بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.
اگر کسی جایی قصد ده روز بکنه و بخواد قطعا ده تا بیست و چهار ساعتی جا بمونه، خب این مسافر حساب نمیشه.
نکته اینجاست بعضیا این اشتباه رو میکنن، گمان میکنن مثل اینه که وقتی تو وطن خودت هستی درسته اونجا ده روز قصد کردی دیگه مسافر نیستی اما مثل وطن خودت نیست که بتونی از شهر خارج بشی.
مثلا روزهای از شهر خارج بشی بعد از ظهر قبل از اذان ظهر فردا برگردی به وطنت.
درسته؟
این میشه مثلا شما روزهای عصر میتونی از وطنت خارج بشی روزه اون روزت درسته.
فردا قبل از اذان ظهر برگردی به وطنت، اون روز هم میتونی روزه بگیری.
اما این حکم توی ده روز قصد نیست.
شما وقتی ده روز قصد مثلا رفتی انشاالله توفیق شه به زودی بریم نجف، نجف قصد کردی ده روز بمونی، اونجا حق نداری بری کوفه حتی برای یک ساعت بری برگردی.
مسجد کوفه فقط یک شرط داره اونم مراجع بل-بدون استثناء فرمودن فقط در صورتی میتونی بری برگردی که اون محل حالا نجف و مسجد سحل کوفه هرجا، اونجا رو جزو شهر نجف بدونن مردم اونجا.
بگن آقا مثلا رفتی بپرسی آقا اینجا مسجد کوفه رو من میخوام برم بیام حدود پونزده کیلومتره تا کو- اینو جزو کوفه میدونن، جزو شهر کوفه میدونن یا جزو شهر نجف میدونن یا نه؟
کجا رو؟
مسجد کوفه رو.
اگه گفتن آره اینجا عرفان مثل شاه عبدالعظیم علیه السلام و تهران.
حالا یه م- تو یه شهر میدونن.
اگر اینچنین بود اشکال نداره.
اما اگر اینچنین نبود حق نداری خارج بشی حتی برای یک ساعت.
اینو حواسمون باشه.
یکی دیگه از [مکث] عادتهای اهل نفاق هی غر زدن و نق زدن به جهت نفهمیدن حقایق الهیه.
چون قرآن میفرماید "لا یمسه إلا المتحرون" جز با طهارت نمیشه حقایق رو مس کرد.
معارف و علوم الهی هم حقیقت دارن، یک حقیقتهن.
اونها هم جز با طهارت نمیشه مس کرد.
اگر گاهی اوقات من زور میزنم یه حقیقتی رو، یه علمی رو، یه قضای عقلی رو بفهمم و وردارم به جهت اینکه یه طها- ناپاکیهایی در درونم هست ما باید برطرف شه این صریح آیه قرآنه.
چون اونا ناپاکی دارن یه سری حقایق رو نمیفهمن و این حقایق اگرچه تو قرآن هم به صراحت اومده اما نمیفهمن.
لذا هی اشکالتراشی میکنن.
یکی از اون اشکالتراشیها این بود که وقتی سختی ریخت رو سر پیغمبر و یارانش، اینا رو شما تق- تطبیق بدید به دوران انقلاب خودمون و فی الحال و قبل و بعد و با اینچه وضع شهر اگه مملکت اسلامیه من کاری ندارم به اون خلافهایی که باعث شده یه اشکالاتی ایجاد بشه، نه کاری به اون ندارم.
ما مخالف رفاه و سعادت و اینها که نیستیم.
اما بحث چیز دیگهست.
یه سری بالطبع اشکالاتی، موانعی دشمنان سر راه مسلمونا ایجاد کردن.
مثلا تو جنگ تبوک میدونید میگن روزی یه دونه خرما به سه نفر میرسیده.
خدا وکیلی کدوم یکی از ما یه همچین روزی رو تو عمرمون درک کردیم؟
سه نفر باشیم یه دونه مثلا من و زن و بچههام روزی یه دونه خرما داشته باشیم.
اونم چند وقت، نه یکی دو روز.
[نفس عمیق] این انقدر سختی زیاد شد که اینها یه حرفی زدن این منافقا سواستفاده کردن.
چی گفتن؟
گفتن خدا هم به پیغمبر غضب کرده هم ولش کرده.
ول کرده پیغمبر رو.
