ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایه آیه.

سلام علیکم و رحمة الله.

استفتای دیگری پیرامون ائمه جماعت و جمعه و این‌ها از رهبر عزیز شده که پرسیدند آیا تعیین امام جماعت برای مساجد از طرف علمای مورد اطمینان یا تعیین ائمه جمعه از طرف ولی امر مسلمین نوعی شهادت بر عدالت آنان محسوب می‌شود یا اینکه باید درباره عدالت آنها تحقیق شود؟

چون می‌دونید یکی از شروط اینکه شما می‌توانید به کسی اقتدا کنید احراز عدالت ایشونه.

حالا سؤال اینه که آیا صرفاً اینکه علمایی امامی رو منصوب کردن یا رهبر عزیزون مثلا یا ولی امر مسلمین امام جمعه‌ای رو منصوب کردن این صرفاً همین کفایت می‌کنه بر احراز عدالت؟

رهبر عزیز فرمودند که اگه نصب امام جمعه یا جماعت یعنی امام جماعت موجب اطمینان به عدالت وی بشه، اقتداد به او جایزه.

یعنی به شما بستگی داره که از اینکه فلان عالم یا مثلا رهبر اینا ولی امر فلانی رو منصوب کرد پس عادله.

یعنی اگر این چنینه خب برای شما محرز شده و اقتدا به او جایز هست.

یعنی به خود شما برمی‌گرده.

اما ادامه بحث قلب منغمر نکته دیگری رو عرض کنیم پیرامون عرض شود خدمتتون که بی‌خبری از قرآن که عرض شد اون چیزی که ما این آیه بیشتر مد نظرش هست با توجه به اون روایت که عرض کردیم که قلب شخص بی‌خبر می‌شود، از چی بی‌خبر می‌شود؟

از این قرآن که خطر بزرگی هم هست.

اتفاقاً در بحث غفلت و این‌ها آیات زیادی ما داریم در قرآن که مثلا در آیات هفت تا هشت سوره یونس اگر دقت بفرمایید، اونجا خدا می‌فرماید إن الذين لا يرجون لقاءنا قطعاً اون کسایی که ایمان ندارند به ملاقات ما لا يرجون لقاءنا.

حالا چه جالب که بحث شب‌های جمعه ما هم که خب لقاء الله هست.

خب این اصلاً یه آیه خیلی به درد بخوره پیرامون همون مباحث که یه روزی انشاالله در دل این آیه با همدیگه سفره پهن کنیم و غذا بخوریم انشاالله.

ورضوا بالحياة الدنيا اولین خصوصیت اینه که این‌ها به ملاقات خدا ایمان ندارند.

ورضوا بالحياة الدنيا این‌ها به زندگی دنیا رضوا راضی شدند، خشنود شدند.

وطمعن بها تکیه کردند، اطمینان پیدا کردند، آرامش پیدا کردند به همان دنیا.

والذين هم عن آياتنا غافلون حالا کسایی که این شکلی هستند مشخصاتشون مختصات اون‌ها این شکلی هست.

هرم وجودیشون بر اساس این مختصات شکل گرفته است.

والذين هم این‌ها کی‌اند؟

عن آياتنا غافلون این‌ها غافلن از آیات ما که البته أولئك مأواهم النار قطعاً این‌ها جایگاهشون آتشه.

النار که مقابل النور قرار داره.

بما كانوا يكسبون به خاطر اون کارهایی که کردن خدا به کسی ظلم نمی‌کنه.

کارهایی که این‌ها کردن اون‌ها رو یعنی غفلت، غفلتی که داشتن، این بی‌خبری، این بی‌خبری و غفلت این بلا رو سرشون آورد.

الذين هم عن آياتنا غافلون حالا غفلت از آیات ما که یعنی میشه این چنین نتیجه گرفت که این‌ها از همون می‌شود گفت که بی‌اعتمادی یا بی‌ایمانی به ملاقات به خدا و توجه به دنیا و دلخوش کردن و تکیه کردن به دنیا و جذابیت دنیا به اینجا کشیده شدن که غافل شدند.

یعنی آیات رو غفلت کردن ازش.

که به قول آقای قرائتی خدا حفظشون کنه در تفسیر نورشون می‌فرمایند که هرچه بیشتر از قیامت بر اساس این آیه البته که می‌فرماید لا يرجون لقاءنا، لا يرجون لقاءنا و بلافاصله می‌فرماید ورضوا، ورضوا بالحياة الدنيا.

اونجا لذا از همین نکته آقای قرائتی استفاده می‌کنند می‌فرماید که هرچه بیشتر از قیامت غافل بشی و مأیوس بشی، دنیاگراتری.

یا به عبارتی دنیا آرامش بخش کاذبیه برای غافلان.

چون وطمعن بها دیگه.

آرامش پیدا می‌کنند به اون.

اما این‌ها کی‌اند؟

غافلان هستند.

