ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته سلام علیکم و رحمة الله.

شرکت زنان مثل مردان در نماز جماعت پرسیدن که از جهت استحباب و کراهت چه حکمی داره؟

رهبر عزیزمون فرمودن که بی اشکال است یعنی کراهت هم ندارد.

همچنین پرسیدن که شرکت اون‌ها در صورتی که پشت سر مردان بایستند چه حکمی داره؟

آیا در حالی که پشت سر مردان هستند برای نماز جماعت ایستادن احتیاج به پرده و ساتر هست؟

رهبر عزیزمون فرمودن اگر پشت سر مردان بایستند احتیاجی به حائل و پرده نیست.

ولی اگه کنار مردان بایستند سزاواره که حائلی بین اون‌ها باشه تا کراهت کنار هم ایستادن مردان و زنان در هم-- مردان و زنان در نماز جماعت برطرف بشه.

اینا وقتی کنار هم بایستن شونه به شونه اینا دیگه کراهت داره.

اینجا باید سزاوار اینه که پرده بخوره که اون کراهت برداشته بشه.

خب بحث ما در قلب منغمر بود و داشتیم عرض می‌کردیم که چقدر مهم است که انسان باخبر باشد از این نظام آفاقی و هستی و دنیا.

حالا این بحث باخبر شدن از خودش، کتاب وجودی خودش یه بحثه که انشاالله بحثش خواهد آمد.

اما باخبر شدنش از دنیای پیرامونش، این نظام آفاقی که به یک معنا عرض شد یکی از اون تجلیات حضرت حق به نحو قرآن آفاقی است.

قرآن هستی است که و فی الارض آیات للمؤمنین للمؤمنین و فی انفسکم افلا تبصرون.

آیات فکر می‌کنم بیست و بیست و یک واقعه باشه اگر اشتباه نکنم.

همونجا می‌فرماید و فی الارض آیات، آیات البته للمؤمنین برای اهل یقین در زمین آیات هست.

آیات این ان فی خلق السماوات والارض واختلاف الليل والنهار لآيات لاولى الالباب این آیه هان سنريهم آياتنا آياتنا في الآفاق في الآفاق و في انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق.

ببین همه آیات، آیات نشون میده که پس این نظام هم نظام آ– آیاتند.

آیه فقط آیه اونی نیست که در قرآن کتب شده می‌بینیم.

این‌ها هم آیات‌اند.

لذا اگر حکما و عرفا فرمودن این هم قرآن آفاقی‌ست یا به یک معنا شرح عینی انسان کامل است که قرآن ناطق است.

این می‌شود شرح عینی‌ش و عرض شود قرآن می‌شود شرح کتبی انسان کامل که اون قرآن ناطق است.

این پس این هم قرآن است.

این قرآن عینی است.

قرآن عرض شود ایان است.

قرآن اعیان است.

قرآن آفاقی‌ست.

قرآن هستی‌ست.

خب ما اگر بی‌خبر باشیم میشه همون به یک معنا بی‌خبری از قرآن به نحو آفاقیش و عرض شد که چقدر بده.

ما باید بدونیم که اصلاً چرا اومدیم به این دنیا.

سر بودن ما در این دنیا و نحوه بهره‌برداری ما از این آلات و ابزار و وسایل چگونه باید باشد؟

که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودند در نهج البلاغه که از دنیا خلق برای غیر ها چقدر این حدیث شریفه، چقدر این فرمایش مولامون جای بحث و کار داره.

من به شما اهل خبره، اهل علم، اهل فضل، دانشجویان و طلاب عزیزی که اینجا حضور دارید توصیه می‌کنم روی این احادیث کار کنید، شخم بزنید به باطنش پی ببرید.

صرفاً به بدن این احادیث توجه نکنید فقط.

از دنیا خلق برای غیر ها ولم تخلق لنفسها.

مولا علیه الصلاة والسلام فرمودند که دنیا برای حقیقت دیگری آفریده شده است.

خلق برای غیر ها برای غیر از خودش، برای غیر از این حقیقت خودش که شما می‌بینید آفریده شده نه برای خویشتن.

یعنی ولم تخلق لنفسها.

یعنی دنیا برای نفس خودش، برای خودش خلق نشده.

پیداست که دنیا یک عرض شود وسیله‌ایه، یک وسیله‌ای برای یک پلی‌ست که انسان از روش رد شه از وسایلش استفاده کنه.

رو پل رد میشی، رد شی بتونی از روی این پل رد شی.

دستتو بگیری به این مثلاً دیواره‌های پل این‌ها با آرامش و استحکام البته با استقامت حرکت کنی، رد شی پرت نشی از پل.

اینا بالاخره نگاه ما به این دنیا ابد ما رو می‌سازه که ما نگاهمون خیلی مهمه که اگر ما به این دنیا نگاهمون متفاوت بشه به نسبت تفاوت نگاه ما از اون معیار، از اون شاخص که اهل بیت علیهم الصلاة والسلام مشخص کردن به نسبت انحراف و اعوجاج نگاه ما از اون شاخص و از اون طریق و از اون نگاهی که باید به این دنیا داشته باشیم، به همون نسبت اب-ابد ما دستخوش متأسفانه غرامت‌های سنگین قرار می‌گیره و اعوجاج و دوری از حضرت حق.

که به هر حال ما در اینجا دائماً آن به آن در حال آزمایشیم.

اگر کسی بی‌خبر باشد که در حال آزمایش و امتحان است خب امتحانش رو بد میده دیگه.

یه مثلاً یه پ-- چیزی رو آزمونی رو تصور کنید گذاشتن جلوی شما.

شما بی‌خبری که این آزمونه همینجوری داری می‌خونی رد میشی اصلاً جوابی هم نمیدی.

پرت و پلا می‌نویسی.

اصلاً توا-توجهت به این آزمون نیست.

با کسی دیگه صحبت می‌کنی.

اصلاً حواست به آزمون نیست.

بعد میگه آقا وقت آزمون تموم شد برگه‌ها رو تحویل بدید.

خب من اصلاً نمی‌دونستم باید اینجا چی می‌نوشتم.

اصلاً این‌ها چی بود ها بی خبریه دیگه.

این چه کاریه انسان من مثال می‌زنم برای سهولت فهم که اتفاقاً در خطبه دویست و سه نهج‌البلاغه مولامون علی علیه الصلاة والسلام فرمود "ففیها اختبرتم ولغیرها خلقتم".

چقدر شیرین، چقدر عالی که می‌فرماید شما در دنیا آزمایش می‌شوید "ففیها اختبرتم" اینجا آزمایش می‌شوید "ولغیرها خلقتم" در حالی که برای غیر اون آفریده شدید.

یعنی قراره که اینجا آزمونی بدید نسبت به نمره هم ب-تون برید تو اون رتبه‌ها قرار بگیرید.

قرار شما جای دیگه‌ست.

آسایش شما جای دیگه‌ست.

در یک حدیث قدسی م-مرحوم شیخ حر عاملی علیه الرحمه دارن.

اگر در خاطرم مونده باشه در جواهر السنیه فی احادیث قدسیه ایشون خیلی سال‌های پیش دیدم که خدای منان به حضرت موسی کلیم الله صلی الله علیه می‌فرماید من پنج چیز رو در پنج جا قرار دادم در حالی که مردم در پنج جای دیگه به دنبال این پنج چیزن و هیچ‌وقت به این‌ها نمی‌رسند.

یکیش فرمود آسایش و آرامش رو در بعد از مرگ در آخرت و قیامت و این‌ها قرار دادم در حالی که مردم در دنیا دنبالش می‌گردند و این خیلی بده که ما متأسفانه اینچنین شدیم و همون بحثی که عرض شد که نگاه ما، نگاه ما وقتی اشتباه شد این مشکلات پیش میاد.

خیلی مهمه که نگاه ما به این پیرامون خودمون چگونه باشد.

اتفاقاً در-- ببینید نگاهی که مثلاً خدای منان در حدیث معراجیه در اون حدیث شریف معراجیه در بحار مرحوم مجلسی علیه الرحمه آوردن.

نگاهی رو که خدای منان، خدای تبارک و تعالی به پیغمبر عزیزش میده که اونجا در اون متن حدیث می‌فرماید که "روی فی حدیث المعراج قال الله تبارک وتعالی یا احمد هل اد-- هل تدری ای عیش ای ای عیش اهنع وای حیاة ابقی".