اگه این پیغمبر بود استغفرالله این پیغمبر بود راست میگفت اینطوری نبود که وضع ما باید خوب می شد.
مثل الان که خیلیا میگن اگه این نظام به حقه چرا انقدر مشکلات هست؟
خب یه سری مشکلات که به بیتدبیری مدیرا برمیگرده کاری نداریم.
یه سری مشکلات برمیگرده به خود مردم که البته اصلش اصلا خود مردمند که اونا رو انتخاب کردن.
اونم کاری نداریم.
ولی یه سری مشکلات بالطبع این راهیه که انتخاب کردن.
خب بله اگر ما هم مثل آل سعود گاو شیرده میشدیم برای استکبار خب خیلی از جهت دلاری وضع مملکت خوب میشد اینا.
حالا کاری به اون سمت نداریم.
آیه شو براتون بخونم.
آیه سوره، آیه سه سوره ضحی.
"والضحی" که اشاره به زمان رجعت و ظهور امام Asره.
شدت تابش رو میگه.
"والليل اذا سجا" وقتی شب یه استقرار پیدا میکنه، آرامش پیدا میکنه.
این شب بعضیا میگن در تفاسیر تعبیر شده به دوران پشت پرده غیبت قرار گرفتن ولایت که از زمان امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام شروع شد، نه امام عصر ما صرفا.
آیه سه "وما ودعک" انقدر اونا حرف زدن منافقین، انقدر نفهمها تیکه انداختن، نیش زدن به اهل ایمان و پیغمبر که خدا آیه نازل کرد.
پیغمبر "ما ودعک ربک".
چی گفته خدا تو رو ولت کرده؟
"وما قلی".
خدا نه تو رو ول کرده نه بهت خشم کرده.
اینطوری نیست.
توجه به حرفای اینا نکن.
منتها خب اینو کی میفهمه؟
کسی که "لا یمسه إلا المتحرون" طهارت باطنی داره میتونه حق رو درک کنه و حالا شما بیاین این حرفا رو تو بازار تهران امروز بزن.
مش-مسخرهت میکنن.
میگه پاشو برو کاسه گوزت رو جمع کن.
چرت و پرتها چیه میگی؟
دلار چنده امروز؟
انقدر پول حروم خورده.
اصلا تو نمیتونی حرف از خدا پیش اینا بیاری و نمیدونم این پولهای حروم امروز بعدها قراره چه نطفههایی رو ببنده، چه فرزندانی رو تحویل اجتماع بده خدا رحم کنه.
همونطور که طبق وعدهی قرآن هرچی میریم جلوتر نور تجلیش بیشتر میشه همونطور ظلمت هم ملأ الظلم والجهال بیشتر میشه.
تو آ-- بعد عرض شود خدمتتون، سورهی بعدی که خیلی جالبه فقها گفتن اگر خواستی سورهی ذهنها رو بخونی میدونید دیگه انشراح رو هم باید باهاش بخونی.
حالا یه ربطهایی بین این دو سوره وجود داره که کاری نداریم.
اصلا توی این سورهی بعدی "أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ" میگه پیغمبر یادت باشه که ما به تو شرح صدر دادیم "وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ".
بار بود، بار هست رو دوشت.
اما وزعنا ما این بار رو سبک کردیم رو دوشت.
نه اینکه بار نباشه، نه اینکه فشار نباشه.
ما سبکش کردیم.
"الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ" همون باری که تو به تو فشار سنگینی داشت میاورد "وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ" ما اسم تو رو بالا بردیم.
اینجا "فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا" دو بارم پشت سر هم میاد.
این یکی از مؤکدات قرآنی و یکی از اصول اعتقادی ماست.
اصلا نمیشه میگه "مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا".
اولا خدا فرموده ما خواستیم "إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ".
ما برای شما راحتی خواستیم.
اینو حواسمون باشه.
خدا نمیخواد بندهشو اذیت کنه.
اما از اون طرف هم حدیث داریم اگر سه چیز نبود مردم ادعای خدایی میکردن.
یکی فقر، یکی مریضی، یکی مرگ.
این سه تا نبود انصافاً ما موحدین کمتر یاد خدا میکردیم.
وقتی مریض میشی فقر، فقر میاد، مری-- مرگ پیش میاد.
میگه در دل خود سختی "إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا" اون یسر در دل خود سختی قرار گرفته.
