ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 014

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اقتدا به اهل تسنّن و حکم اعاده

بسم الله الرّحمن الرّحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته. استفتای دیگری پیرامون نماز جماعت در اقتدا به اهل تسنّن این است که پرسیده‌اند وقتی در نمازهای آنان شرکت می‌کنیم اگر در بعضی موارد مثل آنان عمل کنیم — مثلاً دست‌بسته نماز بخوانیم یا رعایت وقت را دقیق نکنیم یا بر فرش سجده کنیم — آیا این نمازها احتیاج به اعاده دارند؟ رهبر عزیز فرموده‌اند که اگر حفظ وحدت ایجاب کند که آن کارها را انجام دهید و مقتضای این عمل باشد، نماز صحیح است و اجازه‌اش هست حتی اگر سجده بر فرش و مانند آن باشد. ولی دست‌بسته خواندن جایز نیست؛ مگر آنکه ضرورت آن را اقتضا کند؛ ضرورت حالا حفظ وحدت و این‌ها.

قلب منغمر و سومین نکتهٔ اعجاز علمی

اما بحث ما ادامهٔ قلب منغمر، قلب بی‌خبر است؛ رسیده بودیم به اینجا که گفته‌ایم ما از ظاهر قرآن هم بی‌خبریم چه برسد به باطن قرآن؛ و به‌عنوان نمونه از تفسیر نمونه‌های مکارم و گروه عزیزشان مطالبی پیرامون اعجاز علمی قرآن بیان می‌کردیم. سومین نکته‌ای که پیرامون اعجاز علمی قرآن می‌گوییم و ما بی‌خبریم از آن متأسّفانه — و جالب آنکه اخیراً با بعضی جوانانی که اصلاً نماز را هم درست نمی‌خواندند و افکارشان متأسّفانه به سمت مادّه‌گرایی و ماتریالیسم بود با آنکه ظاهراً مسلمان‌اند مواجه شده بودم و از همین اعجاز علمی قرآن چند تا گفتم آن‌قدر برایشان شیرین بود که گفتند حاجی هرچه از این مسائل داری بیا برای ما بگو خیلی برایمان جالب بود. ان‌شاءالله بی‌خبر نمانیم.

آیات یس؛ والشمس تجری لمستقر لها

یکی دیگر از آیاتی که پیرامون اعجاز علمی قرآن الان مشخّص شده و آن موقع مردم بی‌خبر بودند، آیات سی‌وهشت تا چهل سورهٔ شریف یس است. آنجا می‌فرماید:

«وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ» (یس/۳۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و خورشید به سوی قرارگاه خود روان است؛ این تقدیر عزیز داناست.

خورشید را بیان می‌کند که در مداری، در استقراری، در قرارگاهی روان است؛ لمستقر لها — خورشید تا قرارگاهش روان است؛ ذلک تقدیر العزیز العلیم — این اندازه‌گیری خدای عزیز و داناست. و ادامه: «والقمر قدّرناه منازل حتّی عاد کالعرجون القدیم» — بحث ماه را مطرح می‌کند که برایش منزلگاه‌هایی قرار دادیم تا مانند شاخک دیرینه یا آن قوس زردرنگ به آن حالت برگردد. «لا الشّمس ینبغی لها أن تدرک القمر و لا اللّیل سابق النّهار» — نه خورشید را سزاست که ماه را دریابد و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد. و البتّه «و کلّ فی فلک یسبحون» — در حالی که هر یک در مداری شناورند. الله اکبر از این عظمت حتی در حسب ظاهر این آیات.

از بطلمیوس تا کشف حرکت‌های خورشید

نکتهٔ علمی که در حدّ وسع جلسه اقتضا می‌کند بسیار شیرین است. آن روزی که این آیات نازل شد فرضیهٔ هیئت بطلمیوس با قدرت هرچه تمام بر همهٔ محافل علمی آن موقع حاکم بود. طبق این فرضیه اجرام آسمانی به‌خودی‌خود گردشی نداشتند بلکه در دل افلاک — اجسامی بلورین مانند طبقات پوست پیاز متراکم — میخکوب شده بودند؛ و حرکت آنان تابع حرکت افلاکشان بود که در علم نجوم و هیئت مورد بررسی قرار گرفته بود. بنابراین آن روز نه شناور بودن خورشید مفهومی داشت نه حرکت طولی نه حرکت جریانی.

