یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتاء؛ حضور زنان در جماعت و جمعه
پرسش شده است: آیا شارع مقدس زنان را نیز همچون مردان به شرکت در نماز جماعت و مساجد و نماز جمعه تشویق کرده، یا نماز خواندن آنان در خانه بهتر است؟ میان مردم رایج است که میگویند زن باید در خانه نماز بخواند و مسجدش خانه است. رهبر فرمودند شرکت زنان در نماز جمعه و جماعت اشکال ندارد و ثواب جماعت دارد.
ادامهٔ بحث قلب منغمر؛ خطر بیخبری
خدا را سپاس که توفیق ادامهٔ مبحث قلب در قرآن در جمع اهل علم و فضیلت فراهم شده است. بحث در جایی متوقف شده بود پیرامون قلب منغمر؛ قلب بیخبر. یکی از خطرات جدی و امروز بسیار پررنگ در جامعهٔ بشری، بیخبری از خود، از عالم پیرامون، از درون، از نظام هستی و از خودِ دنیاست؛ و اینکه اینجا کجاست که آمدهایم. پیشتر بهصورت سرفصل مطالبی آمده است.
دنیا و معاش؛ چه خبری باید گرفت؟
یکی از اموری که سخت میطلبد از آن باخبر باشیم و قلب را از غفلت و بیخبری نسبت به آن نگاه داریم، خودِ دنیا و معاش مادی و آنچه بهعنوان رزق دنیوی نصیب شده است؛ حیات دنیوی، حیات ذاتی و مزاجی، صرفِ حیات، و بودن در نشئهٔ طبیعت و این کثرات. روایات میگویند همه را برای انسان آفریدهاند؛ و قرآن میفرماید:
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا» (بقره/۲۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که همهٔ آنچه در زمین است برای شما آفرید.
و نیز تسخیر آنچه در زمین است برای انسان آمده است. اگر اینها در تسخیر ما و برای ماست، نگاه به معاش مادی و دنیا و کثرات و مواهب الهی چگونه باید باشد؟ خبری که از پیرامون و از دنیایی که در آن زندگی میکنیم میگیریم چگونه باید باشد؟ از این وسائل چگونه بهره بگیریم و آنها را چگونه ببینیم؟
شعور عالم و حروف بهمثابه موهبت
به یک معنا قرآن میفرماید هیچ چیزی نیست مگر آنکه به حمد او تسبیح میگوید؛ و همه در فلکی شناورند. پس همه چیز شعور دارد؛ جهان پیرامون نیز شعور دارد. حتی حروف — چنانکه در بحث لقاء الله در شبهای جمعه آمده و همچنان ادامه دارد — نازل شدهاند و در خود معانی دارند؛ حتی حروف موهبت الهیاند. از ازدواج آنها کلمات، و از ازدواج کلمات جملات و مفاهیم و موضوعات بینهایت پدید میآید تا فهم آسان شود:
«سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا» (یس/۳۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزه است آنکه همهٔ جفتها را آفرید.
همه آیاتاند؛ مجالی و تشأنات و تعینات حضرت حقاند؛ حقاند تا آنکه برایشان روشن شود که او حق است — همان آیهٔ پنجاهوسهٔ سورهٔ فصلت که بزرگان بسیار بدان دقت کردهاند و سفارش به تأمل در آن میشود.
کلمهٔ یازدهم؛ معاش وسیلهٔ مقامات معنوی
در کلمهٔ یازدهم از صد کلمه در معرفت نفس علامه آمده است: آنکه معاش مادی را وسیلهٔ مقامات معنوی نگیرد سخت در خطاست. معاش مادی و عیش دنیوی و معایش، همه وسیلهاند برای مقامات معنوی. نگاهی که به دنیا داریم — خبری که از پیرامون میگیریم — باید خبری باشد که این دنیا را وسیلهای در خدمت مقامات معنوی بنشاند.
خطبهٔ نهجالبلاغه؛ أبصر بها و أبصر إلیها
مولای متقیان علی علیهالسلام در خطبهای از نهجالبلاغه — حدود خطبهٔ هشتاد و دو — دربارهٔ دنیا میفرماید: آنکه با دنیا بصیرت جوید، دنیا او را بینا میسازد؛ و آنکه بدان چشم بدوزد، دنیا او را کور میکند.
«مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَمَنْ أَبْصَرَ إِلَيْهَا أَعْمَتْهُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که بهوسیلهٔ آن دید، بینایش کرد؛ و هر که بدان نگریست، کوریش ساخت.
سید رضی در شرح این کلام شگرف میگوید اگر اهل تأمل در سخن آن حضرت — «من أبصر بها بصّرته» — ژرف شوند، معنایی عجیب و غرضی بسیار بعید مییابند که غایت و عمق آن بهآسانی درک نمیشود؛ بهویژه وقتی کنار آن نهاده شود «من أبصر إلیها أعمتْه». فرق میان «أبصر بها» و «أبصر إلیها» روشن و درخشان و شگفت است: أبصر بها یعنی با دنیا آخرت را دیدن؛ دنیا وسیله شود. أبصر إلیها یعنی به خودِ دنیا نگریستن؛ دنیا هدف شود. سید رضی در برابر این بیان به حیرت اقرار میکند. اینجاست که نگاه به دنیا روشن میشود تا قلب از این حقیقت بیخبر نماند که دنیا برای چه آفریده شده و ما چرا در این نشئه قرار گرفتهایم.
تمثیل جنین در رحم
مانند کودکی در رحم مادر که دست و گوش و پا و چشم و زبان دارد؛ قوا هنوز استعدادند و بالفعل نشدهاند، اما اعضا و جوارح و جوانح هست. اگر از نشئهٔ بعد — که برای او نشئهٔ طبیعت است — بیخبر باشد، احساس پوچی نمیکند؟ نمیگوید این دست و پا و چشم در تنگنای رحم که از بند ناف ارتزاق میکنم به چه کارم میآید؟ چون از نشئهٔ طبیعت بیخبر است ناشکری میکند و به آیاتی که بعداً وسائط فیضاند توجه ندارد.
درست همینگونه اگر ما ندانیم اعضا و جوارح خود و دنیای پیرامون برای چه تعبیه شده و در آینده به چه کار میآید، بیچارهایم. اینها وسیلههاییاند که اکنون با آنها بهسوی حق حرکت میکنیم و آنها را فدای مقامات معنوی میسازیم. بیخبری در این باره انسان را تباه میکند.
آیهٔ عبث نبودن خلقت
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ» (مؤمنون/۱۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا پنداشتید شما را بیهوده آفریدهایم و بهسوی ما بازنمیگردید؟
بزرگان گفتهاند همین آیهٔ کوتاه از مبرهنترین آیات بر حیات اخروی و رجعت است. اگر آخرت و قیامت و برزخ پس از دنیا نبود، زندگی پوچ و عبث بود؛ اما هست که بیهوده نیست. اگر انسان از این نگاه غافل باشد و حقیقت دنیای پیرامون را درنیابد سخت گرفتار میشود. دنیا مزرعهٔ آخرت است؛ اگر نداند اکنون در مزرعهاست، شخم نزند، بذر نپاشد، کود ندهد، آفتزدایی نکند، هنگام برداشت چه خواهد دید؟ پوچ و سراب. خطر جدی است وقتی ابد در پیش است.
مسافر ایم نه مقیم؛ از داری به دار
متأسفانه غالب انسانها — و گاه خود ما — بهفرمودهٔ مولا گرفتار ظواهر دنیایند. در کلمهٔ یازدهم نیز آمده که معاش مادی باید وسیلهٔ مقامات معنوی شود؛ حال آنکه ما مقامات دنیایی را دنبال میکنیم، گویی قرار است همیشه اینجا بمانیم. در حالی که مسافریم؛ پل ارتباطی است. «إنما تنتقلون من دارٍ إلى دار»؛ فرشتگان نقّاله ما را از داری به دار دیگر میبرند؛ چنانکه از رحم به نشئهٔ طبیعت آمدیم، از ملک به ملکوت نیز منتقل میشویم؛ نشئه پشت نشئه. برای این انتقال چگونه آمادهایم؟ عدم آمادگی از بیخبری از دنیای پیرامون است؛ دنیایی که ابزار رشد و ارتقای وجودی ماست.
