ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 011

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتاء دربارهٔ حائل میان زنان و مردان

بخشی از استفتایی که از رهبر پرسیده شده چنین است: وقتی بانوان پشت پرده در نماز جماعت یا سخنرانی و مراسم می‌ایستند، آیا پرده میان آنان و مردان موجب تحقیر و اهانت به شأن و کرامت زنان می‌شود؟ رهبر این ادعا را رد کردند و فرمودند وجود حائل میان زنان و مردان در نماز موجب تحقیر و توهین نیست؛ آنچه گفته می‌شود توهم و خیالی بیش نیست و اساسی ندارد. افزون بر این، دخالت دادن نظرات شخصی در فقه صحیح نیست. حکم دین را باید از کارشناس دین گرفت؛ متأسفانه امروزه بسیاری از سخنان غیرتخصصی در احکام شرعیه راه یافته است.

ادامهٔ بحث قلب منغمر؛ آیهٔ شصت‌وسهٔ مؤمنون

بحث قلب منغمر ادامه می‌یابد. پیش‌تر آیهٔ شصت‌وسهٔ سورهٔ مؤمنون محل تأمل بود که صریحاً از قلب بی‌خبر سخن می‌گوید:

«بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَٰذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ» (مؤمنون/۶۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بلکه دل‌های آنان در بی‌خبری از این فرو رفته است، و آنان را کارهایی جز این است که بدان مشغول‌اند.

دل‌ها در غمره و بی‌خبری از «هذا» فرو رفته‌اند. باید روشن شود «من هذا» به چه بازمی‌گردد؛ از چه بی‌خبرند؟ و «لهم اعمال من دون ذلک» یعنی عمل ایشان با اعمال اهل ایمان متفاوت است.

روایت امام باقر؛ هذا یعنی من القرآن

روایت شریفی از امام باقر صلوات‌الله‌علیه این اشاره را مکشوف می‌کند. در تفسیر اهل‌بیت علیهم‌الصلوة‌والسلام، جلد یک، صفحهٔ هشتاد و هشت — و نیز در بحار مرحوم مجلسی، جلد نه، صفحهٔ دویست و بیست و پنج — آمده که حضرت ذیل آیه فرمودند:

«قوله بل قلوبهم فی غمرة من هذا یعنی من القرآن»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سخن خدا «بل قلوبهم فی غمرة من هذا» یعنی از قرآن.

پس یک وجه و تأویل آیه آن است که بی‌خبری از قرآن است. ادامهٔ روایت دربارهٔ «ولهم اعمال من دون ذلک» تصریح می‌کند که آنچه پیش از آفریده‌شدن در لوح نوشته شده بود، همان اعمالی است که اکنون به آن عامل‌اند؛ در لوح محفوظ ثبت شده بود که این اعمال را انجام خواهند داد.

غفلت از قرآن؛ صورت کتبیهٔ انسان کامل

چقدر از قرآن غافلیم. امام باقر صریحاً «هذا» را به قرآن بازگردانده است. مقام قرآن مقام جمعی است؛ به یک معنا صورت کتبیهٔ انسان کامل است. انسان کامل کون جامع و برزخ جامع بود؛ همهٔ اکوان و اشیا و اسماء در اوست:

«وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ» (یس/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر چیزی را در امامی آشکار برشمرده‌ایم.

چون قرآن صورت کتبیهٔ انسان کامل و آن امام مبین است، همه چیز در او گرد آمده است. کتابی از ناحیهٔ مقدسهٔ خدای منّان از اعلی مراتب تنزل یافته تا در حد فهم عموم با آن مرتبط شوند؛ درد و درمان در قرآن است؛ و ما این‌همه درد داریم و بی‌درمان مانده‌ایم. امام سجاد علیه‌السلام فرموده‌اند: هر که علم اولین و آخرین خواهد، در قرآن بیندیشد. علم اول و آخر در قرآن جمع است و ما این‌قدر بی‌خبریم. علت آن دوری از قرآن است؛ یا اگر بر حسب ظاهر مأنوس بوده‌ایم، حقایق را مس نکرده‌ایم:

«لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز پاک‌شدگان آن را مس نمی‌کنند.

