ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آياته.

السلام علیکم و رحمة الله.

آیا تيمم بدل از غسل نسبت به امام جماعتی که معذور است برای اقامه نماز جماعت کافی است؟

یعنی آن امام جماعتی که حالا مثلاً غسل بر او واجب شده اما نمی‌تواند غسل کند، تيمم بدل از غسل کند، می‌تواند اقامه جماعت کند؟

رهبر عزیزمون فرمودند که اگر شرعاً معذور باشد یعنی عذر داشته باشد از اینکه غسل کند می‌تواند با تيمم بدل از غسل امام جماعت بشود و اقتداء به او هم اشکالی ندارد.

در خصوص قلب منغمر عرض می‌کنیم چگونه است که ما نسبت به حسیاتمون و آنچه که در دنیا در پست‌ترین حالت قرار گرفته است و هیچ خیری برای ما حتی در دنیا و آخرت هم ندارد، پیگیریم، متوجهیم، کنکاش می‌کنیم و ساعت‌ها و روزها حتی سال‌ها وقت می‌گذاریم.

به وقت یک سریالی که صرفاً قوه خیال ما را به بازی گرفته، ساعت‌ها، روزها، سال‌ها وقت می‌گذاریم، چندین بار پشت سر هم این را نگاه می‌کنیم.

حالا عرض شود فارغ از آن سریال‌هایی که درش پیام‌ها و محتواهای عالیه دارد، آنها را کاری نداریم.

ولی بسیاری از این سریال‌ها صرفاً خیال ما را مشوش می‌کند.

چگونه است که اینجور خبرهای پیش پا افتاده و پست و دنی رو که صرفاً در همین مقطع دنیوی و دنیاوی در این مرتبه پست و مادون وقت ما را می‌گیرد و سرگرم‌مان می‌کند و مشغول‌مان می‌کند، توجه ویژه داریم و پیگیر آنها هستیم.

این سریال‌ها مخصوصاً چون یکی از آیات قرآن را می‌خواهم مورد مداقه‌ قرار بدهم، این پیگیری سریال‌ها چون پی در پی‌اند، ثم ثم، سپس این قسمتش، سپس قسمت بعدی همچنین.

یک روز نبینیم پرس‌وجو می‌کنیم چه خبر شد؟

چی شد؟

بعد مثلاً توجه نمی‌کنیم به آیاتی که چقدر این آیات ثم ثم کار می‌رسد به قول اعلی الله مرزقنی رحمة.

مثلاً آیات دوازده بعد سوره مؤمنون را دقت کنید و لقد خلقنا الانسان.

این پیرامون خود ماست.

خلقت خود ماست.

که ای خدایی که ما را خلق کردی چگونه ما را خلق کردی؟

چگونه به چه استدراجی ما را خلق کردی؟

از چه ما را خلق کردی که به خودت آفرین گفتی؟

و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین.

خب نباید برویم ببینیم مثلاً طین چی هست که سلاله‌ش چی باشه که خدا ما را از آن خلق کرده؟

ثم جعلناه این ثم استدراج.

ثم.

سپس.

گمان کنید مثلاً قسمت بعدی سریال است.

ثم جعلناه نطفه في قرار مكین.

سپس او را قرار دادیم نطفه‌ای در قرار مكین.

در آن قرارگاهی که پنهان است، کن دارد، در آنجا قرارش دادیم، از نگاه‌ها پوشیده است.

ثم دوباره ثم خلقنا النطفه علقه.

ف دوباره این ف، فای پس است.

معنای همان ثم را می‌دهد به یک عبارت.

ثم خلقنا النطفه علقه.

ف خلقنا العلقه مضغه.

اصلاً نطفه چیست که علقه چی باشد؟

علقه چیست که مضغه چی باشد؟

ف دوباره فخلقنا المضغه عظاما.

آخه چگونه است که عظام، استخوان از این مضغه به وجود می‌آید؟

فكسبنا باز دوباره ف، پس یعنی ثم، سپس، استدراج.

فكسبنا العظام لحما.

روی این استخوان‌ها گوشت چگونه پوشیده می‌شود و این گوشت‌ها اصلاً از کجا می‌آیند؟

ثم انشأنا، ثم انشأناه خلقا آخر.

