ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

ما قبلا عرض کردیم که در خصوص وطن به فتوای رهبری باید قصد وجود داشته باشه.

هر کجا رو بخوای وطن خودت بگیری، چه وطن اول، چه وطن دوم باید قصد کنی.

اما حالا سؤال اینجاست که اگر کسی زیاد موند یه جا، خیلی موند اگرچه قصد نکرده بود اونجا رو وطنش کنه اما خیلی موند.

چی میشه اینجا؟

وطنش میشه یا نمیشه؟

قصد نکرده اما زیاد مونده.

رهبری می فرماید به شرط اینکه انقدر بمونه تا عرفاً اونجا رو وطنش بدونن همه.

یعنی تو عرف اینطوری جا بیفته که فلانی بچه اونجاست.

اگر اینطوری تو عرف جا موند، جا افتاد حتی اگر قصد نکرده باشه اونجا وطنشه.

اینو حواسمون باشه.

یکی دیگه از وجه تمایز بین مؤمن و منافق یا کسی که قلبش در وادی ایمان تثبیت شده و کسی که متاسفانه قلبش دچار نفاق و دو رویی شده اینه که حالا این رو مهکیه دیگه بسنجیم خودمون رو امروز از خودم بگیر تا شماها.

اونم اینه که معمولاً این چنین هست که مؤمن دچار احسان‌سازی اعماله، مشغول احسان‌سازی عملشه، دچار کیفی‌سازی عملشه.

منافق دچار کمی‌سازیه.

منافق بیشتر به قول ماها خرواری و کیلویی عمل میکنه که به چشم بیاد، به ظاهر بیاد.

چند تا نماز خوندم، چند تا حج رفتم، چند تا زیارت، چند تا قربونی، چند تا چند تا.

ولی مؤمن اینطوری نیست.

مؤمن دچار و گرفتار، خودش گرفتاره اصلاً احسان‌سازی عملشه.

این یه وجه بسیار مهمیه در بین مؤمن و منافق که باید اینو توجه داشته باشیم حتی تو آیه دو سوره ملک اگر دقت بفرمایید می فرماید "الذی خلق الموت والحیاه" خدا کسیه که اصلاً این مرگ و حیات رو آفریده که چی، که چی بشه؟

برای چی مرگ و حیات رو خدا آفریده؟

"لیبلوکم" برای اینکه شما رو دچار آزمایش‌هایی بکنه از بلا میاد.

"لیبلوکم ایکم احسن عملا" برای اینکه ببینه کدوم یکی از شماها احسن عمل دارید.

نه فرموده "لیبلوکم ایکم اکثر عملا" کی بیشتر عمل انجام میده.

فرمود احسن.

البته امام صادق صلوات الله علیه فرمودن که وقتی ازش پیرامون احسن اعمال سؤال کردن که چه نوع عملیه، حضرت دو تا مشخصه دادن.

فرمودن عملی که درش خلوص باشه و معرفت.

اگر عملی چنان زلال شده باشه که بر اساس خلوص و معرفت انجام شده باشه، این جزو احسن اعماله.

و ما باید چاره ای نداریم رفقا.

چاره ای جز کیفی‌سازی عمل نداریم.

کی گفته قیامت نگاه میکنن چند تا نماز شب خوندی، چند تا زیارت عاشورا خوندی، چند تا حج و زیارت رفتی.

اصلاً این حرفا نیست قیامت.

قیامت اونچه که در وجود ما تثبیت شده، ملکه وجود شما، ما شده اون خودش رو نشون میده.

یعنی همون کیفیت وجودی ما.

اصلاً ربطی نداره ما چند تا نماز خوندیم چند تا اصلاً کیلویی نیستش که.

چجوری خوندیم؟

این مهمه که چجوری خوندیم، به کجا رسیدیم.

به خلوص و معرفت رسیدیم یا نه.

اگر ما این مثلاً سبکی که رو تسبیحات مقدسه منوره و به حق بیbadil حضرت صدیقه کبرا سلام الله علیها گذاشتیم برای اینه که کیفی‌سازی بشه تسبیح بی بی که همه جا ازش مینالن.

همه جا.

همینطوری تند تند صبح، صبح، صبح، صبح تو مساجد، تو خیلی جاها میبینی میگن میرن اصلاً توجه هم نداره.

داره با بغل دستی‌ش داره صحبت میکنه الله اکبر، الله اکبر سلام چطوری؟

خوبی؟

الحمد لله خوبم.

الله اکبر، الله اکبر و بقیش.

اصلاً نمیفهمه چی داره میگ...

نگو.

نگو بارتو سنگین میکنی.

جسارت داری میکنی به این تسبیح‌ها.

اگه مجبور شدی وسطش حرف بزنی ولش کن از اول شروع کن.

