ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 003

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شرکت زنان در نماز جماعت

پرسیده‌اند شرکت زنان همچون مردان در نماز جماعت از جهت استحباب و کراهت چه حکمی دارد. رهبر معظم فرموده‌اند بی‌اشکال است؛ یعنی کراهت هم ندارد. نیز پرسیده‌اند شرکت آنان در صورتی که پشت سر مردان بایستند چه حکمی دارد و آیا در آن حال به پرده و ساتر نیاز هست. فرموده‌اند اگر پشت سر مردان بایستند احتیاج به حائل و پرده نیست؛ ولی اگر کنار مردان بایستند سزاوار است حائلی میانشان باشد تا کراهت کنار هم ایستادن مردان و زنان در نماز جماعت برطرف شود. وقتی شانه به شانه کنار هم بایستند کراهت دارد و سزاوار آن است که پرده باشد تا آن کراهت برداشته شود.

باخبری از نظام آفاقی؛ قرآن هستی

بحث قلب منغمر بر این می‌گردد که چقدر مهم است انسان از این نظام آفاقی و هستی و دنیا باخبر باشد. باخبر شدن از کتاب وجودی خویش بحثی جداست که خواهد آمد؛ اما باخبری از دنیای پیرامون — این نظام آفاقی که یکی از تجلیات حضرت حق به نحو قرآن آفاقی است — ضروری است. قرآن هستی است. در سورهٔ ذاریات آمده است:

«وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ ۝ وَفِي أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات/۲۰–۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است؛ و در خودتان؛ آیا نمی‌نگرید؟

نیز می‌فرماید ان فی خلق السموات والارض واختلاف اللیل والنهار لآیات لاولی الالباب؛ و سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق. همهٔ این آیات نشان می‌دهد که این نظام نیز نظام آیات است. آیه تنها آن نیست که در قرآن مکتوب می‌بینیم؛ این‌ها هم آیات‌اند. از این رو اگر حکما و عرفا فرموده‌اند این هم قرآن آفاقی است، یا به یک معنا شرح عینی انسان کامل که قرآن ناطق است، درست گفته‌اند: این شرح عینی اوست و قرآن مکتوب شرح کتبی همان انسان کامل. پس این قرآن عینی است، قرآن اعیان است، قرآن آفاقی است، قرآن هستی است. اگر بی‌خبر باشیم، به یک معنا از قرآن به نحو آفاقی‌اش بی‌خبریم؛ و پیش‌تر گفته شد که این بی‌خبری چقدر بد است. باید بدانیم اصلاً چرا به این دنیا آمده‌ایم و نحوهٔ بهره‌برداری از آلات و ابزار و وسایل چگونه باید باشد.

خلقت لغیرها؛ دنیا پل است نه مقصد

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه فرموده‌اند دنیا برای غیر خود آفریده شده است. این حدیث شریفه جای بحث و کار بسیار دارد. اهل خبره و اهل علم و فضل، دانشجویان و طلاب حاضر را سفارش می‌کنم روی این احادیث کار کنند، شخم بزنند و به باطنشان پی ببرند؛ صرفاً به بدن و ظاهر احادیث توجه نکنند. خلقت لغیرها و لم تخلق لنفسها: مولا فرمود دنیا برای حقیقتی دیگر آفریده شده است؛ برای غیر از این حقیقتی که به چشم می‌آید، نه برای خویشتن. یعنی دنیا برای نفس خودش خلق نشده. پیداست که دنیا وسیله است، پلی که انسان از آن رد شود و از وسایلش استفاده کند. بر پل رد می‌شوی؛ دست به دیواره‌های پل می‌گیری تا با آرامش و استحکام و استقامت حرکت کنی و پرت نشوی. نگاه ما به این دنیا ابد ما را می‌سازد. اگر نگاه ما نسبت به آن معیار و شاخصی که اهل بیت علیهم‌السلام معین کرده‌اند منحرف و معوج شود، به همان نسبت ابد ما دستخوش غرامت‌های سنگین و اعوجاج و دوری از حضرت حق می‌گردد. پس نگاه به دنیا چیزی حاشیه نیست؛ میزان ابد و قرب و بُعد است. هرچه از شاخص اهل‌بیت دورتر شویم، زیان آخرتی سنگین‌تر می‌شود.

