ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آiate.

سلام علیکم و رحمة الله.

استفتای دیگری که پیرامون نماز جماعت البته در اقتداء به اهل تسنن هست اینه که پرسیدن وقتی تو نمازهای اونها شرکت می‌کنیم تو نماز جماعتشون اگه در بعضی از موارد مثل اونا عمل کنیم مثلا دست بسته نماز بخونیم یا رعایت وقت رو دقیق نکنیم یا بر فرش سجده کنیم و اینها، آیا این نمازها احتیاج دارند به اعاده؟

رهبر عزیز فرمودن که اگر حفظ وحدت ایجاب کنه که اون کارها رو انجام بدید، مقتضای این عمل باشه، فرمودن نماز صحیحه و اجازه‌ش هست حتی اگر سجده بر فرش و مانند اونها باشه.

ولی دست بسته خوندن جایز نیست.

اونم باز فرمودن مگر اینکه ضرورت اون رو اقتضا کنه.

ضرورت حالا حفظ وحدت و اینها.

اما بحث ما ادامه‌ی بحث قلب منغمر، قلب بی‌خبر؛ رسیده بودیم به اینجا که عرض کردیم ما از ظاهر قرآن هم بی‌خبریم چه برسه به باطن قرآن و البته به عنوان نمونه از تفسیر نمونه‌های مکارم و گروه عزیزشون مطالبی رو پیرامون اعجاز از قرآن، اعجاز علمی قرآن بیان می‌کردیم.

سومین نکته‌ای که پیرامون اعجاز علمی قرآن میگیم که ما بی‌خبر هستیم ازش متأسفانه و جالبه که شما بدونید اخیراً با بعضی جوونایی که اصلاً نماز رو هم نماز نمی‌خوندن و افکارشون متأسفانه به سمت ماده‌گری و ماده‌گرایی و ماتریالیسم و اینها با اینکه ظاهراً مسلمونن متوجه شده بود و اینها از همین اعجاز علمی قرآن چند تا گفتم انقدر براشون شیرین بود که گفتن حاجی هرچی از این مسائل داری بیا برای ما رو کن خیلی برامون جالب بود.

حالا انشاالله ما بی‌خبر نمونیم.

یکی دیگه از اون آیاتی که از قرآن در قرآن عزیز پیرامون اعجاز علمی قرآن الان مشخص شده و اون موقع بی‌خبر بودند مردم، آیات سی و هشت تا چهل Surah شریف یسین.

اونجا می‌فرماید "والشمس تجری لمستقر لها" که این خورشید رو داره بیان خورشید رو می‌کنه که [مکث] یه در، در یک مداری، یک استقراری، تو یه قرارگاهی روانه.

"لمستقر لها" خورشید که تا قرارگاهش روانه "ذلك تقدير العزيز العليم".

می‌فرماید این تقدیر خدای عزیز و داناست.

یعنی این اندازه‌گیری خداست.

چه شیرین، چه جالب.

و ادامه که "والقمر قدرناه منازلا حتى کل العرجون القديم".

و بحث ماه رو مطرح می‌کنه که ما هم براش منزلگاه‌هایی قرار دادیم ما.

که تا اینکه مثل شاخک دیرینه یا اون قوس، قوسی شکل زرد رنگ به اون، به اون حالت بر می‌گرده.

"کل العرجون القديم لا الشمس ينبغي لها ان تدرک القمر ولا الليل سابق النهار".

یعنی نه خورشید براش سزاواره که ماه رو در بیابه و نه شب بر روز پیشی می‌گیره.

و البته "و کل فی فلك یسبحون".

به به، به به.

در حالی که هر یک در مداری شناورند.

الله اکبر از این عظمت حتی در حسب ظاهر این آیات.

حالا دقت بفرمید نکته علمی که اینجا حالا در حد وسع جلسه ما اقتضا می‌کنه عرض کنیم چه شیرین.

اون روزی که این آیات نازل شد بازم عرض می‌کنیم که فرضیه هیت بطلمیوس با قدرت هرچه تمام بر همه مفا-- محافل علمی اون موقع حاکم بود.

خب طبق این فرضیه بطلمیوس، اجرام آسمانی به خودی خودشون گردشی نداشتند بلکه در دل افلاک که اجسامی بلورین و اینها بودند و مثل طبقات پوست پیازی رو هم متمارک-- متراکم شده بودند اینها میخ‌کوب شده بودند.

