یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
وطن و قصد؛ شرط عرفی ماندن طولانی
پیشتر گفته شد که به فتوای رهبری برای وطن باید قصد وجود داشته باشد. هر جا را بخواهی وطن خود بگیری — وطن اول یا وطن دوم — باید قصد کنی. اکنون سؤال این است: اگر کسی بسیار در جایی ماند، بسیار ماند، هرچند قصد نکرده بود آنجا را وطن کند، چه میشود؟ وطنش میشود یا نه؟ قصد نکرده اما زیاد مانده. رهبری میفرماید به شرط آنکه آنقدر بماند تا عرفاً آنجا را وطنش بدانند همه؛ یعنی در عرف اینگونه جا بیفتد که فلانی بچۀ آنجاست. اگر اینگونه در عرف جا افتاد، حتی اگر قصد نکرده باشد، آنجا وطن اوست. این را باید به خاطر داشت.
وجه تمایز مؤمن و منافق؛ احسانسازی در برابر کمیسازی
یکی دیگر از وجوه تمایز میان مؤمن و منافق — یا میان کسی که قلبش در وادی ایمان تثبیت شده و کسی که متأسفانه قلبش دچار نفاق و دورویی شده — این است که معمولاً مؤمن دچار احسانسازی اعمال است؛ مشغول احسانسازی عمل خویش؛ گرفتار کیفیسازی عمل. منافق دچار کمیسازی است. منافق بیشتر خرواری و کیلویی عمل میکند تا به چشم بیاید و در ظاهر نمایان شود: چند نماز خواندم، چند حج رفتم، چند زیارت، چند قربانی، چند و چند. مؤمن چنین نیست. مؤمن خود گرفتار احسانسازی عمل خویش است. این وجهی بسیار مهم میان مؤمن و منافق است و باید با آن خود را سنجید.
ملک/۲؛ لیبلوکم ایکم احسن عملاً نه اکثر عملاً
«الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (ملک/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید کدامیک نیکوکارترید.
خدا کسی است که مرگ و حیات را آفریده؛ برای چه؟ لیبلوکم — تا شما را دچار آزمایشهایی کند؛ لیبلوکم ایکم احسن عملاً — تا ببیند کدامیک از شما احسن عمل دارید. نفرموده لیبلوکم ایکم اکثر عملاً؛ کی بیشتر عمل انجام میدهد. فرموده احسن. امام صادق صلواتاللهعلیه چون از ایشان پیرامون احسن اعمال پرسیدند که چه نوع عملی است، دو مشخصه دادند: عملی که در آن خلوص باشد و معرفت. اگر عملی چنان زلال شده باشد که بر اساس خلوص و معرفت انجام شده باشد، جزو احسن اعمال است.
چارهای جز کیفیسازی عمل نیست. کی گفته قیامت نگاه میکنند چند نماز شب خواندی، چند زیارت عاشورا خواندی، چند حج و زیارت رفتی؟ اصلاً این حرفها در قیامت نیست. قیامت آنچه در وجود تثبیت شده — ملکهٔ وجود — خود را نشان میدهد؛ یعنی همان کیفیت وجودی. ربطی ندارد چند نماز خواندهایم؛ کیلویی نیست. چگونه خواندهایم؟ این مهم است که چگونه خواندهایم و به کجا رسیدهایم؛ به خلوص و معرفت رسیدهایم یا نه.
تسبیحات حضرت زهرا؛ شتاب، بیتوجهی، کیفیسازی
سبکی که بر تسبیحات مقدسهٔ منوره و بحقِ حضرت صدیقهٔ کبرا سلاماللهعلیها نهاده شده برای آن است که تسبیح بیبی کیفیسازی شود؛ همان تسبیحی که همهجا از شتاب در آن مینالند. همهجا؛ در مساجد و بسیار جاها میبینی تندتند صبحگاه میگویند و اصلاً توجه ندارند؛ با بغلدستی حرف میزنند: اللهاکبر… سلام چطوری؟ خوبی؟ الحمدلله… و بقیهاش. اصلاً نمیفهمند چه میگویند. نگو؛ بارت را سنگین میکنی؛ جسارت به این تسبیحها میکنی. اگر مجبور شدی میانهاش حرف بزنی، رها کن و از اول شروع کن. به خدا یک بار تسبیح را درست بگوییم. گاه دیده میشود انگشت تندتند میشمارد و میرود؛ غصه میآید. یک بار یک تسبیح آدم درست بگوید؛ هیچی دیگر نگوید؛ درست بگوید.
سید عبدالکریم کفاش؛ دیدار هفتگی و کیفیسازی دل
خدا رحمت کند سید عبدالکریم کفاش را. چرا همه میشتافتند؟ هفتهای یک بار در همین دُرّیّه، هفتهای یک بار محضر امام عصر میرسید. شوخی نیست این. بسیار جالب است؛ این کیفیسازی در دل حضرت تلنگر است. حضرت از او پرسیدند اگر تو مرا نمیدیدی چه میکردی؟ نگاهی به دلش کرد. این یعنی کیفیسازی؛ یعنی احسن کردن عمل بر اساس معرفت. نگاهی به دلش کرد و شعاری حرف نزد. گفت آقا جان میمیرم اگر شما را هفتهای یک بار نبینم. حال آنکه بسیاری عادت کردهاند به ندیدن آقا. حضرت فرمودند چون دلت اینگونه شده مرا میبینی. خیلی کلیدی است این سخن: چون دلت اینگونه شده مرا میبینی؛ اگر اینگونه نشده بود نمیدیدی؛ مانند بسیاری که عادت کردهاند به ندیدن.
رمز رسیدن؛ خواب پیامبر و گریۀ روزانه بر حسین
سپس پرسیدند آقا سید عبدالکریم کفاش، چه شد که تو به اینجا کشیدی؟ رمز است. میگوید من خواب جدم پیامبر را دیدم. آنقدر امام زمانم را دوست داشتم که خواهشم از او همین بود. اگر امشب خواب پیامبر را ببینیم چه از او میخواهیم؟ آنجا دل انسان بیرون میریزد؛ حقیقت وجودی انسان — آنچه ملکهٔ وجودیاش شده — آشکار میشود. چه میخواهی؟ پست میخواهی، پول میخواهی، منصب میخواهی، مقام میخواهی، مدیریت میخواهی، معروفیت و مشهوریت میخواهی؟
از مداح معروف و سخنران معروف برای سالگرد شهید دعوت شد؛ مداح گفته بود ارقام سنگین میگیرم میآیم، سخنران نیز. این چه معروفیتی است که مردم برایش سینهچاک کنند؟ احسانسازی عمل کجاست؟ سید میگوید جدم پیامبر را خواب دیدم؛ از او خواستم. پیامبر دستور عملی عجیب داد: فرمود عزیزم عبدالکریم، روزی دو بار برای حسینم سعی کن گریه کنی. یک سال روزی دو بار برای حسینبنعلی گریه کردم؛ سال تمام شد آقا را دیدم؛ بعد دیگر آقا بلندش میکند.
بعضی اعمال اصلاً خود صالحسازی و احسانسازی میکنند؛ مانند سوختن، مانند گریه کردن. اینها شوخی نیست. گریه تا دل نسوزد اشک نمیآید.
سلام بر اباعبدالله؛ عمل از دل
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک. علیک منی سلامالله ابداً ما بقیتُ و بقی اللیل والنهار. و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتک. السلام علی الحسین و علی علیبنالحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
به این میگویند سالمسازی و احسانسازی عمل: عملی که از دل برآید، دل بسوزد، اشکی جاری شود؛ این تا قیامت میماند. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.