ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

آیا شارع مقدس زنان رو هم مثل مردان به شرکت در نماز جماعت و مساجد و یا نمازهای جمعه و اینها تشویق کرده یا اینکه نماز خوندن اون‌ها در خونه بهتره؟

چون مرسوم بین مردم و تعارف است که میگن زن باید در خانه نماز بخونه و مسجدش خانه است و اینها.

رهبر عزیزمون فرمودن که شرکت زنان در نماز جمعه و جماعت اشکال ندارد و ثواب جماعت دارد.

اما خدای منّان رو شاکرم تفضل فرمودن و به بنده حقیر این فرصت و توفیق رو دادن که در ادامه مبحث قلب در قرآن در محضر عزیزانی باشم که غالباً اهل علم و دانش و فضیلت‌اند یا دانشگاه خوندن یا حوزه خوندن یا مشغول‌اند یا فارغ التحصیل شدن در بله؟

بعضی هم هر دو تا رو خوندن استاد.

بله.

می فرمایند که بعضی هم هر دو تا رو یعنی هم حوزه درس خوندن هم دانشگاه.

در هر حال خدای منّان رو شاکریم از اینکه یه همچین سفره‌ای پهن شده و امیدواریم که شما هم اهل تحقیق و پژوهش باشید هممون و صرفاً نشنویم و از این گوش بشنویم و از اون گوش به در کنیم و وقت خودمون و دیگران رو تلف کنیم.

بحث ما در جایی که متوقف شده بودیم پیرامون قلب منغمر بود، قلب بی‌خبر.

و اونجا عرض شد که یکی از خطرات جدی و بسیار متأسفانه امروزه پررنگی که در جامعه بشری وجود دارد بی‌خبری از خود، از عالم پیرامون خود، از درون خود، اصلاً از این نظام هستی، از خود دنیا و اینکه اصلاً اینجا کجا هست که ما آمدیم و اینها که اجمالاً به صورت سر فصلی و کلی مطالبی قبلاً عرض شد.

عزیزان که نبودن پیگیر باشن.

خب یکی از چیزهایی که بسیار می‌طلبه که ما از اون باخبر باشیم و قلبمون رو از غفلت نسبت به اون و بی‌خبری نسبت به اون حفظ کنیم اصلاً خود همین دنیا معاش مادی و آنچه که به عنوان رزق دنیوی نصیب ما شده، اصلاً حیات دنیوی ما، حیات ذاتی ما، حیات مزاجی ما، صرف حیات ما، اینکه ما در این دنیا اومدیم، اصلاً در این نشئہ طبیعت، این کثرات اینها همه که روایات می‌فرماید که همه اینها رو برای انسان خلق کردم یا قرآن می‌فرماید و هو الذي هو الذي سخر لکم ما فی الارض جمیعا.

خب اینها اگر بر تسخیر دست ماست و اینها برای ماست، خب نگاه ما به این مع-- عذر شود معاش مادی، نگاه ما به این دنیا، به این کثرات، به این مواهب الهی، اینها چگونه باید باشد؟

یعنی ما خبری که از این پیرامون خودمون، دنیایی که درش زندگی می‌کنیم می‌گیریم، این خبر چگونه باید باشد؟

ما از این در حقیقت وسائل چگونه بهره بگیریم؟

اینها را چگونه ببینیم اصلاً؟

اولاً به یک معنا که أم من شيء إلا یسبح بحمده قرآن می‌فرماید هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبیح حق می‌گوید یا و کل فی فلك یسبحون همه چی در یک مدار خاصی، در یک جریان و یک ریل‌گذاری و طریق و سبیل و به‌هرحال یک مدار خاصی شناگر است.

پس همه چی شعور دارد.

جهان پیرامون ما هم شعور دارد.