این‌ها رو که حالا اجمالاً قبلاً گفتیم و همچنین حرکت اون‌ها تابع حرکت افلاک‌شون بوده که در علم نجوم هیت اینا مورد بررسی قرار گرفته و اون فرضیه‌های اون موقع هم بهش در رابطه باهاش خیلی بحث شده.

حالا بنابراین اون روز نه شناور بودن خورشید مفهومی داشت، نه حرکت طولی، نه حرکت جریانی.

اما بعد از اینکه این حالا پایه‌های فرضیه بطلمیوس البته اونم در پرتو کشفیات قرون اخیر و این آزاد شدن اجرام آسمانی از قید و بند افلاک بلورین و اینا، اون فرضیه بطلمیوس فروپاشی براش رخ داد و فروریخت، این نظریه قدرت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی‌حرکته.

یعنی بعد از اون به این سمت رفتن اندیشمندان در علم نجوم و اینها که گمان کردند که نه خورشید ثابت و بی‌حرکته و تمام منظومش، منظومه شمسی پروانه‌وار دارن به دورش می‌چرخن.

و اینجا بود که باز مفهوم حالا مثلا اون تعبیرات آیات فوق که عرض کردیم که حرکت طولی و دَورانی رو به خورشید نسبت میده باز اونجا روشن نبود.

با اینکه چهارچوب فرض، فرضیه بطلمیوس ریخت، پایه‌هاش ریخت اما باز یه اشتباه فاحشی داشتن اهل هیئت و نجوم به این شکل.

ولی روشن نبود تا اینکه باز علم که پیشرفت کرد ادامه داد اکتشافات، اختراعات اینا خصوصا در علم نجوم و هیئت؛ اون موقع حرکت‌هایی برای خورشید ثابت شد از قبیل مثلا حرکت وضعی اون به دور خودش.

که اینا اون موقع که ثابت نشده بود مثلا اون موقع دربارش حرفی زده نشده بود جز در این آیات.

یا مثلا حرکت طولی اون، طولی خورشید همراه منظومه شمسی که به سوی یه نقطه مشخصی از آسمونه بهش میگن حرکت طولی.

یا مثلا حرکت دَورانی خورشید که این حرکت دَورانی همراه مجموعه کهکشانیه که جزئی از اونه.

همین‌طور بعد از این حالا کشف حرکت‌های عجیب و غریب و جدید، وضعی، طولی، دَورانی اینها، معجزات علمی قرآن بیشتر به اثبات رسید.

حالا برای اینکه این اعجاز علمی اینجا تا همین جایی که عرض کردیم، تا همین جای بحث بهتر مورد توجه شما قرار بگیره عزیزان که الحمد لله دست به قلم و تحقیق و اینا هم هستید که م-ما منابع رو هم عرض کردیم.

آنچه که داریم عرض می‌کنیم فعلاً از تفسیر نمونه و موارد مشابه هست.

لکن اجازه بفرمایید که ما از یه دایرة المعارفی پیرامون حرکت خورشید برای شما چند تا جمله از رو بخونیم که مطالب ارزشمند و جالبی در این دایرة المعارف هست.

مثلا یک بخشیش رو براتون بخونم که می‌فرماید خورشید دارای حرکات ظاهری یعنی همون حرکت یومی و حرکت سالیانه منظورش هست و حرکت یا حرکات واقعی است.

خورشید در حرکت یومی و حرکت ظاهری کره آسمان شرکت دارد.

یعنی یه چیز مجزایی نیست.

در نیم‌کره ما از مشرق طلوع می‌کند، در طرف جنوب از نصف النهار محل می‌گذرد و در مغرب غروب می‌نماید.

عبور آن از نصف النهار یعنی همون ظهر حقیقی رو مشخص می‌سازه.

خورشید حرکت ظاهری یعنی همون سالیانه‌ش، حرکت ظاهری سالیانه‌ای به دور زمین نیز دارد که هر روز آن را نزدیک یک درجه از مغرب به طرف مشرق می‌برد.

در این حرکت خورشید سالی یک بار از مقابل برج‌ها می‌گذرد.

مدار این حرکت در صفحه دایرة البروج واقع است.

این حرکت در تاریخ نجوم اهمیت فراوان داشته است.

اعتدالین و انقلاب و میل کلی مربوط اون، به اونه و سال شمسی هم مبترین برای همون هست.

