د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱
دارای متن همگام
استفتاء دربارهٔ حائل میان زنان و مردان
قلب منغمر11_ج423
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۷:۲۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## استفتاء دربارهٔ حائل میان زنان و مردان
۰:۱۳
بحث قلب منغمر ادامه مییابد. پیشتر آیهٔ شصتوسهٔ سورهٔ مؤمنون محل تأمل بود که صریحاً از قلب بیخبر سخن میگوید:
۱:۴۶
## روایت امام باقر؛ هذا یعنی من القرآن
۲:۳۲
## غفلت از قرآن؛ صورت کتبیهٔ انسان کامل
۴:۳۲
## لوح محفوظ و قاعدهٔ لطف
۶:۴۷
## مراتب نزول قرآن؛ هزار و یک کلمه
۹:۱۴
## بیخبری از ظاهر قرآن؛ امالکتاب و قرآن مبین
۱۱:۲۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم
و بهین استعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی یا آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
یک بخشی از یک استفتاییست که ظاهراً خواهرها پرسیدند از رهبر عزیزمون که
مثلاً وقتی خانمها پشت پرده
هنگام نماز جماعت یا سخنرانیها و مراسمای دیگه میایستن و اینا،
این که پرده زده میشه بینشون موجب تحقیر و اهانت به اونها میشه و اینا.
بعد رهبر اینو رد کردن
و فرمودن که
این که وجود حائل بین زنان و مردان در نماز موجب تحقیر و توهین به شأن و کرامت زنان نمیش- میشود،
این چیزی که اینا میگن توهم و خیالی بیش نیست
و اساسی نداره. به علاوه دخالت دادن نظرات شخصی در فقه
صحیح نیست. این نظر شخصیه.
متخصص این حرف رو نزده.
متأسفانه امروزه بسیاری از این حرفها در دین وارد شده و در احکام شرعیه.
یک انسان باید اون حکم دین رو از
کارشناس دین اخذ کنه.
اما بحث قلب منغمر رو
به فضل الهی ادامه میدیم.
چنانچه خاطرتون باشه
آیه شصت و سه سوره مؤمنون رو
مورد بحث قرار داده بودیم که صراحتاً درش از قلب بیخبر سخن گفته که "بل قلوبهم فی غمرة من هذا، فی غمرة من هذا
ولهم اعمال من دون ذلک هم لها عاملون" که
میفرماید بلکه دلهای اونها از این
در بیخبری فرو رفته.
"من هذا"
یعنی حالا این، این چی هست رو باید الان
بررسی کنیم. از چی
در بیخبری فرو رفته؟ "من هذا" به کجا میخوره؟
"ولهم اعمال من دون ذلک هم لها عاملون" جز این
چیزی که این حالا این عملی که دارن اینا انجام میدن
جز به جز اون اعمال اونهاست.
یعنی عمل اینها با اعمال اهل
ایمان متفاوته، فرق میکنه.
خب اجازه بفرمایید که رجوع کنیم به
روایت شریفی از امام باقر صلوات الله علیه که
برامون مکشوف میکنه که منظور از این "هذا" در این آیه چیه؟
ما از چی بیخبریم؟ آیه داره نهیب میزنه از بیخبری نسبت به چی؟
در کتاب شریف تفسیر اهل بیت علیهم الصلاة و السلام، جلد یک، صفحه هشتاد و هشت.
البته در کتاب شریف بهار
مرحوم مجلسی علیه الرحمة، جلد نه، صفحه دویست و بیست و پنج هم میتونین روایت رو ببینید
که حضرت باقر ذیل این آیه فرمودن "قوله
بل قلوبهم فی غمرة من هذا
یعنی" داره ترجمه میکنه حضرت که معنای
یعنی یک معنا، یک وجه این آیه، یک
تأویلش چیست؟ "یعنی من القرآن"
یعنی که از قرآن اینها بیخبرند.