حتی همین حروفی که حالا در بحث لقاء الله اونجا شب‌های جمعه در یا زهراي شرق عرض شد و هنوز هم مشغولیم به فضل الهی که حتی این حروفی هم که می‌بینیم اینها هم نازل شده‌اند و اینها هم در خودشون معانی رو در بر دارن که برای ما موهبت، موهبت الهی حتی این حروف موهبت الهی هستند که از ازدواجشون کلمات و از ازدواج اون‌ها که و خلقکم ازواجا یا سبحان الذي خلق الازواج کلها همه اینها مزدوج‌اند.

از ازدواج کلمات، جملات، مفاهیم، موضوعات بی‌نهایت الا ماشاءالله که تسهیل فهم ما بکنند.

همه اینها آیاتند مجالی أنذالاً به یک معنا تشؤناتند.

تعیینات حضرت حق‌اند.

حق‌اند.

انه الحق اینا همه یتبین حتى یتبین لهم انه الحق همون آیه پنجاه و سه سوره فصلت است که بله خیلی مورد دقت بزرگان قرار گرفته.

توصیه می‌کنم به این آیه.

حالا به هر حال اینها اتفاقاً در کلمه یازده یادم هست در کلمه یازده صد کلمه در معرفت نفس از علامه، اونجا می‌شون می‌فرمودند که اون کسی که معاش مادی رو وسیله مقامات معنوی نگیره سخت در خطاست.

یعنی اصلاً این معاش مادی، این زندگی عیش دنیوی، این معایش ما همه وسیله‌اند برای مقامات معنوی و نگاهی که ما به این دنیا داریم یعنی اون خبری که ما از پیرامون خودمون می‌گیریم باید خبری باشد این، این خبر را عرض می‌کنم.

خبری که از دنیای پیرامونمون رو می‌گیریم که به عنوان وسیله‌ای در خدمت مقامات معنوی قرار بگیره.

که اتفاقاً اونجا یه فرمایشی مولامون علی علیه الصلاة والسلام دارن در خطبه‌ی هشتاد و دو نهج‌البلاغه اگر اشتباه نکنم، اونجا حالا بفرمایین ببینید بررسی کنید که حضرت می‌فرمودند که من و من أبصر بها بصرته.

بحث دنیا رو که حضرت مطرح می‌کنند می‌فرمایند که کسی که دنیا رو وسیله‌ی بصیرتش قرار بده، بینا می‌شه.

بینا می‌سازتش.

چی؟

این دنیا اگر وسیله باشد اینجا رو دقت بفرمایید.

و من أبصر إليها، إليها أعمته.

الله اکبر از این فرمایش مولا که کسی که إليها أبصر إليها به دنیا نگاه کنه یعنی دنیا بشه هدفش نابیناش می‌کنه.

أعمته کورش می‌کنه.

که اتفاقاً سید رضی علیه رحمة در شرح این کلام شگرف امیرالمؤمنین صلی الله علیه می‌فرمود که و إذا تأمل المتأمل قوله علیه السلام یعنی اگر اهل تأمل، تأمل کنند، دقت کنند، ذره‌بین بذارن، عمیق بشن در این کلام مولا که فرمود و من أبصر بها بصرته، فرمود، فرمودند که سید رضی وجد تحته من المعنی العجيب والغرض البعید میگه پیدا می‌کنه در ذیل این جمله یه معنای عجیب و یک غرض بسیار بعید و دور از فهم ما رو که لا تبلغ غايته ولا يدرك غوره که نمی‌شه اون انتهاش و و اون عمقش رو درک کرد.

لا سيما إذا قرن إليه قوله مخصوصاً وقتی که نزدیک بشی به این قول که و من أبصر إليها أعمته.

اینجا دیگه اگر کسی می‌فرمود اگر کسی نگاهش دنیا بشه یعنی نگاه دنیا بشه هدفش نه وسیله‌ش.

این دیگه سید رضی می‌فرمود فإنه يجد الفرق بين أبصر بها و أبصر إليها.

دیگه وقتی که مخصوصاً وقتی توجه می‌کنی به فرقی که اینجا مولا با این عبارت بیان کردن أبصر بها تو جمله‌ی اول و أبصر إليها جمله‌ی دوم.

أبصر بها یعنی به اون نگاه کنی یعنی دن-- با دنیا آخرت رو نگاه کنی.