دقت بفرمایید خدا داره به پیغمبر چه نگاهی میده.

آیا می‌دونی که کدوم زندگی و کدوم حیات باقی و بهتر و برترند؟

قال اللهم پیغمبر فرمودند که عرض کردند که اللهم لا خدایا نه من نمی‌دونم.

ادب فرمودند.

قال الله تبارک وتعالی تبارک وتعالی.

خدا فرمودند که خدای تبارک و تعالی فرمودند که "اما العیش الحنیع" اون عیشی گواراست "فهو الذي لا یغتر صاحبه عن ذکری و لا ینسی نعمتی".

می‌فرماید که اون زیستی پایدارتره، اون زیستی خوشگوارتره، اون زندگی شیرین‌تره به یک معنا که هیچگاه در ذکر و یاد من سست نشه بنده و البته و هیچگاه نعمت منو فراموش نکنه.

"لا ینسی نعمتی" نعمت منو فراموش نکنه "و لا یجهل حقی یطلب الرضای فی لیلة فی لیله و نهاره".

و فرمودند که اون زندگی شیرین‌تره در ادامه که هیچگاه نسبت به حق من جاهلی و نادانی نکنه بنده هم.

و البته شب و روزش اون شب و روزی که وقتی داره به بنده می‌گذره پی چی باشه در اون شب و روز؟

فرمودند که "یطلب الرضای" که این حق من بر بندگانمه که در شب و روز رضایت منو تجسس کنند، تفحص کنند.

"و اما الحیاة الباقیه فهي التي يعمل لنفسه حتی تهون علیه الدنيا و تسخر في عینه و تأظم الآخرة عنده و يؤثر هواء على هواه".

الله اکبر.

"و یبتغي مرضاتی و یعظم حق عظمتی و یذكر علمي به و یراقبني بالليل و النهار عند کل سیئة أو معصیة".

حالا این مرحوم مجلسی شرح حدیث رو مفصل آورده که اونجا حضرت حق می‌فرماید که در این مسیری که داره میره برای کسب رضایت من دیگه حواسش باشه که دنیا تو چشمش کوچیک باشه "تسخر فی عینه" دنیا در چشمش کوچیک باشه البته و "تأظم الآخرة عنده" این آخرت نزدش چی باشه؟

عظیم باشه.

"یؤثر، يؤثر هواء على هواه".

این هوای من و هوای من و اتفاقاً چه جالب و شیرین که تنها جایی که قرآن هوا رو هوا میگیم هوای نفس هوا رو جایز دونسته هوای الهی رو.

یعنی میگی دلم هوای کربلا کرده مثلاً هوس کربلا به سرم زده اینو.

اینجا خدا می‌فرماید که پی چی باشه؟

این هوای من، هوای من رو بر هوای خودش ترجیح بده و حالا دنبال رضایت من باشه، عظمت من رو ببینه و علم من رو متذکر بشه.

یاد من کنه، مراقب باشه شب و روز مخصوصاً کی مراقبت کنه؟

"عند کل سیئة أو معصیة" وقتی معصیتی پیش میاد، گناهی پیش میاد، اونجا خیلی اهل مراقبه باشه.

حالا شما همینجا الان متوجه می‌شید اگر کسی این نگاه رو نداشت این نگاه رو نداشت که دنیا این چنین است.

دنیا یا نگاهش به دنیا باید چگونه باشه؟

باید ببینید چه اتفاقی میفته، چه دگرگونی‌ای رخ میده و چه کلاهی سر بنده میره و این اصلا دیگه قابل جبران نیست.

یعنی این بی‌خبریه از اینکه این دنیا وسیله است و ما باید از اون برا-- در خدمت آخرت بگیریمش و از اون در مسیر رشد و تعالی خودمون استفاده کنیم بیچاره کننده است.

یعنی واقعاً انسان اگر توجه به این نکنه و واقعاً قابل جبران نیست.

واقعاً قابل جبران نیست و معمولاً آدم‌هایی هم که گرفتار شدن توجه به این دنیا نداشتن.