اصلا نمیشه اینطور نیست که شما بگی حالا لا اله الا الله تموم تمام مشکلات برطرف شد.
اینطوری نیست.
تازه اولشه.
همین امروز عزیزانی که رفتن تست ورزش دادن یک، یه، یکی از عزیزی حالش بد شد.
گلاب به روتون بالا آورد.
گفت نه مثلا امتا-- چیز نداشتم، تمرین نداشتم.
یه دفعه اومده بود کار سنگین انجام بده.
خب اونها باید مراقب باشن هرکسی هم این حرکات رو انجام نده.
بدبخت یک ساعت حالش بد بود.
اصلا کسی هم متوجه ایشون نشد.
من رفتم اونور دیدم حالش بد شده بالا آورده طفلی رو.
هیچکس هم متوجهش نبود.
پزشک اونور.
باید مراقب باشید یهو تموم میکرد چی؟
خب این الان چرا این سختی رو الان این اذیتش کرد؟
چرا؟
چون قبلاً سختی حرکات نرمشی چه میدونم ورزشی اینا رو به خودش نداده بود.
اون سختیه باعث شده بود الان سخ-- اذیت بشه.
اگر اون سختی بود، اون آسانی تو دل خود اون سختیه بود.
امروز انقدر اذیت نمیشد.
با آمادگی کامل میرفت.
امیرالمؤمنین علیهالصلاة والسلام میفرماید که درختهایی که کمتر آب میخورن محکمترن و آتیششون آتیشتره.
آتیشیتره.
بیشتر آتیش دارن.
اینایی که بیشتر آب میخورن زودی تموم میشه آتیششون.
امیرالمؤمنین میفرماید زغال این درختهایی که تو بیابوناند و آب نمیخورن خیلی بهتره.
اصلا استحکامشون بیشتره.
شما ببین رتبههای اول تا دهم کنکور بیشتر بچههای دهات و شهرستان و کمتر از تهران میبینی.
اینهایی که سختی کشیدن.
اصلا سختی همراهه.
بعد این فهمش مهمه.
قربونتون برم.
اینکه انسان اینو بفهمه بعد داد نزنه سر خدا.
انقدر خدا عجیب امتحان میکنه مؤمنین رو.
حالا دیگه نمیرسیم ولی حالا شاید فردا همین بحث هم ادامه دادیم که در انقدر سخت امتحان کرد خدا که در زمان حضرت موسی یکی مثل قارون، قرآن میگه قارون جزو قوم موسی بوده.
اصلا فامیل موسی بوده.
قارون.
اصلا امتحان رو ببین.
یهو تو دل انقلاب یه آدم کله گندهای تو زرد از آب در میاد.
تو بیت خود حضرت امام میبینی آدم تو زرد از آب در میاد.
تو بیت رهبری یهو میبینی آدم تو زرد از آب در میاد.
این همش امتحانات خداست.
تو بیت پیغمبر یهو میبینی اینطوری در میاد.
قارون فامیل موسی بود.
علم کیمیا رو تا حدودی از حضرت موسی یاد گرفت.
موسی از، از موسی کیمیا رو یه مقدار یاد گرفت که مس رو طلا کنه.
آقا زد اونوری شد یهو.
رفت تو دل فرعون رفت با فرعون شد وضعش توپ.
خدا هم میگه ما نامردی نکردیم دادیم بهش حسابی.
کنوز رو در اختیار، گنجها رو در اختیارش قرار دادیم که شترها فقط کلیدهای گنجش رو میبردن، گنجینههاش رو.
بعد صدای طرفدارای موسی دراومد.
ببین تا رفت پیش قارون، تا رفت پیش فرعون وضعش خوب شد.
تو چی برای ما آوردی؟
تو این پا برهنه چی برای ما آوردی؟
شروع شد.
امتحانها شروع شد.
میخوام عرض کنم که خیلی باید مراقب باشیم که گرفتار این سمپاشیهای منافقین نشیم.
الانم تو دوره خودمون تا دلت بخواد زیاده.
نمیفهمن، تحلیل ندارن، نه تحلیل سیاسی دارن، نه تحلیل فرهنگی دارن، نه تحلیل مذهبی دارن، نه قرآن رو میفهمن، نه حقایق رو.
هی چرت میگن و بعد ما رو میریزن به جون هم.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل