ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 039

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قصد وطن و عدم اعراض

سؤال این است که اگر کسی جایی را قصد وطن کرده بود منتها رفته بود جای دیگری ساکن شده بود، فعلاً برای مدت طولانی حتی آن جایی که وطنش بود نرفته بود. مثلاً کسی تو تهران، تهران وطنش بوده اینجا رشد و نمو کرده. حالا رفته مثلاً کرج یک خانه گرفته مدت طولانی در کرج زندگی می‌کند تهران دیگر نیست اما اعراض نکرده. این را دقت کنید یعنی قصد اعراض یعنی پشت کردن اینکه دیگر مثلاً تهران وطنش نباشد قصد نکرده. آیا اینجا چون قصد اعراض نکرده ولو اینکه مدتی است تو وطن اصلیش نیست و قصد اعراض نکرده، آیا هنوز آنجا وطنش حساب می‌شود یا نه؟ رهبر معظم انقلاب فرمودند چون قصد اعراض نکرده هنوز وطنش می‌شود ولو مدت طولانی آنجا نیست. حواسمان باشد قصد اعراض خیلی مهم است.

قلب نفاق و تسلیم امام

نکاتی که گفته شد دیگر بحث قلب نفاق را یواش یواش سفره‌اش را جمع کنیم. اگرچه خیلی بحث‌ها ماند دیگر متبرکاً می‌گوییم. رسیدیم به اینکه ما هر مقدار تسلیم امام معصوم و احکام دین نباشیم، همان مقدار قلبمان به سمت نفاق متأسفانه سر خورده. و بعد گفته شد که این تسلیم بودن می‌طلبد که ما تعلقاتمان با تعلقات امام یکی باشد. قلبی لقلبکم صرم را توضیح دادیم. هر مقداری که تعلقات ما به تعلق امام یکی نباشد، همان مقدار قطعاً تو چرخش روزگار یک روزی ما از امام جدا خواهیم شد. علقه‌های ما باید با علقه‌های امام مطابقت داشته باشد. حالا این تصمیم چرا؟ چرا ما باید این‌قدر تسلیم امام اصلاً باشیم؟ که اگر کسی تسلیم نبود در هر جزئی از اجزاء دین تسلیم نبود به همان مقدار دچار نفاق قلبی شده نسبت به امام. به دروغ می‌گوید قلبی لقلبکم صرم. به دروغ می‌گوید السلام علیک. سلام می‌دهد یا امام رئوف مثلاً. این سلام گفتیم یک معنایش تسلیم است دیگر. حالا که تو یک بخشی از گفته‌های امام را قبول نداری سلام هم می‌دهی این سلام از روی نفاق است. رک. شوخی هم نداریم. این‌ها را ما قبلاً با آیات و روایات ثابت کردیم.

آیات ابتدایی حجرات؛ لا تقدموا

اگر دقت کنید در آیات ابتدایی سورهٔ حجرات می‌فرماید بسم الله الرحمن الرحیم. عجیب آیاتی است.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ» (حجرات/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر خدا و پیامبرش پیشی مگیرید و از خدا پروا کنید.

یا ایها الذین آمنوا لبیک. امام صادق فرمود اینجا بگویید لبیک. جانم خدا چه می‌خواهی بگویی به ما؟ لا تقدموا بین یدی الله و رسوله. نکنید جلو، جلو بیفتید. پیشقدم بشوید از خدا و رسولش جلو بزنید. یعنی حرفی برای گفتن داشته باشید. واتقوا الله تقوا پیشه کنید. اصلاً این از شروط تقوا که شما جلو نیفتی از خدا و پیامبرش از امام، از احکام دین، از خودت رأی و نظر صادر نکنی.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ» (حجرات/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صداهایتان را بالاتر از صدای پیامبر برندارید و با او بلند سخن مگویید چنان‌که برخی با برخی بلند می‌گویند، مبادا اعمالتان تباه شود و شما ندانید.

