ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.

سلام علیکم و رحمة الله.

پرسیدن از رهبر عزیزمون که اگر چنانچه ما نماز جماعت اقامه می‌کردیم یعنی امام جماعت بودیم بعد بر اثر سانحه‌ای مثلا دستمون قطع شد این‌ها جراحی کردن دستمون رو قطع کردن.

نمی‌دونستیم این حکم رو جاهل بودیم که امام جماعت نباید ناقص باشه از حیث جوارح و بالاخره به امام جماعت بودنمون ادامه دادیم بعدا متوجه شدیم.

حالا حکم نمازهایی که اون وقت اقامه شده چگونه است؟

رهبر عزیزمون می‌فرمایند که نماز مأمومینی که در گذشته بر اثر جهل، جهل به حکم شرعی به شما اقامه کردن محکوم به صحت و اعاده و قضا بر آنها واجب نیست.

اما بحث قلب منغمس رو در زشتی و پستی و پلیدی جهل و نادانی و بی‌خبری و بیخ، بی‌خردی و اینکه انسان دور باشه از علم و معرفت پیش می‌بریم.

که چه شیرین که امام صادق صلوات الله علیه در همین خصوص فرمودند که اذا اراد الله بعبد خيرا وقتی خدای منان اراده خیر کنه در خصوص کسی برای بنده‌ش اراده خیر کنه چه می‌کنه؟

فقهه في الدين.

او را در دینش دارای فهم عمیق می‌کنه.

فهم عمیق یعنی باخبر شدن از درون مایه دین که جلسه پیش پیرامون اون مقدمه کتاب کشف المراد که حضرت علامه شهرانی فرموده بودند سخن گفتیم که ایشان چقدر اصرار داشتند به رسیدن به باطن دین.

نه اکتفا کردن به ظاهر و پوسته دین.

که حالا این حدیثی که خوندیم اگر خواستید ببینید در کتاب شریف کافی مرحوم کلینی اعلا مقامه الشریف جلد یک صفحه چهل و هشت هست.

دوباره تو همین مدرکی که عرض کردیم از امام باقر صلوات الله علیه هم هست که الكمال کل الكمال حضرت دارن کل کمال رو بر می‌شمارند.

التفقه في الدين یکی عمیق شدن و خبر دقیق و عمیق و اه خبر گرفتن از باطن عمیق دین به این معنا.

و صبر علی النائبه بر اون ناگواری‌هایی که بر انسان عارض میشه صبر کردن و تقدیر و معیشه اندازه گیری معیشت نه افراط نه تفریط.

این‌ها کل کمال‌اند.

یعنی کسی بخواد به سمت کمال حرکت کنه چاره‌ای از این‌ها نیست.

و چقدر شیرین که انسان سعی کنه با کمالین بنشینه بلند شه.

اون‌ها مکمل‌های ما هستند در کمال.

در سیر استکمالی نفس ناطقه همون ما چاره‌ای جز نشست و برخاست با انسان‌های عاقل، انسان‌های عالم و عارف نداریم.

کسانی که با جهال می‌شینن، با جاهل می‌شینن این‌ها مثل همون می‌شن.

اخیراً در علم تجربی آزمایشی انجام داده بودند.

خیلی جالب بود که حالا یه دستگاه‌هایی رو در کنار هم قرار داده بودند با طول موج‌های مختلفی این‌ها حرکت می‌کردند.

مثل عقربه ساعت که حرکت می‌کنه نوسان داره رفت و برگشت داشت البته این عقربه‌ها می‌رفت و برمی‌گشت با طول موج‌های مختلف این‌ها رو کنار هم گذاشتند بر اثر قرابت همدیگه و نزدیکی به هم بودن این‌ها به مرور طول موج‌شون به شکل هم شد در هم تأثیر و تأثر داشتند و مثل هم شد طول موج‌هاشون.

لذا فرمودند الطریق ثم الرفيق ثم الطريق.

الرفيق ثم الطريق.

اول رفیقت و هم نشینت رو پیدا کن.

هم مسلک تو پیدا کن بعد راه رو پیدا می‌کنی.

اینی که حضرت عیسی علی نبينا و آله و علیه الصلاة والسلام رو به ایشون عرض کردن که یا رسول الله ما با کی بشینیم؟

با کی مجالست و مهانست کنیم؟

مصاحبت کنیم؟

فرمودند که با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا بندازه و سخنش دانش شما رو زیاد کنه و البته که کردارش هم شما را به آخرت تشویق کنه.

یعنی شما رو ببر به یک معنا شما رو ببره به باطن عالم.