لوح محفوظ و قاعدهٔ لطف

در ادامهٔ حدیث، اعمال در لوحی پیشین — لوح محفوظ — ثبت شده است. بعضی بزرگان با تدقیق گفته‌اند مراد از این لوح همان علم خداست: در صور علمیه یا ماهیات یا اعیان ثابته در حضرت حق بوده که هر کس در آینده چه خواهد کرد. پس چرا به دنیا آمده‌ایم در حالی که خدا می‌دانست؟ پاسخ به حکمت‌هایی بازمی‌گردد که همه بر قاعدهٔ لطف است. خدا مهلت داده و دنیایی انشا کرده تا با انزال کتب و ارسال رسل متنبّه شویم؛ بلکه یکی نجات یابد. اباعبدالله علیه‌السلام در کربلا همهٔ هستی را پای دین ریخت؛ حتی شش‌ماهه را. یک وجه قربانی کودک آن است که دل حتی یکی از سنگدلان مقابل بلرزد؛ و چنین نیز شد — برگ برنده‌ای برای قیام عاشورا و نجات. آل‌الله مظهر اسماء الهی به نحو اعظم‌اند؛ لطیف‌اند و لطف حق‌اند؛ بر قاعدهٔ لطف آمدند تا از جاماندگان دستگیری کنند؛ ازاین‌رو کشتی نجات شدند. قرآن نیز به تسری همین فرمایش امام باقر — از تفسیر علی بن ابراهیم معروف به تفسیر اهل‌بیت — بی‌خبری ما را به بی‌خبری از قرآن بازمی‌گرداند.

مراتب نزول قرآن؛ هزار و یک کلمه

قرآن از مراتب عالیه به مراتب نازله تنزل یافته است. علامه حسن‌زاده در هزار و یک کلمه می‌فرمایند: قرآن اگرچه یک حقیقت جمعی است، به حسب نزول مراتب بسیار دارد و به لحاظ مراتب اسامی گوناگون. در هر نشئه اسمی خاص مطابق آن نشئه دارد؛ چنان‌که انسان کامل یک حقیقت است و اطوار و مقامات و درجات بسیار، و در هر طور و مقام اسمی خاص. قرآن در عالمی مجید خوانده می‌شود، در عالمی عزیز، علیّ حکیم، کریم، مبین، حکیم؛ این‌ها اسامی است که خود قرآن از خود یاد کرده است. و آن را هزاران اسم است که شنیدن آن‌ها با گوش سر ممکن نیست. معانی هرگز اندر حرف نیاید که بحر قلزم اندر ظرف نیاید. اگر در عالم عشق حقیقی گوش باطنی داشته باشی، توانی آن نام‌ها را بشنوی و اطوار را بنگری و به ملکوت نظر بندی و تنزل را ببینی. پس قابل رؤیت و شنود و شهود است. چرا شنود و شهود نداریم؟ چون کار نکرده‌ایم؛ طهارت قوا نساخته‌ایم؛ مزاج با سبک غلط زندگی از اعتدال خارج شده؛ حوصلهٔ خواندن قرآن و توجه به باطن آن نیست؛ بیماريم.

بیماری بولیموس روحی؛ فقر الی الله

همان بیماری بولیموس که پیش‌تر آمده: فارابی می‌گوید شخص گرسنه است اما جهاز هاضمه به هم ریخته و حس گرسنگی ندارد. روح ما نیز از درون گرسنه است و خبر نداریم؛ احساس سیری می‌کنیم. چرا؟

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» (فاطر/۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای مردم، شما به خدا نیازمندید و خداست که بی‌نیاز و ستوده است.

عطش وجودی با دریای لایتناهی الله — مجمع اسماء و صفات — برطرف می‌شود. چگونه به آن دریا نرسیده احساس سیری داریم؟ فقر ما با الله باید رفع شود؛ و چون الله بی‌نهایت است، عطش به‌راستی رفع‌نشدنی است. باید از کانال ربّ — نخستین اسم منتشر از اسم الله — با عمل صالح و دوری از شرک به اسم الله و اقیانوس لایتناهی برسیم. احساس سیری یا از نرسیدن به آن اقیانوس است، یا از بیماری روحی بولیموس: قلب بیمار شده، احساس گرسنگی و عطش نیست؛ به چند لفظ و کتاب و درس و چند رکعت و زیارت بسنده می‌کنیم. در حالی که عزیز عالم که «إنا أنزلناه فی لیلة القدر» دربارهٔ اوست، تمام حقایق امکانی در قلبش نازل می‌شود و باز می‌گوید هل من مزید؟ و به‌سوی اسم مستأثر حق حرکت می‌کند.