حالا همون لب مطلب که توجه نگاهشون به دنیا اشتباه بود.

لب مطلب اون که مولا فرمود دیگه که دنیا رو وسیله ندونی و این رو در حقیقت بگیری برای آخرتت، پایه‌ی آخرتت.

اینکه حالا در خاطرم اومد که روزی حضرت موسی علی نبی و نوح آله و علیه الصلاة والسلام محضر خدای منان راز و نیاز می‌کردند و این‌ها بعد فارغ شدند.

ایشون رسیدند به دربار یکی از پادشاهان.

می‌خواستند ایشون رو موعظه کنن.

حالا یادم نیست اون فرعون از اون فراعنه کدوم یکیشون بودند.

به هر حال به ایشون گفتند که اگر شما ببینید تمثیل و جهت اینکه بخواد تنبه خاطر در یک فرعونی ایجاد کنه، در یک پادشاه زورمندی مثلاً.

فرمودند که شما اگر به گونه‌ای تشنه بشی که به حال مرگ بیفتی بعد چقدر حاضری بدی که یه جرعه، یه نیم جرعه آب، یه نیم جرعه آب بیاشامی.

اون پادشاه، اون فرعون عرض کرد که حاضرم نصف پادشاهیم رو بدم که یک جرعه، نیم جرعه آب بخورم از مرگ نجات پیدا کنم.

حضرت فرمود خب نصف پادشاهیتو دادی نیم جرعه آب رو خوردی.

بعد خب اقتضای وجود انسانه، بدنه.

شما نیاز به تخلیه پیدا کردی.

نیاز به مستراح پیدا کردی جسارتا.

خب حالا هرچه می‌خوای تخلی صورت بگیره نمی‌شه.

بعضاً هستن بعضی همچین مریضی می‌گیرن.

یکی از دوستان ما بود خدا شفا بده.

از جانبازای جنگ بود.

طفلی این مشکل رو بر اثر اون ار-- عارضه‌های جنگی که براش در بدنش ایجاد شده بود و موج و این‌ها موج گرفته بودش، موج انفجار.

ایشون اینطوری شده بود بعضی موقع‌ها طفلی نمی‌تونست تخلیه انجام بده.

اون نجاسات از بدنش خارج نمی‌شد.

درد وحشتناکی به حد مرگ می‌گرفت.

واقعاً ما نمی‌دونیم خدا چه نعمت‌هایی به ما داده، چقدر به ما لطف کرده و همین معذرت می‌خوام همین که راه است راحت می‌شیم.

همین.

این‌ها به هر حال همین‌ها رو همین شئونات پس رو اگر دقت کنی برای خودش جایگاهی دارن.

به هر حال فرمودند که حالا شما این نیم جرعه آب رو خوردی دیگه نمی‌تونی تخلیه انجام بدی.

چقدر دیگه حاضری بدی که راحت شی؟

[خنده] اون فرعون گفت یا موسی حاضرم نصف دیگه پادشاهیم و بدم و راحت شم.

بعد حضرت موسی چه شیرین فرمودند پس به پادشاهی این دنیا دل نبند که به یک نیم جرعه آب و به یک راحت شدن می‌ارزه.

[خنده] الله اکبر.

ببینید تنبه خاطر رو نه چوب و چماق گرفت بالا سر این فرعون نه با تنبه خاطر با ت-- یعنی با حکمت، با تمثیل که سرتاسر قرآن هم همین چنینه دیگه.

"تلک الامثال نضربها للناس".

البته "لا يعقلها الا العالمون".

اون رو هم تا-تازه همین تمثیلات الهی رو هم مثال‌هایی هم که خدا در قرآن می‌زنه کسی نمی‌فهمه مگر کیا؟

علما.

اونایی که اهل علمن.

به هر حال هستیتون نکنین.

پس این بی‌خبری از دنیا چنین کاری دست ما می‌ده و خیلی خطرناک است.

توصیه می‌کنم نگاهمون رو به دنیا دقیق کنیم بر اساس آیات و روایات نگاهمون رو به پیرامونمون و به این آیات نظام هستی، نظام آفاقی دقیق کنیم.

خداوند به هممون رحم کنه انشاالله.

والحمد لله رب العالمین.

[موسیقی قرآن]