خیلی شگفت است. دوباره می‌گوید یا ایها الذین آمنوا باز لبیک این نشان می‌دهد که خیلی قصه مهم است. دوباره خطاب می‌کند. ادامهٔ همان را باز با خطاب به اهل ایمان می‌گوید لا ترفعوا أصواتکم فوق صوت النبی. آن‌هایی که مکه رفته‌اند، ما که نرفتیم ان‌شاءالله قسمت شود برویم، بالای سر ضریح پیامبر این آیه را زده‌اند. فقط آنجا از آن کاربرد گرفته‌اند. آن‌قدر نفهمیده‌اند. می‌گوید صدایتان را بالا نبرید. بالاتر از صدای پیامبر. ولا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض. آن‌طور که بعضی‌ها پیامبر صدا می‌زنند شما صدا نزنید. چه می‌شود اگر این کار را بکنی؟ ان تحبط أعمالکم باعث می‌شود همهٔ اعمالتان حبط بشود، نابود بشود.

یغضون أصواتهم؛ امتحان قلب برای تقوا

«إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ» (حجرات/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که نزد پیامبر خدا صداهایشان را فرومی‌کشند همانان‌اند که خدا دل‌هایشان را برای پرهیزگاری آزموده است.

آیهٔ سه. ان الذین خیلی این آیه دیگر عجیب و غریب است. ان الذین یغضون أصواتهم عند رسول الله. آن‌هایی که صداشان در وقتی محضر پیامبرند، حالا امام هم که جلوهٔ تام پیامبر است دیگر. این‌ها نزد امامشان، نزد پیامبرشان، نزد قرآن، نزد خدا و دین خدا هیچ حرفی ندارند. یغضون أصواتهم یعنی اصلاً حرفی برای گفتن ندارند. این ترجمهٔای که مفسرین کرده‌اند همه فهمش گفته شد. بعد اینجایش را می‌گویم عجیب است. این سرّ السر به خدا قسم. آن عزیزانی که تو مباحث پیشین ما بودند اکنون متوجه این قصه می‌شوند که چرا این‌قدر اصرار هست این سرّ السر. می‌گوید اینانی که هیچ حرفی پیش پیامبر، امام، قرآن، خدا ندارند أولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی. عجب. اینان همانانی‌اند که مورد امتحان قرار گرفته‌اند و نمره‌شان بیست شده. آدم‌های متقی‌اند. چرا می‌گویی؟ چه ربطی به بحث سرّ السر دارد؟ قبلاً روایاتی آورده بودیم که یک جا می‌فرماید ان أمرنا. یک جا می‌فرماید ان حدیث آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم صعب مستصعب. توجه داشته باشید می‌گفت صعب مستصعب. خیلی دشوار است حدیث ما فهمش، امر ما، حمل امر ما. لا یحمله. اصلاً نمی‌شود که کسی نمی‌تواند حمل کند. کسی نمی‌تواند بفهمد حدیث ما را. ولایت ما را کسی نمی‌تواند حمل کند إلا سه دسته. یادتان هست؟ تو یک جا می‌فرماید عبد امتحن الله قلبه للإیمان. یک جا می‌فرماید سه دسته می‌کند. می‌گوید آن سه دسته یکی‌شان ملک مقرب بود، یکی نبی و مرسل بود، یکی هم باز عبد امتحن الله قلبه للإیمان. می‌گوید فقط بنده‌ای که مورد امتحان خدا قرار گرفته و این نمره‌اش بیست شده. این می‌تواند بار ولایت ما را بردارد. یعنی سر سوزنی دچار نفاق و دورویی نشود. همهٔ بار را بردارد و او می‌تواند بفهمد حدیث ما اصلاً یعنی چه. این نو بودن چرا به آن می‌گویند حدیث؟ چون نو است. این حدیث، این نو بودن، تازه به تازه، نو به نو بودن امر ما را او می‌فهمد. بعد اینجا یک جور دیگر دارد دوباره خدا تو این آیهٔ سه سورهٔ حجرات همان را ترجمه می‌کند. چه؟ می‌گوید اینان اصلاً حرفی ندارند. اصلاً اینان صداشان آن‌قدر پایین است. هیچ حرفی برای گفتن ندارند.