اما بعد از آنکه در پرتو کشفیات قرون اخیر اجرام آسمانی از قید و بند افلاک بلورین آزاد شدند و فرضیهٔ بطلمیوس فروپاشید، این نظریه قدرت گرفت که خورشید در مرکز منظومهٔ شمسی ثابت و بی‌حرکت است و تمام منظومه پروانه‌وار به دورش می‌چرخند. اینجا باز مفهوم تعبیرات آیات فوق که حرکت طولی و دورانی را به خورشید نسبت می‌دهد روشن نبود. با آنکه چهارچوب فرضیهٔ بطلمیوس ریخت باز اهل هیئت و نجوم اشتباه فاحشی داشتند به این شکل؛ روشن نبود تا آنکه علم پیشرفت کرد و اکتشافات ادامه یافت خصوصاً در نجوم و هیئت. آن موقع حرکت‌هایی برای خورشید ثابت شد از قبیل حرکت وضعی به دور خودش — که آن موقع ثابت نشده بود و جز در این آیات حرفی از آن زده نشده بود — یا حرکت طولی خورشید همراه منظومهٔ شمسی به سوی نقطه‌ای مشخّص از آسمان؛ یا حرکت دورانی خورشید همراه مجموعهٔ کهکشانی که جزئی از آن است. همین‌طور پس از کشف حرکت‌های عجیب و جدید — وضعی، طولی، دورانی — معجزات علمی قرآن بیشتر به اثبات رسید.

نقل دایرةالمعارف از حرکات خورشید

برای آنکه این اعجاز علمی بهتر مورد توجّه قرار گیرد — عزیزانی که دست به قلم و تحقیق دارید؛ منابع را گفته‌ایم؛ آنچه می‌گوییم فعلاً از تفسیر نمونه و موارد مشابه است — اجازه دهید از یک دایرةالمعارف پیرامون حرکت خورشید چند جمله بخوانیم. خورشید دارای حرکات ظاهری — همان حرکت یومی و حرکت سالیانه — و حرکت یا حرکات واقعی است. خورشید در حرکت یومی و حرکت ظاهری کرهٔ آسمان شرکت دارد؛ چیز مجزایی نیست. در نیمکرهٔ ما از مشرق طلوع می‌کند، در طرف جنوب از نصف‌النّهار محل می‌گذرد و در مغرب غروب می‌نماید. عبور آن از نصف‌النّهار ظهر حقیقی را مشخّص می‌سازد. خورشید حرکت ظاهری سالیانه‌ای به دور زمین نیز دارد که هر روز آن را نزدیک یک درجه از مغرب به طرف مشرق می‌برد. در این حرکت خورشید سالی یک‌بار از مقابل برج‌ها می‌گذرد؛ مدار این حرکت در صفحهٔ دایرةالبروج واقع است. این حرکت در تاریخ نجوم اهمیّت فراوان داشته؛ اعتدالین و انقلاب و میل کلّی مربوط به آن است و سال شمسی هم مبتنی بر همان است.

علاوه بر این حرکات ظاهری، حرکت دورانی کهکشان خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سی هزار کیلومتر در ساعت در فضا می‌گرداند. اما در داخل کهکشان ثابت نیست بلکه با سرعتی قریب هفتاد و دو هزار و چهارصد کیلومتر در ساعت به جانب صورت فلکی حرکت می‌کند. و اینکه ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بی‌خبریم به سبب دوری اجرام فلکی است که مأخذ تشخیص این حرکت وضعی خاص نیز هست. دورهٔ حرکت وضعی خورشید در استوای آن حدود بیست و پنج شبانه‌روز می‌باشد. این را از همان مدرک خواندیم.

احتمالات مستقر و جریان؛ سی‌وشش ترکیب

چند نکته در خصوص انطباق حرکت‌های خورشید با آیات مورد بحث لازم است. نکتهٔ اوّل: سه احتمال در کلمهٔ مستقر وجود دارد — مصدر میمی، اسم مکان و اسم زمان. همچنین چند احتمال در معنای لام در لمستقر: به معنی إلی، فی و به معنی غایت. همچنین در مورد کلمهٔ جریان چهار احتمال: حرکت انتقالی طولی، حرکت وضعی، ادامهٔ حیات زمانی و حرکت درونی خورشید. این‌ها را ضرب در هم کنید؛ سه احتمال و سه احتمال و چهار احتمال؛ مجموعاً با ترکیبات سی‌وشش احتمال در معنای آیه متصوّر می‌شود؛ و ممکن است همهٔ این احتمال‌ها مورد آیه باشد؛ الله اعلم. پس این احتمال هم هست که این جریان یا حرکت دیگری برای خورشید وجود داشته باشد که ما بی‌خبریم و هنوز کشف نشده و آن هم مراد باشد. همان‌طور که امیرالمؤمنین یا پیامبر یا امام صادق و امام باقر بارها به الفاظ مختلف اما با یک مضمون فرموده‌اند هر آیه و هر حرف آیات قرآن هفتاد هزار معنا دارد؛ می‌تواند این آیات به حرکت‌های گسترده‌ای ما را متوجّه کرده باشد و ما بی‌خبر باشیم. چگونه است که آن موقع از این حرکت‌های فعلی که الان کشف شده همه بی‌خبر بودند اما قرآن از آن حرف زده؟ البتّه نمی‌شود به‌طور قطعی گفت مقصود آیه یکی از این احتمالات است و بقیه را نفی کرد. به‌صورت کلّی ظاهر آیات سی‌وهفت تا چهل سورهٔ یس را می‌شود گفت به این معنا که همه همان معنای حرکت دورانی خورشید در مدار ثابت را بیان می‌کنند با تأکید بر واژهٔ یسبحون — کلّ فی فلک یسبحون.