هم عن آياتنا غافلون که حالا این غفلت رو شما از ابتدایی‌ترین نعمت‌های الهی بگیر برو تا آیات الهی بگیر برو تا با بزرگ‌ترین آیات که در تفسیر روایی اهل بیت از علی ابن ابراهیم اونجا روایت هستش که مراد از این آیات یعنی اون بزرگ‌ترین آیات الهی اهل بیت علیهم الصلاة والسلام هستند که در حقیقت غفلت از اون آیات این بلا رو سر ما میاره که اون‌ها می‌شود گفت که قرآن صا-- ناطق‌اند.

قرآن ناطق که باز همین وجهه یعنی همین غفلت از همین قرآن که این قرآن کتبی، اون قرآن انفسی، جان انسان کامل و البته این قرآن آفاقی که حالا بر اساس همون فرمایش مولامون علی علیه الصلاة والسلام که فرمودن چه شیرین، چه جالب!

فرمودن "مال الله آیتون اکبر منّی".

به به، به به.

اصلاً بزرگتر از من خدا آیه‌ای ندارد.

خب ببینید خ-- پس اینجا که می‌فرماید "والذین هم عن آياتنا غافلون" می‌خوره به آیه وجودی کبرای اهل بیت علیهم الصلاة والسلام و حضرت امیرالمؤمنین و بالطبع همین الان امام عصر ما کسی غافل باشه از امام عصرش این بلاها سرش میاد.

خیلی خطرناکه.

که حالا ما برای برون رفت از این غفلت‌هایی از آیات عرض کردیم که یکی از بهترین راه‌هاش توجه به از همین مثلاً اعجاز علمی قرآن به هر حال بحث منطقی‌ست، بحث، بحث عقلی‌ست، بحث حتی طبیعی و تجربی‌ست که در قرآن فراوان هست.

نکاتی رو داشتیم عرض می‌کردیم.

این جلسه به فضل الهی تو همین زیغ وقت اشاره می‌کنیم به آیات بیست و چهار تا بیست و هشت سوره شریف عبس.

اونجا اگر دقت فرموده باشید در اونجا خدا می‌فرماید "فلينظر الإنسان إلى طعامه".

پس باید که انسان به غذاش نظر کنه، به طعامه.

حالا اینجا باید توجه کرد که البته بر اساس روایات که حالا در تفسیر برهان و دیگر تفاسیر هست، اونجا زید ابن شهام اونجا می‌فرماد که البته از امام صادق صلوات الله علیه که این طعامه منظور اینکه علمت رو انسان باید نگاه کنه به علمش که این علم رو از کجا اخذ می‌کنه، از سرچشمه باید اخذ کنه، از منبع و سرچشمه علم که خزانه علم نزد آل الله هست، او-- از اونجا اخذ کنه، نه از جاهای دیگه.

حالا بحث ما فعلاً چیز دیگریست.

"إنا صبب" بقیه آیه.

"إنا صببنا الماء صبا" می‌فرماید ما آب رو با بارشی فرو ریختیم.

"ثم شققنا الأرض شقا".

انشقاق، منشق کردن.

"ثم شققنا الأرض شقا".

سپس زمین رو کاملاً شکافتیم.

در پس چی؟

پس بارش باران، فرو ریختن با اون باران‌های سیل آسای اینا.

شقا، چه شکافتنی.

فأنبت حالا در نتیجه شکافتن زمین چی شد؟

"فأنبتنا فيها حبا وعنبا".

و این چنین شد که "وعنبا وقضبا" اشاره دارد به انگور و سبزی و اینا.

این دانه‌ها، حبا، این دانه‌ها رو، انگور و سبزی و این‌ها رو ما در دل این شکاف‌های زمین رویاندیم.

ببینید یکی از معجزات زیبای قرآن از جهت علمی تو اون زمان خفقان و جها-جهالت و بی‌خبری مردم اون زمان چه زیبا-- خب کسی اون موقع نمی‌دونست که این خاک اصلاً از کجا ایجاد شده.

خاک و این شکاف‌هایی که در دل زمین، سنگ‌ها ایجاد شده، چی اصلاً از ابتدا این رو ایجاد کرده.

الان علم تجربی اینو ثابت کرده که در آغاز سطح زمین رو یه قشر عظیمی از سنگ‌ها پوشونده بوده.

این باران‌های سیل آسایی که پی در پی فرو ریختند و سنگ‌ها رو شکافتند بر اساس همین آیه هم داره می‌فرماید و تصریح می‌کنه و این شکافتنی که در سنگ‌های سخت ایجاد شد، ذره ذره اون‌ها رو جدا کرد و پراکنده کرد این ذرات سنگ‌ها رو که بدل شدند به خاک در قسمت‌های گود زمین.

حالا که اون موقع مثلاً دره بودند.

به همین وضعیت و به همین شکل و همین طور دیگه رفته رفته توده خاک قابل زراعت تشکیل شد.

که حالا همین فعلاً هم-- فعلاً هم سیلاب‌ها می‌بینید پی در پی قسمتی از اون‌ها رو در خودش حل می‌کنه.

همینطور به مرور این سنگ‌ها و این‌ها سیلاب‌ها میاد می‌زنه، سنگ‌ها رو در خودش حل می‌کنه، بعضیشو به دریا می‌بره و بعضیش رو توسط رودخانه‌ها اینا می‌بره در مراتع و این‌ها بالاخره پخش و پلا می‌کنه این ور اون ور.

