یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
اقتدا به اهلسنت و حرمت غیبت
استفساری دیگر دربارهٔ نماز جماعت در مناطقی که بیشتر ائمهٔ جمعه و جماعت اهلتسنناند از رهبر عزیز شده است. پرسیدهاند: محل کار در یکی از مناطق کردنشین است؛ اکثر ائمهٔ جمعه و جماعت آنجا اهلتسنناند؛ اقتدا با آنان چه حکمی دارد؟ و آیا غیبت آنان جایز است یا نه؟ رهبر فرمودند مشارکت با آنان در نماز جمعه و جماعتشان از جهت حفظ وحدت اشکال ندارد؛ و میفرمایند از غیبت آنان نیز باید پرهیز شود. یعنی اهلتسنن بودن مجوز غیبت نمیشود.
مواقع النجوم و اعجاز علمی قرآن
ادامهٔ بحث قلب منغمر در موضوع قرآن و بیخبری ما حتی از ظاهر قرآن و از اخبار قرآنی و علوم و اعجاز علمی قرآن بود. یکی از آیاتی که به زیبایی تمام به این اعجاز علمی اشاره کرده آیهٔ هفتاد و پنج به بعد سورهٔ واقعه است. خدای منان میفرماید:
«فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ» (واقعه/۷۵–۷۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند نمیخورم به جایگاههای ستارگان؛ و آن اگر بدانید سوگندی بزرگ است.
قسم به مواقع نجوم — محلی که ستارگان رفتوآمد میکنند. سپس إنه لقسم لو تعلمون عظیم: اگر بدانید این قسم بزرگ است؛ تأکید قطعی. آن موقع کسی از وضعیت کائنات و کهکشانها و کرات و ستارگان باخبر نبود؛ گمان میکردند ستارگان میخهای نقرهایاند که به سقف آسمان کوبیده شدهاند؛ کسی از این مواقع و مداری که ستارگان در آن قرار گرفتهاند خبر نداشت. قرآن تصریح میکند لو تعلمون: اکنون نمیدانید؛ بعدها که عظمت کرات در اکتشافات و اختراعات مکشوف شود متوجه عظمت این قسم میشوید. این قسم را خدا مقدمه کرده برای چه؟
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۷–۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا آن قرآنی است ارجمند در کتابی نهفته؛ جز پاکشدگان آن را مس نمیکنند.
تأکید إنه و لام تأکید: قرآن کریم. کریم دستش باز است؛ سفره پهن است — مأدبة الله؛ بسم الله. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟ اگر دست دراز نمیکنیم و خورش برنمیداریم تقصیر صاحبخانه چیست که این مأدبه را پهن کرده؟ القرآن مأدبة الله؛ سفرهای است که طعام در آن حاضر است نسبت به سعهٔ وجودی هر کس. متأسفانه نرفتیم و غذا برنداشتیم و گرسنه ماندیم.
امروز که خدا لطف کرده در عصر اطلاعات و گسترش علم قرار گرفتهایم متوجه این جایگاهیم که قرآن باز در جای دیگر میفرماید:
«وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» (انبیاء/۳۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر یک در مداری شناورند.
کل — همه — در فلکی و مداریاند؛ یسبحون شناگرند در مدار خود؛ مطلقاً یک اپسیلون و یک میکرون اعوجاج در این مدارات نیست که اگر بود زمین و زمان به هم میریخت. این یکی از مهمترین اعجاز علمی قرآن است. طبق گواهی دانشمندان — چنانکه سالها پیش در تفسیر نمونه آمده — بیش از یک هزار میلیون، یعنی بیش از میلیارد، ستاره کشف کردهاند و کهکشانهای بسیار، هر کدام در مسیر خاص؛ این نشان میدهد سوگند قرآنی چه عظمتی داشته. با آن جهل محیط آن روز که دانشمندان ستارهها را میخ نقرهای میپنداشتند، قرآن پرده از چه عظمتی برمیدارد و همهٔ این قسمها را مقدمه مینشاند که إنه لقرآن کریم: این سفره گسترده است. این قرآن در کنّی و پردهای است؛ مکنون باطن که لا یمسه إلا المطهرون.
طهارت نفس؛ رمز مسّ کتاب مکنون
همهٔ آنان که دنبال این عالم و آن عالم و این کتاب و آن کتاب و از این درس به آن درس و از این استاد به آن استاداند که چه کنیم، رمز این سفره و مأدبة الله تمام شد: لا یمسه إلا المطهرون. نباید به این و آن گیر داد و اصرار و التجا کرد که راهی بگذارند. نمیدانم چگونه موفق باشم؟ چگونه از ظاهر قرآن به باطن عبور کنم؟ چگونه از بیخبری نسبت به این مأدبة الله نجات یابم؟ بسم الله؛ رمز و کد و اصول مهم را قرآن بیان کرده: با طهارت میشود بدانجا رسید. یزکیهم؛ تزکیه؛ زکات هم از همین ریشه است: رشد و نمو در پس طهارت نفس. اگر میخواهی رشد کنی با طهارت نفس بر سر سفرهٔ قرآن بنشین؛ متأسفانه بیخبری از قرآن کار به دست داده است.
