یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
پرسشِ فقهیِ آغازین؛ امامتِ جمعه و اذنِ حاکم
آیا بر امامِ جمعه کسبِ اجازه از حاکمِ شهر واجب است؟ حاکمِ شهر کیست؟ و آیا این حکم در شهرهای دوردست نیز جاری است؟ رهبر فرمودهاند اصلِ جوازِ امامت برای اقامهٔ نمازِ جمعه متوقف بر این اجازه نیست؛ اما ترتبِ احکامِ نصبِ وی — یعنی آنکه امامِ جمعه منسوب از طرفِ ولیامرِ مسلمین باشد — متوقف بر همین نصب است. این حکم هر سرزمین و شهری را که ولیامر در آن حاکم و متصدی است در بر میگیرد.
ادامهٔ قلبِ منغمر؛ معدودةالله و قرآن
بحثِ قلبِ منغمر ادامه مییابد. باید به «معدودةالله» توجه کرد تا بیخبر نمانیم؛ و معدودةالله همان قرآن است. دستکم باید به اعجازِ علمیِ قرآن توجه کرد؛ این توجه آرامش میبخشد و انسان را به یقین نزدیک میکند. در جلسهٔ پیش به آیهٔ دهمِ سورهٔ لقمان اشاره شد و مجالِ بسط نیافت؛ اکنون همان آیه محلِ تأمل است.
آیهٔ دهمِ لقمان؛ ستونهای نادیدنی
«خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا» (لقمان/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفرید.
خدا آسمانها را بیستونی که دیده شود آفریده است؛ یعنی ستون دارد، اما دیده نمیشود — ستونهایی نوری و نادیدنی. «عَمَد» جمعِ عمود به معنیِ ستون است و در این آیه به «ترونها» مقید شده؛ همین قید دلیل است که آسمان ستونِ مرئی ندارد و دیده نمیشوند. مفهومِ سخن آن است که ستونهایی هست، اما غیرقابلِ رؤیتاند. تعبیرِ آیه اشارهای لطیف به قانونِ جاذبه و دافعه دارد که همچون ستونی بسیار نیرومند اما نامرئی کراتِ آسمانی را در جای خود نگاه میدارد.
حدیثِ امام رضا؛ ثَمَّ عَمَدٌ وَلَکِنْ لَا تَرَوْنَهَا
حسین بن خالد از امام رضا علیهالسلام نقل کرده است. حضرت تسبیح گفتند — «سبحانالله» — و این خود نشانهٔ آن است که سخنِ مهمی در میان است؛ سپس فرمودند: ألیس الله یقول بغیر عمد ترونها؟ آیا خداوند نمیفرماید بدون ستونی که آن را مشاهده کنید؟ اشاره به همان آیهٔ دهمِ لقمان است. راوی گفت آری؛ گفتم بله، همینگونه است. حضرت فرمودند: ثَمَّ عَمَدٌ وَلَکِنْ لَا تَرَوْنَهَا؛ پس ستونهایی هست اما شما آنها را نمیبینید. این روایت در تفسیرِ قمی، جلدِ دوم، صفحهٔ صد و بیست و پنج آمده است. با این حدیث مرادِ آیهٔ دهمِ لقمان روشنتر میشود: ستونهایی که به چشم دیده نمیشوند.
دو نکته در تفسیرِ بغیر عمد ترونها
نکتهٔ اول: «عمد» جمع است؛ پس تفسیرِ آن به نیروی جاذبه ممکن است، اما محتمل است مقصود چندین نیروی متفاوت باشد. اگر صرفاً یک نیرو مراد بود چه بسا از «عمود» به صیغهٔ مفرد سخن میرفت. مفسران گفتهاند همین جمعآمدن احتمالِ نیروهای متعدد را میگشاید؛ چه بسا امروز بیخبر باشیم و فردا با پیشرفتِ علم کشف شود. پیشتر نیز از همین نیروی جاذبهٔ فعلی کسی خبر نداشت. بنابراین حصرِ «عمد» در نیروی جاذبه صحیح به نظر نمیرسد.
نکتهٔ دوم: بحثِ «سماوات» است. در قرآن سماوات معانیِ متعدد دارد: جهتِ بالا و مافوق نسبت به مادون؛ نفسِ ناطقهٔ ما نیز سماء است و انزلِ مراتبش که بدن باشد حکمِ عرض دارد؛ جوِّ زمین در برخی آیات؛ کراتِ آسمانی؛ آسمانهای معنوی همچون نفسِ انسان؛ ستارگان و سیارات. تفسیرِ آیه به نیروی جاذبه آنگاه درست مینشیند که آسمان به معنیِ کراتِ آسمانی گرفته شود، نه معانیِ دیگر مانند آسمانهای معنوی. این نکته شایستهٔ تأمل است.