"ولهم اعمال من دون ذلک
يقول ما كتب عليهم في
اللوح ما هم لها عاملون قبل ای
یخلقوهم لذلك الأعمال
المکتوبة عاملون"
بله که داره تصریح میکنه به اینکه
آنچه که اینها اعمال که انجام میدن
"ولهم اعمال من دون ذلک" آنچه قبل از اینکه آفریده بشن، امام باقر صلوات الله علیه
داره میفرماید که قبل از اینکه آفریده بشن،
آنچه که الان دارن اعمال انجام میدن در لوحی نوشته شده.
در اون لوح ماقبل نوشته شده، در اون لوح محفوظ ثبت شده بود
که اونها این اعمال رو اعم-- انجام خواهند داد و عامل این اعمال خواهند بود.
حالا وجه، یه وجهش که حالا برمیگرده به
بحث قرآن این رو عرض کنیم که
چقدر ما از این قرآن غافل هستیم.
صریح اینجا امام باقر صلوات الله علیه اشاره دارن به بیخبری ما از این یعنی از قرآن.
"قلوبهم فی غمرة من هذا" این "هذا" رو زدن به قرآن.
از قرآن "یعنی من القرآن"
از القرآن غافل هستیم.
قرآن میدونید مقامش مقام جمعیست.
به یک معنا همونطوری که قبلاً عرض شد
، اون صورت کتبیه انسان کامل است.
خب انسان کامل هم که کون جامع بود و برزخ جامع بود.
همه اکوان، همه اشیا، همه اسماء درش،
در او هستند و
"و کل شیء احصیناه فی امام مبین".
وقتی قرآن میشود صورت
کتبیه انسان کامل و اون امام مبین،
پس این قرآن هم همه چی در او درد شده است.
چگونه است که ما کتابی از سمت ناحیه مقدسه
خدای منان برای ما نازل شده،
اونم از اون اعلی مرتبه
از اون بالاترین مراتب نازل شده اومده
در حد فهم و شعور و درک ما نازل شده، تنزل پیدا کرده که عموم مردم بتونن باهاش مرتبط بشن.
و ما مدعی هستیم که همه چی در او
تجمع کرده، مقام جمعی دارد
درد و درمان ما در قرآن است و ما این همه درد داریم و بی درمان موندیم.
چگونه است که ما بیخبریم و این همه اخبار که
"من اراد علم الاول-- علم الاولین والآخرین
فلیتفكر القرآن". علم اول و آخر به فرمایش امام سجاد صلی الله علیه در قرآن تجمع کرده و ما اینقدر بیخبریم.
خب علتش اینه که متأسفانه از قرآن دور بودیم یا اگر بر حسب
ظاهر با قرآن مأنوس بودیم البته "لا یمسه إلا المطهرون".
ما مس نکردیم حقایق قرآنی رو.
و چه جالب که در همین بقیه
این حدیث امام باقر صلی الله علیه میفرماید اعمال اینها
در اون لوح ثبت شده در لوحی که قبلاً
از قبل این لوح، لوح محفوظ لوح حالا
هر لوحی که بگیری به هر حال لوح، لوح
محفوظ است که اونجا اینها اعمالشون ثبت شده.
بعضی از بزرگان نظرشون این هستش که این
لوحی که اینجا امام باقر صلی الله علیه میفرماید
با کمی تدقق هم متوجه این دقت میشیم که
همون منظور علم خداست.
یعنی در علم حضرت حق در همون
صور علمیه یا ماهیات یا ایان ثابت در ثقل ذات حضرت حق
اینها بوده که هر کسی در آینده چه خواهد کرد.
حالا پس چرا ما تو این دنیا اومدیم در حالی که خدا میدونست علم داشت؟
اینا دیگه برمیگرده به حکمتهایی که همه بر اساس لطف، قاعده لطف خداست.
دو مرتبه خدا مهلت داده.
دنیایی رو انشا کرده که بیاییم اینجا با انزال كتب و ارسال رسل
ما رو متنبّه کنند بلکه یه نفرمون شده نجات پیدا کنیم.
مثلی که دارد مثلاً ابا عبدالله صلی الله علیه در کربلا همه هستیش رو ریخت پای
دین حتی شش ماههشو.
خب شش ماههشو چرا قربانی داد؟
برای اینکه شده دل یه-- یه وجهش البته اینه.
