ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 037

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

خدمت در هیئت؛ مصرفی نباشیم

امروز در این یکی دو دقیقهٔ حکم شرعی نکته‌ای دیگر: بارها گفته شده و جزو خاطرات خوب است که در اصفهان در مدرسهٔ صدر درس می‌خواندیم؛ خدا رحمت کند آیت‌الله‌العظمی بهبهانی شیرازی را. یک روز میان دو نماز ظهر و عصر برخاست و قسم خورد که کسانی که نمازخانه را گرم می‌کنند، صلوات می‌گیرند، دعا می‌خوانند، اذان می‌گویند، تکبیر می‌گویند، قیامت یک سر و گردن از ما بالاترند. خواهش آن است که فقط مصرفی نباشیم در این وادی. بعد از چند سال دو نفر آمدند تکبیر گفتند؛ وقتی امام بخواهد ته‌نمازها متوجه سجود و رکوع شوند یا خانم‌ها باید داد بزنند الله اکبر، تمرکز نماز به هم می‌خورد. وقتی یکی اذان می‌گوید خود بار برداشتن در راه خداست. چرا بعضی فقط مصرفی‌اند؟ یکی قرآن بلد است بنشیند قرآن، دعا، اذان، تکبیر؛ چه اشکالی دارد؟ چرا بار بر دوش یک نفر و دو نفر باشد؟ همیشه هیئت‌هایی که رشد می‌کنند یکی دو نفر چهار نفر فدا می‌شوند؛ عمرشان را می‌گذارند تا هیئت رشد کند. هیئت همین‌جا، هیئت مسلم بن عقیل؛ مطمئن باشید بعضی فدا شده‌اند تا این هیئت جان گرفته. این‌گونه نیست که هیئت همین‌طور به پا شود؛ خون دل‌ها خورده می‌شود. مراقب باشیم مصرفی نباشیم. قیامت باید برای این ارزش‌ها جواب داد؛ بی‌تفاوت نباشیم. و بعضی متأسفانه بدتر: در هیئت‌های خودمان که به نام خودمان است وسط گود سینه می‌زنیم، اما جاهایی که می‌رویم گوشه‌ای می‌نشینیم و انگار با روضه غریبه‌ایم. این خوب نیست؛ نشانهٔ بدی دارد.

آیهٔ فلا و ربک لا یؤمنون

آیه‌ای از آیات عجیب قرآن که لرزه‌ای در وجود می‌اندازد؛ آیهٔ شصت و پنج سورهٔ نساء:

«فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» (نساء/۶۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نه چنین است؛ سوگند به پروردگارت که ایمان نمی‌آورند تا تو را در آنچه میانشان اختلاف افتاده داور کنند؛ سپس در جانشان از آنچه حکم کردی تنگی نیابند و تسلیم کامل شوند.

فلا؛ نه چنین است. و ربک؛ قسم به پروردگار تو یا رسول‌الله. حرف بسیار سنگین است. لا یؤمنون؛ اینان اهل ایمان نیستند. چه کسانی؟ حتی یحکموک فیما شجر بینهم؛ کسانی که ادعا می‌کنند اهل ایمانیم، مسجد می‌آییم، هیئت می‌رویم، اهل ایمان نیستند مگر آنکه تو را حاکم و قاضی قرار دهند در آنچه مشاجره و اختلاف کرده‌اند. معمولاً دو نفر پیش قاضی می‌روند و یکی ناراضی برمی‌گردد؛ قاضی حکم به صلاح هر دو نمی‌دهد؛ یکی را رد و یکی را تأیید می‌کند. نهیب اینجاست: اولاً تو را حاکم قرار دهند؛ ثانیاً ثم تو قضاوت کردی لا یجدوا فی انفسهم — نمی‌فرماید علی السنتهم — در جانشان حرجی از حکم تو پیش نیاید؛ در دل آه نکشند که چرا پیامبر چنین حکم کرد؛ و یسلموا تسلیما؛ تسلیم باشند. اگر تسلیم امر تو نباشند، پیش‌تر قسم خورده به پروردگار پیامبر که فلا و ربک لا یؤمنون. می‌توان گفت لا یؤمنون حتی یسلموا تسلیما؛ ایمان نیاورده‌اند مگر آنکه تسلیم محض تو باشند.

سلام منافقانه و حقیقت نفاق

می‌شود سلام منافقانه گفت؟ می‌شود رفت حرم علی بن موسی الرضا و گفت السلام علیک یا امام رئوف اما منافقانه باشد؟ مگر نفاق را با خود قرآن ترجمه نکردیم که قالوا چیزی را می‌گویند بافواههم به زبان جاری می‌کنند و لا یجدوا فی قلوبهم یا انفسهم؛ در جان و قلب نیست؛ پیدا نمی‌کنی. آنچه بر زبان جاری می‌شود و در دل نیست علامت نفاق است. حالا به امام معصوم بگویی سلام؛ یکی از معانی‌اش تسلیم است: من تسلیم محض توام ای امام مهربان. کار دشوار می‌شود. از خود حرف زده نمی‌شود؛ وقتی به آیات و روایات توجه می‌کنی می‌بینی کار چقدر دشوار است. تازه می‌فهمی چرا عرفا و بزرگان اهل معرفت فرموده‌اند حتی آیات قعر جهنم را که خواندی خطاب به خود بگیر نه به اهل نفاق و مشرکین و کفار؛ این قرآن برای من و تو آمده است.

ظاهر و باطن صلوات

از امام صادق صلوات‌الله‌علیه پرسیدند حقیقت صلوات چیست؟ اشاره کرد به آیه:

«إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» (احزاب/۵۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او درود فرستید و به تمام و کمال تسلیم شوید.

فرمود این صلوا علیه ظاهر صلوات است؛ همان که بر زبان جاری می‌شود و اجر هم دارد؛ با هر صلواتی گناه پاک می‌شود. اما دنبال باطن صلوات: و یسلموا تسلیما؛ آن یسلموا تسلیم است؛ تسلیم محض بودن باطن صلوات است. اگر می‌خواهی به باطن صلوات برسی ذکر صلوات وارد ذکرت شود نه ذاکرت؛ ذکر یعنی قلب؛ ذاکر لسان است. به قول علامه حسن‌زاده این ذکر وارد قلبت شود باید به باطن صلوات برسی؛ باطن یعنی تسلیم بودن. چرا بعضی امور دین را زمین می‌گذاری و بعضی را برمی‌داری؟ چرا به بعضی دستورات دین و قرآن و اهل‌بیت کراهت داری و به بعضی شوق؟ چرا ورق ورق قرآن را می‌کنیم؛ به بعضی عمل و بعضی را تعطیل؟ چقدر بچهٔ هیئتی خمس نمی‌دهد و می‌گوید آخوندها درست کرده‌اند؛ قرآن می‌گوید. خمس می‌دهد اما نه به مرجع تقلیدش و نه به نماینده‌اش؛ خودش به فقیری می‌دهد و می‌گوید به کی بدی را هم علما از قرآن درآورده‌اند. چرا از خودمان دین درست می‌کنیم؟ باید بسیار ترسید. خلاصه آنکه اهل‌بیت تسلیم می‌خواهند؛ تسلیم.

مالک اشتر و تسلیم محض

کیست که تسلیم باشد؟ کی می‌شود مالک اشتر که چون امیرالمؤمنین فرمود مالک برو و فاتح برگرد، رفت؛ فرمود این قرآن‌ها را می‌بینی؟ بزن بینداز. قرآن آنان. واقعاً جگر می‌خواهد؛ تصور کن با شمشیر قرآن را بزنی بیندازی؛ تنش می‌لرزد. می‌گویند قرآن را روی پا نگذار چه رسد که با شمشیر بزنی. در عالم خیال وجودمان اندکی به این‌ها فکر کنیم. واقعاً تسلیم محض امام باید بود. همه پیشانی‌پینه؛ بعضی از فقهای زمان حافظ قرآن و چه و چه. مالک می‌رود؛ یک قدمی خیمهٔ معاویه؛ کار تمام است؛ یک قدم دیگر برود معاویه را زده و علم را انداخته. خبر رسید؛ امیرالمؤمنین فرمود برگرد؛ خوارج مرا محاصره کرده‌اند برگرد. چشم. یک آن نمی‌گوید بابا الان جایش بود این حرف‌ها چیست؟ تسلیم محض. سریع برمی‌گردد کمک آقایش. هرچه امام بگوید. کدام‌یک از ما این‌گونه‌ایم؟

فاصله از باطن صلوات و ورود به نفاق

خلاصه در یک جمله — می‌ترسیم از این حرف‌ها؛ عیبی ندارد بترسیم چون پشتوانه‌اش قرآن بود؛ شاید جایی هم این حرف را پیدا نکنید؛ با جزم قاطع با پشتوانهٔ قرآن حدیث نفس برای خود و دیگران: هر مقدار از حقیقت و باطن صلوات که همان تسلیم محض امام بودن است فاصله گرفتیم، همان مقدار ورود به نفاق کرده‌ایم؛ قلبمان دو رو است. به همین قاطعیت می‌توان این را بیان کرد. خدا به دادمان برسد و عاقبت ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.