نکتهٔ دوم: حرکت انتقالی خورشید به طرف یک مکان نامعلوم است و می‌شود از کلمهٔ لمستقر لها استفاده کرد که بالاخره به مکانی، به سمتی، به قرارگاهی هست؛ اما نمی‌توانیم مکان‌های حدسی خود را به قرآن نسبت دهیم. مهم آن است که بدانیم محلّ استقراری هست که لمستقر لها می‌فرماید.

نکتهٔ سوم: اشارات صریح قرآن به حرکت خورشید — هر کدام از یک معنی حرکت و جریان — از مطالب علمی قرآن و نوعی رازگویی پرده‌برداری کرده است. قرآن در زمانی از مدار یا همان فلک خورشید و جریان و حرکت واقعی سخن گفته که هیئت بطلمیوسی فقط حرکت کاذب را به رسمیّت می‌شناخت؛ و این مطلب عظمت علمی قرآن و آورندهٔ او یعنی نبیّ اکرم را می‌رساند.

اعجاز علمی و بیست‌وهفت حرف علم

نکتهٔ دیگر: آیا این اشارات علمی قرآن اعجاز علمی‌اش را ثابت می‌کنند؟ می‌شود به تفصیل قائل شد که بخشی از این حرکت‌ها قبلاً توسط کتاب مقدّس گزارش نشده بوده. بله در کتاب‌های مقدّس قدیم اشاراتی شده اما نه به همه؛ و قرآن همه را گفته. مثلاً آنچه در کتاب مقدّس — مزامیر — آمده این جمله است که خورشید مانند پهلوان از دویدن در میدان شادی می‌کند. از این جمله فقط حرکت انتقالی دورانی خورشید را می‌شود استفاده کرد؛ چون پهلوانان در میدان به‌طرف جلو و به‌صورت دورانی می‌دوند؛ همین یک حرکت، نه حرکت‌های دیگر. اما حرکت‌های دیگر مانند انتقالی طولی، وضعی، زمانی، دورانی خورشید همه از ابتکارات قرآن است که با همان نگاه اعجاز علمی را ثابت می‌کند.

اجازه دهید جلسات بعد؛ تا همین مقدار بسنده می‌کنیم. تازه این‌ها آن علومی است که به دست ما رسیده و علم فعلی به بخشی از آن دسترسی پیدا کرده. وگرنه تا وقتی امام عصر عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه تشریف بیاورند — اگرچه آنان دور می‌دانند و ما نزدیک می‌بینیم — با این همه پیشرفت و توسعهٔ علمی و تولید علم باز حدیث شریف را می‌دانید: بیست‌وهفت حرف علم را در نظر بگیرید؛ همهٔ علوم را جمع کنید تا آن موقع که حضرت بیاید از آدم تا آن موقع کلاً به دو حرف از این حروف دسترسی پیدا می‌کنند و بیست و پنج حرف علم در سینهٔ مبارک حضرت خواهد بود. ببینید چه خبر و چه غوغایی است وقتی حضرت تشریف بیاورند. خیلی زشت است که ما در چنین دینی و با داشتن چنین آقایی و چنین کتابی که صورت کتبی انسان کامل است بی‌خبر باشیم حداقل از این علوم ظاهری و اعجاز قرآن. ان‌شاءالله خدا همه را آگاه کند. والحمد لله ربّ العالمین.

دیگر آنکه الحمدلله دوستان دست به قلم و تحقیق‌اند؛ منابع را گفته‌ایم و آنچه می‌خوانیم از تفسیر نمونه و موارد مشابه و این دایرةالمعارف نجومی است. طلوع از مشرق و عبور از نصف‌النّهار و غروب در مغرب حرکت یومی ظاهری است؛ حرکت سالیانه نزدیک یک درجه در روز از مغرب به مشرق در صفحهٔ دایرةالبروج اعتدالین و انقلاب و میل کلّی و سال شمسی را رقم می‌زند. این لایهٔ ظاهری را بطلمیوس می‌شناخت؛ اما شناوری در فلک و تجری لمستقر لها لایهٔ واقعی را می‌گوید که قرن‌ها بعد کشف شد. قلب منغمر یعنی همین بی‌خبری از ظاهر قرآن؛ چه برسد به باطن.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.