ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 018

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نصب امام جماعت و جمعه و مسئلهٔ عدالت

استفتای دیگری دربارهٔ ائمهٔ جماعت و جمعه از رهبر شده است: آیا تعیین امام جماعت مساجد از طرف علمای مورد اطمینان یا تعیین ائمهٔ جمعه از طرف ولی امر مسلمین نوعی شهادت بر عدالت آنان محسوب می‌شود یا باید دربارهٔ عدالت آنها تحقیق شود؟ می‌دانید یکی از شروط اقتدا احراز عدالت است.

رهبر فرمودند اگر نصب امام جمعه یا جماعت موجب اطمینان به عدالت وی شود، اقتدا به او جایز است. یعنی به شما بستگی دارد که از نصب فلان عالم یا ولی امر نتیجه بگیرید پس عادل است. اگر چنین شد برای شما محرز شده و اقتدا جایز است؛ به خود شما برمی‌گردد.

قلب منغمر و غفلت از آیات؛ سورهٔ یونس

ادامهٔ بحث قلب منغمر: بی‌خبری از قرآن خطر بزرگ است. در آیات هفت و هشت سورهٔ یونس خدا می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ۝ أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» (یونس/۷–۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که به لقاء ما امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود و بدآن آرام گرفته‌اند و کسانی که از آیات ما غافل‌اند، جایگاهشان آتش است به سبب آنچه می‌کردند.

إن الذین لا یرجون لقاءنا: کسانی که به ملاقات ما ایمان و امید ندارند. بحث شبهای جمعه نیز لقاء الله است؛ روزی باید بر سر این آیه سفره پهن کرد. و رضوا بالحیاة الدنیا: به زندگی دنیا راضی و خشنود شدند. و اطمأنوا بها: تکیه و آرامش به همان دنیا یافتند. والذین هم عن آیاتنا غافلون: از آیات ما غافل‌اند. هرم وجودی‌شان بر این مختصات شکل گرفته است.

أولئک مأواهم النار: جایگاهشان آتش است؛ النار در برابر النور. بما کانوا یکسبون: به خاطر کارهایی که کردند. خدا به کسی ظلم نمی‌کند. غفلت و بی‌خبری این بلا را سرشان آورد.

دنیا آرامش کاذب غافلان

از لا یرجون لقاءنا و بلافاصله رضوا بالحیاة الدنیا آقای قرائتی در تفسیر نور استفاده می‌کند که هرچه بیشتر از قیامت غافل و مأیوس شوی دنیاگراتری. یا به عبارتی دنیا آرامش‌بخش کاذب برای غافلان است؛ چون اطمأنوا بها. اما اینان غافل‌اند: هم عن آیاتنا غافلون.

گسترهٔ آیات؛ اهل‌بیت آیهٔ کبرا

این غفلت را از ابتدایی‌ترین نعمتهای الهی بگیر تا آیات الهی تا بزرگ‌ترین آیات. در تفسیر روایی اهل‌بیت از علی بن ابراهیم روایت است که مراد از این آیات، بزرگ‌ترین آیات الهی یعنی اهل‌بیت علیهم‌الصلوةوالسلام‌اند؛ قرآن ناطق. قرآن کتبی، قرآن انفسیِ جان انسان کامل، و قرآن آفاقی.

بر پایهٔ فرمایش مولا علی علیه‌الصلوةوالسلام چه شیرین فرمودند: ما لله آیة أکبر منی. اصلاً بزرگ‌تر از من خدا آیه‌ای ندارد. پس والذین هم عن آیاتنا غافلون می‌خورد به آیهٔ وجودی کبرای اهل‌بیت و امیرالمؤمنین و بالطبع امروز امام عصر. کسی از امام عصرش غافل باشد این بلاها سرش می‌آید؛ بسیار خطرناک است.

برون‌رفت؛ اعجاز علمی و عبس

برای برون‌رفت از این غفلتها یکی از بهترین راهها توجه به اعجاز علمی قرآن است؛ بحث منطقی و عقلی و حتی طبیعی و تجربی که در قرآن فراوان است. این جلسه به آیات بیست و چهار تا بیست و هشت سورهٔ عبس اشاره می‌کند:

«فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ» (عبس/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس انسان باید به خوراکش بنگرد.

بر پایهٔ روایات تفسیر برهان و دیگر تفاسیر — از جمله نقل زید — لایهایی هست که هر کدام اسراری دارند و به وقت خود به قول علامه می‌آید. تا اینجا در این جلسه بسنده می‌شود؛ جای بحث بیشتر بود و فرصت تنگ. اجمالاً سخن می‌رود تا حرص پیگیری معارف بماند. برخی حوصلهٔ مباحث طولانی ندارند؛ خردخرد باید در وجود پیاده شود.

تمثیل درخت و دستور آویخته

در شرح فصوص حضرت علامه استاد کل می‌فرمودند اینکه انسان صرفاً به بدن آیات و روایات توجه کند و وارد باطن آنها نشود — یا آیات در وجود انسان پیاده نشود — فایده‌اش نه که بی‌فایده باشد، بسیار کم است. مثل اینکه دستورالعمل بار آوردن یک درخت و نبات را که می‌تواند سرسبزش کند و به ثمر و کمال و سعادت برساند به گردن آن درخت بیاویزی.

کسانی که صرفاً به علم فکری قرآنی می‌پردازند و فقط حفظ می‌کنند و فوقش ترجمه‌ای می‌خوانند و قرآن در وجودشان پیاده نشده، مانند همان‌اند. خود علامه تصریح می‌کنند در ظاهر قرآن نیز سود و نور هست و به قول ملاصدرا ظاهر قرآن نیز لمعات و نور جمال حضرت حق را دارد. اما تا چه دلی باشد و چه وجودی که این دانها در او کاشته شود و سرسبز گردد. وگرنه برکت قرآن همهٔ عوالم هستی را فرا گرفته است. خدا به اسم ارحم‌الراحمین از بی‌خبری نجات دهد.