آن به آن در آزمایش؛ خطبهٔ دویست و سه

ما در اینجا دائماً آن به آن در حال آزمایشیم. اگر کسی بی‌خبر باشد که در حال امتحان است، امتحان را بد می‌دهد. آزمونی پیش روی او نهاده‌اند و او بی‌خبر همان‌طور می‌خواند و رد می‌شود، جوابی نمی‌دهد، پرت و پلا می‌نویسد، با دیگری سخن می‌گوید و حواسش به آزمون نیست؛ آنگاه می‌گویند وقت تمام شد برگه‌ها را تحویل دهید و او می‌گوید اصلاً نمی‌دانستم اینجا چه باید نوشت، این‌ها چه بود. این همان بی‌خبری است. برای سهولت فهم مثالی زدم؛ و اتفاقاً در خطبهٔ دویست و سه نهج‌البلاغه مولا علی علیه‌السلام می‌فرماید:

«فَفِيهَا اخْتُبِرْتُمْ وَلِغَيْرِهَا خُلِقْتُمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس در آن آزموده شده‌اید و برای غیر آن آفریده شده‌اید.

چقدر شیرین و عالی که می‌فرماید شما در دنیا آزمایش می‌شوید — ففیها اختبرتم — در حالی که برای غیر آن آفریده شده‌اید — و لغیرها خلقتم. یعنی قرار است اینجا آزمونی بدهید و بر اساس نمره در آن رتبه‌ها جای بگیرید. قرارگاه شما جای دیگر است؛ آسایش شما جای دیگر است. در حدیثی قدسی که مرحوم شیخ حر عاملی در جواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه آورده، خدای منان به حضرت موسی می‌فرماید من پنج چیز را در پنج جا نهادم در حالی که مردم در پنج جای دیگر دنبال این پنج چیز می‌گردند و هرگز به آن‌ها نمی‌رسند. یکی آن که آسایش و آرامش را پس از مرگ و در آخرت و قیامت نهادم در حالی که مردم در دنیا دنبالش می‌گردند. این بسیار بد است و همان بحث نگاه اشتباه است: وقتی نگاه ما غلط شد این مشکلات پیش می‌آید. بسیار مهم است که نگاه ما به پیرامون چگونه باشد.

حدیث معراج؛ کدام عیش گواراتر و کدام حیات باقی‌تر

در حدیث معراج که مرحوم مجلسی در بحار آورده، نگاهی که خدای تبارک و تعالی به پیامبر عزیزش می‌دهد چنین است. در متن حدیث آمده: یا احمد هل تدري ای عیش اهنأ و ای حیاة ابقی — ای احمد آیا می‌دانی کدام زیست گواراتر و کدام زندگی پایدارتر است؟ پیامبر از ادب فرمود اللهم لا؛ خدایا نمی‌دانم. خدا فرمود اما العیش الهنیء فهو الذی لا یفتر صاحبه عن ذکری و لا ینسی نعمتی: آن عیش گوارا آن است که صاحبش هیچ‌گاه از ذکر من سست نشود و نعمت مرا فراموش نکند. و لا یجهل حقی یطلب رضای فی لیله و نهاره: نسبت به حق من جاهل نباشد و در شب و روز رضای مرا بجوید و تفحص کند؛ این حق من بر بندگان است. و اما الحیاة الباقیه فهی التی یعمل لنفسه حتی تهون علیه الدنیا و تصغر فی عینه و تعظم الآخرة عنده و یؤثر هوای علی هواه: حیات باقی آن است که برای خود چنان کار کند که دنیا بر او آسان و در چشمش کوچک شود و آخرت نزدش عظیم گردد و هوای مرا بر هوای خویش برگزیند. یبتغی مرضاتی و یعظم حق عظمتی و یذکر علمی به و یراقبنی باللیل والنهار عند کل سیئة او معصیة: رضای مرا بجوید، عظمت مرا بزرگ شمارد، علم مرا به خود یاد کند و شب و روز — به‌ویژه هنگام هر گناه و معصیت — اهل مراقبه باشد. مرحوم مجلسی شرح این حدیث را مفصل آورده است. چه جالب که تنها جایی که قرآن هوا را به معنای هوای الهی جایز دانسته همینجاست؛ چنان‌که می‌گویی دلم هوای کربلا کرده. خدا می‌فرماید هوای من را بر هوای خود ترجیح دهد و عظمت مرا ببیند و علم مرا متذکر شود و مراقب باشد. در مسیر کسب رضای الهی باید دنیا در چشم کوچک باشد و آخرت عظیم؛ و مراقبت به‌ویژه هنگام پیشامد گناه معنا می‌یابد. بدون این نگاه، زیست گوارا و حیات باقی شکل نمی‌گیرد.