یعنی دنیا وسیله بشه.

أبصر إليها یعنی به اون، به اون سمت نگاه کنی.

أبصر بها با دنیا آخرت رو نگاه کنی.

أبصر إليها به دنیا نگاه کنی دنیا بشه هدف.

بعد سید رضی می‌فرمود واضحا نيرا وعجيبا باهرا صلوات الله وسلامه عليه.

یعنی حیرت، احساس حیرت، اقرار به حیرت می‌کنه نسبت به این کلام مولا که واقعاً عجيبا غريباست.

قربان این دهان پاک مولامون علی امیر بیان برویم.

بله که اینجا مشخص می‌کنه دیگه نگاه ما رو به دنیا که ما قلبمون بی‌خبر نباشد از این دنیا که اصلاً و اساساً این دنیا برای چه خلق شده است.

این دنیای پیرامون ما و ما چرا در این نشئه قرار گرفتیم؟

مثل بچه‌ای که تصور بفرمایید در رحم مادر خب دست داره، گوش داره، پا داره، نمی‌دونم چشم داره، خب اینا زبان داره، اینا قواش اگرچه در حالت منه‌ند، استعدادند هنوز بالفعل نشده اما بالاخره داره این اش-- این عرض شود اعضا رو جوارح و جوانح رو داره.

خب ایشون اگر بی‌خبره از آخرتش که به یک معنا نشئه طبیعت برای بچه‌ای که در رحمه، مرحله‌ی بعدیش می‌شود نشئه طبیعت.

اگر بی‌خبر باشه از نشئه طبیعت احساس پوچی نمی‌کنه؟

نمیگه خب این دست و پا و چشم و گوش و اینا به چه درد من می‌خوره الان در این تنگنای رحم مادر که از طریق بند ناف هم دارم تزریق ارتزاق می‌کنم و خون مادر به قولی رزق من شده.

خب دیگه این اعضا و جوارح من به چه درد من می‌خوره؟

چون بی‌خبر از این نشئه طبیعته و ناشکری می‌کنه و توجه به این آیات نداره.

به این‌هایی که بعداً چه وسائط و وسائل فیضی‌اند براش و این چنین.

دقیقاً همچین چیزی اگر ما خبر نداشته باشیم که این اعضا و جوارح خود ما و اعضا و جوارح دنیای پیرامون ما برای چه تعبیه شده، این‌ها در آینده به چه کار میان؟

این‌ها وسیله‌هایی هستند که ما در آینده با این‌ها به سمت حضرت حق حرکت می‌کنیم.

یعنی الان، ال-الان با این وسایل حرکت می‌کنیم به سمت حضرت حق و این‌ها رو فدا میدیم برای مقامات معنوی به قول استاد.

و اگر این بی‌خبری در وجود ما باشه که بیچاره می‌کنه ما رو.

سوره صد و-- سوره مؤمنون آیه صد و پونزده می‌فرماید أفحسبتم أنما، أفحسبتم آیا گمان می‌کنید شما که أنما خلقناکم عبثا که ما شما رو بیهوده آفریدیم؟

وأنكم إلينا لا ترجعون و شما گمان می‌کنید که شما به سوی ما رجعت نمی‌کنید؟

یعنی إنا إليه راجعون بی‌خوده؟

والعياذ بالله که واقعاً بزرگان ذیل این آیه فرمودند که اگر حالا همین آیه کوتاه یکی از مبرهن‌ترین آیات و مشخص‌ترین و آشکارترین آیات بر پیرامون حیات اخروی، صره بحث رجعت رو بیان می‌کنه.

اما می‌فرمایند که همین آیه داره نشون میده که اگر آخرتی نبود، قيامتی نبود، دنیای پس از دو-دنیا هم برزخ و قیامت و آخرتی پس از این دنیا نبود.

خب زندگی پوچ بود، عبث بود، بیهوده بود.

اما هست که بیهوده نیست و قرآن می‌فرماید که شما فکر می‌کنید بیهوده است "وأنكم إلينا لاترجعون".