اقرأ؛ چه بخوانیم وقتی بیخبریم؟
قرآن پیوسته ندای تعال و اقرأ سر میدهد. اهلبیت علیهمالصلوةوالسلام میفرمایند: بخوان، بالا برو. اما وقتی بیخبریم چه بخوانیم؟
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» (علق/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بخوان به نام پروردگارت که آفرید.
وقتی اسم خدا و پروردگار خود را نمیشناسیم و از خلقت و مبنای آن بیخبریم، چگونه بخوانیم؟ کتاب وجودی خود، کتاب آفاقی، و کتاب قرآن را چگونه بخوانیم وقتی خبر نداریم؟ تفصیل این مراتب به وقت خود میآید؛ و خدا رحم کند.
خبر درست از دنیا چیست؟
پرسش اصلی این است که خبری که از پیرامون و از زندگی در این نشئه میگیریم چگونه باید باشد. اگر مواهب زمین مسخّر انسان است، بهرهبرداری نباید به هدفشدنِ دنیا بینجامد. خبر درست آن است که هر پدیده را آیت و مَجلای حق ببیند و آن را نردبان مقامات معنوی کند؛ نه آنکه کثرت، قلب را منغمر و بیخبر سازد.
حروف و کلمات نیز در این افق فهم میشوند: ازدواج حروف، کلمات میزاید؛ ازدواج کلمات، مفاهیم؛ و این سلسله فهم را آسان میکند. همه تشأنات حقاند تا «انه الحق» آشکار شود. آیهٔ فصلت که بزرگان بر آن انگشت نهادهاند، همین افق را میگشاید: نشانهها در آفاق و انفس تا آنکه حق روشن شود.
دقت سید رضی در فرق دو حرف جر
سید رضی بر فرق «بها» و «إلیها» پای میفشارد. یک حرف جر، دنیا را ابزار بصیرت میکند؛ حرف دیگر، دنیا را قبلهٔ نگاه. «أبصر بها» یعنی از پنجرهٔ دنیا به مقصود نگریستن؛ «أبصر إلیها» یعنی خودِ پنجره را مقصد پنداشتن. ازهمینرو کسی که دنیا را وسیله کند بینا میشود، و کسی که بدان خیره شود کور میگردد. این فرقِ مختصر، غرضی بعید و معنایی شگفت دارد که به قول سید، غایت و عمق آن بهآسانی به چنگ نمیآید.
مزرعه و ابد
دنیا مزرعهٔ آخرت است. اگر شخم و بذر و آبیاری و آفتزدایی نباشد، هنگام درو چه حاصلی است جز سراب؟ چون ابد در پیش است، غفلت از مزرعهبودنِ اکنون، خطر وجودی است. غالب مردم — چنانکه مولا فرموده — گرفتار ظواهرند؛ و گاه بهجای مقامات معنوی، مقامات دنیایی را میجویند، چنانکه گویی قرار است دائم اینجا بمانند. حال آنکه پلی است میان دو دار؛ ملائکهٔ نقّاله از داری به دار میبرند.
آمادگی انتقال
چنانکه از نشئهٔ رحم به طبیعت آمدیم، از ملک به ملکوت نیز میرویم. آمادگی این انتقال وابسته به خبرداشتن از ابزار رشد است: بدن، معاش، روابط، و کتابهای آفاقی و انفسی و قرآنی. قرآن ندای «تعال» و «اقرأ» میدهد؛ اهلبیت میگویند بخوان تا بالا بروی. اما بیمعرفتِ اسم رب و بیخبری از خلقت، خواندن کلید نمیخورد. باید دانست چه میخوانیم و چرا؛ وگرنه قلب در غمره میماند.
جمعبندی سلوکی این جلسه
قلب منغمر، قلبی است که از کارکرد دنیا و از جایگاه خود در هستی بیخبر مانده است. درمان، عوضکردنِ خبر است: از خبرِ هدفپنداری دنیا به خبرِ وسیلهبودن آن. معاش، حروف، آیات آفاقی و انفسی، همه وقتی نجاتبخشاند که در مدار «أبصر بها» قرار گیرند. وگرنه همانها در مدار «أبصر إلیها» حجاب میشوند. این جلسه همان تذکر را میگسترد تا بیخبریِ امروز، حسرتِ فردای انتقال نباشد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.