اباالفضل؛ تسلیم محض و روضه

این همه نهج‌البلاغه بعد از شهادت پیامبر است. امیرالمؤمنین حرفی برای گفتن نداشت. این همه ید بیضا و عظمتی که برای اباالفضل العباس سلام‌الله‌علیه می‌شمرند، تو این کاشی‌هایی که روی لرستان اگر رفته باشید در سردر خانه‌هایشان زده‌اند خیلی شگفت است. الله و اسم چهار — خمسهٔ طیبه ریز و بزرگ یا وسط یا پایین و بعضی‌ها بالا زیر نام الله بزرگ نوشته‌اند اباالفضل العباس. از نام پیامبر هم بزرگ‌تر نوشته‌اندش. این همه عظمتی که از حضرت اباالفضل می‌کنند یک دلیلش این است می‌گویند اصلاً هیچ حرفی در برابر امام معصوم نداشت. حالا تحلیل خود واقعهٔ عاشورا خودش یک قصه است که اصلاً ذخیرهٔ روز عاشورا بوده. خودتان می‌دانید شاگرد رزم هم امام علی هم امام حسن بوده و هم امام حسین. ذخیره به او وعدهٔ ذخیره بودن دادند. به همین وعدهٔ ذخیره صبر کرد. همان روز ذخیره و وعده که رسیده وقتی می‌گوید بگذار بروم تار و مار کنم که گفته شد تنها کسی که نگفته بگذار بروم فدات شوم، شهید شوم، آن‌قدر عظمت قائل است برای شأن ولایت می‌گوید بگذار بروم اینان را تار و مار کنم از جلو پایت ورشان دارم. آن‌قدر اعتماد به نفس دارد. وقتی امیر آقا اباعبدالله می‌فرماید که برو آب بیاور، چشم. اصلاً این‌طوری من به شما بگویم این را تحلیل را حواستان باشد. نه اینکه با ناراحتی که متأسفانه مداح‌ها بد بیان می‌کنند با ضیق صدر. نه برای اینکه بروم آب بیاورم. به همان قوت و قدرتی که شمشیر می‌زد به همان قوت و قدرت رفته آب بیاورد. لذا اصلاً شهادت حضرت اباالفضل به خاطر آب بوده. به خاطر آوردن آب. نه برای اصلاً جنگ. تنها کسی که تو کربلا نجنگید اباالفضل العباس بوده. تنها کسی که نجنگید. حالا این‌ها را شما بنگرید. این‌ها اگر روضه می‌خوانیم در کنار آیات و روایات روضه بخوانید بنگرید چه گیرمان می‌آید. اگر کسی سر سوزن حرف، حدیث، اصلاً نظر حتی از روی خیرخواهی. برادر ابی‌عبدالله دارد از مدینه می‌رود خیرخواهی می‌کند. می‌گوید به نظر من نرو آقا فلان این‌ها. چنین کسی به هر مقدار که نظر دارد سر خورده. نظر در برابر امام داری سر خوردی. شوخی نداریم ما. تو کی هستی؟ من کی هستم که نظر داشته باشیم؟ بنشین سر جات حرف نزن. لام تا کام.

شما کل زیارت عاشورا که عجیب است یک دوره. حالا همهٔ آن سلام و لعنش را توجه می‌کنند. یک‌بار بنشینیم توجه کنیم به دعاهایی تو عاشورا. بنشینیم توجه کنیم. توجه شد سر درد گرفت. دعاهای تو زیارت عاشورا عجیب است. آن همه — تو زجه می‌زنی. مصیبت را می‌گویی. مصیبت ما أعظمها را می‌گویی که چه بشود. یا تو سجدهٔ آخر که دیگر مخلص کار اوج و عرش کار عاشوراست. می‌گوید من با تو در مقعد صدق باشم اما مع حسین. معیت با اباعبدالله. به هر مقدار که تو چون و چرا تو وجودت بیاوری چرا، چرا، چرا، چرا این‌طوری؟ چرا این‌طوری؟ تسلیم محض نباشی، همان مقدار متأسفانه دچار نفاق شدیم. رک بگوییم یکی از علت‌هایی که خلاصه اکنون روی حرف خیلی حرف هست روی این نکتهٔ آخر. می‌گوید هر که را اسرار حق آموختن مهر کردن بر دهان. نه که به من اسرار حق آموختن. به شما آموختن من نمی‌توانم جلوی شما حرف بزنم. اما می‌گوید که هر مقدار که اینجا تسلیم سر امام نباشی، همان مقدار هم با این روضه‌ها نمی‌توانی گریه کنی. حق روضه را نمی‌توانی ادا کنی. کسی می‌تواند روضهٔ اباالفضل سلام‌الله‌علیه را حق روضه و گریه، چه روضه‌اش، چه گریهٔ اباالفضل سلام‌الله‌علیه را ادا کند که این تسلیم بودن را درک کرده باشد. وگرنه نمی‌تواند درست برای امام حضرت اباالفضل گریه کند. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.