پیوند عدالت امام و غفلت از آیه

اطمینان به عدالت از راه نصب، مسئلهٔ فقهی حضور است. غفلت از آیات — از طعام تا اهل‌بیت تا امام عصر — مسئلهٔ وجودی نجات است. نماز خلف عادل و انس با قرآن پیاده‌شده، هر دو خروج از منغمر بودن‌اند.

لقاء و دنیا در یک ترازو

آیهٔ یونس لقاء را در یک کفه و رضای به دنیا را در کفهٔ دیگر می‌گذارد. هرچه کفهٔ دنیا سنگین‌تر، غفلت از آیات بیشتر. شبهای جمعه که سخن لقاء است، تمرین سبک کردن کفهٔ دنیاست.

قرآن ناطق و قرآن صامت

غفلت از اهل‌بیت غفلت از قرآن ناطق است؛ غفلت از مصحف غفلت از قرآن صامت. هر دو یک بیماری‌اند با دو چهره. امام عصر امروز نقطهٔ تماس هر دو است: بدون او هم صامت را درست نمی‌خوانیم هم ناطق را نمی‌بینیم.

نظر به طعام؛ ظاهر و باطن

فلینظر الإنسان إلی طعامه دعوت به دیدن زنجیرهٔ رویش از آب و خاک تا دانه است؛ و در باطن دعوت به دیدن علمی که جان را می‌خورد. روایات لایهٔ دوم را باز می‌کنند. جلسهٔ تنگ فقط در را نشان داد؛ ورود تفصیلی بعد است.

حفظ بی‌عمل و خطر کم‌فایدگی

آویختن دستور به گردن درخت، تصویر حفظ بی‌تزکیه است. ظاهر قرآن نور دارد؛ اما نور وقتی دانه شود که دل کشتگاه باشد. بی‌خبری همان نداشتن کشتگاه است هرچند انبار محفوظات پر باشد.

اطمینان شخصی از عدالت

نصب ولی امر یا عالم ثقه راه اطمینان است نه جایگزینی تقلیدکور. مکلف باید در خود بیابد که عدالت محرز شده. فقه اینجا مسئولیت وجدان را برنمی‌دارد.

زنجیرهٔ یأس از لقاء تا آتش

آیهٔ یونس زنجیره می‌سازد: نومیدی از لقاء، رضای به دنیا، آرامش کاذب، غفلت از آیات، سپس آتشِ کسب خود. حلقه را از هر کجا ببری مسیر عوض می‌شود؛ بهترین جا امید به لقاء است.

آیهٔ اکبر بودن امیرالمؤمنین

ما لله آیة أکبر منی میزان غفلت را مشخص می‌کند. اگر بزرگ‌ترین آیه نادیده گرفته شود، آیات کوچک‌تر نیز در عمل بی‌اثر می‌مانند. امام عصر استمرار همان آیهٔ اکبر است.

طعام آفاقی و طعام انفسی

نظر به طعام هم سفرهٔ ظاهر را می‌گیرد هم سفرهٔ علم را. روایات باطن، طعام را به علم امام نیز می‌کشاند. جلسه فقط در را گشود؛ سیر بعدی با تفاسیر روایی است.

خطر انبار محفوظات

انبار آیهٔ حفظ‌شده بدون کشت در دل، همان گردنبند دستور بر درخت است. ملاصدرا ظاهر را نور می‌داند؛ علامه می‌گوید نور وقتی ثمر می‌دهد که زمین دل آماده باشد.

جمعه و جماعت در افق منغمر نبودن

اقتدا به امام عادل ظاهر، تمرین خروج از انفراد غفلت است. بی‌خبری از قرآن و بی‌اعتنایی به عدالت امام، دو روی یک سکه‌اند: فرار از محور.

دعای نجات از بی‌خبری

پایان جلسه به اسم ارحم‌الراحمین گره می‌خورد: نجات از بی‌خبری رحمت می‌خواهد و سعی. سعی همان نظر به طعام و پیاده‌سازی است؛ رحمت، گشودن دل برای دانهٔ وحی.

ختم کلام غفلت و کشت دل

غفلت از آیات تا امام عصر می‌رسد و درمانش از نظر به طعام تا کاشتن قرآن در دل. نصب عادل ظاهر، و زنده کردن آیه در باطن، دو بال خروج از انغمارند.

یادآوری زنجیرهٔ یونس

نومیدی از لقاء را بشکن تا رضای افراطی به دنیا سست شود؛ آرامش کاذب برود تا گوش برای آیات باز شود؛ گوش باز شود تا آتش کسب غفلت خاموش گردد.

دانه‌های وحی و زمین آماده

برکت قرآن همه جاست؛ سؤال این است زمین دل آماده‌است یا نه. آمادگی با محاسبه، با لقاء‌طلبی، و با انس به قرآن ناطق به دست می‌آید نه با انبار لفظ.

کاشتن دانهٔ وحی در دل و امید به لقاء، دو کلید خروج از غفلت‌اند؛ بدون آنها آتش کسب غفلت خاموش نمی‌شود و ظاهر قرآن ثمر نمی‌دهد.

امام عصر آیهٔ زندهٔ زمانه است؛ غفلت از او همان غفلت از آیات است که یونس هشدار می‌دهد و عبس با نظر به طعام راه بیداری‌اش را می‌گشاید.

حضور در جماعت عادل و انس پیوسته با قرآن پیاده‌شده، تمرین روزانهٔ ترک غفلت است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.