سخنش دانش شما رو زیاد کنه.

وقتی حرف می‌زنه شما باخبر بشی نه اینکه بدتر در بی‌خبری فرو بری.

این باخبر شدن از عالم یکی از مهمات بلکه اصل مهمه و اهم بر مهمات زندگی ماست که متاسفانه از اون بی‌خبریم.

حالا ما از اینکه در قوس نزول ان الله اومدیم همه تشریف آوردید به این نشئه، خب دست خودمون نبود.

شکلمون، ظاهر و باطنمون، همه شکل و وضعیت و شاکلمون دست خدا بود.

ظاهرمون دست نشئه طبیعت بود.

نان و آبی که پدر مادر خوردند در اصلاب و ارحام بدل به نطفه شد و حالا عرض شود این سیر استدراجی نطفه اومد تا گوشت و پوست و خون و این‌ها به این شکل دراومد.

دست ما نبود.

خبر نداشتیم از این سیر و حتی باطنمون و نفخت فیه من روحه اون نفس ناطقمون هم همچنین.

اون هم دست ما نبود شکل‌یش شاکله‌ش.

اما از اینجا به بعد در قوس صعود وظیفه داریم که بسازیم.

ما باطن خودمون رو و ظاهر خودمون رو به یک معنا بدنمون رو و نفسمون رو داریم از الان می‌سازیم الی الابد.

لذا مرحوم علامه علیه الرحمه در هزار و یک نکته‌شون از قول مرحوم دهدار علیه الرحمه اونجا نقل می‌کنند که علم، علم انسان مشخص روح است.

یعنی اون روح انسان به چه شکله؟

شاکله‌ش چگونه است بعد از مرگ نفس انسان به چه شکله؟

می‌فرماید به شکل علمته باورها و اعتقادات و معارفی که کسب می‌کنی.

اگر بی‌خبری به زشت‌ترین و کریه‌ترین وجه ممکن باطنت رو داری می‌سازی.

حالا اگر ما بی‌خبر باشیم، خبر نداشته باشیم از همین علم، از همین موضوعی که الان عرض کردیم به سمع مبارک شما رسوندیم و بارها درباره‌ش سخن گفتیم بی‌خبر باشیم.

خب خودمون داریم باطن خودمون رو می‌سازیم.

چه بلایی سر خودمون داریم میاریم؟

بعدها چه اتفاقی قراره بیفته؟

مواجه با خودمون می‌شیم، با خودمون محشور می‌شیم.

می‌بینیم چه کردیم با خودمون، چه ساختیم.

و همچنین فرمودند و عملش مشخص بدن او در نشئه اخروی است.

یعنی آنچه که مشخص می‌کنه، شکل میده بدن ما رو، اون عمل ماست.

که حالا اون عمل هم قطعاً بر اساس باورهاست.

هر کسی نسبت به باورها و اون دانش و معرفتی که دارد عمل می‌کند.

گفت این دو توأمان.

لذا علم و عمل جوهرند و انسان‌ساز.

دارند آینده ما رو می‌سازند.

در قوس صعود اگر ما بی‌خبر باشیم-- عرض شد در قوس نزول این بی‌خبری مشکلی ایجاد نکرده.

به بهترین وجه ممکن تکوین نظام هستی و دست غیبی حضرت حق، ظاهر و باطن ما را آراست.

فإذا سویت و به بهترین وجه ممکن نیکوترین حالت و معتدل‌ترین وضعیت، این چی شد؟

ما سرشته شدیم، إنشاء شدیم.

و نفخ الله فیه من روحی فقع له ساجدین.

انقدر به شرافت و به عظمت این ساخته شد که دستور سجده به ملائکه داده شد.

اما از اینجا به بعد چگونه؟

آیا خودمان را به گونه‌ای می‌سازیم که بعد از مرگمان دو مرتبه دستور سجده به ملائکه داده بشه؟

آیا این چنین خواهد بود؟

خب این بی‌خبری کار دست ما می‌ده ابد ما رو خراب می‌کنه بی‌خبری.

ببینید ابد ما رو داره بالاخره علم مشخص روح انسانه دیگه.

عمل ما، اون علم و عمل ما داره آینده ما رو می‌سازه.

وقتی بی‌خبر باشی باعث می‌شه که چه، چه اتفاقی بیفته؟

ما در اون طورهایی که بعدها خواهیم داشت، این طورهای ما صرفاً در این نشئه نیستش که.

و خلقکم و لقد خلقکم اطوارا این کریمه خیلی درش باید دقت بشه این کریمه که و خلق و لقد خلقکم اطوارا در سوره مریم سلام الله علیها باید باشه که ما شما رو به طورهای مختلف خلق کردیم.