دل یک نفرم که شده از اون قسی القلبهای
مقابل آقا تکون بخوره، بلرزه کما این که این اتفاق هم افتاد
و اون برگ برنده ایست برای قیام عاشورا، نجات.
اینها به هر حال اسماء الهی به نحو اعظم در اینها پیاده شده است.
اینها هم لطیفاند.
اینها هم لطف حضرت حقاند.
اینها هم بر اساس قاعده لطف تشریف آوردند
که بتوانند
دستگیری کنند از جا ماندهها.
لذا کشتی نجات شدند. حالا این قرآن هم
به تسری این فرمایش امام باقر صلی الله علیه در این روایت شریف
از اون تفسیر علی بن ابراهیم یعنی معروف به تفسیر اهل بیت علیهم الصلاة والسلام.
اونجا فرمودم که
این بیخبری ما به جهت
بیخبری از قرآن است.
حالا این قرآن از اون مراتب عالیه تنزل پیدا کرده
و آمده به مراتب نازله
که اتفاقاً در همین خصوص حضرت استاد کل علامه سنزدی الله رحمة در کتاب شریف هزار و یک کلمهشون.
اونجا میفرمایند که بدان که قرآن اگرچه یک حقیقت است، یک حقیقت جمعی دارد دیگه محل جمع است.
مثلاً مقام، مقام جمعیست. اما آن را به حسب نزول مراتب بسیار است و به لحاظ مراتب اسامی گوناگون.
یعنی در هر مرتبهای و هر نشئه ای قرآن اسمش متفاوت شده.
اینکه میبینید اسامی هم خود قرآن در
متن خودش اسمهای مختلف از خودش بیان میکنه به جهت همین مراتبه.
حالا و ادامه آقا میفرمایند که و در هر
نشئه اسمی خاص مطابق آن نشئه دارد.
چنانکه انسان کامل یک حقیقت است.
ببینید تطبیق بین انسان و
قرآن و آن را اطوار و مقامات و درجات بسیار است
و در هر طور و مقام اسمی خاص دارد.
یعنی انسان، انسان هم در هر طوری اسم خاصی پیدا میکند.
قرآن در عالمی مجید نامیده میشود و در عالمی عزیز و در عالمی علی
حکیم و در عالمی کریم و در عالمی مبین و در عالمی حکیم
و اینها اسامیای است که در قرآن از آنها اسم برده شده.
یعنی خود قرآن خودش رو این چنین یاد کرده و آن را هزاران اسم است که شنیدن آنها با این گوش
سر امکان ندارد.
وانگهی معانی هرگز اندر حرف نیاید
که بحر غزل اندر ظرف نیاید.
و اگر در عالم
عشق حقیقی و
محبت الهی
دارای گوش باطنی هستی
یعنی گوش دل داری توانی آن نامها را بشنوی و
آن اطوار را بنگری
که نظر بندازی به ملکوت، اون تنزل رو ببینی.
خب وقتی حضرت علامه این چنین میفرماید پس قابل رؤیت است، قابل شنود است، قابل شهود
است. چرا ما شنود و شهود در این جهت نداریم؟
چرا بیخبریم؟ خب معلومه.
کار نکردیم، زحمت نکشیدیم
و قوای خودمون رو--
طهارت قوا رو در خودمون ایجاد نکردیم.
مزاج بر سر سبک غلط زندگی همینطور که قبلاً عرض شد از اعتدال خارج شده.
حوصله قرآن خوندن نداریم.
توجه به باطن قرآن نداریم و مریضیم.
اون مریضی بولیموس که عرض شد.
مرحوم فارابی میفرماید طرف گشنه است اما نمیدونه
جهاز هاضمهش و اینا ریخته به هم.
حس گرسنگی نداره.
ما هم از درون روحمون گرسنه است اما خبر نداریم.
احساس سیری میکنیم. چرا احساس
سیری میکنیم؟ مگر این نیست که "یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله
والله هو الغني الحمید".
مگر این نیست که عطش وجودی ما رو
با دریای یت-- لایتناهی و بیانتهاي
الله و اون الوهیت که
مجمع جمع اسم و صفات است برطرف میشود.