به خدا یک بار تسبیحو بگیم درست بگیم.

من چهار ساله دارم اینجا میگم بعض، بعض موقعa یه دفعه همینطوریه خدا میدونه ناگدا-- ناخودآگاه از چشام میفته.

میبینم یکی از معلومه انگشتش تند تند داره میشماره میره غصه میخورم.

آخه من چقدر بگم؟

یک بار یه تسبیح آدم درست بگه به خدا هیچی دیگه نگه.

درست بگه.

خدا رحمت کنه سید عبد الکریم کفاش رو.

آخه چرا همه میشتافتیم هفته ای یه بار تو همین دو رقیه بعد هفته ای یه بار محضر امام عصر میرسیده.

آخه مگه شوخیه این؟

بعد خیلی جالبه حضرت ببین این کیفی‌سازی تو دله حضرت این یه تلنگره به خدا قسم.

حضرت ازش سؤال کرد که اگه تو منو نمی دیدی چیکار می‌کردی؟

یه نگاهی به دلش کرد.

این یعنی کیفی‌سازی.

یعنی احسن کردن عمل بر اساس معرفته.

یه نگاه کرد به دلش همینطوری هم شعاری حرف نزد.

گفت آقا جان میمیرم اگه شما رو هفته ای یه بار نبینم.

حالا من چقدر عادت کردم اصلاً به ندیدن آقا.

حضرت فرمود چون اینطور شده دلت منو میبینی [خنده].

خیلی کلیدیه این حرف.

چون دلت اینطور شده منو میبینی.

اگه اینطور نشده بود نمی دیدی.

مثل خیلیا که عادت کردن به ندیدن من.

بی مهدی خوشن.

بعد جالب بعدش سؤال کردن آقا سید عبد الکریم کفاش چی شد شما این، تو به اینجا کشیدی؟

تو رو خدا اینو دقت کنید.

رمزیه ها می‌گه من خواب جدم پیغمبر رو دیدم.

انقدر که امام زمانمو دوست داشتم ازش خواهشم این بود.

خدا وکیلی اگه ما امشب خواب پیغمبر رو ببینیم چی ازش می‌خوایم؟

اونجا دل انسانه که می‌ریزه بیرون.

حقیقت وجودی انسان، ملک-- اون چیزی که ملکه وجودی‌شه.

چی می‌خوای؟

پست می‌خوای، پول می‌خوای، من-منصب می‌خوای، مقام می‌خوای، مدیر کلی می‌خوای، چه می‌دونم معروفیت و مشهوریت می‌خوای؟

که ما الان اومدیم از مداح معروف، حالا این صحبت میره تو، عرض شود درج بشه تو کانال یادمان شهدای نجف آباد و دو هزار و پونصد تا شهید اونجا و شهید ح-حججی حدود هزار نفر آدم این حرف ما رو گوش میدن، اونجا میذارن.

ببخشن ما رو اونا.

ولی از مداح معروف و سخنران معروف که بخوره تو سر من این معروفیت‌ها، دعوت کردیم برای سالگرد شهید حججی بیان.

مداحه گفته بیست میلیون-- پنجاه میلیون می‌گیرم میام سخنرانه گفته بیست میلیون.

آخه بخور تو سرت این چه معروفیتیه؟

مردمم سینه چاک می‌کنند براشون.

آخه احسان‌سازی عمل کجاست؟

میگه چرا شما چیکار کردی که می‌بینی آقارو میگه جدم پیغمبر رو خواب دیدم.

ازش خواستم پیغمبر دستور عملی که داد عجیبه.

فرمود عزیزم آست عبد الکریم روزی دو بار برای حسینم سعی کن گریه کنی.

من سعی کردم یک سال روزی دو بار برای حسین ابن علی گریه کنم.

سال تموم شد آقامو دیدم.

بعد دیگه آقا بلند می‌کنه.

[خنده] ببینید تو رو قرآن این گریه، بعد بعضی از اعمال هست که اصلا خودش صالح‌سازی می‌کنه، احسان‌سازی می‌کنه.

مثل سوختن، مثل گریه کردن.

اینا شوخی نیست.

گریه تا دل نسوزه اشک نمیاد.

حالا حالتون چون منقلب شد اجازه میدین من یه سلام بدم.

خوبه.

[سرفه] السلام علیک یا ابا-- يا أبا عبدالله [grun] و علی الارواح التي حلت بفنائك.

علیک منی سلام الله ابدا.

ما بقیت و بقي الليل والنهار.

و لا جعله الله آخر العهد منی لزيارتک.

خدا یا اباعبدالله یادت کردی یه لحظه.

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

به این میگن سالم‌سازی، احسان‌سازی عمل.

عملی که از دل بر بیاد، دل بسوزه، اشکی جاری شه، این میمونه تا قیامت.

انشاالله عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد