بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
اه استفتاهی شده از رهبر عزیزمون که خب قبلاً ما عرض کردیم برام به فتوای همه مراجع تا رهبری که کسی که تلفظش صحیح نیست نمیشه بهش اقتدا کرد.
حالا سؤال اینه امام جماعت در اثنای نماز تو کیفیت تلفظ یه کلمهای شک میکنه و رد میشه ازش که حالا اینو درست تلفظ کرد یا نه و رد میشه بعد از نماز متوجه میشه که اشتباه تلفظ کرده.
تأمل میکنه متوجه میشه و اونجا فکر میکرد درست بوده یا شک داشت.
اینجا نماز خودش و دیگر مأمومین چگونه است؟
رهبر عزیزمون فرمودند که نماز محکوم به صحته یعنی درسته مشکلی نداره.
ما عرض کرده بودیم که اونجایی که متوقف شدیم در جلسه قبل منغمر جلسه پیش روی بحث چشم و حساسیت اون و فلسفه ایجاد چشم در وجود انسان یه [نفس عمیق] عرض شود تذکر کوچولویی دادیم و رد شدیم.
گفتیم حالا بعدا عرض میکنیم در بحث اینکه چرا ما بیخبریم و اصلاً چشم رو خدای منان داده برای خبر گرفتن از عالم.
قوای سامعه برای خبر گرفتن شنودیست.
قوای باصره برای خبر گرفتن شهودیست.
همش برای خبر گرفتنه.
قلب منغمر کسیه که چشم و گوشش رو بسته به روی حقایق هستی که حالا یادمه خیلی در اون جلسات خیلی شاید مثلاً یک سال پیش بود حدوداً این حدیث رو ما با هم روش بحث کردیم که تفسیر صافی جلد دو صفحه صد و بیست و هشت از امام سجاد سلام الله علیه پیرامون همین بحث چشم و اینها یه حدیث شریفی بیان کرده که میفرماید الا آگاه باشید بدونید ان للعبد اربع اعین خدای منان برای بندهش چهار تا چشم قرار داده.
اربع اعین.
حالا ببینیم این چهار تا چشم چگونه است که خدا اینها رو داده ما باهاش خبر بگیریم از عالم دیگه.
عینان این تصنیع است یعنی دو تا چشم.
عینان يبصر بها امر دینه.
دو تا چشم هست که با اینها نسبت به امر دینش آگاهی پیدا میکنه.
امر دینش رو با اینها میپاید.
امر دینه و دنياو دین و دنیاش رو با هم.
یعنی این دو تا چشم ظاهری در حقیقت به همون ظاهر دنیا و ظاهر دین میپردازه.
و عینان يبصر يبصر بها امر آخرته.
دو تا چشم هم هستش که با اینها بصیرت پیدا میکنه بنده به چی؟
به امر آخرتش.
فإذا أراد الله بعبد خيرا خب این دو تا چشم ظاهر رو که همه دارن همه هم متوجه هستند و اما اینکه با چه نگاهی پیرامون خودشون رو نگاه کنن این مهمه.
یعنی این دو تا چشم در طول اون دو تا چشم باطن قرار بگیره یا نه.
فإذا أراد الله بعبد خيرا وقتی خدا اراده خیر در رابطه با بندهش میکنه فتح له العينین خدا برای چنین کسی یه دو تا چشم دیگه رو باز میکنه.
فتح یعنی پیداست که دو تا چشم رو داره.
خب اون بالا فرمود داره دیگه.
اما اینجا فتح دیگه خدا بازش میکنه.
التین فی قلبی کجاست جای این دو تا چشم که خدا بخواد بازشون کنه؟
در قلبشه یعنی در الهیت وجودشه.
پیداست که با اونا باید باطن رو بپاید، غیب رو بپاید.
فابصر فابصر بهم الغیب فابصر بهم الغیب و پس با این دو تا چشم بهما تصنیه با این دو تا چشم غیب رو بصیرت پیدا میکنه، آگاهی پیدا میکنه و امر آخرته و امری که مربوط به آخرتشه، قیامتشه، بعد از مرگشه.
و إذا أراد الله به غير ذلك یعنی اگر چنانچه خدا ارادهاش بر این تعلق گرفت که حالا خیر این بنده نبود که البته در طول خود اراده عبد بنده به سمت شر بره کلاً نمدها أولا بها أولا قرآن میفرماید ما اون رو برو هرچی بخوان همون ور بهشون امداد میدیم دنیاییها رو بر بحث دنیاشون امداد میدیم میکشیم براشون امداد مد نمدو.
آخرتیها رم اینایی که دنبال آخرتشون نمدو بهشون یعنی کمکشون میکنیم امداد میرسونیم بهشون.
اگر غیر از این اراده شد یعنی اراده خیر نشد ترك القلب بما فيه اینجا در حقیقت [نفس عمیق] اون چشم اون دو تا چشمهایی که در درون خودش بوده دیگه چیزی نمیبینن.
اونا ترك القلب بما فيه یعنی اون دو تا چشمی که در درون قلب قرار گرفتن ترکش میکنن که اند چون مربوط به نظام اقدساند ترک میکنند.
دیگه قهر میکنند.
ذیل اسم القهار خدا تعریف میشن اونجا.
دیگه با بنده قهر میکنن.
دیگه چشم باطن طرف کور میشه.
یعنی دیگه بیخبر میشه از آخرت.
حالا کسی که از آخرتش بیخبره، از جایی که میخواد بره بیخبره، از حساسترین لحظات زندگیش.
خب این دنیا یک مکثه.
قرآن میگه از ملائکه میپرسه که قیامت میپرسن آقا یا ملائکه از انسانها میپرسند آقا شما چقدر در دنیا مکث داشتید؟
چقدر در دنیا بودید؟
میگن لحظاتی.
میگه مکث داشتیم ما اصلاً.
آنی کمتر از آنی یه همچین عبارتی یه همچین مضمونی.
بعد حالا اینو بفروشی به ابد؟
چی میشه که بفروشی به ابد؟
اینکه چشمت رو ببندی.
یکی از ابزار آگاهی از نظام هستی از درون و بیرون خودت همون چشمهاست.
چشمهای ظاهر، چشمهای باطن.
خب اینا رو وقتی بستی و کور کردی دیگه چی میخوای ببینی؟
چگونه باخبر بشی از این حقایق نظام هستی؟
چگونه میخوای خبر بگیری از عوالم؟
چگونه میخوای باخبر بشی از علوم و معارف؟
که حالا این حدیث شریف نبوی که در احياء العلوم بود قبلاً عرض کردیم جلد یک صفحه صد و سی و چهار که ان لربکم فی ایام دهرکم خیلی زیبا لربکم فی ایام.
تو به این لربکم توجه بکنید.
فی ایام دهرکم نفحات فتعرضوا لها یا الام بعضی روایات داره الا فتعرضوا لها.
خودتون رو در معرض این نفحات و این دمیدنها و وزیدنهای از روی رحمت خدا قرار بدید در ایام روزگار، روزگار شما اینم لربکم یعنی از سمت و ناحیه رب خودتون این نفحات صورت میگیره.
چرا رب؟
چون میخواد شما رو پرورش بده.
چون میخواد شما رو بالا ببره.
چون میخواد شما رو رشد بده، ارتقای وجودی بده.
دائماً تعالی و تعالی سر میده بر شما.
لعلّه ان يصیبکم نفحة منها فلا تذوقونا بعدها ابدا.
که اگر شما خودتون رو در معرض این نفحهها قرار ندید فلا تذوقونا بعدها ابدا.
دیگه بعداً هیچ فایدهای نداره.
برای شما فایدهای بعداً نداره.
الان باید چشمتون رو باز کنید.
الان در معرض این نفحات قرار بگیرید.
این نفحات همون بیداریه، همون يقظه است، همون آگاهیه، همون باخبر شدن از حقایقه.
اصلاً چرا بهش میگن نبی؟
چون باخبره.
چرا امامت، ولایت، خلافت همه در طول او هستند؟
حالا رتبه بندی که بکنی بله ولایت اون در همه جاریه.
امامت میشه مرتبه عالیهش.
همینطور حالا بخوای از ابتدا بش بچینی بری جلو سیر صعودی بگیری اول عبده، بعد میشه نبی، بعد رسوله، بعد به یه معنا خلیله، بعد میشه امام که همه معنای ولایت رو دارند و همه معنای خلاف-خلافت رو دارند.
خلیفه خدا روی زمینه حالا با رتبه های متعدد.
همه اینها به میزانی که از یعنی آگاهی پیدا کردن از عالم، از علم الهی بهره جستن به همان میزان رتبه میگیرن در خلافتشون، در ولایتشون، در امامتشون، در نبوتشون، در رسالتشون، در عبادیتشون.
اصلاً چیزی جز این نیست عزیز دلان.
هرچی که خبر گرفتی، باخبر شدی.
اگر قلب بیخبر است قلب به مقام خلافت، به مقام عرض شود نبوت، رسالت، خلت، امامت، ولایت نخواهد رسید.
به هر میزان که باخبر است رسیده است.
این حالا اون معنای قربتاً الی الله رو بهتر دارین میفهمین.
قربتاً الی الله یعنی که چشیدن، یعنی رسیدن، یعنی دارا شدن.
تلبس به اسماء الله، چشیدن حقایق اصلی، باخبر شدن از علوم، علم به احوال اعیان موجودات، حکمت، حکمت، حکمت متعالی همین که بالاترین حدشه که یٰس وَالْقُرْآنِ الْحَكِیمِ، یُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَالْحِكْمَةَ.
اگر غیر از این باشد در بیخبری خواهیم مرد و در بیخبری محشور خواهیم شد و در بیخبری خواهیم ماند.
و چه شیرین که بالاترین نعمتهای بهشتی که در مقام شهادت رخ میدهد و شهود و شهدا عند ربهم یرزقون.
سید بحر العلوم بارها عرض کردیم در رساله شون میفرمایند که مقام علم و معرفت است، مقام آگاهی از حقایق عالم است و وقتی مؤمن از دنیا میره اینقدر حرمت داره مؤمن یعنی محب علی که از اونجا به بعد شروع به تعلیم میشه.
شروع از مرگ مؤمن با تعلیم شروع میشه.
مرگ مؤمن موت مؤمن محب علی موتش با تعلیم شروع میشه.
یُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَالْحِكْمَةَ.
کسریهاش باید جبران بشه.
هی به تعالی وجودی برسه.
ببین چقدر جایگاه علم و معرفت مهم و والا است که از اونجا تازه شروع میشه.
حالا بیخبری رو بگیر.
به همان میزان که آگاهی داشتن، باخبر شدن از حقایق نظام هستی به یک معنا سیر حکمتی و عرفانی از حیث نظر و عمل مهم است و در اعلی مرتبه قرار دارد به همان مقدار بیخبری در پستترین و مادون قرار دارد.
لذا کسی که بیخبر است میگن تو دنیامون دنیایی زندگی کرد، دنیوی بود، پست بود، پست، پست زندگی کرد.
دنیا دنی پست در انزل مراتب.
گیر کرده تو اینجا.
گرفتار اینجاست.
به سایه توجه داره، به اصل توجه نداره.
انشاءالله خدا هممون رو حفظ کنه از این گرفتاریها و بیخبریها.
والحمد لله رب العالمین.
اللهم صل على محمد و آله.
اللهم صل على محمد و آله.
اللهم صل على محمد و آله.
اللهم صل على محمد و آله