درد درمان‌ناپذیر بدون قرآن

چگونه است که کتابی از ناحیهٔ مقدسه از بالاترین مراتب نازل شده و به حد فهم و شعور ما تنزل یافته تا عموم بتوانند با آن مرتبط شوند، و ما مدعی‌ایم همه چیز در او تجمع کرده و درد و درمان ما در قرآن است، و با این‌همه درد بی‌درمان مانده‌ایم؟ اخبار بسیاری گواهی می‌دهد که علم اولین و آخرین در قرآن است؛ و ما همچنان غافلیم. یا از قرآن دور بوده‌ایم، یا بر حسب ظاهر مأنوس بوده و حقایق را مس نکرده‌ایم. مسّ حقایق قرآنی جز برای مطهّرون نیست.

در کربلا همهٔ هستی اباعبدالله پای دین ریخته شد. قربانی شش‌ماهه یک وجهش آن است که دل حتی یک نفر از قسی‌القلوب مقابل بلرزد؛ و چنین شد. این لطف حق در قالب آل‌الله است که کشتی نجات شدند تا جاماندگان را دستگیری کنند. قرآن نیز در همین افق، بی‌خبری ما را افشا می‌کند.

چرا شهود نیست؟

علامه می‌فرماید نام‌های باطنی قرآن با گوش سر شنیده نمی‌شود؛ معانی در حرف نمی‌گنجد. اگر گوش دل باشد، اطوار را می‌توان نگریست و تنزل را در ملکوت دید. پس رؤیت و شنود و شهود ممکن است. نبود آن نشانهٔ کارنکردن، نساختن طهارت قوا، و خروج مزاج از اعتدال با سبک غلط زندگی است. حوصلهٔ خواندن و توجه به باطن نیست؛ بیماری بولیموس روحی همان احساس سیری کاذب است در حالی که روح گرسنه مانده است.

با عمل صالح و دوری از شرک، از مسیر ربّ — کانال وجودی و نخستین انتشار از اسم الله — باید به اسم الله و اقیانوس لایتناهی رسید. بسنده‌کردن به چند لفظ و درس و عبادت ظاهری، همان بیماری است؛ در حالی که قلبی که لیلة‌القدر است باز هل من مزید می‌گوید.

بی‌خبری از ظاهر قرآن؛ ام‌الکتاب و قرآن مبین

پس دردی است که حتی از مرتبهٔ نازلهٔ قرآن — حروف و کلمات و چینش و بافت ظاهری — بی‌خبریم؛ چه رسد به باطن و تأویل. آیهٔ «إنک لتلقّی القرآن من لدن حکیم علیم» را علامه چنین می‌خوانند که در عالمی قرآن اسم «حکیم علیم» می‌یابد؛ «من لدن» به ذات حق بازمی‌گردد. وقتی علوم قرآنی در ذات باشد، قرآن علیم و حکیم می‌شود. در مرتبهٔ عقل کل، قرآن ام‌الکتاب است؛ وقتی نفس کل شود، قرآن مبین. فرق این‌ها باید جداگانه بررسی شود؛ در کتاب فصوص اسمیهٔ علامه تفاوت نفس کل و عقل کل آمده است. عقل به یک معنا جمع‌الجمع است نسبت به نفس؛ نفس کل مقام کثرت و پرورش مادون است — مقام حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها — و عقل کل مقام امیرالمؤمنین علیه‌السلام.

این بی‌خبری چه کرده که حتی از ظاهر قرآن نیز دوریم؟ ملاصدرا در مفاتیح‌الغیب، مفتاح دوم، از فهم عظمت القرآن سخن می‌گوید و تصریح می‌کند که در ظاهر قرآن نیز لمعات انوار جمال خدا هویداست؛ اما همه نمی‌بینند. ما از عظمت ظاهری نیز بی‌بهره‌ایم؛ به‌راحتی در محضر قرآن پا دراز می‌کنیم و می‌خوابیم در حالی که قرآن بر طاقچهٔ پایین پا نهاده شده. حتی به همین ظاهر نیز نرسیده‌ایم. خدای منّان به همه رحم کند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.