دیگه آن رتبه انتهایی آخر خلقت ما در خصوص انسان به جایی کشیده می‌شود، انشائات ما، انشائ ما که فتبارك الله احسن الخالقین.

احسن الخالقین به خودش تبارک بگوید، باریکلا بگوید به قول ما، به خودش تبریک بگوید.

ثم دو مرتبه دارد تموم شد استدراج.

نخیر ادامه دارد.

ما ابد در پیش داریم.

ثم انكم بعد ذلك لمیتون.

حالا اینجا چی شد که حالا بعد ذلك، بعد از آن می‌خواهد چی بشه؟

لمیتون قطعاً میت خواهید شد، به موت خواهید رسید.

خب موت چیه؟

حقیقت موت.

آها این‌ها چیزهایی است که ما باید قراره این‌ها را سیر کنیم، طی کنیم.

از آنچه که سیر کردیم، طی کردیم، رد شدیم که بی‌خبر.

از این وضعیت که الان فی الحال فی المجلس درش قرار گرفتیم، بی‌خبر.

از سیری که قراره برویم بعد ذلك، بعد از اونی که گذشت قراره برویم لمیتون، بی‌خبر.

باز هم ادامه دارد.

بله ثم، ثم انكم يوم القيامه تبعثون.

دو مرتبه آن روزی که قیامت به پا بشه تبعثون شما را برمی‌انگیزانیم.

آخه این قیامت چی هست که یومش که ظهور اون چی باشه؟

که بعثت ما در آنجا چگونه است؟

و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق و ما كنا عن الخلق غافلين.

حالا ما بالا سر شما هفت تا لایه بلایه همینطور طبقات آسمان را قرار دادیم و ما از خلق غافل نیستیم.

خب این که خدا از خلق غافل نیست چرا رفته به این هفت تا طبقه لایه بلایه داره؟

چرا فوق ماست؟

خب مگه ما تحت نداریم؟

تحت ما آیا آسمان نیست؟

الان اینجا که ما ایستادیم زیر پای ما زمینه برو تا اون سر زمین دو مرتبه زیرش آسمانه.

در ح-- علم حیات اینا رو چگونه پاسخگو باشیم، جوابگو باشیم.

ببین یک آیه دو سه تا آیه ببین چقدر چرا، چرا و چقدر سؤال.

خب ما مگر بیکاریم بریم سراغ چیزهایی که نه به درد دنیای ما میخورن نه آخرت ما.

نه مگر بیکاریم که بریم سراغ چیزهایی که صرفاً در دنیا دنی پست فقط اینجا به کار میان و اونجا هیچ فایده‌ای ندارن.

اینجا اعتباریات دنیان.

این‌ها اینجا اعتبار شدن.

اونجا وقتی ما رو گذاشتن تو خاک از ما در خصوص مدرک تحصیلیمون میپرسن؟

در خصوص اه عناوین و شغل و چه میدونم انساب و این‌هامون میپرسن؟

در خصوص مثلاً اینکه عرض شود خدمت شما که چه مقدار در این دنیا مثلاً تو بورس فعالیت داشتیم، به روز بودیم تو سکه و دلار.

نمی‌دونم به روز بودیم تو علوم روز و متعارف و نمی‌دونم از مد جا نموندیم، از مردم جا-- این حرفا آخه به کجای کار ما میاد؟

تو همین دنیاش.

جز اینکه ما سرگرم خودش کنه و لهو و لعب باشه مثل آب دهان و جاری بشه و ما رو به پستی بگراید.

اینا به چه درد ما میخوره؟

در حالی که ما ابد در پیش داریم و قلبی که منغمره از همه این‌ها بی‌خبره چگونه میخواد سیر کنه به جایی برسه که همه خبرها از اونجاست.

اینجا سایه‌ست دیگه باید از سایه خبر بگیری از اون اصل که از اون اصل اون شاخسی که نور حضرت حق تجلی کرده زده به اون شاخه سایه ایجاد شده.

به هر حال اون نشئه ملکوت حالا به عبارتی بگیم جبروت، جبروت سایه لاهوته.

باز یعنی خود لاهوت سایه فوق لاهوت و فوق عرشه و ملکوت سایه جبروته.

دنیا سایه ملکوته.