سیاقِ آیه و زوجِ کریم
ادامهٔ آیه چنین است:
«وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ» (لقمان/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در زمین کوههای استوار افکند تا شما را نلرزاند و در آن از هر جنبندهای پراکند و از آسمان آبی فروفرستادیم و در آن از هر جفتِ ارجمندی رویاندیم.
تعبیرِ «زوجٍ کریم» در ادامهٔ آیه بسیار شیرین و زیبا آمده است. نزولِ باران از آسمان بیان شده و آسمان در برابرِ زمین نشسته است: «وألقی فی الأرض رواسی» و سپس «وأنزلنا من السماء ماءً». پس در سیاق، آسمان مقابلِ زمین است.
آیهٔ رعد و قدرِ متیقنِ آسمانِ مادی
در آیهٔ دوم و سومِ سورهٔ رعد نیز پس از ذکرِ آسمانها از خورشید و ماه و آنگاه زمین سخن میرود. آیهای که پیشتر یاد شد:
«اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ» (رعد/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداست آنکه آسمانها را بدون ستونهایی که ببینید برافراشت؛ سپس بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد؛ هر یک تا سرآمدی معین روان است. کار را تدبیر میکند و آیات را شرح میدهد باشد که به لقای پروردگارتان یقین کنید.
مجموعِ این قرائن نشان میدهد قدرِ متیقن از آسمان در این موارد همان آسمانِ مادی است: کراتِ آسمانی یا طبقاتِ جوِّ زمین.
آیهٔ چهلویکمِ فاطر؛ إمساكِ آسمان و زمین
این مضمون در جایجایِ قرآن آمده و پیداست مقصودی ویژه در میان است؛ اعجازِ علمی است. در عصرِ اطلاعات و تولیدِ علم و توسعه، اگر مذهبیان از این اعجاز بیخبر بمانند چگونه میتوانند با مدعیانِ علم سخن بگویند؟ وقتی این آیات برای مادهگرایان نیز مطرح شود وجودشان به جنبش میآید؛ در زمانی نازل شده که کسی به این مسائل التفاتی نداشته، و پیامبری که نه درس خوانده و نه به مکتب رفته حقایقی سنگین را بیان کرده که قرنها بعد کشف شده است.
«إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا» (فاطر/۴۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداست که آسمانها و زمین را نگاه میدارد تا از جای خود نلغزند؛ و اگر بلغزند، هیچکس پس از او نگاهشان نمیدارد؛ او بردبارِ آمرزنده است.
اینجا نیز آسمانها به معنیِ کراتِ آسمانی فرض میشود. نگهداریِ آسمان و زمین به دستِ خدا میتواند به معنیِ نگهداری از مسیرِ نیروی جاذبه باشد؛ زیرا سنتِ الهی آن است که فیض را از مسیرِ اسباب برساند:
«فَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْوِيلًا» (فاطر/۴۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرگز برای سنتِ خدا جایگزینی و تحویلی نخواهی یافت.
خدا نگاه میدارد، اما از کانالِ این نیرو؛ و ممکن است وسایل و نیروهای متعددِ دیگری نیز در کار باشد که جاذبه یکی از آنهاست نه همه. پس انحصارِ معنای آیه در نیروی جاذبه صحیح نیست. آیه دستکم دو تفسیر دارد و بر اساسِ یکی از آنها قابلِ انطباق با نیروی جاذبه است؛ نیروهای دیگر نیز میتوانند در مسیر و طولِ ارادهٔ حق باشند. احتمالِ دلالتِ آیهٔ دهمِ لقمان و آیهٔ دومِ رعد بر نیروی جاذبه بسیار قوی است، اما انحصاربردار نیست.
منبعِ تکمیلی
اینها از اعجازِ علمیِ قرآن در بحثِ جاذبه است و به آیاتِ دیگر نیز میتوان استناد کرد. برای تفصیلِ بهتر میتوان به کتابِ «پژوهشی در اعجازِ علمیِ قرآن» اثرِ رضایی اصفهانی، جلدِ یکم، صفحهٔ صد و پنجاه و پنج رجوع کرد. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.