خب از اینجا به بعد دست خودمونه.

من خودم رو به اطوار مختلف دارم إنشاء می‌کنم و می‌سازم.

خودم دارم خودم رو-- یعنی مشخص خودم هستم.

خودم دارم اگر بی‌خبری داری بلایی سر خودت میاری که بعداً با دیدن خودت وحشت‌زده می‌شی.

دهشت می‌گیرد، وحشت می‌گیردت.

این یکی از معانی اون ظلمت و سختی و تنگی و ترس، ترس، خوف هنگام مرگ.

این‌ها چون از ظاهر به باطن عبور می‌کنی، خودت با خودت محشور می‌شی و هم‌نشین خودت، خودت رو زیارت می‌کنی و به لقاء خودت میری که سنریهم آیاتنا في الآفاق و في أنفسهم حتى یتبین لهم أنه الحق.

این حق رو در آینه و مرآت وجود خودت می‌خوای بیا و ببینی، نمی‌بینی و اونجا نمی‌بینی و وحشت می‌کنی.

اونجا یا در آینه‌ وجودی خودت وقتی آینه کج و معوج باشه، حق رو هم زشت نشون میده.

اون موقع هرچی می‌بینی زشت می‌بینی، بد می‌بینی، خودت رو بد می‌بینی، خودت از خودت منزجری، خودت از خودت بدت میاد.

خودمون با خودمون هم‌نشین هستیم تا ابد.

چه کردیم با خودمون؟

اینا همش دستخوش چیه؟

دستخوش باخبر شدن ماست.

خصوصاً از باطن.

اگر از باطن بی‌خبر باشیم چگونه بیارائیم خودمون رو؟

کسی که علم به نفس ندارد، خودش رو نمی‌شناسه، نیازهاشو، احتیاجاتشو خبر نداره، چگونه به پی احتیاجات و نیازهای خودش بره؟

لذا قطعاً در یک بی‌خبری به سر می‌بره و، و به انحطاط خواهد رفت.

و خدا به فریاد ما برسه از وقتی که باخبر می‌شیم که با خودمون چه کردیم.

وا حسرتا یا حسرتا برآیه قرآنه.

یا حسرتا علی ما فرطت فی جنب الله از اون کوتاهی‌هایی که پیرامون جنب الله کردیم.

جنب الله اون نفس کل است، اون عقل کل است، اون آدم، آدم اهل بیت علیهم الصلاة والسلام است که و علم آدم الاسماء كلها تعلیم داد خدا به آدم همه اسماء رو.

اون انسان کامل است.

خب ما هم یک جزئی از اون هستیم.

ما نفس جزئی هستیم، اون نفس کل است.

ما به اون سمت حرکت می‌کنیم.

وقتی رفتیم در قیاس دیدی خودت اصلاً نمی‌شه خودت رو، این نفس جزئی رو کنار اون نفس کلی گذاشت.

یعنی شفعی رخ نداده، سنخیتی و شفع اول وثل.

این سنخیت رخ نداده، این جنس هم‌جنسی، کبوتر با کبوتر، باز با باز کند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز.

وقتی هم‌جنسی و هم‌سنخی رخ نداد، دیگه شفاعتی در کار نیست.

انسان غریب می‌مونه و تک و تنها و در اون غربت و بیچارگی خودش علی الدوام معذب است.

یکی از معانی تعذیب و عقاب این‌ها اینجا خودش رو این چنین نشون میده و دور از حجت خدا، دور از اون نفس کل، دور از اون عقل کل، دور از انسان کامل و این فراق بیچارش می‌کنه که اللهم انا نشکو الیک فقد نبیانا و غیبت ولینا.

اینجا به یک معنا غیبت رخ میده، فقدان رخ میده، رخ داده.

اونجا به گونه‌ای.

اینجا مقطعی است، اونجا همیشگی است.

پس چقدر خطرناک بیخبری، بی‌خبر بودن از خود، از نظام هستی، از آنچه که خدا از ما توقع دارد، مسیری که قرار است برویم.

الا لا یتنهای و حد یقف نداریم دیگه ما.

دیگه خدا به فریاد برسه از کسی که خصوصاً از خودش بی‌خبره.

حالا انشاالله در همه خصوص حرف می‌زنیم با همدیگه.

انشاالله که خدا به ما رحم کنه.

یا دلیلی المتخیرین.

والحمد لله رب العالمین.

اللهم صل على محمد اللهم صل على محمد يا رب صل على محمد و آله يا رب صل على محمد و آله.