علاوه بر این حالا ادامه همین متن دایرة المعارف.

علاوه بر این حرکات ظاهری، حرکت دَورانی کهکشان، خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سی هزار کیلومتر در ساعت در فضا می‌گرداند.

چی؟

همون حرکت دَورانی کهکشان یا همون حرکت ظاهری.

اما در داخل کهکشان ثابت نیست بلکه با سرعتی قریب هفتاد و دو هزار و چهارصد کیلومتر در ساعت به جانب صورت فلکی حرکت می‌کند.

و اینکه ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بی‌خبریم به سبب دوری اجرام فلکی‌ست که مأخذ تشخیص این حرکت وضعی خاص نیز هست.

دوره حرکت وضعی خورشید در استوای آن حدود بیست و پنج شبانه روز می‌باشد.

حالا تو همون مدرک که عرض کردیم این رو الان براتون خوندیم.

اما یه بررسی داشته باشین.

ببینید عزیزان چند تا نکته عرض کنیم.

اولا در خصوص انطباق حرکت‌های خورشید با آیات مورد بحث چند تا تذکر لازمه که بدونید عزیزان.

نکته اول.

سه تا احتمال در کلمه مستقر وجود داره.

حالا مَضرِ میمی اسم مکان و اسم زمان.

همچنین چند احتمال هم در معنای لام در لمستقر وجود داره.

تو همون آیاتی که عرض کردیم.

به معنی الا، فی و به معنی غایت.

همچنین در مورد کلمه جریان هم چهار احتمال وجود داره.

حرکت انتقالی طولی، حرکت وضعی، ادامه حیات زمانی و حرکت درونی خورشید.

حالا اینا رو شما ضرب در هم کنید.

اون سه تا احتمال، اونم سه تا احتمال، اینم چهار تا احتمال.

مجموعا ترکیب، حالا با ترکیبات که بین این احتمالات رخ میده سی و شش احتمال در معنای آیه که مورد بحث بود متصور میشه.

که ممکنه همه این احتمال‌ها هم مورد آیه باشه.

مراد آیه همه اینا باشه.

الله اعلم.

پس این احتمال هم وجود داره که این جریان یا اون حرکت دیگری هم که برای خورشید وجود داشته باشه و ما بی‌خبریم و هنوز کشف نشده، این احتمال هم وجود داره و اون هم مراد باشه.

همونطور که امیرالمؤمنین یا پیغمبر فرمودن یا امام صادق، امام باقر بارها به الفاظ مختلف اما با یک مضامین که حالا هر آیه، هر حرف آیات قرآن هفتاد هزار معنا داره می‌تونه این آیات هم به حرکت‌های گسترده‌ای ااا ما-ما رو متوجه کرده باشه و اشاره به اون‌ها باشه و ما بی‌خبریم.

چگونه‌ست که اون موقع از این حرکت‌های فعلی که الان کشف شده همه بی‌خبر بودن اما اون موقع قرآن ازش حرف زده؟

البته نمی‌شه به طور قطعی گفت که مقصود آیه یکی از این احتمالاته.

نمی‌شه قطعاً گفت و مثلاً دیگر احتمالات شناخته شده یا مثلاً نشده یا کشف شده یا نشده یا مثلاً اونا رو بگیم که نفی کنیم.

بگیم مثلاً اینا نیست یا هست.

در صورت کلی حالا ظاهر آیات آیه سی و هفت تا چهل سوره یس می‌شه گفت به این معنا که همه‌ی همشون همون معنای حرکت دورانی خورشید رو توی مدار ثابت دارن بیان می‌کنند با تأکید بر چه واژه‌ای؟

یسبحون.

کل فی فلاک یسبحون.

این یه نکته.

نکته دوم اینکه حرکت انتقالی خورشید عزیزان توجه بکنن به طرف یک مکان نامعلومه و می‌شه از کلمه‌ی لمستقر لها استفاده کرد که حالا این بالاخره به یک مکانی هست، به یک سمتی هست، به یک طرفی هست، به یک قرارگاه و مستق-- جای استقراری هست که حالا ااا ما نمی‌تونیم این رو تحمیل بر آیه کنیم که بگیم مثلاً اون مکان کجاست؟

کجای آسمونه اینا.

ولی قطعاً به یک مکانی هست.

اما توجه داشته باشید ما نمی‌تونیم مکان‌های حدسی خودمون رو به قرآن نسبت بدیم.