خب این نگاه رو دقت بفرمایید اگر یه وقت انسان غافل باشه از این نگاه و متوجه نباشه به حقیقت این دنیای پیرامونی خودش چقدر گرفتار میشه، چقدر بیچاره میشه.

در حقیقت از دنیا مزرعه الآخره رو وقتی نفهمه، وقتی غافل باشه، بی‌خبر باشه از اینکه الان در مزرعه است و شخم نزنه زمین رو، بذر رو نپاشه یا اگر می‌پاشه عرض شود براش کود نریزه، این‌ها رو بهش رسیدگی نکنه، آفت‌زدایی نکنه، سم نزنه، نمی‌دونم این‌ها رو رسیدگی نکنه به این مزرعه‌ش.

بعد آخرت می‌خواد برداشت کنه این با مواجه با چه برداشتی میشه؟

یعنی اون برداشتی که می‌خواد بکنه چیه؟

پوچ، هیچ و یه سرابی و این‌ها یک خطر جدی‌ست که اگر ما ابد در پیش داریم، عزیزان دلم وقتی ابد در پیش داریم باید به فکر باشیم که متأسفانه غالب انسان‌ها حتی ما هم اگر خیلی دقت کنیم می‌بینیم اینطوری هستیم بعضاً که غالب انسان‌ها بنا به فرمایش مولامون علی علیه الصلاة و السلام گرفتار همون ظواهر دنیا هستند.

حتی حضرت استاد همون در اون کلمه یازدهم می‌فرماید که این معاش مادی باید وسیله مقامات معنوی بشه، مقامات معنوی.

در حالی که ما مقامات دنیایی رو تازه بحث حالات رو هم نه، بلکه مقامات دنیایی رو پیش می‌گیریم.

انگار که ما قراره در این دنیا مستقر باشیم و برای همیشه اینجا بمونیم.

در حالی که مسافریم.

یک پلی‌ست، پل ارتباطی‌ست.

"إنما تنتقلون من دارٍ إلى دار".

ما یعنی منتقل می‌شیم، ما رو منتقل می‌کنند.

اون ملائکه نقاله به قولی ما رو منتقل می‌کنند از یک داری به دار دیگر.

همونطور که از نشئه مادون که رحم مادر بود منتقل شدیم به این نشئه طبیعت.

به همین وضع هم ما منتقل می‌شیم از این نشئه، از نشئه عرض شود ملک به ملکوت.

همینطور نشئه پشت نشئه ما منتقل می‌شیم.

حالا برای این انتقال چگونه خودمون رو آماده کردیم؟

و این عدم آمادگی ما عزیزان به جهت چیه؟

بی‌خبری ما، بی‌خبری ما از عرض شود دنیای پیرامون خودمون و از این دنیایی که ابزار و وسیله رشد و ارتقای وجودی ما هستند.

قرآن هی ندای تعال و سر می‌دهد.

اقرأ و اقرأ سر می‌دهد.

اما اهل بیت علیهم الصلاة و السلام می‌فرمایند بخوان بالا برو.

اما چه کنیم که ما وقتی بی‌خبریم چه بخوانیم؟

چه بخوانیم وقتی بی‌خبریم؟

اقرأ، بخوان.

چه بخوانم؟

"بسم ربك الذي خلق".

وقتی من اسم خدا رو نمی‌دونم، پروردگار خودم رو نمی‌شناسم و اصلاً خبری از خلقت و مبنای خلقت ندارم، چگونه بخوانم؟

چی رو اصلاً بخوانم؟

کتاب وجودی خودم رو چگونه بخوانم؟

کتاب وجودی و کتاب آفاقی رو چگونه بخوانم؟

کتاب کسب شده قرآن رو چگونه بخوانم وقتی خبری ندارم و بی‌خبرم؟

حالا انشاالله به وقتش عرض می‌کنیم یک یک.

انشاالله خدا به ما رحم کنه.

والحمد لله رب العالمين.

اللهم صل على محمد.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.

اللهم صل و سلم على الرسول و آل النبي العظيم.