ما تو این انزل و پست‌ترین مراتب حالا پست فلسفی عرض می‌کنم نه اخلاقی.

پست‌ترین مراتب گیر کردیم.

توجه صرفاً به همین جاست.

در حالی که قرآن دائماً میگه "وفی السماء رزقكم وما توعدون" اونچه که دنبالشی تو آسمونه سرتو بیار بالا.

هرچه هست زیر سر لوح، زیر سر قلمه.

اونچه که در سینه لوح که مقام مادونه، کتاب وجودی خودت یا همین اشیا طبیعت زیر سر هرچی که اینجا داره صد صد نوشته میشه زیر سر قلمه.

خب ببین قلم چیه؟

ببین ما فوق قلم چیه؟

اون رقع منشور چیه؟

ما فوق رقع منشور مقام اهدیه چیه؟

ما فوق اون امهات اسماء چین؟

مفاتح غیب چین؟

ذات چیه؟

این‌ها خب کی میخوای خبر داشته باشی در حالی که این سیر رو داری میری؟

میخوای تو قبر که گذاشتنت شونه‌هاتو تکون بدن باخبرت کنن که "اسمع افهم" بشنو و بفهم یا عبد الله نه عبد الله که اگر ما عبد الله باشیم که بعضی روایات میفرمایند وقتی در قبر بسته شد نه منظور این قبر خاکی، نه اون قبر فقهی رو نمیگیم.

قبر عرض شود برزخی، اون قبر اصلی که بدن ما میشود قبر اون نفس ناطقمون.

اونجا میشه عبد الله ظاهراً.

عبد الله بن عبد الله.

اما اگر عبد الله نبود میگن روشو از خدا برگردونید.

حالا این روشو از خدا برگردونید یعنی چی؟

و این مگر این نیست که "فأینما تولوا فثم وجه الله" به هر طرف رو کنید رو به وجه خدا کرده‌اید.

چگونه از خدا روشو برمی‌گردونن؟

خب اینا سؤالاتی که باید جواب داده بشه.

چگونه‌ست که آقامون سید الشهدا [نفس عمیق] قربان دهان پاک معصوم برویم هممون در اونجا در اون زیارت در دعای شریف و بی‌نظیر عرفه در اون انتهاش که میفرماید "متى بعدت" تو اصلاً کی دور بودی؟

محا-- "متى غبت" تو کی غائب بودی؟

خب این‌ها نباید مورد بررسی قرار بشه.

مگر خدا علام الغیوب نیست؟

خبر از غیب ندارد.

چگونه میگیم ما "متى غبت" تو کی غائب بودی؟

کسی که غائب نبوده چگونه خبر از غیب نداره؟

چگونه خبر از غیب داره که علام بر وزن فعال به شدت باخبر از غیبه.

اصلاً غیب چی هست که علام چی باشه؟

"متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدل عليك" تو کی غائب بودی که بخوام برا تو دلیلی بیارم، دلالتی بتراشم بر تو که دلالت بر تو بکنه و "متى بعدت" تو کی دور بودی؟

اگه خدا دور نیست که اب-- سید الشهدا اینجا میفرماید پس ما چگونه میگیم قربتاً الی الله.

نماز میخوانم برای نزدیکی به خدا.

ب-- سید الشهدا داره تفهیم میکنه به ما می فهمونه که بدانید "متى بعدت" خدا کی تو دور بودی "حتى يكون الآثار هي التي توصل اليك" که بخوام از ناحیه آثار به تو وصل بشم.

الله اکبر.

"عميت عين الله تراك عليها رقيبا".

کور باد اون چشمی که نبینه تو رقیب شی.

خب این چشمی که کور شد دیگه چگونه میخواد ببینه این چشم، چشم.

الله اکبر از این چشم، چشم.

چشم و ما غافلیم از این چشم.

چشم ظاهر، چشم باطن.

اصلاً خدا اینا رو برای چی به ما داده این چشم‌ها رو؟

برای چی به ما داده چشم‌ها رو؟

حالا اجازه بدید ان‌شاءالله جلسات بعد.

والحمد لله رب العالمين.

صلى الله على محمد صلى الله على النبي صلى الله على محمد و على آل النبي.

صلى الله على محمد صلى الله على النبي صلى الله على محمد و على آل النبي.