اکنون دانشمندان فلکی از میلیاردها ستاره و کهکشان به توان میلیارد سخن میگویند؛ اعداد از شمار بیرون؛ همه در مداری در حرکت. کی میتوانست آن موقع این عظمت را ببیند و بدان قسم بخورد و این قسم را پایهٔ تعظیم قرآن قرار دهد و توجه مردم را به سفرهٔ گستردهٔ مأدبة الله جلب کند و بگوید رمز رسیدن به کتاب مکنون چیزی نیست جز طهارت نفس؟ یعنی از درون خود هرچه تجسس کنی میبینی هرچه هست در درون توست؛ باید از درون خود برسی. آنان که از بیرون میگردند و از درون غافلاند به جایی نمیرسند.
معرفت نفس؛ کانال اتصال به قرآن
در کتاب شریف صد کلمه در معرفت نفس، حدود کلمهٔ نوزدهم، علامه فرمودهاند: آنکه در وادی مقدسِ «من کیستم» قدم ننهاده خرواری به خردلی. مثل آنکه خروار سکه بدهی و خردلی بگیری. معرفت نفس مقدسه است بلکه مقدسترینها بلکه اقدس. در رسالهٔ عین نضاخ — که سفارش پیگیریاش شده — حضرت استاد میفرمود هیچ معرفتی چون معرفت نفس به کار انسان نمیآید و سرمایهٔ همهٔ سعادتها این معرفت است؛ و آنکه خود را نشناخت عاطل و باطل زیست و گوهر ذاتش را تباه کرد و برای همیشه بیبهره ماند. حتی کانال وجودی ارتباط با دریای بیکران قرآن — این مأدبة الله اللایتناهی — باز کانال وجودی خود ماست؛ از درون خود باید پل بزنیم به قرآن.
هرکس توجه کرد و رفت و رسید و چشید و دید — مخصوصاً آنان که ساحلپیمایی نمیکنند و صرفاً به ظاهر قرآن بسنده نمیکنند بلکه به قول حضرت استاد به لجه میروند و در عمق و بطن عمیق آیات قدم میگذارند — چه عظمتی؛ انسان دچار حیرت میشود. ظاهر قرآن را که معجزهٔ علمی میخوانیم هر عقل سلیم اقرار میکند معجزه است؛ آن هم آن موقع که همه بیخبر بودند چگونه انسانی که نخوانده و ننوشته توانسته چنین عظمت بیافریند و انسانها را با باطن قرآن و مأدبة الله آشنا کند که محل تأدیب نیز هست — اگر مأدبه بگیرید بحثش گذشته که محل ادبستان است.
اینها نشان میدهد چقدر عقبیم و چقدر از آن کلید گنج سعادت که خدا در درون ما قرار داده بیخبریم: با خوانش سطر سطر کتاب وجود خود — قرآن درون — پی بردن به قرآن بیرون؛ مفتاح سعادت جاودانی و معراج سرای دو جهانی در معرفت نفس جمع آمده است. او مفتاح مظهر مدینهٔ گوهرهای راز است.
سه قرآن و روزنههای وجود؛ حسرت جنب الله
قرآن کتبی که اکنون در ظاهرش بحث میکنیم؛ سپس متوجه میشوی این قرآن کتبشده، قرآن آفاقی هستشده و قرآن انفسی نفسشده در درون است؛ تا این کانال لایروبی نشود اتصال با آن قرآن بر اساس لا یمسه إلا المطهرون رخ نمیدهد. طبق ممد الهمم از حضرت استاد، در مداخل دوازدهگانه که علامه قیصری برای شرح فصوص آورده و علامه توضیح میدهد، بعضی مانند روزنهای کانال وجودیشان با آن دریای بیکران مرتبط است. روزن منفذ کوچک است؛ وقتی میخواهیم خیلی کوچک بگوییم روزنه میگوییم. آنجا روازن — روزنهها — را استاد در ممد الهمم بحث میکند: بعضی جدول وجودیشان خیلی کوچک است؛ نهر باریک؛ شبکههای ارتباطی ضعیف با دریای لایتناهی. قرآن از سمت لایتناهی سخن میگوید؛ فلسفه و عرفان وجود واحد و بسیط الحقیقه کل الاشیاء. یک دریای لایتناهی که باید از جدول وجودی بدان مرتبط شویم.
چقدر وقتی آه حسرت سر دهیم:
«أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ» (زمر/۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تا مبادا کسی بگوید ای حسرتا بر آنچه در جنب خدا کوتاهی کردم.
حسرت از جنب الله؛ آن اسم اعظم که جنب الله بوده — به یک معنا انسان کامل، به یک معنا قرآن کتبی؛ همه یک حقیقتاند. اینها شرح آن انسان کاملاند: نظام آفاقی قرآن عینی؛ قرآن کتبی شرح نوشتهشده؛ و متن و اصل و غذا و لفظ وجود انسان کامل. باید از شبکههای درون خود متصل شویم. متأسفانه این بیخبری غافل و دور کرده است. انشاءالله خدا به همه رحم کند.
باز میتوان گفت قلب منغمر همان است که در غمرات دنیا فرو رفته و از مأدبة الله بینصیب مانده: نه عظمت مواقع النجوم را جدی میگیرد، نه طهارت مسّ کتاب مکنون را، نه کانال معرفت نفس را. هر اکتشاف کیهانی جدید قسم الهی را بزرگتر مینماید؛ اما بدون تزکیه حتی دانشمند نیز از باطن قرآن محروم است. وحدت عملی با اهلسنت در نماز، در کنار پرهیز از غیبت، حفظ اجتماع مؤمنان است؛ و سیر علمی–معنوی از ظاهر اعجاز تا باطن مطهرون راه خروج از انغمار است. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.