پس چگونه است که ما به اون دریا نرسیده احساس
سیری میکنیم؟ در حالی که عطش ما، اون فقر ما با الله باید برطرف بشه.
یعنی الله که لایتناهی است پس عطش ما اصلاً رفع نشدنیست.
ما باید با اون لای روحی کانال وجودیمون
از اون ربمون که فملاقی قرار ریا-- لیاقتش--
لیاقت زیارتش رو پیدا کنیم.
چه کنیم؟ با عمل صالح و دوری از شرک
باید از طریق اون رب برسیم که کانال وجودی ماست.
منت-- اولین اسمیست که منتشر شده از اسم الله.
برسیم به اسم الله و برسیم به اون اقیانوس لایتناهی.
چگونه است که احساس سیری داریم
به جهت اینکه دستمون به اون اقیانوس نرسیده یا اگر رسیده
در درون اون بولیموس مریضی رو داریم.
یعنی مریضی روحی، قلبمون مریض شده، احساس گرسنگی نداریم، احساس عطش نداریم.
بسنده میکنیم به چهار تا لفظ و کتاب و شنیدهها و
چهار تا درس و بحث و چهار تا
رکعت عبادت و چهار تا زیارت و السلام.
در حالی که عزیز عالم
إنا أنزلناه في ليلة القدر فعلاً تمام حقایق امکانی در قلبش نازل میشه
باز صدا میزنه که هل من مزید؟
آیا باز هم هست؟ که به سمت اسم مستعصي حضرت حق حرکت میکنه.
پس این دردیست که حالا
ما از همین مرتبه نازله قرآن هم بیخبریم.
واقعاً از همین حروف و کلمات و چینش و بافت و
مزاج قرآن در حسب ظاهر هم بیخبریم.
چه برسه به باطن و بواتن و
تأویل و اون حالا عمقهایی که براش مطرح کردن که بماند.
حالا اون إنك لَتلقى القرآن من لدن حكيم عليم
که علامه فرمودن در حال عالمی یک اسمی داره توی عالم
حکیم علیمه. کجا؟
اون تل-- من لدن، اون مربوط به ذات حضرت حقه.
وقتی در ذات این علم، علم
و علم علوم قرآنی، خود قرآن در ذاتش میشه علیم حکیم.
قرآن حکیم میشه، قرآن، قرآن علیم میشه.
وقتی که مثلاً در مرتبه
عقل کل قرار میگیره میشه،
میشود قرآن، قرآن
ام الکتاب، ام الکتاب.
وقتی نفس کل میشود، میشود قرآن مبین.
که حالا اینها بعداً باید مورد بحث قرار بگیره که فرق اینها چگونه است.
عزیزان میتونند رجوع کنند به کتاب شریف و بینظیر فس اسمیه از علامه.
اونجا بیان میکنه که فرق نفس کل با عقل کل چیست.
و حالا عقل به صورت کلیتر و جمع الجمع
به یک معنا نسبتش به نفس.
نفس کل مقام کثرته.
مقام پرورش مادونه.
نفس کل که مقام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و عقل کل هم مقام حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام.
خب این بیخبری چه کرده با ما
که از لفظ قرآن هم از این
ظاهر قرآن هم که ملاصدرا علیه الرحمه
در کتاب شریف مفاتیح الغیبش میفرماید
در اون مفتاح دوم فاتحه دوم میفرماید فهم عظمت القرآن و تصریح میکنه که در
ظاهر قرآن هم لمعات اون
انوار جمال خدا
هویداست. ولی همه نمیبینن.
ما متأسفانه از همین عظمت ظاهری قرآن هم بیخبریم، بیبهرهایم،
متوجه نیستیم. به راحتی در محضر قرآن پامونو دراز میکنیم.
میخوابیم در حالی که قرآن رو طاقچه پایین پامونه و، و، و.
به همین ظاهر قرآن هم متأسفانه
نرسیدیم. انشاءالله خدای منان به هممون رحم کنه.
والحمد لله رب العالمین.
اللهم
صل على
محمد وآله.
اللهم
صل على
محمد
وآله.
اللهم
صل على محمد وآله. اللهم صل على
محمد
وآله.
جلسه قبل
جلسه بعد