلد پنج صفحهٔ صد و سی از امام رضا صلوات‌الله‌علیه روایتی است به همین مضمون: خداوند اشیاء جهان را متضاد آفرید تا روشن شود برای او ضدی نیست؛ و آن‌ها را قرین ساخت تا معلوم شود قرینی برای او نیست. نور را ضد ظلمت، خشکی را ضد تری، خشونت را ضد نرمش، سرما را ضد گرما قرار داد؛ در عین حال متضادها را جمع کرد و نزدیکان را جدا نمود — مانند شب و روز — تا جدایی دلیل جداکننده و پیوستگی دلیل پیونددهنده باشد؛ بوی توحید می‌دهد؛ و این معنی آیهٔ ذاریات است. اهل بیت سفارش می‌کنند آیه را همین‌طور نخوانید و رد نشوید؛ به پوسته و ظاهر اکتفا نکنید.

در بحار جلد ده صفحهٔ سیصد و شانزده باز از امام رضا: خداوند چیزی نیافریده که فرد و قائم به نفس باشد و نیاز به غیر نداشته باشد؛ چنین کرد تا مردم را به خویش راهنمایی کند و هستی خود را اثبات نماید. پس خداوند تنهایی است که چیز دیگری با او نیست که هستی‌اش به آن بستگی داشته باشد؛ آفریده‌ها هر کدام دیگری را می‌گیرند؛ هستی هر یک قائم به هستی دیگری است و اتصال آن‌ها به فرمان و خواست خداوند است. امام رضا می‌فرماید چیزی فرد و قائم به نفس نیافریده تا مردمان به سوی او راه یابند و هستی‌اش بی‌نیاز از غیر ثابت شود؛ آفریده‌ها یکدیگر را می‌گیرند و اتصالشان به فرمان اوست. این‌ها در قرآن به صورت آیات آمده‌اند تا بوی توحید را استشمام کنیم. کسی که قلبش مریض و منغمر و بی‌خبر شود — لا یمسه إلا المطهرون — با بی‌طهارتی به جنگ نظام مطهر برود، غبار قلبش را می‌گیرد و صرفاً به طمع پاداش چند آیه می‌خواند و خیال می‌کند شاهکار کرده؛ در حالی که دقایق و لطائف آیات از دست می‌رود. ان‌شاءالله خدای ارحم الراحمین رحم کند و از شر قلب منغمر در پناه خود بدارد. والحمد لله رب العالمین.

زوجیت به مثابهٔ آیهٔ توحید در نظام احسن

اعجاز علمی قرآن تنها گزارش کشف‌های بعدی نیست؛ دعوت به توجه قلب است تا بی‌خبری منغمر شکسته شود. وقتی خدا خود را با مدّ الأرض و جعل زوجین معرفی می‌کند، می‌خواهد دیدهٔ تفکر باز شود و از تفکر به تذکر برسد. قانون زوجیت در گیاهان که لینه قرن‌ها بعد صورت‌بندی کرد، در قرآن پیشاپیش به‌عنوان نشانهٔ قوم یتفکرون آمده بود؛ پس قلبی که از این نظام احسن غافل بماند همان قلب منغمر است که حتی در برابر اعجاز علمی نیز کر می‌ماند.

معنای گستردهٔ زوج — از نر و ماده تا متضادهای وجودی — نشان می‌دهد هیچ مخلوقی قائم به ذات نیست. هر حقیقتی قرینه و ضد و جفتی دارد تا تنها بودن حق آشکار شود. آسیه با فرعون و جعده با امام حسن در محشر صنفی یکجا نمی‌نشینند؛ أزواج در صافات و واقعه هم‌مشرب و هم‌صنف‌اند نه لزوماً همسران زمینی. المیزان همین را صنف می‌خواند و روایات رضا تضادها را دلیل بی‌ضدی خدا و تقارن‌ها را دلیل بی‌قرینی او می‌دانند.

بدین سان آیهٔ ذاریات هم گزارش خلقت است هم برهان توحید: میان دشمنان الفت و میان الفت‌داران جدایی، تا جداکننده و تألیف‌کننده شناخته شود. بحار و نور الثقلین این ذوق را حفظ کرده‌اند. قلب منغمر به طمع ثواب لفظی آیه می‌خواند و از این دقایق محروم می‌ماند؛ لا یمسه إلا المطهرون هشدار می‌دهد که بی‌طهارت قلب راه به نظام مطهر نمی‌برد. انس با تفاسیر روایی — نور الثقلین، صافی، برهان — که استاد علامه ترغیب می‌کرد، یکی از راه‌های شکستن این انغمار است تا بوی توحید از پوست لفظ به مشام جان برسد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.