البته وقت-- چندین میلیون سال طول کشیده تا این آماده سازیش رخ بده.

اما خب فعلاً هم این هست، دیده می‌شه که خاک‌های جدیدی که به وسیله برف و بارون مجدداً تشکیل می‌شن و جای اونو می‌گیرن که وگرنه اگر غیر از این بود و این معجزه الهی نبود، این امداد الهی در حقیقت نبود، خب انسان دچار کمبود خاک زراعتی می‌شد به قول تفسیر نمونه آقای مکارم.

به این-- به همین وضعیت شما دقت بفرمایید این آیه رو ببینید که اشاره داره به یکی از معجزات علمی قشنگ قرآن که اول بارون‌ها فرو باریدن، بعد زمین شکافته شد، آماده زراعت شد و نه تنها تو روزای نخست این امر صورت گرفته که همینطور می‌بینید امروز هم ادامه دارد.

البته خب این ظاهره، یه وجه ظاهری قرآن هست عرض کر-کردیم ارتباط با علم تجربی.

و الا خب تعویل و باطن این آیات چیز دیگریست که از همین ابتدا باید شروع کرد تا به انشاالله اون تعالی رسید.

البته این آب رو شما اگر بخواید تعویل رو در نظر بگیرید، تعویل‌های زیبا و بسیار عالی شده فعلاً مورد بحث ما نیست اما خیلی شیرین که حالا مثلا این آب رو آب علم بگیرید، آب حکمت بگیرید، آب زلال ولایت و قرآن بگیرید، علم اهل بیت علیهم الصلاة والسلام اینها بگیرید که اینها می‌ریزند بر اون سنگ‌ها و صخره‌های دل سنگ و وجود سخت و سنگ انسان‌ها.

و بالاخره این آیات و این آب و ماء زلال علم اهل بیت و معارف آل الله و علوم قرآنی این دل‌های سنگ رو می‌شکافه و اونها رو خرد می‌کنه، شکننده می‌کنه، می‌شکنه و اون خاک زراعت و حاصلخیز رو درست می‌کنه در وجود که اون دانه‌ها و بذرها و تخم‌های سعادت یعنی اون معارف کاشته بشن.

اینها که کاشته شدن بعد می‌بینی به مرور در وجود انسان به تدریج، به تدریج اینها چی می‌شه؟

تبدیل می‌شه به اون نهال‌ها، به اون ثمرات.

حالا اینجا قرآن در این آیه به انگور و سبزی و اینها اشاره کرده‌ست که اینها هم البته هر کدوم اسراری دارند که انشاالله به وقتش به قول علامه علیه الرحمه.

خب تا همینجا فعلا در این جلسه بسنده کنیم اگرچه جای بیشتر از این بحث داشت، فرصت ما هم ضیق هست.

بیشتر سعی می‌کنیم تبرکا و اجمالا صحبت بکنیم که حرص بیشتری، طمع بیشتری عزیزان داشته باشن در پیگیری این معارف.

بعضیا حوصله مباحث طولانی ندارن.

خورد خورد انشاالله اینها پیاده بشه در وجود ما.

در شرح فسوس حضرت علامه استاد کل می‌فرمودن که اینکه انسان صرفا به بدن آیات و روایات توجه کنه و وارد باطن اونها نشه یا به عبارتی این شکلی می‌فرمودن که آیات در وجود انسان پیاده نشه، فایده‌ش نه که بی‌فایده باشه، خیلی کمه، خیلی به درد بخور.

مثل اینکه بری دستورالعمل بار آمدن یک درخت رو، یک نبات رو که می‌تونه این مثلا سرسبزش کنه، بارورش کنه، به ثمر بنشونتش و به عبارتی به کمال وجودیش برسونش و به سعادت برسونتش اینو آویزون کنی به گردن این درخت.

کسایی که صرفا به علم فکری قرآنی می‌پردازن و فقط علم فکری حفظ می‌کنن، آیات رو حفظ می‌کنن اینا فوقش حالا یه ترجمه‌ای می‌خوان، خیلی این قرآن در وجودشون پیاده نشده مثل اینه.

یعنی در حقیقت اگرچه خب خود علامه تصریح می‌کنند که بله در ظاهر قرآن هم سود هست، نور هست و به قول ملاصدرا ظاهر قرآن هم همون لمعات و نور جمال حضرت حق رو دارد.

اما تا چه دلی باشد و چه وجودی باشد که این دانه‌ها در، در او کاشته بشود و سرسبز بشود.

و الا بله برکت قرآن که همه جا همه عوالم هستی رو فرا گرفته است.

انشاالله که خدا به ما رحم کنه و از بی‌خبری نجاتمون بده به اسم ارحم الراحمین خودش.

والحمد لله رب العالمين.

اللهم صلی علی محمد و آله.

اللهم صلی علی محمد و آله.

اللهم صلی علی محمد و آله.

اللهم صلی علی محمد و آله.