مهم اینجاست که بدونیم بالاخره مکان‌هایی هست، یک محل استقراری هست که لمستقر-لمستقر لها می‌فرماید.

نکته بعدا-بعدی یا سوم توجه به این موضوعه که ااا اونم اشارات صریح قرآن به حرکت خورشیده که البته هر کدومش از یک معنی و معانی حرکت و جریان که بخواهیم اونو در نظر بگیریم از مطالب علمی قرآن و نوعی رازگویی پرده‌برداری کرده.

یعنی بالاخره از اون معانی حرکت و جریان در حرکت خورشید داره پرده‌برداری می‌کنه یا نه.

لذا قرآن تو زمانی اینو توجه بکنید تو زمانی از مدار یا همون فلک خورشید و جریان و حرکت واقعی سخن گفته که عرض شد هیئت بطلمیوسی فقط همین حرکت کاذب رو به رسمیت می‌شناخت و این مطلب عظمت علمی قرآن و البته آورنده او رو یعنی نبی اکرم اسلام رو می‌رسونه.

نکته دیگه هم توجه بکنیم.

اونم اینکه در مورد اینکه آیا این اشارات علمی قرآن اعجاز علمی اونو ثابت می‌کنند یا خیر؟

میشه به تفصیل قائل شد که بالاخره به این معنی که بگیم بخشی از این حرکت‌ها قبلاً توسط کتاب مقدس گزارش نشده بوده.

بله، در کتاب‌های مقدس قدیم اشاراتی شده بوده اما نه به همه.

و قرآن اومده همه رو گفته.

مثلاً [مکث] ااا اونچه که مثلاً در کتاب مقدس ازش خبر داده شده همون جمله‌ایه که میگه و خورشید پهل ااا و خورشید مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی می‌کند.

این تو کتاب مقدس، همون کتاب مزامیر اومده اونجا این جمله که میگه چی؟

خورشید مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی می‌کند.

خب از این جمله فقط حرکت انتقالی دورانی خورشید رو می‌شه استفاده کرد.

چرا؟

خب معلومه که پهلوونا تو میدان به طرف جلو و به صورت دورانی می‌دوند.

همین یک حرکت ازش می‌شه برداشت بشه، نه حرکت‌های دیگه.

خب اما حرکتای دیگه مثل حرکت انتقالی طولی، حرکت وضعی، حرکت زمانی، حرکت دورانی خورشید و اینا، اینا همه از ابتکارات قرآنه که عرض شد که اینها همه با همون نگاهی که داریم اعجاز علمی قرآن رو ثابت می‌کنه.

خب.

اما [مکث] تو همین حالا نکات دیگه‌ای هم بود.

اجازه بدید که جلسات بعد تا همین مقدار بسنده می‌کنیم در این جلسه که [نفس عمیق] تازه این‌ها اون علومی‌ست که به دست ما رسیده و علم فعلی به این‌ها دسترسی پیدا کرده بخشی از اون رو.

و الا حالا شما ببینید تا وقتی که امام عصر عجل الله تعالی تشریف بیارن.

اگرچه انهم یره عموه بعیدا ونراه قریبا.

اونا دور می‌دونن ما نزدیک.

اما بالاخره تا وقتی که آقا بیاد با این همه پیشرفت و توسعه علمی و تولید علم باز دیگه حدیث شریف رو می‌دونید بیست و هفت حرف علم رو در نظر بگیرید، همه علوم رو جمع کنین تا اون موقع که حضرت بیاد از اول آدم تا اون موقع کلاً به دو حرف از این حروف دسترسی پیدا می‌کنند که بیست و پنج حرف علم در سینه مبارک حضرت خواهد بود.

ببینید چه خبر و چه غوغایی‌ست که وقتی حضرت تشریف بیارن.

یا حالا خیلی زشته که ما در یه همچین دینی و با داشتن یه همچین آقایی و یه همچین کتابی که صورت کتبیه انسان کامل است بی‌خبر باشیم حداقل از این علوم ظاهری و اعجاز قرآن.

انشاالله خدا همه ما رو آگاه کنه.

والحمد لله رب العالمين.

اللهم صل على، على رسول الله، على رسول الله وآله.

اللهم صل على، على رسول الله، على رسول الله وآله.

اللهم صل على، على رسول الله، على رسول الله وآله.

اللهم صل على، على رسول الله، على رسول الله وآله.