اگر این نگاه نباشد؛ زیان بی‌خبری از دنیا

اگر کسی این نگاه را نداشت — که دنیا چگونه است و نگاه به دنیا باید چگونه باشد — چه اتفاقی می‌افتد؟ چه دگرگونی رخ می‌دهد و چه کلاهی بر سر بنده می‌رود که دیگر قابل جبران نیست. بی‌خبری از اینکه این دنیا وسیله است و باید آن را در خدمت آخرت گرفت و در مسیر رشد و تعالی به کار برد، بیچاره‌کننده است. اگر به این توجه نشود واقعاً قابل جبران نیست. معمولاً کسانی گرفتار شده‌اند که توجه درست به دنیا نداشته‌اند؛ لب مطلب همان است که نگاهشان اشتباه بوده. لب سخن مولا این است که دنیا را وسیله ندانی و آن را پایهٔ آخرتت نگیری. وقتی دنیا را مقصد پنداشتی، آسایش را جایی می‌جویی که خدا نهاده نیست؛ و همان حدیث قدسی موسی را به یاد آر که مردم در دنیا می‌جویند آنچه در آخرت نهاده شده است.

تمثیل موسی و فرعون؛ پادشاهی به نیم‌جرعه آب

در خاطرم آمد که روزی حضرت موسی علیه‌السلام محضر خدای منان راز و نیاز می‌کرد؛ پس از آن به دربار یکی از پادشاهان — یکی از فراعنه — رسید تا او را موعظه کند. برای تنبه خاطر در چنین زورمندی، فرمود اگر چنان تشنه شوی که به حال مرگ افتی، چقدر حاضری بدهی تا یک نیم‌جرعه آب بنوشی؟ آن فرعون گفت حاضرم نصف پادشاهی‌ام را بدهم تا نیم‌جرعه آب بنوشم و از مرگ نجات یابم. موسی فرمود نصف پادشاهی را دادی و نیم‌جرعه نوشیدی. اکنون اقتضای بدن است که نیاز به تخلیه پیدا کنی و هرچه می‌کوشی نمی‌شود. برخی چنین بیماری می‌گیرند؛ یکی از دوستان ما — خدا شفایش دهد — از جانبازان جنگ بود و بر اثر موج انفجار گاه نمی‌توانست تخلیه کند و دردی وحشتناک تا حد مرگ می‌کشید. نمی‌دانیم خدا چه نعمت‌هایی داده و چقدر لطف کرده؛ همین که راه است و راحت می‌شویم خود نعمت بزرگی است و این شئونات برای خود جایگاهی دارند. موسی فرمود حالا که این نیم‌جرعه را خورده‌ای و نمی‌توانی تخلیه کنی، چقدر دیگر حاضری بدهی تا راحت شوی؟ فرعون گفت یا موسی حاضرم نصف دیگر پادشاهی را بدهم و راحت شوم. موسی چه شیرین فرمود: پس به پادشاهی این دنیا دل نبند که به یک نیم‌جرعه آب و به یک راحت شدن می‌ارزد. تنبه خاطر بود نه چوب و چماق بالای سر؛ با حکمت و تمثیل، چنان‌که سرتاسر قرآن چنین است. تلک الامثال نضربها للناس و لا یعقلها الا العالمون: این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و جز عالمان درنمی‌یابند. پس بی‌خبری از دنیا چنین کاری با ما می‌کند و بسیار خطرناک است. توصیه می‌کنم نگاه را بر اساس آیات و روایات به دنیا و به آیات نظام هستی و نظام آفاقی دقیق کنیم. خداوند به همه رحم کند. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.